به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، حجتالاسلام والمسلمین حسن ترکاشوند، در اجتماع شبانه موکب پایگاه بسیج شهدای روحانی مرکز مدیریت حوزههای علمیه که در ۴۵ متری صدوق(ره) قم برگزار شد، با تقدیر از حضور مؤمنانه مردم ایران در اجتماعات شبانه و خیابانی طی ماههای گذشته اظهار داشت: مهمترین مأموریت و دعوت همه انبیای الهی، دعوت به توحید و یکتاپرستی و نفی و مبارزه با طاغوت و شرک بوده است.
معاون پژوهش حوزه علمیه قم با اشاره به سیره حضرت ابراهیم(ع) خاطرنشان کرد: حضرت ابراهیم(ع)، پیامبر بزرگ و منادی توحید بود که مردم را به توحید دعوت کرد و با شرک و طاغوت زمان خود، یعنی نمرود، مبارزهای جانانه داشت. همین مسیر را در زندگی دیگر انبیای الهی از جمله حضرت موسی(ع)، حضرت عیسی(ع) و آخرین پیامبر الهی، حضرت محمد مصطفی(ص)، مشاهده میکنیم.
* نخستین دعوت پیامبر(ص)؛ دعوت به توحید
وی ادامه داد: اولین دعوت رسمی پیامبر اکرم(ص) نیز دعوت به توحید بود؛ آنجا که فرمودند: «قولوا لا إله إلا الله تفلحوا»؛ یعنی به یگانگی خداوند متعال اقرار کنید تا رستگار شوید. برای خروج از وادی شرک و ورود به وادی توحید، انسان باید به یگانگی خداوند متعال و نبوت پیامبر اکرم(ص) اقرار و اعتقاد داشته باشد. هرکس این دو اعتقاد را داشته باشد، موحد است و اگر کسی این باور و اعتقاد را نداشته باشد، همچنان در وادی شرک قرار دارد.
حجتالاسلام والمسلمین ترکاشوند با بیان اینکه توحید دارای اقسام و مراتب مختلف است، گفت: موحد حقیقی و راستین کسی است که هم قلباً به یکتایی خداوند متعال در ذات، صفات و افعال او اعتقاد داشته باشد و هم در مقام عمل، رفتاری موحدانه از خود نشان دهد. بنابراین، توحید حقیقی یعنی اعتقاد به یگانگی خداوند و عمل بر اساس این اعتقاد؛ یعنی توحید نظری و توحید عملی باید در کنار یکدیگر قرار گیرند.
* توحید در حاکمیت؛ یکی از مهمترین مراتب توحید
معاون پژوهش حوزه علمیه قم یکی از اقسام مهم توحید را «توحید در حاکمیت» دانست و بیان کرد: یک انسان مؤمن، متدین و موحد باید این اعتقاد را داشته باشد که تنها خداوند متعال حق حاکمیت بر همه هستی، عالم و انسانها را دارد.
وی افزود: هیچ انسانی ذاتاً حق حکومت بر دیگران را ندارد. حتی پیامبر مکرم اسلام(ص) و ائمه معصومین(ع) نیز به عنوان یک انسان، حق حاکمیت ذاتی و مستقل بر دیگران ندارند؛ زیرا همه انسانها در اصل انسان بودن با یکدیگر مساوی هستند. اینکه فردی بتواند برای دیگران تعیین تکلیف کند، بگوید این کار را انجام دهید یا انجام ندهید و اینگونه باشید یا نباشید، نیازمند داشتن حق حاکمیت است.
حجتالاسلام والمسلمین ترکاشوند ادامه داد: حاکمیت به معنای صاحب اختیار بودن و تعیین تکلیف کردن است و این حق، ذاتاً و استقلالاً تنها از آن خداوند متعال است.
وی در تبیین منشأ حق حاکمیت گفت: اساساً حق حاکمیت از کجا میآید؟ چه کسی صاحب اختیار یک چیز است و چه کسی میتواند برای یک فرد یا یک چیز تعیین تکلیف کند؟ پاسخ روشن است؛ کسی که مالک آن چیز باشد. شما زمانی اختیار دارید گوشی خود را به دیگری هدیه کنید، بفروشید یا هر استفاده دیگری از آن داشته باشید که مالک آن باشید.
* حاکمیت، فرع بر مالکیت و مالکیت، فرع بر خالقیت است
معاون پژوهش حوزه علمیه قم تصریح کرد: توحید در حاکمیت، فرع بر توحید در مالکیت است. اگر کسی مالک چیزی باشد، صاحب اختیار آن نیز خواهد بود. اما مالکیت از کجا برای یک فرد حاصل میشود؟ مالکیت از خالقیت سرچشمه میگیرد؛ کسی که چیزی را خلق یا ایجاد کرده، مالک آن است.
وی افزود: امروز نیز اگر کسی چیزی را اختراع کند، میگویند حق معنوی یا حق مالکیت آن را برای خود ثبت کند؛ زیرا کسی که چیزی را خلق کرده، مالک آن چیز است و کسی که مالک چیزی باشد، بر آن اختیار و حاکمیت دارد.
حجتالاسلام والمسلمین ترکاشوند با طرح این پرسش که «آیا ما مالک خودمان هستیم؟ آیا مالک یکدیگر هستیم؟» گفت: پاسخ منفی است؛ زیرا ما یکدیگر را خلق نکردهایم و خودمان نیز خالق خویش نیستیم. خالق همه هستی، خداوند متعال است؛ بنابراین مالک همه هستی نیز خداوند است و در نتیجه، حاکم بر همه هستی نیز خداوند متعال خواهد بود.
وی خاطرنشان کرد: هیچکس جز خداوند، ذاتاً و استقلالاً اختیار حاکمیت بر این عالم و موجودات آن را ندارد. این همان توحید در حاکمیت است و ما باید این باور را داشته باشیم. اگر برای غیر خداوند، حق حاکمیت استقلالی قائل شویم، دچار شرک شدهایم.
* ولایت پیامبر(ص) و ائمه(ع) در امتداد ولایت الهی است
معاون پژوهش حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه خداوند حق حاکمیت خود را به برخی بندگان صالح خویش نیز واگذار کرده است، گفت: در قرآن کریم آیات متعددی در این زمینه وجود دارد که یکی از مشهورترین آنها آیه اطاعت یا آیه اولیالامر است که خداوند میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ».
وی افزود: خداوند در این آیه میفرماید از خدا اطاعت کنید، از رسول خدا اطاعت کنید و از اولیالامر نیز اطاعت کنید. نکته قابل توجه این است که فعل «اطیعوا» دو بار در این آیه آمده است؛ یک بار درباره خداوند و بار دیگر درباره رسول و اولیالامر. این تکرار نشاندهنده تفاوت در جنس اطاعت است.
حجتالاسلام والمسلمین ترکاشوند توضیح داد: اطاعت از خداوند ذاتی و استقلالی است، اما اطاعت از رسول خدا(ص) و اولیالامر، اطاعت غیری و غیرمستقل و در حقیقت تبعی است؛ زیرا خداوند فرموده است از پیامبر و اولیالامر اطاعت کنید.
وی تصریح کرد: اگر خداوند متعال نمیفرمود که از پیامبر و امام اطاعت کنید، آنها نیز به عنوان یک انسان، حق حاکمیت ذاتی بر دیگران نداشتند. بنابراین، اگر ما زیر بار ولایت امام معصوم رفتیم و حاکمیت او را پذیرفتیم، حاکمیت رسولالله(ص) را پذیرفتهایم و اگر حاکمیت رسولالله(ص) را پذیرفتیم و از او اطاعت کردیم، در حقیقت حاکمیت خداوند را پذیرفتهایم. این همان توحید ناب است.
* «سلسلهالذهب»؛ پیوند توحید و ولایت
وی در ادامه به حدیث معروف «سلسلهالذهب» از امام رضا(ع) اشاره کرد و گفت: زمانی که امام رضا(ع) به ایران آمدند و در نیشابور حضور یافتند، علما و اندیشمندان از ایشان درخواست کردند حدیثی برای آنان بیان کنند. امام رضا(ع) فرمودند که این حدیث را از پدرم شنیدم، او از پدرش و همینطور از پدران خود نقل کرده تا به امیرالمؤمنین(ع)، پیامبر اکرم(ص)، جبرئیل(ع) و در نهایت خداوند متعال برسد.
حجتالاسلام والمسلمین ترکاشوند افزود: تمام سلسله سند این حدیث معصوم هستند و به همین دلیل این روایت به «سلسلهالذهب» یا زنجیره طلایی معروف شده است. امام رضا(ع) در این حدیث فرمودند: «کلمة لا إله إلا الله حصنی فمن دخل حصنی أمن من عذابی»؛ هرکس به یکتایی خداوند متعال اقرار کند، وارد دژ مستحکم الهی شده و از عذاب خداوند در امان خواهد بود.
وی ادامه داد: امام رضا(ع) پس از بیان این جمله فرمودند: «بشروطها و أنا من شروطها». یعنی اقرار به توحید و یکتایی خداوند، ورود به دژ مستحکم الهی است، اما این توحید شرطی دارد و من، یعنی ولایت امام، از شروط آن هستم.
معاون پژوهش حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: اینکه چه ارتباطی میان امامت و توحید وجود دارد، تفاسیر مختلفی برای این حدیث بیان شده است؛ اما یکی از تفاسیر این است که زمانی انسان حقیقتاً وارد وادی توحید میشود که ولایت امام را پذیرفته باشد. اگر کسی زیر بار ولایت امام رضا(ع) نرود، در حقیقت ولایت پیامبر(ص) را نیز نپذیرفته و کسی که ولایت پیامبر را نپذیرد، در واقع سخن خداوند را نپذیرفته است؛ زیرا خداوند فرمان داده است از او، رسولش و امام معصوم اطاعت کنیم.
* شناخت امام، شرط استمرار توحید
حجتالاسلام والمسلمین ترکاشوند با اشاره به حدیث مشهور «من مات و لم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیة» اظهار داشت: این حدیث هم در منابع شیعه و هم در منابع اهل سنت نقل شده و بر اساس آن، هرکس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است.
وی گفت: همانگونه که شناخت خدا و شناخت پیامبر شرط ورود به وادی توحید است، شناخت امام نیز شرط آن است. اگر کسی امام را نشناسد، هنوز حقیقتاً به معنای کامل، موحد نیست.
معاون پژوهش حوزه علمیه قم افزود: بنابراین، توحید در حاکمیت یعنی ما در مقام اعتقاد، ولایت پیامبر و ائمه(ع) را در راستای ولایت الهی بدانیم، برای آنان حق حاکمیت قائل باشیم و در مقام عمل نیز حقیقتاً از آنان اطاعت و تبعیت کنیم. این همان توحید ناب است که پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع) ما را به آن دعوت کردهاند.
* نفی طاغوت، لازمه توحید در حاکمیت
وی پذیرش این معنا از توحید را مستلزم نفی طاغوت دانست و گفت: اگر انسان حقیقتاً موحد باشد، نباید زیر بار طاغوت برود و نباید اطاعت از غیر مسیر الهی را بپذیرد.
حجتالاسلام والمسلمین ترکاشوند در ادامه با اشاره به دوران غیبت امام زمان(عج) اظهار داشت: اکنون در دوران غیبت حضرت ولیعصر(عج) قرار داریم و به ظاهر توفیق حضور در محضر ایشان و مشاهده حکومت آن حضرت را نداریم. سؤال این است که در این دوران، اطاعت از امام چگونه محقق میشود؟ آیا ما همچنان مکلف به اطاعت از امام هستیم؟ پاسخ مثبت است.
وی افزود: هم ادله عقلی و هم ادله نقلی داریم که در دوران غیبت، مؤمنان واقعی باید برای تکمیل توحید خود و اینکه به عنوان موحد راستین شناخته شوند، به دینشناسان حقیقی مراجعه کنند.
معاون پژوهش حوزه علمیه قم با اشاره به توقیع شریف امام زمان(عج) بیان کرد: خود حضرت ولیعصر(عج) فرمودند در دوران غیبت، در حوادث و مسائل جدید به راویان حدیث ما مراجعه کنید. این دینشناسان حقیقی نیز ویژگیهایی دارند؛ از جمله اینکه حافظ دین خود، مخالف هوای نفس و مطیع امر مولای خود باشند.
* ولایت فقیه؛ تداوم ولایت رسولالله(ص)
حجتالاسلام والمسلمین ترکاشوند تصریح کرد: در دوران غیبت، ما مکلف هستیم از فقیه جامعالشرایط، عالم دینشناس، مؤمن، باتقوا، مدیر و مدبر تبعیت کنیم؛ زیرا او از جانب امام معصوم بر ما ولایت دارد.
وی با اشاره به دیدگاه امام خمینی(ره) درباره ولایت فقیه گفت: امام خمینی(ره) فرمودند «ولایت فقیه همان ولایت رسولالله است» و ولایت فقیه را در امتداد ولایت الهی و ولایت رسولالله(ص) میدانستند.
معاون پژوهش حوزه علمیه قم ادامه داد: اگر کسی زیر بار ولایت فقیه رفت و حق حاکمیت فقیه جامعالشرایط را پذیرفت، موحد راستین است و نشان میدهد که زیر بار ولایت امام زمان(عج) نیز رفته است. البته اگر کسی در این مسئله اشکال و تردید دارد، باید در توحید خود تأمل کند.
وی تأکید کرد: این سخن به این معنا نیست که چنین فردی مسلمان نیست یا حتماً مشرک به معنای مطلق است؛ همانگونه که توحید دارای مراتب است، شرک نیز دارای مراتب است.
* شرک جلی و شرک خفی
حجتالاسلام والمسلمین ترکاشوند با اشاره به مفهوم شرک جلی و خفی اظهار داشت: اگر کسی برای خداوند در خالقیت یا عبادت و بندگی، شریکی قائل شود، دچار شرک جلی شده و از دایره اسلام خارج میشود؛ اما اگر کسی در برخی اعتقادات یا اعمال خود دچار خلل باشد، ممکن است گرفتار شرک خفی شود.
وی برای تبیین شرک خفی افزود: برای مثال، اگر من نمازم را برای خدا و «قربةً إلیالله» نخوانم و آن را به گونهای بخوانم که دیگران بگویند چه قرائت زیبایی دارد یا چه حضور قلبی دارد، در عمل دچار شرک شدهام؛ اما این شرک، شرک خفی است و موجب خروج من از دایره اسلام نمیشود.
معاون پژوهش حوزه علمیه قم تصریح کرد: مسئله ولایت نیز همینگونه است. اگر کسی زیر بار ولایت فقیه نرود، در حالی که ولایت فقیه در امتداد ولایت معصوم و ولایت الهی است، در حقیقت در توحید او خللی ایجاد شده و گرفتار مرتبهای از شرک شده است.
* جمهوری اسلامی بر مبنای نگاه توحیدی شکل گرفته است
وی نظام جمهوری اسلامی را مبتنی بر این نگاه توحیدی دانست و گفت: نظام جمهوری اسلامی بر اساس همین نگاه توحیدی شکل گرفته است؛ اما متأسفانه از ابتدای انقلاب تاکنون، افرادی را دیدهایم که گاهی سخنانی بر زبان آوردهاند که بوی شرک میدهد.
حجتالاسلام والمسلمین ترکاشوند افزود: افرادی که در همین نظام مسئولیت داشته و حتی در مقاطعی در رأس امور بودهاند، بعدها سخنانی مطرح کردهاند که با مبانی توحیدی سازگار نیست؛ از جمله اینکه گفتهاند در کشور ما هیچکس از جانب خدا انتخاب نشده و هیچکس از جانب خدا حق ولایت ندارد و هرچه هست، مردم دادهاند.
وی با طرح این پرسش که «ولایت امیرالمؤمنین(ع) را مردم به ایشان دادند یا خداوند؟ ولایت ائمه معصومین(ع) را مردم دادند یا خداوند؟ ولایت امام زمان(عج) را مردم به ایشان دادند یا خود خداوند؟» گفت: اگر ولایت فقیه را تداوم ولایت ائمه(ع) بدانیم، باید میان مشروعیت و مقبولیت تفاوت قائل شویم.
* رأی مردم؛ شرط مقبولیت، نه منشأ مشروعیت
معاون پژوهش حوزه علمیه قم بیان کرد: پذیرش و همراهی مردم، شرط مقبولیت ولایت معصوم و ولایت فقیه است، نه شرط مشروعیت آن. اینگونه نیست که امیرالمؤمنین(ع)، ائمه(ع) یا فقیه جامعالشرایط، صرفاً به دلیل اینکه مردم آنان را خواستهاند، حق حاکمیت پیدا کنند و حاکمیتشان مشروع شود؛ بلکه حق حاکمیت آنان از جانب خداوند است.
وی خاطرنشان کرد: پذیرش مردم موجب میشود حاکمیت امام مشروع، مقبولیت پیدا کرده و در عرصه بیرونی فعلیت پیدا کند. امیرالمؤمنین(ع) ۲۵ سال خانهنشین بودند؛ آیا در آن دوران امام بودند یا نبودند؟ قطعاً امام بودند، زیرا خداوند امامت را به ایشان داده بود؛ اما چون مردم همراهی نکردند، امامت و حاکمیت ایشان در عرصه سیاسی و اجتماعی به فعلیت نرسید.
حجتالاسلام والمسلمین ترکاشوند ادامه داد: زمانی که مردم خواستند، ولایت و حاکمیت امام معصوم تحقق بیرونی پیدا کرد. بنابراین، امام معصوم و فقیه جامعالشرایط، حق حاکمیت و مشروعیت خود را از خداوند گرفتهاند و مقبولیت از ناحیه مردم است.
وی تأکید کرد: کسانی که همهچیز را به خواست مردم گره میزنند، نشان میدهند که هنوز معنای حقیقی توحید در حاکمیت را به درستی درک نکردهاند.
* هشدار نسبت به قرار گرفتن در برابر ولی خدا
معاون پژوهش حوزه علمیه قم با اشاره به برخی رفتارهای مسئولان در طول تاریخ جمهوری اسلامی گفت: ما حتی عملکردهایی بدتر از این نیز در میان برخی مسئولان داشتهایم. برخی افراد میگفتند من چند میلیون رأی دارم و مردم به من رأی دادهاند، در حالی که جامعه و امام نظری دیگر داشتند و دستور و رهنمودی مطرح میکردند، اما آنان به گونهای دیگر عمل میکردند.
وی افزود: چنین افرادی حق حاکمیت خود را همعرض حق حاکمیت ولی فقیه و حاکم الهی میدیدند، نه در طول حاکمیت او؛ در حالی که باید بگویند ولی خدا حاکم است و من نیز به واسطه اجازه او و با پشتوانه رأی مردم، در چارچوب نظام الهی مسئولیت را اعمال میکنم.
حجتالاسلام والمسلمین ترکاشوند با تأکید بر اینکه این مسئله یک اصل مهم در نظام ولایی و توحیدی است، اظهار داشت: اگر یکی از کارگزاران نظام صرفاً به دلیل اینکه چند میلیون رأی از مردم گرفته، برای خود حق حاکمیت مستقل قائل شود و در مقابل ولی خدا بایستد و از دستور او تمرد کند، بر اساس سنتهای الهی، عاقبت خوشی نخواهد داشت.
* تجربه بنیصدر؛ نمونهای از تقابل رأی و ولایت
وی در این زمینه به ماجرای بنیصدر اشاره کرد و گفت: در ابتدای انقلاب، رئیسجمهوری داشتیم که تصور میکرد چون چند میلیون رأی دارد، حق حاکمیت بر مردم و کشور را پیدا کرده است. او در برابر امام میایستاد؛ امام سخنی میگفت و او سخن دیگری مطرح میکرد. خداوند نیز در همین دنیا او را خوار کرد و سرانجام آخرت او نیز جای خود دارد.
معاون پژوهش حوزه علمیه قم تصریح کرد: این سخن صرفاً یک ادعا و شعار نیست؛ در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که دقیقاً ناظر به همین مسئله است.
وی با اشاره به آیه ۲۰ سوره مجادله اظهار داشت: خداوند متعال در قرآن کریم به سرکشان و متولیانی که از مسیر حق منحرف میشوند و خود را در مقابل ولی خدا قرار میدهند، هشدارهای آتشین داده است. در سوره مجادله میفرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یُحَادُّونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِکَ فِی الْأَذَلِّینَ»؛ کسانی که با خدا و رسول او به ستیز برمیخیزند، در شمار خوارترین انسانها خواهند بود.
حجتالاسلام والمسلمین ترکاشوند ادامه داد: مجادله و ستیز با خدا و رسول یعنی خداوند فرمانی داده، امام فرمانی داده یا ولی فقیه که جانشین امام معصوم است دستوری صادر کرده، اما فرد بگوید من این کار را انجام نمیدهم و به گونه دیگری رفتار کند. خداوند درباره چنین افرادی وعده خواری داده است.
وی همچنین به آیه ۱۱۵ سوره نساء اشاره کرد و گفت: خداوند در این آیه نیز میفرماید: «وَمَن یُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدَی وَیَتَّبِعْ غَیْرَ سَبِیلِ الْمُؤْمِنِینَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّی وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِیرًا». بنابراین، چنین تقابلی نهتنها در دنیا، بلکه در آخرت نیز پیامد خواهد داشت.
* معیار عاقبتبهخیری؛ ایمان و تبعیت از ولی خدا
معاون پژوهش حوزه علمیه قم در بخش پایانی سخنان خود خطاب به حاضران گفت: شما مؤمنانی که توحید و بهویژه توحید در حاکمیت را با جان و تمام وجود خود لمس کرده، پذیرفته و به آن عمل کردهاید، باید بدانید شرط عاقبتبهخیری صرفاً موفقیت در انتخابات، کسب رأی یا برخورداری از مقبولیت ظاهری نیست؛ بلکه ایمان راسخ و باور قلبی به ضرورت تبعیت از امام و جانشین امام است.
وی با اشاره به سخن شهید حاج قاسم سلیمانی درباره شرط عاقبتبهخیری گفت: آن شهید بزرگوار در تعبیری تأکید داشت که شرط عاقبتبهخیری، تبعیت و ارتباط قلبی با حکیمی است که رهبری انقلاب را بر عهده دارد.
حجتالاسلام والمسلمین ترکاشوند خاطرنشان کرد: این سخن یک انسان معمولی نیست؛ بلکه مضمون آن با آیات قرآن و سنتهای الهی مطابقت دارد. خداوند نیز در قرآن کریم بر ایمان و عمل صالح تأکید کرده است و همین ایمان و عمل صالح، زمینه هدایت و عاقبتبهخیری انسان را فراهم میکند.
* جمهوری اسلامی؛ تداوم ولایت الهی
وی در جمعبندی سخنان خود گفت: نظام جمهوری اسلامی در واقع نظام ولایت فقیه جامعالشرایط است و ولایت فقیه، تداوم ولایت اهلبیت(ع)، تداوم ولایت رسولالله(ص) و در نهایت تداوم ولایت الهی است.
معاون پژوهش حوزه علمیه قم افزود: هرکس هم این عقیده را داشته باشد و هم در مقام عمل به آن پایبند بوده و همراهی کند، در شمار موحدان راستین قرار میگیرد؛ اما اگر کسی در دل خود هنوز شک و تردید داشته باشد یا در مقام عمل به گونهای دیگر رفتار کند، زیر علم فرد دیگری سینه بزند و پشت سر دیگری حرکت کند، باید بداند که در توحید او خللی وجود دارد.
* حرکت در مسیر نور و پرهیز از خروج از صراط مستقیم
ترکاشوند در پایان با اشاره به شرایط جهان امروز اظهار داشت: خداوند را شاکریم که در این دنیای ظلمانی و در شرایطی که تاریکی و ظلمت عالم را فرا گرفته است، در مسیر نور قرار گرفتهایم.
وی ادامه داد: امروز کسانی بر بخشهایی از جهان حاکمیت میکنند که نمونههای روشن بیرحمی و ظلم هستند؛ رئیسجمهور آمریکا، نخستوزیر رژیم صهیونیستی و برخی حکام دیگر کشورها را ببینید که حقیقتاً از انسانیت، رحم و مروت و تقوا و ایمان فاصله گرفتهاند و با این حال بر عالم حاکمیت میکنند و همه چیز را برای خود میخواهند.
معاون پژوهش حوزه علمیه قم تصریح کرد: در چنین دنیای ظلمانی، خداوند را شاکریم که در مسیر نور قرار گرفتهایم؛ خط نور و خط توحیدی که از خداوند متعال سرچشمه گرفته و امتداد یافته است و ما در این مسیر نور حرکت میکنیم.
حجت الاسلام والمسلمین ترکاشوند در پایان تأکید کرد: باید بسیار مراقب باشیم که خدای ناکرده از این خط نور، صراط مستقیم و مسیر نور خارج نشویم و خودمان نیز وارد ظلمت نشویم.
انتهای پیام










نظر شما