پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۵
از آتاتورک تا علی‌اف؛ آیا آذربایجان در مسیر استحاله فرهنگی قرار دارد؟

حوزه/ سعید شیری، پژوهشگر علوم قرآن و حدیث، در یادداشتی با مقایسه اصلاحات سکولاریستی مصطفی کمال آتاتورک در ترکیه با محدودیت‌های اخیر پوشش مذهبی در مدارس جمهوری آذربایجان، نسبت میان سکولاریسم، آزادی مذهبی و استقلال فرهنگی را بررسی کرده و درباره پیامدهای این سیاست‌ها بر هویت دینی نسل آینده هشدار داده است.

به گزارش خبرگزاری حوزه مصطفی کمال آتاتورک پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و تأسیس جمهوری ترکیه در سال ۱۹۲۳، برنامه‌ای گسترده برای تغییر ساختار سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور آغاز کرد. او معتقد بود ترکیه برای رسیدن به پیشرفت و قدرت، باید از بسیاری از ساختارهای سنتی عثمانی فاصله بگیرد و الگوهای اروپایی را در اداره کشور به کار گیرد. این سیاست فقط به تغییر حکومت محدود نماند؛ آموزش، قانون، پوشش، زبان و جایگاه دین در جامعه نیز به میدان اصلاحات تبدیل شدند. به این ترتیب، دولت جدید ترکیه تلاش کرد هویت ملی و سبک زندگی جامعه را از بالا و بر اساس الگویی تازه بازتعریف کند.

این تغییرات به‌صورت مرحله‌به‌مرحله پیش رفت. در سال ۱۹۲۴، خلافت عثمانی و وزارت امور شرعی و اوقاف لغو شد و نظام آموزشی کشور یکپارچه شد. در سال ۱۹۲۵، خانقاه‌ها و تکیه‌های طریقت‌ها تعطیل شدند و قانون کلاه، پوشش سنتی مردان را هدف قرار داد. در سال ۱۹۲۶، قانون مدنی با الگوبرداری از قانون سوئیس جایگزین قوانین پیشین شد. در سال ۱۹۲۸، الفبای لاتین جای الفبای عربی را گرفت و در همان سال، عبارت مربوط به اسلامی بودن دین رسمی دولت از قانون اساسی حذف شد. سرانجام، در سال ۱۹۳۷، اصل سکولاریسم رسماً در قانون اساسی قرار گرفت. این روند نشان می‌دهد که تغییر فرهنگی می‌تواند نه با یک تصمیم ناگهانی، بلکه با مجموعه‌ای از اصلاحات در نهادهای مختلف، به‌تدریج شکل بگیرد.

در حال حاضر در جمهوری آذربایجان سیاست‌هایی در حال اجراست که پرسش‌هایی درباره آینده هویت دینی و فرهنگی جامعه مطرح می‌کند. در هفتم ژوئیه ۲۰۲۶، مجلس این کشور اصلاحاتی را در قانون آموزش عمومی تصویب کرد که بر اساس آن، دانش‌آموزان و معلمان مدارس دولتی ملزم به رعایت مقررات پوشش شدند. سپس دولت در ۲۱ سپتامبر، مقررات لباس مدارس را تغییر داد و پوشش‌هایی را که با اصل سکولاریسم یا یکسان بودن لباس فرم ناسازگار تشخیص داده شوند، ممنوع کرد. در متن مقررات نام حجاب به‌صراحت نیامده است، اما گزارش الجزیره در ۱۲ اکتبر از جلوگیری برخی مدارس از ورود دانش‌آموزان و معلمان محجبه به کلاس‌ها خبر داد. به این ترتیب، بحثی که ظاهراً درباره لباس فرم است، به مسئله آزادی مذهبی و نسبت حکومت با باورهای جامعه تبدیل شده است.

سکولاریسم به معنای نفی آزادی مذهب نیست. در تعریف رایج، این اصل به جدایی نهاد دین از دولت و جلوگیری از تحمیل یک مذهب رسمی مربوط می‌شود؛ نه اینکه حکومت بتواند هر نشانه دینی را از فضای عمومی حذف کند. در آمریکا، راهنمای وزارت آموزش از حق دانش‌آموزان برای داشتن پوشش مذهبی حمایت می‌کند. در آلمان، دادگاه قانون اساسی فدرال در سال ۲۰۱۵ ممنوعیت کلی حجاب برای معلمان را نپذیرفت و اعمال محدودیت را به شرایط مشخصی وابسته دانست. در هلند نیز مدارس دولتی نمی‌توانند دانش‌آموزان و معلمان را به پیروی از یک دین خاص ملزم کنند و مدارس مذهبی هم در چارچوب قانون فعالیت دارند. این کشورها در قوانین خود تفاوت‌هایی دارند، اما تجربه آنها نشان می‌دهد که سکولاریسم الزاماً به معنای بیرون راندن دین از مدرسه نیست. بنابراین، نمی‌توان صرفاً با تکرار واژه سکولاریسم، هر نوع محدودیت مذهبی را توجیه کرد.

مسئله مهم‌تر این است که چرا در آذربایجان، مدرسه و دانش‌آموزان در مرکز چنین سیاستی قرار گرفته‌اند. مدرسه فقط محل آموزش علوم و مهارت‌ها نیست بلکه یکی از اصلی‌ترین نهادهای شکل‌دهنده به هویت نسل آینده است. نگرش دانش‌آموزان به دین، تاریخ، فرهنگ و هویت ملی تا اندازه زیادی در همین محیط شکل می‌گیرد. اگر یک حکومت بخواهد در بلندمدت برداشت نسل جدید از جامعه و زندگی را تغییر دهد، آموزش یکی از مهم‌ترین ابزارهای آن خواهد بود.

به همین دلیل، محدود کردن پوشش مذهبی دانش‌آموزان را نمی‌توان فقط مسئله‌ای اداری دانست. این سیاست می‌تواند بر این پرسش اثر بگذارد که نسل آینده، دین را بخشی طبیعی از هویت جامعه می‌بیند یا نشانه‌ای که باید از محیط رسمی و عمومی کنار گذاشته شود.

چنین روندی را می‌توان در چارچوب مفهوم «استحاله فرهنگی» بررسی کرد؛ یعنی تغییر تدریجی ارزش‌ها، باورها و الگوهای زندگی یک جامعه، به‌گونه‌ای که در طول زمان، فاصله آن با میراث تاریخی و فرهنگی خود بیشتر شود. استحاله لزوماً با تغییر مرزها یا واگذاری رسمی حاکمیت همراه نیست. ممکن است کشور از نظر سیاسی مستقل بماند، اما در عرصه فرهنگ و آموزش، به‌تدریج الگوهایی را بپذیرد که تعریف آن از هویت ملی را تغییر می‌دهند. هنگامی که محدودیت‌های دینی در مدرسه آغاز می‌شود و سپس به حوزه‌های دیگر زندگی اجتماعی گسترش می‌یابد، باید پرسید آیا با مجموعه‌ای از تصمیم‌های جداگانه روبه‌رو هستیم یا با مسیری که در نهایت، جایگاه دین در جامعه را دگرگون خواهد کرد.

این روند را می‌توان در پیوند با گسترش اندیشه جهانی‌سازی و ایده «دهکده جهانی» نیز بررسی کرد؛ ایده‌ای که ردّ پای صهیونیست‌ها در آن به وضوح دیده می‌شود. به آن میزان که مداخله و سیطره‌ی صهیونیست‌ها بر اقتصاد و سیاست جهان را شاهدیم، با همان شدت و حتی فراتر از آن، در عرصه‌ی فرهنگ نیز به وضوح دیده می‌شود. دهه‌هاست که آن‌ها با تسلط بر رسانه‌های بین‌المللی و از طریق صنعت هالیوود، در پی ترویج بی‌بندوباری، خشونت و انحلال ارزش‌های اخلاقی هستند. تمامی این اقدامات، بخشی از نقشه‌ی راهی است که در «پروتکل‌های ۲۴ گانه دانشوران یهود» پیش‌بینی شده است؛ جایی که یکی از راهبردهای اصلی نفوذ، تضعیف ساختارهای سنتی معرفی شده است. در واقع، طبق یکی از بندهای این پروتکل، هدف اصلی «از بین بردن صبغه مذهبی حکومت‌ها در برابر دین یهود» است که از طریق روش‌هایی چون دستگیری، زندان و اعمال فشارهای سیستماتیک دنبال می‌شود. در این بین، دور از نظر نیست که رویکرد سیاست خارجی الهام علی‌اف و پیوندهای تنگاتنگ او با رژیم صهیونیستی، تکمیل‌کننده‌ی پازلِ این استحاله و وابستگیِ فرهنگی باشد، همچنان که اسناد تاریخی از ارتباط آتاتورک با یهودیان نفوذی در ترکیه حکایت دارند.

نکته‌ی اصلی این است که الگوهای مسلط فرهنگی و سیاسی، به‌تدریج تفاوت‌های تاریخی و دینی ملت‌ها را کم‌رنگ کنند و جوامع را به سوی سبک زندگی مشابهی سوق دهند. از این منظر، وقتی حکومت‌ها برای مدرن‌سازی، به کنار زدن سنت‌های دینی و فرهنگی خود روی می‌آورند، این پرسش مطرح می‌شود که آیا استقلال سیاسی بدون استقلال فرهنگی می‌تواند پایدار بماند؟

پس علی‌اف نمی‌تواند با استناد به سکولاریسم، پرسش درباره پیامدهای محدودیت حجاب در مدارس را کنار بگذارد. آذربایجان کشوری با اکثریت مسلمان است و دین در هویت تاریخی و فرهنگی بخش بزرگی از جامعه آن جایگاه دارد. اگر دولت واقعاً به دنبال نظم آموزشی است، باید توضیح دهد چرا اجرای مقررات به محرومیت برخی دانش‌آموزان از حضور در کلاس منجر شده است. آنچه در تجربه آتاتورک دیده شد، تغییر تدریجی ساختارهای سیاسی، آموزشی و فرهنگی از طریق تصمیم‌های پی‌درپی دولت با ایده‌ی جهانی‌سازی بود؛ تجربه‌ای که اکنون می‌تواند معیاری برای بررسی مسیر آذربایجان باشد. خطر اصلی زمانی پدیدار می‌شود که اصلاحات ظاهراً اداری، در عمل به ابزاری برای تغییر اجباری هویت جامعه تبدیل شوند. استقلال فقط حفظ مرزهای کشور نیست؛ حفظ حق مردم برای پاسداری از باورها، تاریخ و فرهنگ خود نیز بخشی از استقلال است.

سعید شیری، پژوهشگر علوم قرآن و حدیث

منابع:

* اصلاح قانون آموزش عمومی آذربایجان، ۷ ژوئیه ۲۰۲۶: متن اصلاحات قانونی

* مصوبه دولت آذربایجان درباره لباس فرم مدارس، ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶: خبرگزاری APA

* گزارش الجزیره درباره محدودیت حجاب در مدارس، ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶: گزارش الجزیره

* دانشنامه آتاتورک درباره سکولاریسم و اصلاحات او: آتاتورک و لائیسیته

* کتابخانه کنگره آمریکا، گاه‌شمار اصلاحات کمالیستی: مطالعه کشوری ترکیه

سعید شیری پژوهشگر علوم قرآن و حدیث

انتهای‌پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha