اشاره؛
امر به معروف و نهی از منکر تنها به تذکر درباره برخی آسیبهای اجتماعی محدود نمیشود، بلکه مجموعهای از مسئولیتهای فرهنگی، اجتماعی و نظارتی را دربرمیگیرد که دستگاههای مختلف کشور در قبال آن وظایفی برعهده دارند. در این میان، شناخت جایگاه و حدود مسئولیت ستاد امر به معروف و نهی از منکر و تفکیک آن از وظایف دستگاههای اجرایی و قضایی، برای افکار عمومی اهمیت ویژهای دارد.
از همین رو، رسانه حوزه در گفتوگویی تفصیلی با حجتالاسلام طاهری، سرپرست ستاد امر به معروف و نهی از منکر کشور، به بررسی جایگاه و وظایف این ستاد، انتظارات جامعه و مسئولیت دستگاههای مختلف در حوزه امر به معروف و نهی از منکر پرداخته است. متن این گفتوگو تقدیم شما فرهیختگان میشود.
محورهای مهم این گفتوگو
برخی ادارات و دستگاهها از وظایف خود در حوزه امر به معروف و نهی از منکر شانه خالی کردهاند و مسئولیتها را به گردن ستاد انداختهاند
بودجههای فرهنگی در برخی استانها صرف همهچیز میشود جز مسائل فرهنگی و اهدافی که برای آن اختصاص یافته است
افرادی برای ترویج بیحجابی، ساعتی ۳ دلار دریافت میکنند
مطالبهگری مردم نباید فقط به مسائل فرهنگی محدود شود؛ اقتصاد، معیشت و عملکرد مسئولان نیز باید در دایره مطالبه عمومی قرار گیرد
تشریح ساختار ستاد امر به معروف و نهی از منکر و تعداد نیروهای فعال در استانها و شهرستانها
بررسی وظایف ستاد نسبت به وضعیت پلتفرمهای مجازی و سریالهای خانگی
برخورد با برخی فروشگاهها و کافهها و بررسی دلایل کماثر بودن این اقدامات

*وظایف ستاد امر به معروف و نهی از منکر کشور چیست و مردم در چه مواردی باید انتظار ورود این ستاد را داشته باشند؟
بسمالله الرحمن الرحیم. ستاد امر به معروف و نهی از منکر، از اسمش مشخص است که «ستاد» است، نه سازمان و نه صنف. یعنی دارای یک ساختار اداری نیست که مثلاً پانصد نفر نیرو داشته باشد، اینقدر بودجه داشته باشد، ردیف بودجه و نیروی استخدامی و شرح وظایف مشخص اداری داشته باشد.
این ستاد متشکل از ۱۷ دستگاه است. یک رئیس و یک دبیر دارد، که وظیفه رئیس، در واقع نظارت است و دبیر، تمشیت امور و هماهنگی بین این دستگاهها را بر عهده دارد. طبیعی است که ستاد بودجه خاصی هم ندارد؛ چراکه بودجه آن در ضمن بودجه همین دستگاهها تعریف میشود.
شش وزارتخانه عضو ستاد هستند؛ از جمله وزارت اطلاعات، وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت صنعت، معدن و تجارت، وزارت کشور و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. همچنین یکسری نهادها و سازمانهایی که در امور فرهنگی دخیل هستند، مانند سازمان تبلیغات اسلامی، شورای سیاستگذاری ائمه جمعه، حوزه علمیه برادران و حوزه علمیه خواهران، عضو این مجموعه هستند.
یکسری دستگاهها هم هستند که برای اجرا باید کمک کنند؛ مانند بسیج، سپاه، فراجا، دادستانی و امثال اینها. صداوسیما هم برای پوشش خبری و تولیدات رسانهای در این مجموعه حضور دارد.
مجموع این دستگاهها باید طبق قانون در کنار هم قرار بگیرند. طبق قانون، خود شخص اول این دستگاهها باید در ستاد حضور داشته باشد. ماده ۱۹ هم همتراز همین ساختار را در استانها مشخص کرده است. یعنی اگر در اینجا وزیر آموزش و پرورش حضور دارد، در استان مدیرکل آموزش و پرورش حضور خواهد داشت و در شهرستانهای پایینتر هم متناسب با همان ساختار، افراد مربوطه حضور پیدا میکنند؛ مثلاً در سطح استان استاندار و در شهرستان فرماندار حضور پیدا میکند. به همین نسبت، ساختار در سطوح مختلف پایین میآید.این مجموعه باید با هم بنشینند و درباره منکراتی که در جامعه وجود دارد، برنامهریزی کنند.
دقت بفرمایید، اینجا بحث برخورد وجود ندارد. یکی از اشکالاتی که در جامعه وجود دارد، این است که میگویند چرا ستاد برخورد نمیکند؟ اگر قرار است ستاد برخورد کند، پس قوه قضائیه برای چه تشکیل شده است؟ دستگاه پلیس برای چه تشکیل شده است؟ دستگاه امنیتی برای چه تشکیل شده است؟
ما در امر به معروف و نهی از منکر، با مرحله قبل از جرم مواجه هستیم. وظیفه ما در ستاد این است که این دستگاهها بنشینند و در واقع برای پیشگیری کار کنند و مردم را آگاه کنند که نسبت به پیرامون خود بیتفاوت نباشند و یکدیگر را امر به معروف و نهی از منکر کنند.
اصل هشتم قانون اساسی، سه نوع نظارت را مطرح میکند: نظارت مردم بر مردم، مردم بر دولت و دولت بر مردم.
دولت، از طریق پلیس، نیروهای امنیتی و نیروهای قضایی ــ منظور از دولت در اینجا معنای عام آن است، نه فقط قوه مجریه ــ نظارت و عمل میکند.
مردم بر مردم نیز از طریق همین تشکلهای مردمی است که در خیابان و جامعه، هوای یکدیگر را داشته باشند. مردم بر دولت هم راهکارهایی دارد؛ از جمله بحث مطالبهگری و امثال آن که تشکلها انجام میدهند.
این سه مورد در قانون آمده و برای هرکدام هم دستگاهی وظیفه دارد که آن را انجام دهد. مثلاً سازمان تبلیغات اسلامی بخشی از این وظایف را بر عهده دارد. بله، پلیس و دستگاههای امنیتی وظیفه برخورد دارند، اما بسیج وظیفهاش چیست؟ باید بیاید وسط و نقش خود را ایفا کند.
بنابراین، نباید فکر کنیم ستاد امر به معروف و نهی از منکر، یک ستاد به معنای یک سازمان است که یک عده آدم آنجا نشستهاند، حقوق میگیرند و یکسری وظایف دارند. نه؛ ما در هر استان حداکثر ۱۰ یا ۱۲ نفر نیرو داریم. در هر شهرستان هم یک نفر نیرو داریم که دبیر ستاد است؛ آن هم برای تمشیت و هماهنگی امور، نه برای اجرا.
اصلاً یک نفر، پنج نفر یا ۱۰ نفر آدم نمیتوانند این همه مشکلات را حل کنند. همان جلسهای که گفتم باید شکل بگیرد، اعضا باید بیایند و درباره طرحها صحبت کنند. وظایف آنها هم در ماده ۱۶ قانون حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر که در سال ۱۳۹۴ در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید، بیان شده است؛ مثل آموزش، پژوهش در زمینههای مرتبط، آسیبشناسیهایی که وجود دارد، تولیدات رسانهای، رصد امور در جامعه و گزارش به مسئولان مورد نظر. ۱۲ وظیفه در این حوزه مشخص شده که باید انجام دهیم.
حالا اگر بخواهم محور اصلی آن را برای شما بگویم، یک بخش آن بحث آموزش است. آموزش هم یک وقت آموزش عمومی است؛ یعنی ما باید مردم را نسبت به این موضوع که نباید نسبت به پیرامون خود بیتفاوت باشند، آموزش بدهیم. یک وقت هم آموزشهای تخصصی است؛ مثلاً میرویم در اصناف آموزش میدهیم، در میان هنرمندان آموزش میدهیم و موارد دیگر.
البته وقتی میگویم آموزش، حتماً منظور کلاس درس نیست. گاهی جلسات توجیهی است، گاهی تولیدات رسانهای است، گاهی همکاری در تولید یکسری کارهاست و گاهی هم رصد و پژوهش است. همه اینها به نوعی در حوزه آموزش قرار میگیرد.
پس یک بخش از وظایف ما آموزش است. قاعدتاً کسی که مثلاً در یک شهرستان فقط یک نفر نیرو دارد، کار بسیار سختی خواهد داشت. ببینید، او کلاً باید آموزش بدهد؛ اما اگر آن شورای امر به معروف شکل بگیرد، طرح میآید.
مثلاً در ستاد، آن ۱۷ دستگاه حضور دارند. میگویند ما باید اصناف را آموزش بدهیم. آنجا به نماینده دستگاه مربوطه، مثلاً مدیرکل، میگویم شما این موضوع را در اصناف پیاده کنید. خودش باید بودجهاش را تأمین کند. میگویند این موضوع باید در بین مردم آموزش داده شود؛ وظیفه بسیج است که بیاید وسط. میگویند این موضوع باید در بین معلمان آموزش داده شود؛ وظیفه آموزش و پرورش است که بیاید و انجام بدهد.
ستاد که خودش نیرو ندارد. یا اگر هم استاد داشته باشد، باید برود و تربیت کند. اصلاً ماهیت ستاد همین است؛ این دستگاهها باید بنشینند و یک طرح را مشخص کنند، سهم هر دستگاه از آن برنامه مشخص شود و هر دستگاه برود آن را انجام بدهد.
یک بخش دیگر، گفتمان نخبگانی است که ما شروع کردهایم. در دانشگاهها نشست برگزار میکنیم، در حوزههای علمیه میز تخصصی و نشست برگزار میکنیم. همین گفتمان را در میان هنرمندان نیز شروع کردهایم و بررسی میکنیم که وظیفه هنرمندان و رابطه آنها با امر به معروف و نهی از منکر چیست.
یک بخش دیگر از وظایف ما، حمایت از آمران به معروف است. اگر برای یک آمر به معروف اتفاقی بیفتد، ما باید یک بخش حقوقی داشته باشیم که این موضوع را پیگیری کند.
یک بخش دیگر، تشکلهای مردمی هستند که باید آنها را سر و سامان بدهیم و کمک کنیم تا مجوز بگیرند و فعالیت کنند.
یک بخش دیگر نیز شوراهای امر به معروف دستگاههاست. ما در هر دستگاه، طبق قانون، اعضای مشخصی داریم که باید شورایی تشکیل دهند تا از باب امر به معروف و نهی از منکر بر عملکرد آن دستگاه نظارت کنند.
ببینید، اینها میشود وظایف ما. البته وظیفه به این معنا نیست که خود ما همه این کارها را انجام بدهیم. ما اصلاً نه بودجهاش را داریم، نه نیروی آن را داریم و نه ردیف استخدامی داریم.
این نکته را دقت بفرمایید که حتی در همان دستگاهی که مثلاً میرویم، دبیر امر به معروف را مشخص میکنیم؛ یکی از همان افراد همان دستگاه باید بهعنوان دبیر معرفی شود. رئیس همان دستگاه، رئیس شورای امر به معروف آنجاست و یکی از معاونان آن دستگاه هم معاون و جانشین شورای امر به معروف آن دستگاه میشود.
بنابراین، قانون بهگونهای طراحی شده که مردم و دولت، همه درگیر این موضوع باشند؛ چون امر به معروف و نهی از منکر یک وظیفه همگانی است. همه باید نسبت به پیرامون خود احساس مسئولیت کنیم.«مَن لَم یَهتَمَّ بِأُمورِ المُسلِمینَ فَلَیسَ بِمُسلِمٍ.»
هرکس باید در حد خودش وظیفهاش را انجام بدهد و مجموع اینها میشود ستاد امر به معروف و نهی از منکر؛ نه اینکه ما یک ستادی بیرون داشته باشیم که آن ستاد وظیفه داشته باشد بیاید همه کارها را انجام بدهد.
مثل ستاد اقامه نماز است. شما میگویید خب، وظیفه ستاد اقامه نماز چیست؟ آیا ستاد باید بیاید نماز بخواند؟ نه آقا، نماز را همه باید بخوانند. ستاد فقط نظارت میکند، تشویق میکند و زمینه را فراهم میکند.
* خود کلمه «ستاد امر به معروف» وقتی مطرح میشود، مردم توقعاتی دارند؛ مثلاً اینکه ستاد در موضوع مفاسد اقتصادی، بازار یا بحث حجاب ورود کند.
من از شما میپرسم؛ اگر قرار باشد ستاد درباره هر منکری که در جامعه وجود دارد، مستقیماً ورود و برخورد کند، طبیعتاً باید بخشی از وظایف و امکانات دستگاههایی که مسئول برخورد با این موارد هستند نیز در اختیار ستاد قرار بگیرد.
یکی از این دستگاهها قوه قضائیه است که وظیفه رسیدگی قضایی به جرائم و تخلفات را بر عهده دارد. بنابراین، نمیتوان انتظار داشت ستاد امر به معروف نیز بدون برخورداری از ساختار، امکانات و نیروی متناسب، همان وظایف قضایی را بر عهده بگیرد.
اصلاً نکته اصلی همینجاست؛ گاهی تصور میشود ستاد امر به معروف باید در هر موردی مستقیماً وارد عمل و برخورد شود، در حالی که وظیفه ستاد، برخورد اجرایی نیست. برخورد با جرائم و تخلفات، وظیفه دستگاههایی مانند قوه قضائیه، فراجا و دستگاههای امنیتی است.
بنابراین، هر دستگاهی باید در چارچوب وظایف قانونی خود عمل کند و ستاد نیز وظیفه دارد میان این دستگاهها هماهنگی ایجاد کند، برای پیشگیری از منکرات برنامهریزی داشته باشد و زمینه اجرای برنامههای امر به معروف و نهی از منکر را فراهم کند.
بله، اگر فسادی گزارش شود، دقت بفرمایید، ما آن را به دستگاههای مرتبط میدهیم. مثلاً به فراجا میگوییم: آقا، پلیس برو این فرد را بگیر. به قوه قضائیه میگوییم: آقای دادستان، حکم بده و اجرا کن.

* در این زمینه که مشکلی ندارید؟
بله، همکاری دارند و این مشکلی نیست؛ ولی برخورد، وظیفه ستاد نیست. بنده وظیفه ندارم شخصاً بروم و برخورد کنم.
مثلاً یک نفر با ما تماس میگیرد و میگوید: آقا، در فلان شرکت دارد دزدی میشود. میگویم خب، موضوع را گزارش کنید. میگوید شما بروید پرونده تشکیل دهید و فرد را دستگیر کنید. میگویم من که ضابط قضایی نیستم! من وظیفه ندارم پرونده تشکیل بدهم.
این نگاه که میگویند ستاد باید مستقیماً برخورد کند، گاهی حتی به روند رسیدگی به موضوعات آسیب زده است. ما مواردی داشتیم که مثلاً در یک سیستم، تخلف مالی در حال شکلگیری بوده و دستگاههای امنیتی نیز موضوع را رصد میکردند. یک نیرو متوجه این موضوع میشود. خب، قاعده چیست؟ باید گزارش کند.
حالا اگر آمران به معروف به جای اینکه بیایند و گزارش بدهند، چه کار کردهاند؟ در فضای مجازی موضوع را مطرح کردهاند، درباره آن صحبت کردهاند، نامه نوشتهاند و موضوع را علنی کردهاند. نتیجه چه شده است؟ دستگاه امنیتی آمده و گفته است: ما در حال بررسی این موضوع بودیم و داشتیم آن را پیگیری میکردیم! این اقدامات باعث شد فرد متوجه موضوع شود، اسناد را پاک کند و متوجه شود که موضوع در حال پیگیری است.
بنابراین، هرکسی وظیفهای دارد. دقت بفرمایید، اصلاً اول باید بدانیم «ستاد» یعنی چه. ستاد، صف نیست. صف، آن مجموعهای است که در کف جامعه دارد اجرا میکند.
البته خیلی از سازمانها هم خودشان تصمیم میگیرند و هم خودشان اجرا میکنند، اما ستاد اساساً وظیفه اجرای مستقیم ندارد. لذا دولت هم متناسب با این جایگاه، امکانات و اعتبارات اجرایی در اختیار ستاد قرار نمیدهد؛ چرا؟ چون میگوید شما که وظیفه اجرا ندارید.
به علاوه، ستاد امر به معروف، همانطور که از اسمش مشخص است، ستاد امر به معروف و نهی از منکر است. ما باید کاری کنیم که در جامعه، همه یکدیگر را امر به معروف و نهی از منکر کنند؛ تا گناه شکل نگیرد، تا منکر شکل نگیرد. این مرحله، وظیفه ماست.
اگر منکر شکل گرفت، چه؟ این میشود وظیفه دستگاههای قضایی، انتظامی و امنیتی؛ آنها باید مطابق وظایف قانونی خود ورود کنند و رسیدگی لازم را انجام دهند.
حالا فرض کنید به من میگویند: آقا، شما برو با بیحجابی برخورد کن. من این را متوجه نمیشوم؛ یعنی چه؟ من بروم فرد بیحجاب را دستگیر کنم؟ خب، دستگیر کردم؛ کجا ببرمش؟ مگر من بازداشتگاه دارم؟ اصلاً چه کسی برود دستگیرش کند؟ مگر من نیروی اجرایی برای این کار دارم؟
اینکه خیلی راحت زنگ میزند و میگوید: آقای ستاد، فردی تخلف میکند و شما با این موضوع چه کار میکنید، برخورد کنید! من چه برخوردی بکنم؟ برخورد، وظیفه ستاد است؟
وظیفه ستاد این است که دستگاهها را بیاورد و بنشاند تا با هم طرح بیاورند و آن را پیاده کنند. حالا اگر دولت همراستا با این فکر، آن طرح را قبول داشته باشد، میآید وسط و انجام میدهد. اگر قبول نداشته باشد، چه؟ انجام نمیدهد. خب، من چه کار کنم؟
حداکثر کاری که من میتوانم بکنم این است که این ترک فعل را گزارش بدهم. من که نمیتوانم با مسئول برخورد کنم. پس اول باید بدانیم ما از ستاد چه چیزی میخواهیم.
همین موضوع عفاف و حجاب را هم ببینید. ما در مملکت، ستاد عفاف و حجاب داریم که در وزارت کشور است. این موضوع جزو آسیبهای اجتماعی جامعه است و ستاد عفاف و حجاب در استانداریها مستقر است. ما هم که باید این موارد را پیگیری کنیم، باید به همان مجموعه گزارش کنیم.
منتهای مراتب، در چند سال اخیر قضیه عفاف و حجاب متفاوت شده است. همه دستگاهها خودشان را کنار کشیدهاند و یک توقعی در مردم برای ستاد ایجاد شده است. خب، ستاد باید چه کار کند؟
اول باید دید ظرفیت ستاد چیست؛ اصلاً امکان برخورد دارد یا ندارد؟
بله، ما کاری که میکنیم این است که طرح آماده میکنیم و با کمک دادستانیها، فراجا و بسیج میرویم و آن را انجام میدهیم. آن طرح مال ماست. این طرحها را چه کسانی انجام میدهند؟ همین آمران به معروفی که فرمودید و همین نخبگانی که وجود دارند. ما که یک نفر آدم هستیم و نمیتوانیم در آنجا بیاییم و برای همه مسائل، انواع ایدهها را ارائه بدهیم.
* آیا آمران به معروف زیرمجموعه ستاد هستند؟
نه، حمایت از این عزیزان بر عهده ستاد است، اما در اصل، آمران به معروف زیرمجموعه بسیج هستند. ماده ۱۷ قانون حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر که به تصویب مجلس رسیده است، رسماً تصریح میکند که سازمان بسیج مستضعفین وظیفه دارد مردم را دستهبندی کند، نظارت داشته باشد و تشکلهای مردمی را ساماندهی کند.
ما میتوانیم طرح آن را بیاوریم که مثلاً با کمک بسیج، برای حمایت از آمران به معروف وارد عمل شویم. بنده اصلاً نمیتوانم مجوز بدهم. بنده دارم درباره قانون صحبت میکنم. الان نگویند که دارد از مسئولیت فرار میکند؛ نه، من باید طبق قانون عمل کنم. اصلاً اجازه دادن مجوز را ندارم. باید با وزارت کشور هماهنگ کنم و آن تشکل را معرفی کنم.
البته ما با مجلس نیز صحبت کردهایم و در حال پیگیری هستیم که ما هم بتوانیم مجوز بدهیم، آموزش بدهیم، نظارت کنیم و گزارش ارائه دهیم. این موضوع را مجلس تصویب کرده و شورای نگهبان هم تأیید کرده است؛ البته تا زمانی که ابلاغ شود. تا ابلاغ نشده، فعلاً نمیتوانیم این کار را انجام دهیم.
بنابراین، وقتی میگوییم «ستاد»، منظور یک سازمان خاص و مستقل نیست. ستاد، مجموعهای متشکل از ۱۵، ۱۶ دستگاه فرهنگی و امنیتی کشور است که باید در کنار یکدیگر بنشینند و یک موضوع را پیگیری کنند. وظایف آن نیز در قانون مشخص شده است.
بنابراین، این توقع که ستاد همه مشکلات را حل کند، همه منکرها را جمع کند و مدام پرسیده شود که چرا برخورد نمیکنیم، اصلاً در حیطه وظایف ما نیست. نه پول آن را به ما دادهاند و نه نیروی انسانی آن را در اختیار ما قرار دادهاند. مثلاً من و شما در شهرستان، یک نفر هم بیشتر نداریم.
* درباره ساختار ستاد در استانها و شهرستانها هم توضیح بفرمایید. دبیر ستاد در این سطوح چگونه انتخاب میشود و چه کسی مسئول هماهنگی و پیگیری امور است؟
این نکته را هم بگویم که ستاد زیر نظر یک نفر است؛ در تهران زیر نظر امام جمعه، در استانها زیر نظر نماینده آقا و در شهرستانها زیر نظر امام جمعه قرار دارد. دبیر را نیز همان امام جمعه انتخاب میکند. یعنی ما در تهران اجازه نداریم، مثلاً دبیر شهرستان را انتخاب کنیم.
چرا؟ چون این موضوع متناسب با زیستبوم منطقه است. قانون، قانون بسیار قویای است. در آنجا باید مسئولان دستگاهها بنشینند و زیر نظر امام جمعهای که یک دبیر را انتخاب میکند، مشکلات آن شهرستان را احصا کنند، برای آن طرح آماده کنند، سهم هر دستگاه را مشخص کنند و سپس آن را اینجا ارائه دهند.
بنابراین، من حتی به آن دبیر حقوق هم نمیدهم؛ پول ندارم. امام جمعه باید رایزنی کند، اینطرف و آنطرف، یا یک مأمور به خدمت بیاورد یا از یک جایی تأمین کند و مبلغی به او بدهد.
میخواهم بگویم ابتدا باید ساختار ستاد برای ما مشخص باشد. اینطور نیست که بعضیها از بیرون فکر میکنند ما یک سازمان هستیم، یک پلیس داریم، قوه قاهره داریم، زندان داریم و برخورد میکنیم و بعد اگر مشکلی پیش آمد، زنگ بزنند و بگویند: «آقا، بروید فلانجا و فساد را جمع کنید.»
* چرا این توقع نسبت به ستاد در بین مردم دغدغهمند ایجاد شده است؟
چون برخی از دستگاههای دخیل، خودشان را کنار کشیدهاند و به وظیفه قانونی خود عمل نمیکنند. یعنی عضو ستاد هستند و باید بیایند و با ستاد همکاری کنند. این مسئله باید در یک جایی حل شود.
بنده الان نمیتوانم مثلا وارد آموزش و پرورش شوم یا وارد آموزش عالی و دانشگاهها شوم. چرا؟ چون این کار فرایندی دارد. ما باید آن وزیر یا مدیرکلی را که در استان، یا هر جای دیگری، مسئول است، دعوت کنیم تا بیاید، طرح را بگیرد و برود آن را ابلاغ کند. بنده که نمیتوانم به دانشگاه ابلاغ کنم.
یعنی نمیشود نامه نوشت و ارسال کرد؟ خب، این نامه ضمانت اجرایی ندارد. بنده الان برای رئیس دانشگاه بنویسم که آقا شما باید این کار را انجام بدهید، به نظر شما رئیس دانشگاه این کار را انجام میدهد؟ نه. چرا؟ چون قانون هیچ ضمانت اجرایی برای آن پیشبینی نکرده است.
بله، این مسئله مربوط به جایی است که ماده ۱۹ شکل بگیرد؛ وزیر بیاید در ماده ۱۹ حضور داشته باشد، زیر آن را امضا کند، سهم دانشگاه مشخص باشد و بعد ابلاغ به دانشگاه انجام شود. خب، این موضوع کجاست؟ این مجموعه باید همکاری کند.
الان رک بگویم؛ متأسفانه مجموعهها همکاری نمیکنند. وقتی همکاری نمیکنند، ما در حدی که با همین نیروهای محدودی که داریم، با این معدود دستگاههایی که با ما همکاری میکنند و با مردمی که با ما همکاری میکنند، کار را پیش میبریم.
ببینید، شما میگویید نیروهای جهادی. بعضی از حرفها خیلی راحت است؛ نیروی جهادی چند روز بیاید؟ یک روز، دو روز، یک ماه؟ نمیتواند همه زندگیاش را رها کند و بیاید به ما کمک کند.
بله، ما بهصورت موردی نیروهای جهادی داریم که میآیند و کمک میکنند. همین کار را هم همانها انجام میدهند.
خب، این وظیفه آن دستگاه نظارتی، آن دستگاه عملیاتی و آن دستگاهی است که قانون به آن بودجه میدهد. حالا من درباره بودجههای فرهنگی و مسئله مسئولیتهای اجتماعی حرف دارم؛ قانون این موضوع را مشخص کرده است.
این پولها هیچکدام در این مسیر نمیآید. پولهای هنگفتی وجود دارد که اگر این منابع در این مسیر قرار بگیرد، بعید نیست بسیاری از مشکلات حل شود.

* آیا ستاد در بحث هنجارهای فضای مجازی هم میتونه ورود کنه،پلتفرم هایی که بدون محدودیت دارند هر برنامهای رو تولید میکنند؟
ما در این زمینه ورود هم کردهایم، اما نتیجه نگرفتیم؛ به دلیل همان نکتهای که عرض کردم و آن، مشکلات حقوقی است. ببینید، بعضی از این فیلمهایی که بسته شدند، با پیگیری و شکایت ما متوقف شدند. ما شکایت کردیم، پیگیری کردیم، اما چه اتفاقی افتاد؟ همان فیلم با تبلیغات بیشتری دوباره منتشر شد.
ببینید، چرا این اتفاق میافتد؟ ساترا میگوید این موضوع مربوط به صداوسیماست، در حالی که عدهای میگویند مربوط به فرهنگ و ارشاد است. بعد از آن هم اختلاف وجود دارد که کدام بخش مسئول کدام موضوع است. آن فردی هم که در ساترا نشسته، گلایهاش این است که من میگویم، اما این محتوا بسته نمیشود. بنابراین، مشکل در جایی است که در اختیار ما نیست.
برای بسیاری از این موارد، ضمانت اجرایی وجود ندارد. یعنی همین الان اگر به بنده بگویند: «آقای ستاد امر به معروف، شما بر پلتفرمها نظارت کنید»، درست است، ما نظارت میکنیم؛ اما اگر تخلفی مشاهده شد، ضمانت اجرای آن چیست؟ میگویند نامه بزنید به فلانجا، مثلاً دادستانی. اگر دادستانی وظیفه خود را انجام نداد، آنجا هم متخلف است و میتوان برای آن نیز تکلیف و مسئولیت قانونی تعریف کرد. بنابراین، باید دید ما وظیفه خود را انجام میدهیم یا نمیدهیم.
اینکه ما میگوییم «ما چهکاره هستیم؟» از این جهت است که ما متخصص همه حوزهها نیستیم. مثلاً وقتی درباره یک فیلم اظهارنظر میکنیم، ما کارشناس فیلم نیستیم. کارشناسان دغدغهمند، فیلم را میبینند و بعد به ما گزارش میدهند و ما بر اساس گزارش آنها اقدام میکنیم. این همان نظارت مردم بر مردم و مردم بر دولت است.
بله، ما در این زمینه فعال هستیم. گروههای مشاوران بسیاری داریم و متخصصان زیادی با ما همکاری میکنند. برای مثال، یک استاد دانشگاه که دغدغهمند است، میآید و با ما بحث و گفتوگو میکند؛ یک روحانی محل، یک استاد حوزه یا یک هنرمند نیز با ما همکاری میکند.
در میان هنرمندان نیز این نکته را عرض میکنم که بعضی تصور میکنند همه هنرمندان افراد بدی هستند؛ در حالی که چنین نیست. ما در فضای سینما و هنر، شاید با اکثریت هنرمندانی مواجه باشیم که متعهد و دغدغهمند هستند، اما چون همان اقلیت، تریبون و به تعبیر ما فالوور دارند، بیشتر دیده میشوند.
همین هنرمندانی که ما با آنها در ارتباط بودهایم، بسیاری از آنها دغدغههای بسیار پاکی دارند و انسانهای بسیار خوبی هستند؛ چه هنرمندان سینما، چه هنرمندان تلویزیون و حتی بسیاری از فعالان عرصه موسیقی. منتها فضای لازم برای بروز و بیان دغدغههای خود را ندارند.
ما از هیئتهای اندیشهورزی که در سراسر کشور داریم نیز استفاده میکنیم. بله، این افراد جهادی هستند و ما از ظرفیت آنها استفاده میکنیم؛ اما نمیتوانم یکبار، دو بار یا سه بار به یک فرد بگویم: «آقا، شما کارت را رها کن و بیا در ستاد بنشین.» مشکلات قانونی که وجود دارد، مانع بسیاری از اقدامات است.
بنابراین، در قانون حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر، ما در ستاد حدود چهل گره و مشکل پیدا کردهایم که در بسیاری از موارد مانع کار میشود. در دولت آقای شهید رئیسی نیز با معاونت حقوقی دولت درباره این موضوع صحبت کردیم تا این قانون اصلاح شود و برای اصلاح به مجلس برود.
با این حال، ما در همان حیطهای که اختیار و امکانات داریم، مشغول فعالیت هستیم. گاهی میگویند: «آقا، ما نمیدانیم شما چه کار کردهاید.» خب، ما که نمیتوانیم به ۹۰ میلیون نفر مردم کشور، تکتک توضیح بدهیم و عملکرد خود را برای هر فرد تشریح کنیم. ما عملکردمان را روی سایت ستاد قرار دادهایم.
همین الان اگر به سایت ستاد امر به معروف مراجعه کنید، عملکرد سه سال گذشته ما، یعنی سالهای ۱۴۰۲، ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، در سایت موجود است. هیچ نهادی اینگونه عملکرد خود را ارائه نکرده است. تمام نهادهای فرهنگی را بررسی کنید و به سایتهای آنها مراجعه کنید؛ ببینید عملکرد سالهای گذشته خود را به این شکل ارائه کردهاند؟
من با افتخار عملکردمان را در سایت قرار دادهام. اگر در عملکرد ما ایرادی وجود دارد، بیایید و بگویید. پولی که دولت به من داده، نیروی انسانیای که در اختیار من قرار گرفته و کاری که من تحویل دادهام را بررسی کنید و ببینید آیا کمکاری کردهام یا خیر.
من فقط در سال گذشته، دو میلیون و هفتصد هزار نفرساعت در کشور آموزش دادهام؛ دو میلیون و هفتصد هزار نفرساعت. شما بررسی کنید دستگاههایی که چنین میزان آموزشی ارائه میدهند، چه میزان بودجه دارند.
من بیش از یکصد و بیست نشست علمی و کرسی آزاداندیشی در دانشگاهها، حوزهها و جاهای دیگر برگزار کردهام. در آمار نیز بهصورت دقیق مشخص کردهایم که در کدام دانشگاه، در کدام شهر و درباره چه موضوعی نشست یا برنامه برگزار شده است.
بنابراین، یک ستاد با سی استان، چهارصد شهرستان و نهصد شهر، به بودجه و امکانات نیاز دارد و باید این امکانات را نیز در نظر گرفت.
* الان قوانین حمایت از آمران به معروف در مجلس تصویب شده است؟
قوانین حمایت از آمران به معروف چیست؟ بخشی از این حمایت، حمایت حقوقی است. میخواهم بگویم همین الان اگر برای یک آمر به معروف اتفاقی بیفتد و ضارب او پیدا نشود، چه کسی باید دیه او را پرداخت کند؟ برای این موضوع بودجهای تعریف نشده است. به ستاد میگویند شما این هزینه را پرداخت کنید؛ مگه به من بودجهای دادهاید که من بتوانم این هزینه را پرداخت کنم؟ من از کجا این پول را بیاورم؟ این هم یکی از خلأهایی است که عرض کردم در قانون وجود دارد.
البته همین قانون در یک بخش، پیشبینی کرده است که افرادی که مرتکب بیحجابی میشوند، جریمه شوند و بخشی از این مبالغ برای موضوعاتی در اختیار ستاد قرار گیرد. اما تا الان حتی یک ریال هم برای این موضوع به ستاد پرداخت نشده است. اینکه در آن موارد جریمهای دریافت میشود یا نه، من اطلاع دقیقی ندارم؛ من درباره بودجه ستاد صحبت میکنم.
خب، اگر قرار باشد هر سال یک دولتی تشخیص بدهد که مبلغی به ستاد اختصاص دهد، اختصاص میدهد و اگر هم تشخیص ندهد، اختصاص نمیدهد. بنابراین، ما یک دستگاه دولتی که بودجه مشخص و مستقلی داشته باشد، نیستیم.
ببینید، ما کمک میگیریم؛ اگر دولت تشخیص بدهد و امکانش را داشته باشد، کمک میکند و اگر هم امکانش نباشد، طبیعتاً این کمک انجام نمیشود.
از طرف دیگر، ستاد عفاف و حجاب در وزارت کشور مستقر است و این ساختار در استانداریها نیز وجود دارد. آنها ساختار، نیرو و وظیفه مشخص دارند که تشکلها را ساماندهی کنند، گزارشها را دریافت کنند و موضوعات مربوط به عفاف و حجاب را پیگیری کنند.
البته ما الان با خیلی از استانداران همراهی خوبی داریم و این نکته را هم باید عرض کنم که خدای ناکرده مردم تصور نکنند ما همه مشکلات را متوجه استانداران میدانیم. من سفرهای استانی زیادی میروم و با استانداران مختلف در ارتباط هستم و بسیاری از آنها واقعاً همراه و دغدغهمند هستند.
من این نکته را درباره ساختار و وظایف ستاد عرض میکنم. نمیخواهم فردا گفته شود که چرا استاندار با بیحجابی برخورد نمیکند. آنها هم دغدغه دارند و موضوع را پیگیری میکنند؛ اما جمع کردن یک معضل اجتماعی به این سادگی نیست که صرفاً اراده کنیم و انتظار داشته باشیم از فردا این مسئله برطرف شود.
* آیا کسانی هستند که پول دریافت کنند برای ترویج بیحجابی؟
شما میدانید که پشت بسیاری از این مسائل، توطئه استکبار وجود دارد. ما همین موتورسوارهایی را که پوشش بسیار نامناسبی داشتند، به فراجا معرفی کردیم و پلیس موضوع را پیگیری کرد و این افراد دستگیر شدند. بچههای فراجا میگفتند وقتی با این افراد مصاحبه کردیم، مثلاً یکی از آنها گفته بود به من گفتند ساعتی سه دلار به تو میدهیم و تو فقط در شهر بچرخ. طرف میگفت پنج ساعت در شهر بچرخم، پانزده دلار به من میدهند. ببینید.
در شهر قم هم این موارد وجود دارد؛ البته این افراد تقریباً در همه جای کشور وجود دارند و کم و زیاد آن متفاوت است. اما مردم قم بسیار مذهبی هستند و وقتی مواردی را میبینند، حتی اگر تکوتوک باشد، خیلی اعتراض میکنند. وضعیت شهر هم بهطور کلی خوب است.
در قم، نمایندگان همراه هستند، استاندار همراه است، رئیسکل دادگستری و دادستان همراه هستند. ما الان با ستاد قم طرحهایی را طراحی میکنیم و اجرا میکنیم؛ اصناف و رؤسای اصناف هم میآیند و موضوع را پیگیری میکنند. ، وظیفه ستاد همین است؛ یعنی ایجاد هماهنگی. الحمدلله بسیج میآید، فراجا میآید و همه دستگاهها همکاری میکنند و در قم، مقداری شرایط متفاوت است.
اما در سطح کشور، حفظ خطوط قرمز، به نظرم هنوز از بین نرفته است. ممکن است در مواردی این خطوط رعایت نشود، اما اینکه این مسئله به شکل ساختاری و سازمانیافته در کشور گسترش پیدا کند، به دلیل وجود دستگاههای نظارتی قوی، امکانپذیر نیست.
بله، مردم میگویند: آقا، ما خیلی این موارد را میبینیم. بله، ممکن است مواردی دیده شود، اما نسبت به کل جامعه، تعداد آن بسیار کم است. شما در یک فروشگاه که مثلاً دو هزار نفر در حال خرید هستند، اگر دو نفر با پوشش بسیار نامناسب وارد شوند، طبیعتاً به چشم میآیند؛ اما از نظر درصدی، تعداد زیادی نیستند.
برای همین میگویم شرایط متفاوت است. در قم، به نظرم وضعیت بهتر است. بله، در قم خود مردم تذکر میدهند و خیلی از مغازهداران نیز نسبت به این موضوع دغدغه دارند.
من درباره مشکلاتی که عرض میکنم، بیشتر درباره مسائل در سطح کشور صحبت میکنم.
* در بحث بیحجابی در ادارات چه کارهایی شده؟ درباره رعایت قانون پوشش کارکنان و نحوه برخورد با موارد تخلف، چه مسئولیتی متوجه دستگاههاست؟
بنده اصلاً با برخورد فیزیکی مخالفم. این کار، کار غلطی است. اینکه مثلاً پلیس وارد شود و بخواهد افراد بیحجاب را جمع کند، اینها مرحله آخر است. حجاب مسئلهای است که در ذات فرهنگی این سرزمین بوده است. مردم ایران هزار سال قبل از اسلام چادر سر میکردند؛ در زمان هخامنشیان، در زمان ساسانیان و در زمان اشکانیان. در این میان، این مردم ذاتاً حیا دارند. حالا تحت تأثیر یکسری عوامل، چه فرهنگی و چه اقتصادی که البته اقتصاد هم بیتأثیر نیست، و طبیعتاً همه اینها برمیگردد به نگاه سیاسی، دچار یک انحرافاتی میشوند.
خب، این مسئله باید هر جا متناسب با همانجا حل شود. در ادارات، شما قانون گزینش دارید. قانون، گزارش بند دو ماده دو تصریح دارد بر عمل به احکام اسلامی. شما در جامعه اسلامی میخواهید کارمند جمهوری اسلامی شوید و از جمهوری اسلامی حقوق بگیرید؛ باید به قوانین آن احترام بگذارید. این یک امر عقلی است. همینطور که وقتی به هر کشوری میروید، باید به قوانین آنجا احترام بگذارید. در فرانسه، خیلی از دانشگاهها افراد با حجاب را به دانشگاه راه نمیدهند و میگویند قانون ما این است. قانون ممکن است درست یا غلط باشد، اما آن کشور قانون خودش را دارد. در جمهوری اسلامی هم قانون وجود دارد.
قانون کار بر اساس خون شهدا و زحماتی که کشیده شد و همچنین دغدغههای مردم شکل گرفت. بعضیها میگویند مردم از دین عبور کردهاند؛ خب، این حرف غلطی است. تشییع جنازه آقای رئیسی را ببینید، سردار سلیمانی را ببینید، تشییع جنازه و مراسم اربعین را ببینید. همین دفعه شهادت امام رضا(ع) در مشهد را دیدید؛ ببینید مردم پای کار هستند. همین دفعه برای میلاد پیامبر گرامی، شیعه و سنی آمدند پای کار.
مردم اتفاقاً از خیلی از مسئولان دیندارترند. مردم مطالبه حکومت عدل علی را دارند. اگر به مردم بگویید دستورات خدا را در جامعه پیاده کنید، آنچنان مطالبه میکنند که هیچ مسئولی به بیتالمال دستدرازی نکند؛ میگویند دستش را قطع کنید. مردم دنبال این مسائل هستند. مردم از ما جلوترند.
بله، دینداری فقط نماز و روزه و یک حجاب و دو تا سجده نیست؛ عدالت در توزیع ثروت، عدالت در استفاده مناسب از امکانات دولتی، حذف رانت در جامعه، اینها همه جزو دین است. مردم همه اینها را میخواهند. پس نگویید چرا در ادارات کارمند ساعت هفت میآید؛ بعد دولت میگوید ساعت شش، میگوید ساعت شش میآید. دولت میگوید امروز تعطیل است، دولت بگوید نیاید؛ نمیآید، چرا؟ چون قانون اداری است.
شما میدانستید حجاب قانون اداری است؟ اصلاً دین و اینها را کنار بگذارید؛ چرا کارمندان عمل نمیکنند؟ وقتی عمل نمیکنند، چرا تبدیل وضعیت میشوند؟ چرا ارتقا میگیرند؟ چرا پست میگیرند؟ اینها قانون است؛ قانون اداری است.
من اصلاً وارد بحث دین نمیشوم؛ این قانون اداری است. همه ادارات دنیا، در همه کشورها، قانون پوشش دارند؛ البته هر کس متناسب با فرهنگ خودش.
حالا سؤال این است که چرا ما در ایران این قانون نوع پوشش را در ادارات رعایت نمیکنیم؟ اینکه پلیس نمیخواهد نیست؛ قوه قضائیه نمیخواهد نیست؛ نیروی امنیتی نمیخواهد نیست. اصلاً حتی ورود این نهادها لازم نیست. ستاد امر به معروف و مردم هم لازم نیست وارد شوند؛ این وظیفه گزینش در همان دستگاه است. حراست آن ادارات و سازمانها چیکار میکنن؟
فقط اعلام کند: هر کسی بدپوشش بود، مرد و زن فرقی نمیکند، قاعده پوشش را رعایت نکرد، من تبدیل وضعیتش نمیکنم، برایش ارتقا در نظر نمیگیرم و اجازه نمیدهم پست بگیرد. فکر میکنید هیچ کارمندی اینگونه میآید سر کار؟

* در حوزه اصناف و اماکن عمومی، برای رعایت قانون پوشش و مقابله با برخی ناهنجاریها چه اقداماتی انجام شده و نقش بسیج اصناف و مردم در این زمینه چیست؟
بله، در اصناف هم همینطور است. ما در بسیاری از موارد، کارها را از طریق اصناف پیش بردهایم. اصلاً لازم نیست پلیس وارد مغازهها شود یا مردم بروند و درگیری و دعوا راه بیندازند؛ چراکه بسیج اصناف و خود افرادی که در اصناف فعالیت میکنند، بسیاری از آنها دغدغهمند هستند و خیلی از مدیران اصناف نیز افراد انقلابی و دغدغهمند هستند. دغدغه ما این است که با کمک این افراد، آموزش را در اصناف انجام دهیم، حتی بر پوشش در اصناف نظارت کنیم و در بحث مالیات و مسائل دیگر نیز به آنها کمک کنیم.
این مسئله را میتوان در بازار و پاساژها نیز دنبال کرد. مگر ما بسیج نداریم؟ ماده ۱۷ میگوید سازمان بسیج. بسیج در اوایل انقلاب هم وجود داشته است. چرا از این ظرفیت استفاده نکنیم؟
در مورد پارکها و فضاهای عمومی نیز همین مسئله مطرح است. مثلاً سگگردانی در پارکها زیاد شده است. شما گاهی نمیتوانید روی صندلی پارک بنشینید؛ قبل از شما سگ آنجا بوده است. یا مردم میخواهند با همین شیر آب و آبخوریها آب بخورند، اما سگ را با همان آبخوری آب میدهند. اصلاً بحث شرعی آن را کنار بگذارید؛ این مسئله، بحثهای پزشکی و بهداشتی هم دارد. خیلی از این موارد در دنیا ممنوع است. شما کجا در دنیا اجازه دارید سگ را به آبخوری مردم ببرید و با همان آبخوری به آن آب بدهید؟ حتی خیلی از خانمهای بیحجاب هم در این زمینه مطالبهگر هستند؛ چون این مسئله، یک بحث عمومی و اجتماعی است.
بله، الان پارکها و فضاهای عمومی در قانون، این ظرفیت را دارند. بسیج هم که میدانید، متکی به پایگاههای بسیج و مساجد است و همهجا حضور دارد. خواهران مسجد میتوانند منطقه خودشان را پاکسازی کنند. اصلاً لازم نیست پلیس درگیر شود؛ آن هم بدون برخورد.
تجربه ما نشان میدهد حضور مردم مؤمن، خودش بالاترین عامل پیشگیری است. من این تجربه را دارم که الان حضور مردم و تجمعات باعث شده بسیاری از مشکلات بزرگ سیاسی کشور را حل کنیم و در مشکلات امنیتی و نظامی کشور نیز نقشآفرینی کنیم.
اینطور نیست که همه بنشینیم کنار و بگوییم: «آقا، ستاد، تو بیا وسط و کار را انجام بده.» ستاد مگر کیست؟ من هم مانند همین مردم جزو مطالبهگران کف خیابان هستم. من که حقوقبگیر و کادر آنچنانی ندارم. ما اصلاً در شهرستان یک دبیر داریم و در استان، اگر خیلی حساب کنیم، ده نفر آدم داریم. و کار باید به صورت مردمی صورت بگیرد.
* الان خود همین پایگاههای بسیج چرا فعال نمیشوند؟
بله مطالبه درستی است؛ اصلاً بسیج، یکی از اعضای ستاد امر به معروف است. این ستاد، همانطور که گفتم، ۱۷ عضو دارد که یکی از آنها بسیج است. بنابراین باید بسیج بیاید وسط، سازمان تبلیغات باید بیاید وسط، فراجا باید بیاید وسط، دادستانی باید بیاید وسط. همه باید با هم بنشینند و زیر نظر امام جمعه شهر، یک تصمیم عاقلانه بگیرند و آن را انجام دهند.
من معتقد نیستم که به ستاد عده و عُده بدهید، پول بدهید؛ بنده با این مخالفم. نخیر، من میگویم همین چیزی را که هست، عملیاتی کنید. هر کسی بیاید و به وظیفه خودش عمل کند.
خب، پشتوانه اینهایی که نشستهاند و تصمیم گرفتهاند، چه کسانی هستند؟ مردم.
ما میتوانیم مردم را هم به میدان بیاوریم. به کمک بسیج، مردم میآیند، طرح انجام میشود و هیچ مشکلی هم ایجاد نمیشود.
خب، حالا ببینید؛ وقتی اینها انجام شد، میماند هنجارشکنها!
اینجا جای پلیس و دستگاههای امنیتی و قضایی است. آن کسی که پول میگیرد تا برهنه شود، آن کسی که دنبال فساد و فحشا است، اینجا دیگر جای ورود دستگاههای مربوط است.همه معترض این قضیه هستند.
خیلی از این مکشفهها را دیدهام که آمدهاند پیش ما و اعتراض دارند. بله، خانم سر تا پا آرایش هم دارد، ولی پوشش او پوشیده است. بعد میگوید: «من با شوهرم جرأت نمیکنم بروم فلانجا؛ مثلاً بدنش هم پیداست.» به او میگویم: «خب، خواهر من، آن روزی که ما میگفتیم این قضیه حدی ندارد،برای همین بود!»
وزارت بهداشت کوچکترین موردی از یک بیماری ویروسی را که در یک جا مطرح شد، بررسی و پیگیری میکند، درست است؟ الان خبر بدهند که فرضاً کرونا در فلان شهر دیده شده است؛ وزارت کشور ورود میکند، وزارت بهداشت ورود میکند و موضوع را بررسی میکنند. چون میگویند از همانجا سرایت میکند.
در مسائل فرهنگی هم همین است. یک معضل فرهنگی که بالا میآید، برای همین، همه دستگاهها باید بیایند وسط. اینکه ما بنشینیم و بگوییم یک دستگاه خاص، تو بیا و این کار را انجام بده، نمیشود. ستاد امر به معروف بهتنهایی میخواهد چه کار کند؟
ما امر به معروف و نهی از منکر میکنیم. ما قبل از واقعه باید وارد شویم. ما که میگوییم، یعنی مردم، مطالبهگران و آمران به معروف، منظورمان این است که مثلاً باید بگوییم گناه نکنید، دزدی نکنید، رانت نگیرید، رشوه نگیرید. این وظیفه ماست.
خب، حالا اگر رشوه گرفت، چه؟ آنجا وظیفه قوه قضائیه است. آن کسی که دارد در امور جاری کشور، در صندوق ارزی و در کارهای دیگر اخلال ایجاد میکند، وظیفه دستگاه امنیتی است. من که نباید بروم در کار آنها دخالت کنم. اتفاقاً اگر دخالت کنم، چون تخصص ندارم، کار خراب میشود.
اگر من حالا باخبر شدم که یکی دارد مثلاً در ساختار ارزی کشور اخلال ایجاد میکند، خب، شاید دستگاه امنیتی دارد او را رصد میکند. من ورود کنم و کاری را که بلد نیستم انجام دهم و داد بزنم، کار خراب میشود.
پس ما حتی در آنجایی که فساد وجود دارد، وظیفه داریم موضوع را به دستگاه امنیتی و دستگاه قضایی گزارش کنیم و پیگیری کنیم که آنها کار خودشان را انجام دهند. این کارها را هم انجام دادهایم.
* برای رفع خلأهای قانونی چه باید کرد؛ بهطور مثال، وقتی یک فروشگاه، کافه یا بوتیک به دلیل هنجارشکنی پلمب میشود، چرا دوباره امکان فعالیت پیدا میکند؟
شما مثلاً یک بوتیک لباسفروشی یا فروشگاهی را در نظر بگیرید که در آن فساد و هنجارشکنی اتفاق میافتد. تذکر دادن در این موارد با ماست؛ اما اینکه چه خلأ قانونی باعث میشود این واحد بعداً دوباره باز شود، موضوع دیگری است. البته در بعضی موارد اصلاً خلأ قانونی وجود ندارد، بلکه قانون صراحتاً میگوید که آنجا باید بسته شود.
ببینید، ما این موارد را گزارش میکنیم و در بسیاری از موارد، قاضی حکم میدهد و اماکن هم برای اجرای حکم، آن واحد را میبندد. ما که نمیتوانیم خودمان آنجا را ببندیم؛ نه میتوانیم حکم بدهیم و نه میتوانیم پلمب کنیم. در وهله اول، برای این تخلفات جریمه در نظر گرفته میشود و گاهی این جریمه هم سنگین است.
مشکل اینجاست که وقتی مجموعه دولت همکاری نکند، قانون وجود دارد، اما اجرا نمیشود و در این شرایط کاری از دست ما برنمیآید. من فکر نمیکنم در این زمینه با خلأ قانونی جدی مواجه باشیم، بهجز برخی مصادیق جدید که در قانون جدید حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب، که به قانون عفاف و حجاب معروف است، پیشبینی شده، اما هنوز ابلاغ نشده است. سه سال است که ما منتظر ابلاغ این قانون هستیم. اگر این قانون ابلاغ شود، مصادیق جدید نیز در آن دیده شده است؛ وگرنه مصادیق قبلی در قوانین موجود پیشبینی شدهاند و برای اجرای آنها دغدغه قانونی وجود ندارد.
کسی که مسئول است باید وظیفه خود را انجام دهد و کسی هم که مجری قانون است باید آن را اجرا کند. ما طرحی ارائه کردیم و گفتیم ادارات بودجه فرهنگی دارند؛ این بودجه باید سهمبندی شود. باید مشخص شود چه مقدار از بودجه فرهنگی برای ورزش، چه مقدار برای عفاف و حجاب، چه مقدار برای نماز، چه مقدار برای امر به معروف، چه مقدار برای کنسرت و چه مقدار برای برگزاری جشنها اختصاص پیدا کند. نباید همه این بودجه یکجا هزینه شود و در نهایت برای عفاف و حجاب، امر به معروف و نماز هیچ بودجهای باقی نماند.
من بارها گفتهام و در این زمینه خیلی هم حرف شنیدهام که منابع مسئولیت اجتماعی در هر استان باید زیر نظر استاندار و نماینده ولیفقیه مدیریت و برای امور فرهنگی هزینه شود؛ نه اینکه همه منابع صرف ایجاد و اداره یک تیم فوتبال شود و هرچه پول وجود دارد، همانجا هزینه شود.
از شما سؤال میکنیم چرا صنعت مس در استان کرمان باید چهار تیم فوتبال داشته باشد؟ من واقعاً علت آن را نمیفهمم. در کرمان، رفسنجان و مناطق دیگر این استان، صنایع مختلفی وجود دارد و هر کارخانهای که توان مالی دارد، در تیم فوتبال سرمایهگذاری کرده است. چرا؟ استان کرمان از استانهایی است که بیشترین معادن و کارخانهها را دارد. منابع مسئولیت اجتماعی این صنایع میتواند در حل مشکلات مردم و حتی در سطح کشور مؤثر باشد، اما در همین استان، مناطق بسیار محرومی وجود دارد و در عین حال بخشی از منابع مسئولیت اجتماعی برای تیمهای فوتبال هزینه میشود.
من نمیخواهم بگویم فوتبال لازم نیست؛ فوتبال هم نیاز است، اما هر چیزی باید به اندازه باشد. مردمی که جاده ندارند، آب ندارند؛ شما خودتان هم میگویید این پول باید در جای دیگری هزینه شود. من نمیخواهم بگویم تیم صنعت مس یک تیم خوب نداشته باشد؛ تیم فوتبال خوب هم داشته باشد، اما هزینه یک تیم را انجام بدهید و بقیه منابع را در همان استان برای رفع نیازهای مردم هزینه کنید، نه اینکه همه پول را به جای دیگری ببرید.
در همین روستاها باشگاه ورزشی ایجاد کنید، سالن سرپوشیده بسازید تا جوانان روستا بتوانند در آنجا ورزش کنند، برای روستاها لولهکشی آب انجام دهید و جاده احداث کنید. خودتان هم میتوانید این کارها را انجام دهید و لازم نیست همه این منابع را در اختیار دولت قرار دهید. الان اگر بگویید، میگویند «ما داریم این کارها را انجام میدهیم». من هم این موضوع را میدانم؛ خودم رفتهام و از نزدیک سرکشی کردهام، اما سؤال این است که چه مقدار از این منابع و با چه نسبتی در این زمینه هزینه میشود؟
شما منابعی را که در قالب مسئولیت اجتماعی در کشور هزینه میشود، در مجموع در نظر بگیرید؛ از پالایشگاهها و پتروشیمیها گرفته تا معادن و صنایع فولاد، مس، طلا و امثال اینها. اگر در سطح کشور، این منابع در یک صندوق جمع شود و زیر نظر یک مجموعه مشخص مدیریت شود، سپس در هر استان سهمبندی شود و این منابع زیر نظر استاندار، نماینده ولیفقیه و دیوان محاسبات، یعنی مدیرکل دیوان محاسبات، قرار گیرد و مشخص شود که این پول دقیقاً در چه زمینهای هزینه شود، ببینید چقدر از مشکلات فرهنگی جامعه ما حل خواهد شد.
اینکه یک مجموعه بگوید «پول مال خود من است»، اصلاً برای من قابل درک نیست؛ یعنی چه؟ شما معدن هستید، شما یک صنعت ملی هستید. حالا دولت این مجموعه را خصوصی کرده و در اختیار شما قرار داده است؛ اما سرمایه و منابع آن متعلق به همان شهر است و در نهایت، این منابع به بیتالمال مربوط میشود.
اصلاً فرض کنید یک مجموعه کاملاً خصوصی است و خودش برای سرمایهگذاری اقدام کرده است. سؤال این است که شرکتی که ایجاد کردهاید، پالایشگاهی که ساختهاید، پتروشیمی که راهاندازی کردهاید و امثال اینها، ماشینهای شما از کجا عبور میکنند؟ از خیابانهایی عبور میکنند که مردم هم از آنها استفاده میکنند. آلودگی ناشی از فعالیت شما نیز بر همین مردم تأثیر میگذارد. خب، در چنین شرایطی شما باید به مردم کمک کنید و مشکلات آنها را ببینید.
اینطور نیست که هیچ کمکی انجام نشود؛ من از این موضوع خبر دارم، چون خودم سرکشی میکنم. بحث این است که میزان کمکها متناسب با ظرفیت و مسئولیت اجتماعی این مجموعهها نیست. یک مسئول دغدغه دارد و مسئولیت اجتماعی را بهدرستی انجام میدهد، اما یک مسئول دیگر چنین دغدغهای ندارد. در نتیجه، یا به این مسئولیت عمل نمیکند یا آن را به شکل صحیح انجام نمیدهد.
من میخواهم بگویم نباید اجازه دهیم یک فرد درباره نحوه هزینهکرد این منابع تصمیم بگیرد؛ بلکه باید قانون تصمیم بگیرد. طاهری نباید تصمیم بگیرد، فلانی هم نباید تصمیم بگیرد. باید سازوکار قانونی مشخصی وجود داشته باشد. بعضی از مواردی که درباره مسئولیت اجتماعی مطرح میکنم، ارقام بسیار بزرگی است. یکدفعه رقم از چند میلیون تومان به میلیارد تومان میرسد و بعد از یک میلیارد تومان به هزار میلیارد تومان و حتی پنج هزار میلیارد تومان میرسد. بعضی شرکتها را نمیخواهم نام ببرم، اما گاهی منابعی در اختیار دارند که میتواند تغییر و تحولات بزرگی در یک شهر یا منطقه ایجاد کند.
در همین زمینه، من به یکی از استانها رفتم و دیدم امام جمعه آن شهر برای انجام یک کار فرهنگی، برای مبلغ بیست میلیون تومان مشکل دارد و نیازمند تأمین این مبلغ است. سؤال من این است که چرا باید در یک جا به یک فوتبالیست یکصد میلیارد یا یکصد و بیست میلیارد تومان پرداخت شود، اما در جای دیگری برای تأمین بیست میلیون تومان جهت انجام یک کار فرهنگی مشکل داشته باشیم؟
پس این همان مسئله و خلأیی است که باید درباره آن فکر کرد. ما باید قوانین را اصلاح کنیم. ما درباره بودجهریزی فرهنگی صحبت کردهایم و بسیاری از این طرحها را نیز مطرح کردهایم. باید بخشی از این منابع و نحوه هزینهکرد آنها مدیریت و ساماندهی شود.
البته من نمیخواهم بگویم لزوماً تمام پولی که در قالب مسئولیت اجتماعی هزینه میشود، برخلاف قانون یا به شکل نادرست هزینه میشود؛ این نکته را باید دقیق در نظر گرفت. من نمیگویم این پول خلاف هزینه میشود، بلکه گاهی در جای نامناسب هزینه میشود.
بله، ما به همه این موارد نیاز داریم، اما مسئله اولویتبندی است. این دقیقاً مثل این است که فردی نان برای خوردن ندارد و از گرسنگی در حال از بین رفتن است، اما ما برای او یک کتوشلوار زیبا میخریم. چرا؟ چون خیاط، دوست من است. خب، خوب است که آن فرد کتوشلوار مناسبی داشته باشد، اما قبل از آن باید شکمش را سیر کنیم.
من فکر میکنم این خلأیی که درباره نحوه مدیریت و هزینهکرد منابع مسئولیت اجتماعی وجود دارد، باید بهصورت قانونی و مشخص حل شود.
* تجمعاتی که با موضوع حجاب برگزار میشود، زیرمجموعه ستاد امر به معروف است یا توسط گروههای مردمی برگزار میشود؟ و چرا در این تجمعات بیشتر طلاب و افراد چادری حضور دارند و کمتر از تشکلهای دانشجویی، بانوان مانتویی، جوانان و نوجوانان استفاده میشود تا مشخص شود مطالبه حجاب، مطالبهای عمومی است، نه صرفاً مطالبه طلاب و افراد هیئتی؟
میگویید چرا از این افراد استفاده نمیکنیم؟ اولاً تجمع به ستاد مربوط نیست؛ این تجمعات مردمی است و رئیس ستاد نیز از آن حمایت میکند. معمولاً دغدغهمندان جمع میشوند و اقدامی انجام میدهند. بنابراین همه افراد، از افراد چادری و روحانی گرفته تا بسیجی، سپاهی، معلم و... در این تجمعات حضور دارند. هر جا هم امر به معروفی باشد، حمایت از آمران بر عهده ستاد است و ما از این افراد حمایت میکنیم.
مسئولان ستاد نیز مانند مردم دغدغه دارند و وارد میدان میشوند و در تجمعات در کنار مردم حضور پیدا میکنند. وگرنه اینکه بگوییم مثلاً ستاد نامه میدهد که بروید تجمع کنید، اینطور نیست. این افراد خودشان دغدغه دارند. وقتی یک فرد دغدغهمند مسئلهای را میبیند، با خودش میگوید: من خون دادهام، من فرزندم را دادهام، من شوهرم را دادهام، من عزیزم را دادهام، من مسلمانم و به قرآن اعتقاد دارم. وقتی میبینم این مسئله دارد جامعه را فاسد میکند، آینده فرزند من را تحت تأثیر قرار میدهد و فرزند من قرار است در این جامعه رشد کند، نسبت به آن دغدغه پیدا میکنم.
شما میگویید چرا عدهای دیگر در این تجمعات حضور پیدا نمیکنند و آیا بهتر نیست این موضوع مدیریت شود؟ ما میگوییم اگر فردی نمیآید، من که نمیتوانم به دانشجو بگویم تو بیا. خود دانشجو باید نسبت به این موضوع دغدغه داشته باشد.
در مورد جلساتی هم که برگزار میشود، ما جلسات متعددی داریم، آنها را برگزار میکنیم، درخواست میکنیم و میگوییم که جلسات متعددی داریم؛ ولی من که نمیتوانم وارد دانشگاه شوم. دانشجو در حیطه دانشگاه، دانشجو است. وقتی از دانشگاه خارج میشود، مانند همین مردم عادی در خیابان است. آنجا دیگر نباید بگویم چون دانشجو است، دانشجو محسوب میشود. دانشجو در دانشگاه دانشجو است؛ اما وقتی بیرون میآید، میتواند مطالبهگر و انقلابی باشد و بهعنوان عضوی از جامعه در این تجمعات حضور پیدا کند.
در همین تجمعات هم دانشجوها زیاد هستند. مگر نیستند؟ شما آن شبها که میروید، بسیاری از آنها دانشجو هستند. وقتی میگویید دانشجو، دانشجو بودن او مربوط به دانشگاه است. اما من چقدر اجازه ورود به دانشگاه را دارم؟ ما حداکثر میتوانیم به شورای امر به معروف دانشگاه ورود کنیم، آن هم اگر چنین شورایی شکل گرفته باشد و آن هم در حد تذکر.
بله، ما از این جهت که دغدغه داریم، همهمان جمع میشویم و آن کار را انجام میدهیم. اما همین محدودیت را دانشجوها نیز در دانشگاه دارند. الان مثلاً دانشجو میگوید من میخواهم در دانشگاه تجمع برگزار کنم، اما ممنوعیت دارم و برای من محدودیتهایی وجود دارد. محدودیتهایی وجود دارد.
یعنی میخواهم بگویم همه این مسائل را باید به سمت قانون ببریم. ما بخشی از این موارد را در بحث قانون جدید پیشنهاد دادهایم و در این زمینه رایزنی هم کردهایم. بعضی از پیشنهادها نیز تصویب شده است؛ ولی مواردی که به من مربوط نیست، باید ابلاغ شود و بعد درباره آن بحث کنیم.
* صحبت پایانی و راهکار شما چیست؟
راهکار چیست؟ راهکار این تغییرات عمومی، حضور مردم در میدان است. باید مطالبات مردمی فراگیر شود. مطالبه فقط عفاف و حجاب نباشد؛ اقتصاد هم مطالبه ماست، ارز مطالبه ماست، مرز مطالبه ماست و خونخواهی آقا هم مطالبه ماست. ما در انقلاب اسلامی مجموعهای از مطالبات داریم که همه به هم گره خوردهاند.
بعضی به ما میگویند: «شما چرا در جامعه دوگانه ایجاد میکنید؟ مردم نان ندارند، شما میگویید عفاف و حجاب.» من از شما سؤال میکنم: فرض کنید سقف خانهای در حال خراب شدن است و همزمان دندان شما هم درد میکند. آیا چون سقف خانه خراب است، نباید برای دنداندردتان کاری انجام دهید؟ یا چون دندان شما درد میکند، باید اجازه دهید سقف خانه هم خراب شود؟ هر دو مشکل باید حل شود. اقتصاد هم باید درست شود، فرهنگ هم باید درست شود. اینکه به این بهانه بگوییم چون اقتصاد خراب است، پس ما فرهنگ را هم رها کنیم یا خراب کنیم، چه استدلالی است؟
دقت بفرمایید، اتفاقاً ما با دوگانه مخالفیم. ما میگوییم وظیفه دولت ـ البته دولت به معنای قوه مجریه فقط نیست ـ این است که همه بخشهای حاکمیت، هم در مسائل اقتصادی، هم در مسائل فرهنگی و هم در مسائل سیاسی، در همه این حوزهها پشت سر مردم حرکت کنند.
مردم امروز مطالبه دارند. مطالبه مردم را میشود در پلاکاردها و شعارها دید. حضرت امام ـ شهید، خدا رحمتشان کند ـ فرمودند: «خداوند مردم را مبعوث میکند»
بنابراین، مردم باید باشند و میدان را خالی نکنند. میگوییم هر جا ما میدان را خالی کردیم، دیگران میآیند و میدان را میگیرند. اگر شما در آموزش و پرورش میدان را خالی کنید، اگر در بیمارستانها، پرستاری، پزشکی و هر جای دیگری میدان را خالی کنید، اگر ما انقلابیها هر جا میدان را خالی کردیم، ضربه خوردیم!
کاری که مردم میانکاله انجام دادند، نمونه همین مسئله است. مردم گفتند: «ما نمیخواهیم فردی از تهران بلند شود و به اینجا بیاید و برای خوشگذرانی خودش، فرهنگ ما را خراب کند.» مردم وارد میدان شدند و برای حل این مسئله اقدام کردند. در چنین شرایطی، ما نیز از اقدام مردم حمایت میکنیم.
ارگانها هم وظیفه دارند؛ نه اینکه ارگانها را کنار بگذاریم. ارگانها بهدلیل وظیفهای که در جمهوری اسلامی دارند، باید همکاری کنند. بله، وقتی میگویم همگانی، فقط منظورم مردم نیست؛ همه مدیران را میگویم. ارگانها باید مسیر را باز کنند. نهتنها باید این کار را انجام دهند، بلکه میگویم برای همین کار از دولت بودجه میگیرند و بودجه آن نیز در بودجه کشور وجود دارد. ولی برخی ارگانها متاسفانه انجام نمیدهند.
باز هم تأکید میکنم که همه اینطور نیستند و خیلیها پای کار میآیند. حتی در میان شرکتهای خصوصی، افرادی را میشناسم که بدون استفاده از بیتالمال و صرفاً به دلیل دغدغهای که دارند، برای مسائل فرهنگی هزینه میکنند. این افراد و مجموعهها هم وجود دارند.
در نهایت، مجموعه این اقدامات میتواند، انشاءالله، به حل این مشکلات کمک کند.
مشاهده و دانلود فیلم
تهیه و تنظیم: نقی امینی










نظر شما