سه‌شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۶
اسرائیل و افول دیپلماسی عمومی در جنگ‌های شناختی

حوزه / شکست‌های متوالی ماشین شناختی اسرائیل (هاسبارا) در مواجهه با واقعیات میدانی، انحصار روایت‌سازی غرب را درهم شکسته است؛ فرصتی تاریخی که بهره‌گیری از آن، نیازمند گذار فوری جبهه مقاومت از رویکردهای انفعالی و ساماندهی ساختاری منسجم و آفندی در عرصه جنگ شناختی است.

خبرگزاری حوزه | دیپلماسی عمومی به‌مثابه پس‌ساختار قدرت نرم: در عصر ارتباطات فراملی، مدیریت روایت برای رژیم‌های مبتنی بر اشغال مانند اسرائیل، به اندازه قدرت نظامی حیاتی است. اسرائیل که موجودیت خود را بر انکار حقوق فلسطینیان و شهرک‌سازی بنا کرده، دریافت که پیروزی جنگی بدون پیروزی در عرصه معنا پایدار نیست. ازاین‌رو، ساختاری به نام ستاد ملی هاسبارا با همکاری نهادهای دولتی، نظامی و لابی‌هایی چون آیپک و آژانس یهود ایجاد کرد تا از طریق برندسازی، مشروعیت‌زدایی از مخالفان و کنترل الگوریتم‌های اطلاعاتی، تصویری آرمانی از اسرائیل ارائه دهد.

این ستاد با بودجه‌ای چندمیلیاردی و هماهنگی میان دفتر نخست‌وزیری، وزارت خارجه، ارتش، گردشگری و بخش خصوصی، تلاش کرد روایت مطلوب خود را به‌عنوان حقیقت جهانی تثبیت کند. اما وقایع میدانی اخیر (۷ اکتبر، تحولات فلسطین و لبنان، و جنگ با ایران) نشان داد که هاسبارا در عرصه شناختی بسیار شکننده است و نه‌تنها نتوانست از وجهه اسرائیل دفاع کند، بلکه خود به عاملی برای تشدید افول اعتبار و افزایش مهاجرت معکوس تبدیل شده است.

معماری هاسبارا؛ از نظریه تا عمل

هاسبارا شبکه‌ای پیچیده از کنشگران دولتی و غیردولتی است که چهار هدف راهبردی را دنبال می‌کند: استحکام جبهه داخلی از طریق القای حس محاصره و وحدت ملی؛ تحمیل چارچوب گفتمانی در سطح بین‌الملل با تعریف پارامترهای گفتمان صحیح و منتقد مشروع؛ دستکاری ادراکی از طریق الگوریتم‌ها، هویت‌های جعلی و محتوای احساسی؛ و ایجاد سرمایه اجتماعی میان یهودیان دیاسپورا با گردشگری آموزشی و کمک‌های مالی.

کارکرد اصلی این سازمان، کنترل پارامترهای گفتمان سیاسی، دستکاری ادراکی، ایجاد تفکر گروهی و تحمیل روایت مورد نظر بر افکار عمومی جهان است. با این حال، وقایع میدانی سال‌های اخیر، این ماشین شناختی را با چالش‌های بی‌سابقه‌ای مواجه کرده است.

سلسله‌رویدادهای تاریخی؛ گسل‌های شناختیِ جبران‌ناپذیر

در بازه‌ای کوتاه، چهار رویداد بزرگ در غرب آسیا، لایه‌های فریب‌آمیز روایت‌سازی هاسبارا را فرو ریخت. عملیات ۷ اکتبر یر بی‌و با انتشار تصاویر بی‌واسطه از جنایات جنگی اسرائیل، نخستین شکست بزرگ هاسبارا را رقم زد، به‌گونه‌ای که محتوای طرفدار فلسطین ده‌ها برابر روایت‌های هاسبارا بازدید شد. شهادت سید حسن نصرالله در ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴، نقش آمریکا را به‌عنوان پشتیبان تروریسم دولتی اسرائیل آشکار کرد و همبستگی جبهه مقاومت را افزایش داد. جنگ ۱۲ روزه (خرداد و تیر ۱۴۰۴) که رویارویی مستقیم با ایران بود، هم‌زمان به میدانی برای جنگ شناختی تبدیل شد؛ هاسبارا با تمام توان سعی در القای روایت دفاع مشروع داشت، اما تصاویر مستند از تخریب زیرساخت‌ها و کشتار غیرنظامیان جمهوری اسلامی ایران، روایت رسمی را با تناقض مواجه کرد و حقیقت میدانی بر تبیینِ ازپیش‌طراحی‌شده غلبه یافت. جنگ رمضان (۱۴۰۴) که به‌عنوان دفاع مقدس سوم شناخته شد، با حمایت بی‌پروای آمریکا همراه بود و نقطه عطف نهایی در افول هاسبارا محسوب می‌شود. شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی در این جنگ، که با هماهنگی اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل انجام شد، نه تنها به تضعیف مقاومت نیانجامید، بلکه موجی از همبستگیِ بی‌سابقه در امت اسلامی برانگیخت.

هاسبارا و رسانه‌های غربی کوشیدند این جنایت را در قالب عملیات ضدتروریستی روایت کنند، اما شبکه‌های اجتماعی با انتشار تصاویر بی‌واسطه، چهره واقعی اقدام را افشا کردند. همچنین تصاویر اعتراضات داخلی در اسرائیل، روایت وحدت داخلی را به چالش کشید. در نهایت، این چهار رویداد نشان داد که در عصر اطلاعاتِ سیال و غیرمتمرکز، دیگر نمی‌توان با تکنیک‌های سنتی دیپلماسی عمومی، واقعیت میدانی را پنهان کرد؛ هاسبارا در برابر مقاومت مبتنی بر شهادت، ایثار و عدالت‌خواهی، نه تنها ناتوان بود، بلکه خود به صحنه‌ای برای افشای بی‌اعتباری‌اش تبدیل شد و آخرین اعتبار باقیمانده دیپلماسی عمومی اسرائیل را از میان برد.

شکست شناختی اسرائیل؛ پیامدهای عینی و داده‌محو

برای ارزیابی ناکامی هاسبارا، مؤلفه‌های عینیِ شکست در سه حوزه قابل ردیابی است:

افول اعتبار در افکار عمومی جهانی:

نظرسنجی‌های مراکز معتبر نشان می‌دهد که موافقت با سیاست‌های اسرائیل در میان شهروندان اروپایی و آمریکایی به کمترین میزان در دو دهه اخیر رسیده است. حتی در میان جوامع یهودی دیاسپورا، انتقاد از کابینه نتانیاهو شکل گرفته و اصلی‌ترین سرمایه هاسبارا یعنی اعتماد عمومی از دست رفته است.

شکست نظامی و تأثیر آن بر معادلات جمعیتی:

با وجود برتری تسلیحاتی و پشتیبانی آمریکا، اسرائیل در رویارویی با محور مقاومت، تصویر ارتش شکست‌ناپذیر را خدشه‌دار کرد. کانال‌های ۱۲ و ۱۳ اسرائیل اذعان کرد که پس از دو جنگ با ایران، هیچ پیروزی راهبردی به دست نیامده است. پیامد این شکست، موج مهاجرت معکوس از اسرائیل به اروپا و آمریکا بوده؛ به‌گونه‌ای که جمعیت شهرک‌های مرزی ۲۵ درصد کاهش یافته و درخواست‌های خروج شهروندان به‌شدت افزایش یافته است.

وابستگی به نیروی خارجی؛ تناقضی تاریخی:

برای جبران خلأ جمعیتی ناشی از فرار شهرک‌نشینان، رژیم ناچار به وارد کردن نیروی کار و شهرک‌نشین از کشورهایی مانند هنـد شده است. این وابستگی، در تضاد آشکار با شعار بازگشت یهودیان و مهاجرت مثبت قرار دارد و نشان عینی از افول درونی پروژه صهیونیستی مبتنی بر هویت دینی انحصاری است.

هاسبارا؛ هزینه‌ای که نتیجه معکوس داد

فرآیند کل روندها نشان می‌دهد که هاسبارا نه تنها مانع از افشای جنایات اسرائیل نشد، بلکه با تولید روایت‌های متناقض و تحریف آشکار حقایق، بدبینی عمومی نسبت به رسانه‌های غربی و سیستم اطلاعاتی تل‌آویو را تشدید کرد. سرمایه‌گذاریِ کلانِ شناختیِ صرف‌شده در هاسبارا، در نهایت به بی‌اعتباری خودِ مفهوم تبیین انجامید و امروز افکار عمومیِ جهان با خودآگاهیِ انتقادی، به دنبال منابع مستقل و راستی‌آزمایی‌شده می‌گردند، نه روایت‌های نهادینه‌شده قدرت. میلیاردها دلاری که صرف لابی‌گری، تولید محتوا و دستکاری رسانه‌ای شد، نه تنها تصویر اسرائیل را ترمیم نکرد، بلکه به دلیل تناقض فاحش با تصاویر میدانی، اعتماد به رسانه‌های غربی را نیز برای همیشه خدشه‌دار ساخت.

جمهوری اسلامی ایران و ضرورتِ ساختاردهی به جنگ شناختی

در نقطه مقابلِ فروپاشیِ شناختیِ هاسبارا، جمهوری اسلامیِ ایران با وجودِ حقانیتِ راهبردی و حمایتِ مردمی در منطقه، متأسفانه فاقدِ ساختاری منسجم، هماهنگ و روشمند در مدیریتِ روایت است. بخش‌های رسانه‌ای، فرهنگی و نظامی به‌صورت جزیره‌ای و واکنشی عمل می‌کنند و از فرصتِ بی‌نظیرِ افولِ هاسبارا برای تبیینِ مواضعِ انقلابیِ خود بهره نمی‌برند. بیاناتِ رهبر شهید انقلاب درباره جهاد تبیین و روایتِ صحیح، ضرورتِ اقدامِ سازمان‌یافته را تأکید می‌کند؛ اما این مفاهیم تا زمانی که به برنامه‌ای عملیاتیِ چندوجهی ـ شامل تولیدِ محتوایِ چندزبانه، تربیتِ نیرویِ متخصص، حضورِ فعال در شبکه‌های اجتماعی، ارتباط با نخبگان و بهره‌مندی از هوشِ مصنوعی برای مقابله با الگوریتم‌های تحریف‌گر ـ تبدیل نشوند، در سطحِ شعار باقی می‌مانند.

اسرائیل با همه تجهیزاتِ شناختی‌اش در میدانِ واقعیت به شکست نزدیک شده و این شکاف میان روایت و حقیقت، بهترین و آخرین فرصت برای جبهه مقاومت است؛ اما استفاده از آن نیازمندِ عبور از روش‌های سنتی و اتخاذِ رویکردی علمی، تهاجمی و هماهنگ در سطحِ کلانِ ملی است. در غیر این صورت، تاریخِ افولِ هاسبارا تنها به روایتی از شکستِ دشمن تبدیل می‌شود، بدون آنکه به سرمایه‌ای برایِ ساختنِ روایتِ خودی مبدل گردد.

دکتر محمود کشاورز / مدرس گروه معارف اسلامی دانشگاه شاهد

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha