دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۹
همه گریستند، اما کسی به دفاع برنخاست؛ روایت تأثیرگذار خطبه فدکیه

حوزه/ برای درک عظمت خطبه حضرت فاطمه زهرا(س)، باید پیش از ورود به متن آن، با فضای ایراد خطبه و شرایطی آشنا شد که حضرت در آن، در برابر جمعی از مهاجران و انصار به سخن ایستادند؛ فضایی که شناخت آن، ابعاد دیگری از جایگاه و پیام این خطبه را آشکار می‌کند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، حجت‌الاسلام حسینی قمی در سلسله مباحثی به موضوع معارف فاطمیه پرداخته که تقدیم مبلغان و عاشقان اهل‌بیت(ع) می‌شود.

ده محور خطبه فدکیه؛ از اهداف آفرینش تا حوادث پس از رحلت پیامبر(ص)

پیش از ورود به اصل خطبه، اشاره کنم که این خطبه را می‌توان به ده بخش تقسیم کرد. در بخش نخست، صدیقه طاهره، سلام‌الله‌علیها، به اهداف آفرینش می‌پردازند و مطالب بسیار والا و ارزشمندی در این زمینه بیان می‌فرمایند. بخش دوم به اهداف رسالت اختصاص دارد و در بخش سوم، ویژگی‌های قرآن کریم مطرح می‌شود. در بخش چهارم، حضرت بیانات بسیار زیبایی درباره فلسفه احکام الهی بیان می‌فرمایند. بخش پنجم به تلاش‌های رسول گرامی اسلام برای نجات بشریت می‌پردازد و بخش ششم، وضعیت مردم در عصر جاهلیت، پیش از بعثت خاتم‌النبیین، را ترسیم می‌کند.

بخش هفتم درباره مبارزات وجود مقدس امیرمؤمنان، سلام‌الله‌علیه، است. به گمان من، این فراز از خطبه نورانی حضرت فاطمه زهرا، سلام‌الله‌علیها، یکی از زیباترین فرازهای خطبه است. حضرت در این بخش، به زیبایی از امیرمؤمنان دفاع می‌کنند و از ظلمی که به ایشان شده است، سخن می‌گویند. به گمان من، هیچ‌کس جز صدیقه طاهره، سلام‌الله‌علیها، نمی‌توانست به این زیبایی از امیرمؤمنان دفاع کند؛ حتی شاید خود امیرمؤمنان نیز نمی‌توانستند چنین سخنانی را با همین کیفیت بیان کنند. به هر حال، حضرت فاطمه زهرا، سلام‌الله‌علیها، بانویی بودند که دختر پیامبر و تنها یادگار ایشان به شمار می‌رفتند. ایشان در مسجد، پشت پرده نشسته بودند و سخن می‌گفتند. جایگاه دختر پیامبر و تنها یادگار آن حضرت، جایگاهی بسیار والا بود. شاید اگر امیرمؤمنان، سلام‌الله‌علیه، می‌خواستند این فرازها را بیان کنند، برخورد بسیار شدیدی با ایشان صورت می‌گرفت.

بخش هشتم خطبه به ویژگی‌های فرصت‌طلبانی می‌پردازد که حق امیرمؤمنان، سلام‌الله‌علیه، را غصب کردند. بخش نهم درباره حوادث پس از رحلت رسول گرامی اسلام است و بخش دهم به موضوع فدک اختصاص دارد که صدیقه طاهره، سلام‌الله‌علیها، در این بخش به آن اشاره می‌فرمایند.

البته افزون بر این ده بخش، پس از پایان خطبه حضرت زهرا، سلام‌الله‌علیها، مطالب دیگری نیز مطرح می‌شود؛ از جمله سخنان حضرت با انصار، گفت‌وگوی ایشان با انصار و گلایه از آنان، گفت‌وگوی حضرت با خلیفه و حاکم وقت و نیز پاسخی که خلیفه در جواب به حضرت می‌دهد. بنابراین، می‌توان عمده مباحث مرتبط با خطبه را به این صورت دسته‌بندی کرد. با این حال، بار دیگر از عزیزان خودم تقاضا می‌کنم که به این بخش‌های دیگر نیز توجه داشته باشند.

فضای ایراد خطبه فدکیه؛ روایتی از لحظه‌های پیش از سخنرانی حضرت زهرا(س)

پیش از آنکه وارد اصل خطبه شویم، لازم است به نکته دیگری نیز اشاره کنم. در این جلسات، هنوز به اصل خطبه نرسیده‌ایم و آن نکته، فضای ایراد خطبه است. اگر با فضای ایراد این خطبه آشنا نباشیم، نمی‌توانیم به عظمت آن پی ببریم.

همه کسانی که فضای ایراد خطبه را نقل کرده‌اند، این‌گونه نوشته‌اند:

«لَمّا أَجْمَعَ أَبُوبَکْرٍ وَعُمَرُ مَنْعَ فاطِمَةَ فَدَکاً وَبَلَغَها ذلِکَ، لاثَتْ خِمارَها عَلی رَأْسِها، وَاشْتَمَلَتْ بِجِلْبابِها، وَأَقْبَلَتْ فی لُمَّةٍ مِنْ حَفَدَتِها وَنِساءِ قَوْمِها، تَطَأُ ذُیُولَها، ما تَخْرِمُ مِشْیَتُها مِشْیَةَ رَسُولِ اللهِ حَتّی دَخَلَتْ عَلی أَبی بَکْرٍ وَهُوَ فی حَشْدٍ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَالْأَنْصارِ وَغَیْرِهِمْ، فَنیطَتْ دُونَها مُلاءةٌ، فَجَلَسَتْ، ثُمَّ أَنَّتْ أَنَّةً أَجْهَشَ الْقَوْمُ لِلْبُکاءِ».

این عبارت، فضای ایراد خطبه را پیش از ورود به اصل آن توصیف می‌کند. اجازه بدهید این فرازها را توضیح دهم.

همه کسانی که خطبه را نقل کرده‌اند، فضای ایراد آن را به این صورت توصیف می‌کنند: هنگامی که صدیقه طاهره، سلام‌الله‌علیها، مطلع شدند که تشکیلات حاکم، فدک را از اختیار ایشان خارج کرده و کارگزاران حضرت را از آنجا بیرون کرده‌اند، برای پیگیری این موضوع حرکت کردند.

فدک همان ملکی بود که پس از نزول آیه شریفه «وَآتِ ذَا الْقُرْبیٰ حَقَّهُ»، پیامبر خدا آن را در اختیار حضرت فاطمه زهرا، سلام‌الله‌علیها، قرار دادند و به ایشان بخشیدند.

توجه داشته باشید که ده‌ها مدرک درباره این ماجرا وجود دارد. همان‌طور که عرض کردم، فدک یکی از موضوعاتی است که حضرت در این خطبه به آن می‌پردازند. امروزه ده‌ها کتاب در منابع اهل سنت و منابع شیعه وجود دارد که به موضوع فدک پرداخته‌اند. فدک باغی بود که در زمان پیامبر اکرم، پس از نزول آیه شریفه «وَآتِ ذَا الْقُرْبیٰ حَقَّهُ»، خود رسول خدا آن را به حضرت فاطمه زهرا، سلام‌الله‌علیها، بخشیدند.

به هر حال، هنگامی که به حضرت خبر رسید کارگزاران ایشان را از باغ فدک بیرون کرده‌اند، حرکت کردند. در توصیف این حرکت، عبارت «لاثَتْ خِمارَها عَلی رَأْسِها» آمده است؛ یعنی حضرت خمار خود را بر سر انداختند.

نخست باید توضیح دهم که خمار به مقنعه یا روسری بلندی گفته می‌شود که سر، گردن و بخشی از سینه را می‌پوشاند. در قرآن کریم نیز تعبیر «وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلیٰ جُیُوبِهِنَّ» آمده است. بنابراین، حضرت آن روسری یا مقنعه بلند را بر سر انداختند.

در ادامه، عبارت «وَاشْتَمَلَتْ بِجِلْبابِها» آمده است. جلباب به پوششی سراسری گفته می‌شود که تمام بدن را می‌پوشاند؛ همان پوششی که از آن به چادر تعبیر می‌کنیم. بنابراین، حضرت پوشش سراسری خود را نیز بر تن کردند.

در ادامه، راوی می‌گوید: «وَأَقْبَلَتْ فی لُمَّةٍ مِنْ حَفَدَتِها وَنِساءِ قَوْمِها». یعنی حضرت به همراه گروهی از همراهان خود و زنانی از خویشان و نزدیکانشان حرکت کردند. پس حضرت به‌تنهایی به مسجد نیامدند، بلکه جمعی از زنان همراه ایشان بودند.

سپس عبارت «تَطَأُ ذُیُولَها» آمده است. تعبیر «ذیول» به دنباله‌های لباس اشاره دارد. بر اساس این توصیف، دنباله پوشش حضرت هنگام راه رفتن زیر پای ایشان قرار می‌گرفت. گاهی می‌بینید بانویی با ناراحتی مسیری را طی می‌کند؛ با اینکه چادر بر سر دارد، دنباله چادرش زیر پایش قرار می‌گیرد. یا مردی را تصور کنید که با ناراحتی و عصبانیت راه می‌رود، درحالی‌که عبایی بر دوش دارد و دنباله عبا زیر پایش قرار می‌گیرد. این تعبیر، چنین حالتی را توصیف می‌کند.

پس از آن، راوی می‌گوید: «ما تَخْرِمُ مِشْیَتُها مِشْیَةَ رَسُولِ اللهِ»؛ یعنی شیوه راه رفتن حضرت هیچ تفاوتی با شیوه راه رفتن رسول خدا نداشت. این مضمون در منابع اهل سنت و شیعه نیز نقل شده است که حضرت فاطمه زهرا، سلام‌الله‌علیها، شبیه‌ترین مردم به رسول گرامی اسلام بودند.

به هر حال، حضرت با همین شرایط حرکت کردند تا اینکه به مسجد رسیدند. در ادامه آمده است: «حَتّی دَخَلَتْ عَلی أَبی بَکْرٍ»؛ یعنی حضرت وارد مسجد شدند و به نزد ابوبکر رفتند.

در آنجا، ابوبکر و گروهی از مهاجران، انصار و دیگر مردم حضور داشتند. راوی در این باره می‌گوید: «وَهُوَ فی حَشْدٍ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَالْأَنْصارِ وَغَیْرِهِمْ»؛ یعنی او در میان جمع زیادی از مهاجران، انصار و دیگران بود.

عزیزان می‌دانند که وقتی خبر حرکت حضرت فاطمه زهرا، سلام‌الله‌علیها، و حضور ایشان در مسجد به گوش مردم می‌رسید، جمعیت زیادی گرد هم می‌آمدند تا ببینند چه اتفاقی افتاده است، حضرت برای چه به مسجد آمده‌اند و چه می‌خواهند بگویند. بنابراین، جمع زیادی از مردم در مسجد حضور داشتند.

در ادامه روایت آمده است: «فَنیطَتْ دُونَها مُلاءةٌ»؛ یعنی پرده‌ای در برابر حضرت آویختند. با ورود حضرت زهرا، سلام‌الله‌علیها، و زنانی که همراه ایشان بودند، پرده‌ای کشیدند تا حضرت و همراهانشان در پشت آن قرار بگیرند.

طبیعتاً اگر کسی ایستاده سخن بگوید، ممکن است تسلط بیشتری بر سخنان خود داشته باشد؛ اما شرایط روحی حضرت فاطمه زهرا، سلام‌الله‌علیها، اقتضا نمی‌کرد که در آن وضعیت ایستاده سخن بگویند. حوادثی که پس از رحلت پیامبر برای ایشان پیش آمده بود، شرایط دشواری را رقم زده بود و حضرت نمی‌توانستند در آن وضعیت به‌صورت ایستاده سخنرانی کنند. ازاین‌رو، در ادامه روایت آمده است: «فَجَلَسَتْ»؛ یعنی حضرت نشستند.

با این حال، حضرت بلافاصله سخن نگفتند. در ادامه روایت آمده است: «ثُمَّ أَنَّتْ أَنَّةً أَجْهَشَ الْقَوْمُ لِلْبُکاءِ»؛ یعنی سپس حضرت ناله‌ای سر دادند و مردم با شنیدن آن ناله به گریه افتادند.

چرا حضرت بیش از شروع خطبه ناله سر دادند؟

در نقل روایت، توضیحی درباره علت این ناله بیان نشده است. شاید هنگامی که حضرت وارد مسجد شدند، با دیدن منبر پیامبر، محراب پیامبر و فضای مسجد، خاطرات گذشته برای ایشان زنده شد. این همان مسجدی بود که پیامبر خدا در آن حضور داشتند و بارها درباره حضرت فاطمه زهرا، سلام‌الله‌علیها، سفارش کرده بودند. این همان منبر و محرابی بود که رسول خدا در آن سخن می‌گفتند.

همچنین، این همان فضایی بود که پیامبر خدا پس از نزول آیه تطهیر، برای مدتی ــ بنا بر نقل‌های مختلف، شش ماه، هفت ماه یا بیشتر ــ به خانه حضرت فاطمه زهرا، سلام‌الله‌علیها، می‌آمدند، در برابر آن می‌ایستادند و سلام می‌کردند و می‌فرمودند: «السَّلامُ عَلَیْکُمْ یا أَهْلَ الْبَیْتِ، إِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً».

به هر حال، این احتمال وجود دارد که حضرت با ورود به مسجد و مشاهده آن فضا، همه آن خاطرات برایشان تداعی شده باشد. ازاین‌رو، در روایت آمده است که حضرت ناله‌ای سر دادند.

راوی می‌گوید: «أَنَّتْ أَنَّةً أَجْهَشَ الْقَوْمُ لِلْبُکاءِ». برای درک بهتر معنای این عبارت، باید به واژه «أَجْهَشَ» توجه کنیم. این واژه صرفاً به معنای گریه کردن نیست، بلکه حالتی شدید از گریه و بی‌تابی را توصیف می‌کند.

برای مثال، گاهی کودکی را می‌بینید که گریه و شیون می‌کند، خود را به این طرف و آن طرف می‌اندازد، به دامن مادرش پناه می‌برد یا خودش را بر زمین می‌زند. این حالت، نوعی بی‌تابی شدید همراه با گریه است. تعبیر «أَجْهَشَ» نیز به چنین حالتی اشاره دارد.

بنابراین، ناله حضرت فاطمه زهرا، سلام‌الله‌علیها، چنان تأثیری بر حاضران گذاشت که جمعیت حاضر در مسجد نیز به‌شدت متأثر شدند و به گریه و بی‌تابی افتادند؛ آنان ضجه می‌زدند، گریه می‌کردند و از شدت تأثر، بی‌تابی نشان می‌دادند.

البته باید با کمال تأسف عرض کنم که این جمعیت تنها در همین حد با صدیقه طاهره، سلام‌الله‌علیها، همراهی کردند. هنگامی که خطبه باعظمت حضرت به پایان می‌رسد، از میان آن جمعیت انبوه، کسی برای دفاع از صدیقه طاهره به سخن برنمی‌خیزد.

به هر حال، این بود فضای حرکت صدیقه طاهره، سلام‌الله‌علیها، و شرایطی که خطبه در آن ایراد شد. ان‌شاءالله در جلسات بعد به اصل خطبه خواهیم پرداخت.

والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته.

مشاهده فیلم

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha