خبرگزاری حوزه/ در چند هفته اخیر، گزارشها، روایتها و فیلمهایی منتشر شده است که از ممانعت ورود دختران و معلمان مسلمان آذربایجانی به مدارس حکایت دارد؛ بهگونهای که بنا بر این گزارشها، تنها در صورت برداشتن حجاب، اجازه ورود به مدرسه به آنان داده میشود.
جمهوری آذربایجان با پیشینهای طولانی از فرهنگ اسلامی و شیعی، میراثی ارزشمند از معارف اهلبیت(علیهمالسلام) را در تاریخ خود جای داده است. ازاینرو، هرگونه محدودیت در عمل به احکام دینی در چنین جامعهای، نگرانیهایی جدی درباره آینده هویت دینی و فرهنگی نسل جوان ایجاد میکند.
کابینه جمهوری آذربایجان در ۲۱ سپتامبر گذشته (۳۰ شهریور) اصلاحاتی را در قوانین پوشش مدارس تصویب کرد؛ اقدامی که مقامات، آن را در راستای تقویت جنبه سکولار آموزش عمومی میدانند.
بر اساس این مقررات، پوشیدن هرگونه پوشش اضافی بر لباس مدرسه یا لباسهایی که با یونیفرم یکسان مدارس مغایرت داشته باشند یا از نظر مقامات ناقض اصل سکولار بودن آموزش تلقی شوند، ممنوع است.
ممنوعیت حجاب در مدارس آذربایجان و مشاهده اشک و مظلومیت کودکان و معلمان مسلمان، دلها را جریحهدار کرده و بار دیگر پرسشهایی درباره ماهیت و کارکرد سکولاریسم مطرح ساخته است.
این وضعیت این پرسش را به وجود میآورد که آیا شعارهای سکولاریسم، آزادی، حقوق بشر و انسانیت، در برخی موارد به ابزاری برای مقابله با احکام اسلامی تبدیل شدهاند؟
هنگامی که یک دانشآموز مسلمان به دلیل پایبندی به اعتقادات دینی خود با محدودیت روبهرو میشود، این پرسش مطرح میشود که آیا سکولاریسم تنها تا جایی از آزادی باورها حمایت میکند که این باورها با دیدگاه حاکم سازگار باشند؟ آیا میتوان به نام سکولاریسم، عرف و باورهای یک جامعه را برخلاف خواست بخشی از مردم آن تغییر داد؟
حجاب برای دختران مسلمان صرفاً یک پوشش نیست، بلکه بخشی از سبک زندگی و باور دینی آنان به شمار میآید و خواهد آمد.
حجاب؛ تکلیف شرعی یا انتخاب شخصی؟
از منظر اسلام، حجاب از جمله احکام دینی است که در قرآن کریم به آن تصریح شده است. خداوند در آیه ۳۱ سوره نور میفرماید:
«وَقُل لِّلْمُؤْمِنَٰتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَٰرِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَاۖ وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَیٰ جُیُوبِهِنَّۖ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَآئِهِنَّ أَوْ ءَابَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَآئِهِنَّ أَوْ أَبْنَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَٰنِهِنَّ أَوْ بَنِیٓ إِخْوَٰنِهِنَّ أَوْ بَنِیٓ أَخَوَٰتِهِنَّ أَوْ نِسَآئِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَٰنُهُنَّ أَوِ ٱلتَّـٰبِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی ٱلْإِرْبَةِ مِنَ ٱلرِّجَالِ أَوِ ٱلطِّفْلِ ٱلَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُواْ عَلَیٰ عَوْرَٰتِ ٱلنِّسَآءِۖ وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّۚ وَتُوبُوٓاْ إِلَی ٱللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَ ٱلْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» (نور/۳۱)
ترجمه: «و به زنان باایمان بگو: چشمان خود را از آنچه حرام است فروبندند و شرمگاه خود را حفظ کنند و زینت خود را ـ جز آن مقدار که طبیعتاً آشکار است ـ در برابر دیگران آشکار نکنند و مقنعههای خود را بر گریبانهایشان بیفکنند و زینت خود را آشکار نکنند، مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدران شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران شوهرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان همکیش خود، یا بردگانشان، یا خدمتکاران مردی که تمایل جنسی ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی زنان آگاهی نیافتهاند. همچنین زنان نباید پاهای خود را بهگونهای بر زمین بکوبند که زینت پنهانشان آشکار شود. ای مؤمنان! همگی به سوی خدا بازگردید تا رستگار شوید.»
بر اساس تفسیر آیتالله قرائتی، از این آیه میتوان به نکات زیر اشاره کرد:
۱. حجاب و پوشش واجب است.
۲. حضور زن در جامعه با رعایت حجاب مانعی ندارد.
۳. حفظ حجاب و ترک جلوهگری، ثمرات بسیاری دارد؛ از جمله آرامش روحی، استحکام پیوند خانوادگی، حفظ نسل، جلوگیری از سوءقصد و تجاوز، پیشگیری از بیماریهای مقاربتی و روانی، کاهش آمار طلاق، خودکشی، فرزندان نامشروع و سقط جنین، از میان رفتن رقابتهای منفی، حفظ شخصیت و انسانیت زن و رهایی از نگاهها و دلهای هوسبازی که جوامع مختلف را درگیر کردهاند.
از سوی دیگر، در متن حاضر به آمارهایی درباره وضعیت تعرض و آزار جنسی در برخی مدارس کشورهای مختلف اشاره شده است. برای نمونه، گزارش اداره پاسخگویی دولت آمریکا (GAO) در سال ۲۰۲۱، با استفاده از دادههای سال تحصیلی ۲۰۱۷ـ۲۰۱۸، برآورد کرده است که ۴ هزار و ۲۴۷ مدرسه دولتی دستکم یک مورد تعرض جنسی در مدرسه را گزارش کردهاند. همان گزارش، شمار مدارسی را که سوءرفتار جنسی کارکنان با دانشآموزان را گزارش کرده بودند، حدود ۹۳۹ مدرسه اعلام کرده است.
همچنین در این یادداشت به یک پایاننامه روانشناسی در دانشگاه گوتنبرگ اشاره شده که بنا بر ادعای مطرحشده در آن، ۶۰ درصد کودکان در کلاسهای دبیرستان سوئد طی سال گذشته شاهد آزار جنسی بودهاند و ۴۵ درصد دانشآموزان ۱۰ ساله گفتهاند که خود قربانی آزار جنسی شدهاند. در این زمینه همچنین به مواردی از آزار و اذیت میان همسالان اشاره شده است.
البته برای ارزیابی دقیق این آمارها باید به گزارش اصلی، جامعه آماری، تعریف دقیق آزار و تعرض و روش گردآوری دادهها مراجعه کرد. صرف وجود مدارس مختلط نیز بهتنهایی اثباتکننده رابطه علّی میان نوع مدرسه و وقوع آزار جنسی نیست.
بااینحال، پرسش اصلی این است که چرا در کشوری مانند جمهوری آذربایجان که بنا بر آمارهای رایج، اکثریت بسیار بزرگی از جمعیت آن مسلمان هستند، باید دانشآموزان برای پایبندی به پوشش دینی خود با محدودیت آموزشی مواجه شوند؟
مسئولیت دینی و حق آموزش دختران مسلمان
دختری که به سن تکلیف شرعی رسیده است، بر اساس باور اسلامی میداند که حجاب از واجبات دینی اوست و رعایت آن صرفاً سلیقهای شخصی نیست، بلکه نوعی اطاعت از فرمان خداوند به شمار میآید.
اکنون این پرسش مطرح است که آیا قوانین آموزشی میتوانند مانع انجام یک حکم شرعی شوند؟
از منظر فقه اسلامی، هنگامی که دختر به بلوغ شرعی میرسد، باید احکام دینی مربوط به خود را رعایت کند. بنابراین، اگر مدرسهای با رویکرد سکولار از او بخواهد حجاب خود را کنار بگذارد، با تعارضی جدی روبهرو میشود: یا باید پوششی را که بر اساس اعتقاد دینی خود واجب میداند کنار بگذارد یا در صورت نپذیرفتن این درخواست، از حق تحصیل محروم شود.
آیتالله مصباح یزدی(ره) دراینباره میفرمایند: «تکامل کل جامعه در گروی حیا و عفاف خانمهاست؛ کسی که اندک آشنایی با اسلام داشته باشد، میداند که اسلام طرفدار حیا و عفاف بانوان است.»
آیتالله صفایی حائری(ره) نیز درباره فلسفه حجاب و نسبت آن با حضور اجتماعی زن چنین میگوید:
«زن بهخاطر اینکه استعدادهای انسان را به خودش جذب و در خودش ضایع نکند و باتلاق استعدادهای عظیم انسان نشود، خودش را میپوشاند و حرکتش را، نگاهش را و گفتوگویش را کنترل میکند.
همین زن هنگامی که ببیند باید حرف بزند، حرف میزند؛ همانطور که فاطمه(س) حرف زد. هنگامی که ببیند باید بیرون بیاید، بیرون میآید؛ همانطور که زینب(س) بیرون آمد. حجاب داشتن نه با حرف زدن منافات دارد، نه با بیرون آمدن و نه با به حرکت واداشتن مردم. ملاکها برای ما گم شدهاند و از دست رفتهاند.
همان فاطمهای که معتقد است سعادت زن در این است که کسی او را نبیند و او کسی را نبیند، همین فاطمه هنگامی که حقی مطرح است و مردم به ظلمی دچار شدهاند، داد میزند و فریاد میکند و چنان مردم را به محاجه میکشاند و با احتجاج خود محکوم میکند که گویی رسول از خاک سر برداشته است.»
سکولاریسم چیست و چه نسبتی با آزادی دینی دارد؟
سکولاریسم در معنای کلی به جدایی نهاد دین از نهاد حکومت و محدودکردن نقش رسمی دین در ساختار سیاسی و حکومتی اشاره دارد. بااینحال، برداشتها و الگوهای مختلفی از سکولاریسم وجود دارد و نمیتوان همه آنها را یکسان دانست.
پرسش این یادداشت درباره سیاستهای آموزشی جمهوری آذربایجان این است که اگر هدف از سکولار بودن آموزش، بیطرفی حکومت در برابر باورهای دینی باشد، چرا باید پوشش دینی دانشآموزان و معلمان مسلمان محدود شود؟ آیا بیطرفی دینی به معنای فراهمکردن امکان حضور افراد با باورهای متفاوت است یا به معنای کنارگذاشتن نشانههای دینی از فضای عمومی؟
مسئله فقط حجاب نیست. دولت جمهوری آذربایجان روابط خود را با رژیم صهیونیستی در حوزههای انرژی، دفاعی و امنیتی گسترش داده است. از نگاه نویسنده، بررسی این روابط در کنار سیاستهای فرهنگی و آموزشی دولت، برای فهم جهتگیریهای آن اهمیت دارد.
همچنین در برخی رسانههای اسرائیلی ادعاهایی درباره درخواست دختر رئیسجمهور آذربایجان برای گرویدن به یهودیت منتشر شده است. این ادعا نیز برای پذیرش بهعنوان یک واقعیت، نیازمند بررسی و استناد به منابع معتبر است.
پرسش اساسی این است که چرا در جامعهای با اکثریت مسلمان، بهجای احترام به باورهای دینی مردم و فراهمکردن امکان انتخاب پوشش، محدودیتهایی در این زمینه اعمال میشود؟ چرا باید به نام آزادی، پوشش دینی بخشی از جامعه محدود شود؟
از نگاه نویسنده، این سیاستها با ادعای بیطرفی دینی سازگار نیستند و میتوانند زمینه تضعیف باورهای دینی نسل جوان را فراهم کنند. همچنین نگرانیهایی درباره تأثیر سیاستهای فرهنگی و آموزشی بر نگرش مردم نسبت به دین، هویت اسلامی و مسائل منطقهای وجود دارد.
اگر دختران آزادند درباره پوشش خود تصمیم بگیرند، چرا نباید بتوانند پوشش دینی خود را انتخاب کنند؟ اگر هدف دولت، بیطرفی در برابر دین است، چرا امکان انتخاب حجاب برای این دختران فراهم نمیشود؟
نویسنده معتقد است که سیاستهای یادشده را نمیتوان صرفاً با عنوان سکولاریسم توجیه کرد و باید درباره انگیزهها و پیامدهای آنها پرسشگری کرد.
از دیگر موضوعاتی که در این یادداشت مطرح شده، برافراشتن پرچم همجنسگرایان و برگزاری راهپیماییهای حمایتی در باکو است. نویسنده با اشاره به جایگاه جمهوری آذربایجان در میان جوامع شیعی، این پرسش را مطرح میکند که چرا در کنار برخی سیاستهای فرهنگی، آزادی پوشش دینی دختران مسلمان محدود میشود؟
به باور نویسنده، یکی از نگرانیهای مهم، تأثیر این روند بر هویت دینی و فرهنگی جامعه شیعی و نسل جوان است. خطر بزرگتر آن است که دانشآموزان شیعه، در نبود مدارس اسلامی و مراکز آموزشی متناسب با باورهای دینی خود، در معرض جریانهای فکری مختلف، از جمله جریانهای سکولار یا تکفیری قرار گیرند.
ازاینرو، راهاندازی و تقویت مراکز اسلامی و فراهمکردن زمینه آموزش دینی و تربیتی برای نسل جوان، ضرورتی مهم به شمار میآید.
همچنین ما مردم ایران میتوانیم با ابزارهای فرهنگی و رسانهای، پیام همدلی خود را به دختران و معلمان مسلمان آذربایجان برسانیم؛ حتی اگر این کار در قالب تولید و انتشار یک کلیپ یا یادداشت رسانهای باشد.
کتابهای پیشنهادی برای شناخت و نقد سکولاریسم
۱. «نسبت دین و دنیا: بررسی و نقد نظریه سکولاریسم»، نوشته آیتالله عبدالله جوادی آملی.
۲. «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»، نوشته آیتالله سیدعلی خامنهای؛ اثری برای شناخت نگاه منظومهای به اسلام و ابعاد فکری و اجتماعی آن.
نتیجهگیری
آنچه امروز در جمهوری آذربایجان درباره محدودیت حجاب دختران و معلمان مسلمان مطرح شده، پرسشهای مهمی درباره نسبت سکولاریسم، آزادی دینی و حقوق شهروندی ایجاد کرده است. از نگاه نویسنده این یادداشت، شعار آزادی و حقوق بشر نباید به ابزاری برای محدودکردن احکام دینی و محرومکردن افراد از حقوق آموزشی تبدیل شود.
همچنین خانوادههای آذربایجانی باید نسبت به محیطهای آموزشی و تربیتی فرزندان خود حساس باشند و برای حفظ هویت دینی و فرهنگی نسل جوان تلاش کنند.
از سخنان آیتالله صفایی حائری میتوان این نکته را برداشت کرد که میان حجاب بهعنوان محدودیت و حجاب بهعنوان چارچوبی برای حضور آگاهانه و مسئولانه زن در جامعه تفاوت وجود دارد. حجاب قرار نیست استعداد زن را خاموش کند یا او را از اجتماع کنار بزند؛ بلکه زن میتواند در عین پایبندی به حجاب، در زمان لازم سخن بگوید، از حق خود دفاع کند و جامعه را به حرکت درآورد.
الگوی این نگاه، حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) و حضرت زینب(سلاماللهعلیها) هستند؛ زنانی که در عین برخورداری از عفاف و پایبندی به ارزشهای دینی، در موقعیت لازم با شجاعت و استدلال از حق دفاع کردند.
بنابراین، ما مردم باید صدای دختران و معلمان باحیا و محجبه آذربایجان باشیم و از حق آنان برای پایبندی به باورهای دینی و برخورداری از فرصت آموزش حمایت کنیم.
نصرت الهی نصیب شیعیان و مسلمانان حقیقی شود، انشاءالله.
والسلام
سجاد قربانی










نظر شما