چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۹
سیره ائمه(ع) در مواجهه با فساد؛ عقب‌نشینی به بهانه‌یِ «مفید نبودن» ممنوع!

حوزه/ حجت‌الاسلام والمسلمین استاد حامد کاشانی با آسیب‌شناسی سرخوردگی‌های ناشی از فسادهای سیاسی و اجتماعی، نسبت به خطر تبدیل مناسک دینی و عزاداری به «مخدرِ انفعال» هشدار داد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، مشاهده کاستی‌ها، تبعیض‌ها و لغزش‌های جریان‌های سیاسی، دل هر انسان دغدغه‌مندی را به درد می‌آورد و بذر یأس می‌کارد. اما این ناامیدی نباید دستمایه‌ای برای توجیه انفعال و فرار از انجام تکالیف فردی و اجتماعی شود. حجت الاسلام و المسلمین حامدکاشانی با استناد به سیره ائمه(ع)، خطر تبدیل عزاداری و مناسک دینی به ابزار تخدیر و بی‌تفاوتی را گوشزد می‌کند.

یکی از نکاتی که همواره برای بنده مطرح بوده و هست، مشاهده ناکامی‌ها و فسادهای سیاسی و اجتماعی در جامعه است. متأسفانه این اشکالات مختص به یک جریان خاص نیست؛ کم و زیاد دارد، اما در همه گروه‌ها به‌وفور دیده می‌شود. این مسئله انسان را می‌آزارد و به‌تدریج حس ناامیدی را در دل او می‌کارد که «گویی کار از کار گذشته است».

اگر این ناامیدی به این بینجامد که «ما بی‌صاحب هستیم و باید با زاری، ظهور صاحب‌الامر (عج) را طلب کنیم»، این نوعی ناامیدیِ درستی است؛ زیرا حقیقتِ اعتقادی ماست. اما اگر به این نتیجه برسیم که «دیگر نمی‌شود کاری کرد و باید همین خاکریز موجود را هم رها کنیم»، این همان فتنه است.

در چنین شرایطی، متأسفانه گاهی «عزاداری سیدالشهدا (ص)» به یک «مخدر» تبدیل می‌شود. گریه بر سیدالشهدا خود بخشی از اهداف و علت غایی است؛ اگر کسی بگوید این گریه بی‌اثر است، باید در مبانی خود تجدیدنظر کند. اما این تنها هدف نیست. آسیب این است که فرد پس از فشارهای زندگی و اجتماعی، برای تسکین خود به روضه می‌آید تا دلی از عزا درآورد؛ کم‌کم به اینجا می‌رسد که در برابر ظلم، ضعف و کاستی‌های جامعه دیگر واکنش نشان نمی‌دهد، دچار هیجان نمی‌شود و با حداقل توانِ ذهنیِ خود، در زندگی شخصی غرق می‌شود.

زندگی ائمه (ع) را بنگرید؛ مشکلات و گرفتاری‌های سیاسی، اجتماعی و فردی آنان با ما قابل‌قیاس نیست. بااین‌حال، آیا روزی بوده که یکی از آن بزرگواران به بهانه اینکه «چون به همه اهداف نرسیدیم، پس مرحله اول را هم رها کنیم» از کار و تلاش دست بکشند؟ ائمه (ع) در دورانی بودند که جامعه به دلیل ضعف‌های حکومت‌ها و جریان‌های نفاق، آن‌ها را باور نداشت؛ اما امام (ع) هرگز نگفت که «چون مرا قبول ندارند، پس رها کنم و به غار بروم». حتی وقتی امیرالمؤمنین (ع) را از شهر بیرون کردند، حضرت اعتراض کرد که چرا مرا بیرون می‌کنید؟ او می‌دانست که حضورش مفید است، حتی اگر مردم نخواهند بفهمند. هیچ کجا نمی‌بینید که اهل‌بیت (ع) بگویند «دیگر دل‌ودماغ ندارم و به من چه!» آن‌ها همواره به تکلیف عمل می‌کردند.

در کتاب شریف کافی (جلد هشتم، روضه)، روایتی از امام صادق (ع) خطاب به شیعیان آمده که برای ما بسیار حیاتی است: «لَیَعطِفَنَّ ذَوو السِّنِّ مِنکُم و النُهی عَلی ذَوی الجَهلِ و طُلاّبِ الرِّئاسَةِ» (بزرگ‌ترها، عقلا و تجربه‌دیده‌ها). اگر خود را از اهلِ عقل می‌دانیم، مخاطب این روایت هستیم. امام صادق (ع) می‌فرمایند این افراد وظیفه دارند نسبت به نادانان (جهّال) و کسانی که به دنبال ریاست هستند، دلسوز و مهربان باشند. باید با آنان سخن بگویند و راهنمایی‌شان کنند.

در پایان روایت آمده است: «أو لَتُصیبَنَّکُم لَعنَتی أجمَعینَ»؛ اگر این کار را نکنید، همگی مورد لعن واقع می‌شوید. پس نمی‌توان در جامعه زندگی کرد و گفت «به من چه؟»؛ باید تا حد امکان احتیاط کرد و دلسوزی و هدایتگری را پیشه ساخت تا مورد لعن واقع نشویم.

برای دانلود فایل صوتی اینجا را کلیک کنید

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha