دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۹
اگر پیامبر اکرم(ص) اُمّی بود، چگونه حضرت خدیجه(س) مدیریت کاروان تجاری خود را به او سپرد؟

حوزه/ «پیامبر اُمّی بود»؛ این تعبیر دقیقاً به چه معناست؟ اگر «اُمّی» را به معنای ناآشنایی با خواندن و نوشتن بدانیم، ماجرای تجارت پیامبر(ص) و اعتماد حضرت خدیجه(س) به ایشان، نکات قابل تأملی در خود دارد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، متن زیر به بررسی و پاسخ به این شبهه می‌پردازد که اُمّی بودن پیامبر(ص) چگونه با تجارت و مدیریت ایشان سازگار است.

پیش از هر چیز، باید توجه داشت که برای واژه «اُمّی» دو معنا بیان شده است: نخست، منسوب به «اُمّ» به معنای مادر؛ یعنی کسی که مانند روز تولد از مادر، خواندن و نوشتن نیاموخته باشد، و دوم، منسوب به «اُمّ‌القُری» یعنی مکه.

معنای نخست مشهورتر است و با کاربردهای قرآنی، به‌ویژه تعبیر «لَا یَعْلَمُونَ الْکِتَابَ»، سازگاری بیشتری دارد.

حال، در پاسخ به این پرسش باید گفت که اُمّی بودن پیامبر(ص) را نباید با ناتوانی ایشان از خواندن و نوشتن یکی دانست؛ بلکه میان «نخواندن و ننوشتن» با «توانایی نداشتن در خواندن و نوشتن» تفاوت وجود دارد.

قرآن کریم پیامبر اکرم(ص) را «النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ» معرفی می‌کند و می‌فرماید: «وَ مَا کُنتَ تَتْلُوا مِن قَبْلِهِ مِن کِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِیَمِینِکَ»؛ یعنی تو پیش از نزول قرآن، کتابی نمی‌خواندی و با دست خود چیزی نمی‌نوشتی.نکته قابل توجه این است که آیه قرآن، از انجام ندادنِ خواندن و نوشتن سخن می‌گوید، نه لزوماً از ناتوانی پیامبر(ص) در این امور.

شیخ طوسی نیز در تفسیر این آیه تصریح می‌کند که آیه نمی‌گوید پیامبر(ص) قدرت خواندن و نوشتن نداشته، بلکه می‌گوید ایشان پیش از قرآن چنین کاری انجام نمی‌داد و عادت به کتابت و قرائت نداشت.۱ علامه طباطبایی نیز این برداشت را با ظاهر آیه سازگارتر می‌داند.۲

از سوی دیگر، حتی اگر «اُمّی» را به معنای نخواندن و ننوشتن بدانیم، این موضوع هیچ منافاتی با توانایی مدیریت، تجارت، محاسبه، مذاکره و تشخیص سود و زیان ندارد. تجارت در آن روزگار نیز صرفاً به سواد مکتوب وابسته نبود و تجربه، قدرت تشخیص، امانتداری و توانایی مدیریت، از ارکان اصلی آن به شمار می‌رفت.

اتفاقاً اعتماد حضرت خدیجه(س) به پیامبر اکرم(ص) بر پایه شناختی بود که از امانتداری، صداقت، درایت و توانایی مدیریتی ایشان داشت؛ ویژگی‌هایی که پیامبر(ص) پیش از بعثت نیز به آن‌ها شناخته می‌شد.

نکته مهم‌تر اینکه اُمّی بودن پیامبر(ص) به معنای محرومیت ایشان از علم و کمال نیست. اساساً میان «تعلیم ندیدن از یک استاد و مکتب بشری» و «نداشتن علم و توانایی» تفاوتی اساسی وجود دارد. پیامبر اکرم(ص) علوم و کمالات خود را از طریق عنایت و تعلیم الهی دریافت کرده بود و این همان چیزی است که در بحث «علم لدنّی» مورد توجه قرار می‌گیرد.

افزون بر این، سواد خود یک کمال به شمار می‌آید و نمی‌توان پیامبر(ص) را از چنین کمالی محروم دانست؛ چراکه آن حضرت همه کمالات خود را به عنایت الهی به دست آورده بود و محروم بودن از چنین کمالی برای پیامبری که مظهر کمالات الهی است، خود نوعی نقص به شمار می‌آید.

آنچه درباره پیامبر(ص) نفی شده، سابقه آموزش و تعلیم نزد استادان بشری و نیز خواندن و نوشتن پیش از بعثت است؛ نه بهره‌مندی آن حضرت از علم و کمالاتی که خداوند به ایشان عطا کرده بود.

بنابراین، این شبهه که «اگر پیامبر(ص) اُمّی بود، چگونه حضرت خدیجه(س) مدیریت کاروان خود را به او سپرد؟» بر یک پیش‌فرض نادرست بنا شده است؛ گویی «اُمّی بودن» مساوی با ناتوانی در مدیریت و محاسبه است؛ در حالی که چنین ملازمه‌ای وجود ندارد.

پیامبر(ص) می‌توانست امین‌ترین، مدبرترین و شایسته‌ترین فرد برای مدیریت یک تجارت باشد، بدون آنکه این امر با اُمّی بودن ایشان منافاتی داشته باشد.

و از سوی دیگر، اگر مقصود از اُمّی بودن، نخواندن و ننوشتن پیش از بعثت باشد، همین ویژگی یکی از نکات مهم در اثبات الهی بودن قرآن است؛ زیرا پیامبری که نزد هیچ استاد بشری تعلیم ندیده و پیش از آن کتابی نخوانده و ننوشته بود، کتابی با چنین عمق و عظمت را به بشر عرضه کرد.

همین شبهه درباره آشنایی پیامبر(ص) با اشعار عرب نیز مطرح شده است؛ در حالی که شناخت شعر و حتی حفظ کردن ابیات، هیچ ملازمه‌ای با خواندن و نوشتن ندارد. در جامعه آن روز که شعر عمدتاً به صورت شفاهی منتقل می‌شد، حفظ اشعار از طریق شنیدن امری کاملاً طبیعی بود.

از سوی دیگر، قرآن کریم اساساً پیامبر(ص) را شاعر معرفی نمی‌کند و می‌فرماید: «وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا یَنبَغِی لَهُ» ۴. بنابراین، آشنایی یا نقل برخی اشعار، نه تنها با اُمّی بودن پیامبر(ص) تعارضی ندارد، بلکه نمی‌تواند دلیلی بر شاعر بودن آن حضرت باشد.

پی‌نوشت:

۱. التبیان فی تفسیر القرآن، طوسی، محمد بن حسن، تحقیق: عاملی، احمد قصیر، دار احیاء التراث العربی، بیروت، بی تا، ج ۸، ص ۲۱۶.

۲. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی، سید محمد حسین، انتشارات اسلامی، قم، ۱۴۱۷ هـ ق، چاپ پنجم، ج ۱۶، ص ۱۳۹.

۳.برگرفته از کتاب: علوم قرآنی، معرفت، محمد هادی، موسسه فرهنگی انتشاراتی التمهید، قم، ۱۳۸۱ هـ ش، ص ۳۲.

۴. سوره یس، آیه ۶۹

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha