به گزارش خبرگزاری حوزه، یکی از مهمترین تفاوتهای نسل جدید با نسل گذشته این است که کودکان و نوجوانان نسل جدید از بدو تولد به دنیای دیجیتال پا نهادهاند، کما این که به عنوان نخستین نشانه، والدینشان به سرعت تولد آنها را در شبکههای اجتماعی به اشتراک گذاشتهاند.
در واقع این نسل با شبکههای اجتماعی، پیامرسانها و خدمات الکترونیکی و آنلاین بزرگ شدهاند و بر همین اساس برخی از اصلیترین شاخصههای تربیتی آن ها در این اتمسفر شکل گرفته است و لذا باید گفت که تلفن هوشمند در نگاه نسل جدید، دیگر صرفاً یادآور دهکده مجازی نیست، بلکه بخش مهمی از زیست آنها را رقم زده است.
به دیگر سخن باید گفت که نسل فعلی که با تلفن هوشمند و بازی ویدیویی و ارتباط دایمی آنلاین بزرگ شدهاند، رابطهشان با شبکه اجتماعی با نسلهای قبلی متفاوت است، از این حیث که برای این نسل، شبکه اجتماعی فقط محل ارتباط نیست، بلکه محل تجربه کردن، بازی کردن و ساختن هویت و نمایش خود است.
سال ۱۴۰۳ پیمایشی در کشورمان صورت گرفت و نتیجه آن نشان میداد که اصلیترین رسانههای مورد استفاده نسل جدید در ایران، به ترتیب اینستاگرام، تلگرام، واتساپ و یوتیوب هستند. نکته جالب توجه این که حدود ۷۰ درصد جوانان بین ۱۸ تا ۲۹ سال از اینستاگرام، و حدود ۵۰ درصد آنان از تلگرام استفاده میکنند، ضمن آن میزان استفاده کاربرانِ این نسل از واتساپ، ۴۲درصد است.
اقتضائات فعالیت در عصر زیستِ مجازی
البته در رابطه با تحلیل میزان و چگونگی حضور نسل جدید ایران در فضای مجازی، فراتر از یک بررسی آماری ساده، نیازمند واکاوی لایههای فرهنگی و تمدنی هستیم، چه آن که به هر حال ما در عصری زندگی می کنیم که یکی از عناوین مهم آن "عصر زیستِ مجازی" است و به اعتقاد کارشناسان و اهالی فن، در این رابطه باید به مؤلفه های مهمی توجه داشت؛
از کاربرِ مصرفکننده تا کنشگرِ هویتجو
پیش از هر چیز باید توجه داشت که نسل جدید کشورمان در عرصه فضای مجازی صرفاً مصرفکننده محتوا نیست، چرا که آنها در حال بازتولید هویت خود در این فضا هستند. برخلاف تصور رایج که این حضور را صرفاً سرگرمی تلقی می کند، اتفاقاً بخش بزرگی از این زیست، ریشه در بحث هویتیابی دارد و لذا در تحلیل این قضیه به هیچ وجه نباید از مؤلفههای هویتی و تربیتی غفلت کرد.
از سوی دیگر متأسفانه فضای مجازی، به خصوص در پلتفرمهای تصویرمحور همچون اینستاگرام، نوعی از "ویترینسازی" از زندگی شخصی را ترویج کرده که با مبانی دینی و اعتقادی ما به ویژه در مباحث مهمی چون حیا و حریم خصوصی در تقابل است و اینجاست که حضور نادرست و غلط در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی می تواند به سرمایه هویتی و فرهنگی فرد لطمه جدی وارد سازد.
یک آمار قابل تأمل!
برپایه سرجمع گزارش های اخذشده از سوی مرکز رصد فضای مجازی و نیز آمارهای دریافتی از سوی مؤسسات افکارسنجی داخل کشور، میانگین حضور روزانه جوانان ایرانی در فضای مجازی عددی بین ۴ تا ۷ ساعت تخمین زده میشود. البته باید توجه داشت که مهمتر از زمانِ صرفشده در این فضا، کیفیتِ حضور است و این که نسل جدید چه تأثیراتی از این فضا به جهت کیفیت همین حضور دریافت میکند؟
به اعتقاد برخی از مدرسان سواد رسانه، بخش مهمی از این زمان، صرفِ مقوله ای به نام "مقایسه اجتماعی" میشود و این همان نقطهای است که رسانههای بیگانه و مغرض با استفاده از تکنیکهایی از جنس "تصویرسازی منفی از ایران"، سعی در ایجاد یأس در بین نسل جدید کشورمان دارند، ضمن آن که به هر حال نمی توان از تأثیر فضای مجازی و شبکه های اجتماعی در تغییر ذائقه، سبک زندگی و حتی زبان و گفتمان نسل جدید غافل شد.
در شرایط فعلی، رسانه های مغرض با استفاده از تکنیکِ "میکرو-روایت"، لحظاتی از ناکارآمدی یا ضعف کشورمان را در قالب کلیپهای کوتاه منتشر میکنند. در این میان مخاطبِ نسل جدید، به دلیل آنکه قدرتِ استنتاج فرآیندی» (یعنی دیدنِ کلِ مسیرِ موفقیتها و پیشرفتهای کلانِ کشور) را از دست داده، در برابرِ این نوع روایت به نوعی خلعسلاح میشود، چرا که نگاه او یک نگاه کلان معرفتی و از منظر تمدنی نیست بلکه تنها بخش های کوچکی از واقعیت آن هم به شکل تحریف و تقطع شده را نظاره گر است و بر اساس همان ها نیز قضاوت کرده و به باور میرسد.
بحرانِ روایت و خطر تحریف حقایق
امروزه در بحث از بحران روایت باید به این نکته محوری توجه داشته باشیم که نسل جدید در محاصره روایتهای برساختهای است که از سوی جریان رسانهای غرب هدایت میشود.
بر این اساس باید گفت زمانی که قهرمانان ملی یا الگوهای تراز اسلامی همچون شهید بهشتی، شهید رجایی و شهید رئیسی و دیگر فرماندهان شهید و در رأس این ها امام و رهبر شهیدمان به درستی در فضای مجازی روایت نمیشوند، خلأ آن با ضدقهرمانها یا سلبریتیهای سطحی پر میشوند که نیک می دانیم این روند چه آفات و تبعات نامطلوبی از منظر تربیتی، فرهنگی و اجتماعی به خصوص در رابطه با نسل جدید به همراه دارد.
ما البته در راستای معرفی قهرمانان واقعی این مرز و بوم نیازمند راه اندازی و قوت نهضتِ محتوای اصیل و بومی داریم؛ تولید محتوایی که جذابیت فرمی را با عمق معنایی مبتنی بر حکمت و معرفت اسلامی آن هم با چاشنی هنر ایرانی ترکیب کند که اگر این گونه شد، بیتردید تأثیراتش هم بسی ماندگار و شگرف خواهد بود.
از سوی دیگر و برای مصونیت بخشی ما به شدت نیازمند تعمیق و توسعه سوادِ زیستِ مجازی هستیم به این معنا و مفهوم که به این واسطه نسلی را تربیت کنیم که پیش از هر چیز بداند چگونه از ابزار فضای مجازی و شبکه های اجتماعی استفاده کند، بدون اینکه از سوی آن ها هضم و یا استحاله شود که اگر این گونه شد به یقین در مسیر عزت نفس و کرامت نسل جدید گام های استواری برداشته ایم.
جنگ شناختی؛ جبهه اصلی نبرد امروز
و نکته پایانی هم اینکه؛ به تعبیر یکی از اساتید، نسل جدید کشورمان، در حال یک تجربه تاریخیِ منحصر به فرد است، چرا که این نسل در زمانه کنونی در خط مقدم یک جنگ شناختی قرار دارد و تحلیلها نیز حاکی از آن است که حضور نوجوانان و جوانان در فضای مجازی، نه یک امر حاشیهای، بلکه جبهه اصلی نبرد برای آینده ایران به شمار می رود. امید آن که در این نبرد حسّاس و پیچیده، شاهد سربلندیِ هر چه بیشتر ایران و ایرانی باشیم، ان شاءالله.










نظر شما