به گزارش خبرگزاری حوزه، در ادبیات روابط بینالملل و مطالعات امنیتی غرب، سالیان متمادی قدرت نظامی با مؤلفههایی همچون حجم بودجه دفاعی، سامانههای کلاسیک گرانقیمت و حضور فرامرزی تعریف میشد.
با این حال، نبرد اخیر ایران و آمریکا این ذهنیت را بهطور کلی درباره ماهیت جنگهای نوین تغییر داد و از سوی دیگر مقاومت بینظیر ایران اسلامی در برابر تجاوز دو قدرت اتمی، در اطلس موازنهی قدرت، مؤلفه مهمی چون"اقتدار نامتقارن و بومی" را بار دیگر در صدر توجه نخبگان نظامی، سیاسی و امنیتی نشاند.
دفاع مقتدر ایران و شکست هژمونی آمریکا
از سوی دیگر باید توجه داشت که ایالات متحده آمریکا و اقمارِ دیگر نظام سلطه همواره تلاش کردهاند با ابزار "بازدارندگی مبتنی بر هراس از فناوریهای انحصاری و پیشرفته"، هژمونی و حکمرانی نظامی خود را بر دنیا و بهویژه بر رقبای منطقهای و جهانیاش دیکته کنند، اما با این حال مناسباتِ رقمخورده در جنگ اخیر و نوع واکنش مقتدرانه ایران اسلامی – در عین این که سالیان متمادی تحت شدیدترین، پیچیدهترین و ظالمانهترین تحریمهای همهجانبه قرار داشته است– بار دیگر این مسأله را به اثبات رساند که ارادهی متکی بر خودباوری، نوآوریِ بومی و دکترین دفاعیِ درونزا، چگونه میتواند معادلات پیچیده تکنولوژیک را به چالش کشیده و همچنین قابلیت و کارآمدی مدلهای کاملاً بومی را در سختترین آزمونهای تاریخ معاصر به رخ بکشد.
این رویاروییِ نابرابر، در حقیقت پرده از این حقیقت برداشت که در عصر حاضر، قدرت دیگر در انحصار دلارهای نفتی و انبارهای تسلیحاتیِ کلاسیک نیست، بلکه برآیندی است از پیوند میان ایمان دینی، انسجام اجتماعی، ابتکار عمل راهبردی و فناوریهای متکی بر ظرفیتهای داخلی؛ مؤلفههایی که امروز اطلس موازنه قدرت را در جهانِ در حال گذار، به نفع جریان مقاومت و استقلالطلبی بازنویسی کردهاند.
نگاه اندیشمندان غربی به الگوی قدرت ایران
نکته جالب توجه اینجاست که این تحول بنیادین، از دید ناظران، پژوهشگران و مراکز مطالعات راهبردی غرب نیز پنهان نمانده است، کما اینکه بسیاری از تحلیلگران ارشد نظامی در اندیشکدههای معتبر بینالمللی در ارزیابیهای خود به این نکته اعتراف کردهاند که جمهوری اسلامی ایران موفق شده مدلی از بازدارندگی کارآمد، مؤثر و درعین حال ارزانقیمت را پدید آورد به نحوی که بزرگترین و پرهزینهترین ارتش دنیا را در دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه با چالش بسیار جدی مواجه سازد.
به عنوان مثال، برخی صاحبنظران راهبردی غربی بر این باور هستند که ایران توانسته با ترکیب هوشمندانه فناوری موشکی، سامانههای پهپادی پیشرفته و دکترین جنگ نامتقارن دریایی و زمینی، توازن قوا را در یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیک جهان یعنی خلیج فارس به نفع خود تغییر دهد.
به تعبیر یکی از پژوهشگران مسائل استراتژیک، «قدرت نظامی ایران دیگر صرفاً در حجم تسلیحات فیزیکی آن خلاصه نمیشود، بلکه در شبکه درهمتنیده از دکترین تدافعیِ بازدارنده، استقلال صنعتی در حوزه دفاعی و توانایی غافلگیری راهبردی نهفته است که مقابله با آن را برای هر قدرت فرامرزی به شدت پرهزینه و غیرقابل محاسبه ساخته است.»
وقتی تهدیدها به فرصت تبدیل میشود
همین اعترافات، تأکیدی بر این حقیقت است که غرب به خوبی درک کرده که تحریمهای فلجکننده نهتنها نتوانسته ماشینِ نوآوری دفاعی ایران را متوقف کند، بلکه موجب شکلگیری یک اکوسیستم بومی، خودکفا و متکی به ظرفیتهای درونزا شده به نحوی که تهدیدها را به فرصت بدل ساخته است.
نکته حائز اهمیت دیگر این که در شرایط کنونی، اطلس موازنه قدرت در جهانِ در حال گذار، دیگر بازتابدهنده نظم تکقطبیِ دهههای پیشین نیست، کما مشخصاً باید بر این نکته تأکید کرد که دستاوردهای خیرهکننده نظامی جمهوری اسلامی ایران در هماورد اخیر، نشان داد که اُفول هژمونی آمریکا یک روند شتابان و در عین حال غیرقابل بازگشت است؛ روندی که در سایه تکیه بر مؤلفههای قدرت نرم و سختِ بومی، نویدبخش تحقق افقهای روشنتر در شکلگیری نظم نوین جهانی و در نهایت تحقق تمدن نوین اسلامی است.
سید محمدمهدی موسوی










نظر شما