به مناسبت فرارسیدن سالروز شهادت جانسوز شکافنده علوم حضرت امام محمد باقر(ع) پای سخنان یکی از شاگردان مکتب آن امام همام، جناب حجتالاسلام والمسلمین حسين گنجي از وعاظ فرهیخته حوزه علمیه قم مینشینیم.
بسم الله الرحمن الرحيم
شَرِّقَا وَ غَرِّبَا لَنْ تَجِدَا عِلْماً صَحِيحاً إِلَّا شَيْئاً يَخْرُجُ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ[1]
اگر به شرق و غرب عالم همه بروید، علم صحیح را در نمییابید مگر در نزد ما اهل بیت(ع)
* نگاهی به تولد و دوران امامت
شهادت حضرت ابي جعفر، را به محضر حضرت بقيه الله الاعظم عليه السلام و عموم شيعيان و محبين حضرتش تسليت عرض مي كنم، آن حضرت در سال 57 هـ ق در مدينة النبي به دنيا آمدند و حدود 39 سال همراه پدر بزرگوارشان امام العارفين و زين العابدين علي بن حسين عليهما السلام بودند، حضرت امام سجاد در سال 94 ه ق به شهادت رسيدند و از آن تاريخ به بعد امامت به امام باقر عليه السلام رسيده و حدود 18 سال سکان امامت و هدایت را بر عهده داشتند و در سال 114 ه ق به شهادت رسيدند و در آن هنگام عمر شريف ايشان 57 سال بود.
هر يك از امامان معصوم (ع) داراي خصلتها و ويژگيهاي خاصي بودند كه در آن صفت جلوه گر شدند؛ البته معني اين جمله اين نيست كه ديگر امامان معصوم (ع) آن ويژگيها را ندارند، بلكه به اعتقاد ما كه برگرفته از قرآن و روايات و زيارات و تاريخ است، همه امامان معصوم (ع) جامع جميع فضائل و كمالات مي باشند و جميع علوم انبياء و علم اولين و آخرين را داشتهاند، همه آنها كاظم بودند ؛ صادق و حليم بودند و .... لكن به اقتضاي زمان و مقتضيات روزگار شان تجليات و ظهور و بروز ويژه اي داشتند.
حضرت ابي جعفر امام باقر عليه السلام در بعد ترويج فرهنگ جهان اسلام و پيام رساني نهضت كربلا بي نظير و بي بديل بودند.
* نقش امام محمد باقر(ع) در نهضت عاشورا
كربلا داراي چند چهره و شامل ابعاد خون و قيام، ايثار و جهاد؛ صبر و مقاومت بود، چهره تمام نماي كربلا را حضرت ابي جعفر عليه السلام در قالب نشر معارف و تربيت شاگردان كربلايي ارائه دادند و جالب اينجاست كه حضرت از امامان معصومي هستند كه خود جريانات كربلا را از نزديك ديده اند ، كوفه و شام را ديده اند و جريانات زيبايي هم براي آن حضرت در این مسیر رخ داده است كه من يك نمونه را عرض مي كنم: زماني كه كاروان اسيران كربلا وارد مجلس يزيد شدند، يزيد به اطرافيان نگاه كرد و به آنها گفت نظر شما درباره اين كاروان چيست؟ من با اين كاروان چه كنم؟
همه به اتفاق گفتند؛ مرد و زن و خردسال را همه از بين ببر و گرنه در آينده ايجاد مشكل مي كنند؛ بلا فاصله امام باقر(ع) كه در آن زمان 4 سال از عمر شريفشان مي گذشت لب به سخن گشودند و اين جا بود كه مقام امامت و علم لدنی را نشان مي دادند.
آن حضرت برخاستند و گفتند : يزيد اطرفيان تو از اطرافيان فرعون بدتر است. يزيد علت را جويا شد؟!
حضرت فرمودند : فرعون با اطرافيان خود مشورت كرد كه با موسي وهارون چه كنند؟ آنها نگفتند آنها را بكش بلكه گفتند؛ ساحران را جمع كن تا به نبرد اينها بيايند و فرمان به كشتن ندادند؛ ولي اطرافيان تو مي گويند اينها را به شهادت برسان بعد امام باقر عليه السلام فرمودند؛ ميداني دليل آن چيست؟
يزيد گفت: نه؟
حضرت فرمودند : اطرافيان فرعون حلال زاده بودند، ولي اطرافيان تو همه نامشرو ع و حرام زاده هستند. 
يزيد در آن مجلس خيلي خجالت زده شد و نتوانست كاري بكند .
اين يك بعد از چهره علمي حضرت بود ، كه در سن 4 سالگي بودند، ولی هنوز امامت ظاهري نرسيده اند، اما آيات را مي دانند؛ از تاريخ اطلاع دارند، به مقايسات علم دارند و از حقيقت اطرافيان فرعون با خبرند و حقيقت اطرافيان يزيد را هم مي داند [2]
*نمونه ای از علم لدنی حضرت
حضرت باقر عليه السلام وقتي به جابر بن عبدالله انصاري فرمود : جابر «اَثبِت وصيَّتك» ، جابر وصيتت را تثبيت كن ؛ يعني مرگ و اجل تو نزديك است، جابر متحير و متعجب گفت : يابن رسول الله اين عهدي است كه پيامبر اكرم (ص) به من فرمودند؛ من آخرين ملاقات را با شما دارم ، شما از كجا متوجه شديد كه پايان عمر من است، حضرت فرمودند : جابر «انِي اَعلمُ ما فِي السَمواتِ و ما فِي الارض و ما فِي اَرحام اُمهات» آنچه كه در آسمان و زمين و آنچه كه در رحم مادران و صلب پدران هست را من مي دانم و علم به گذشته و آينده و حال دارم لذا نيازي نيست كسي اينها را به من تعليم بدهد. [3]
* ممنوعیت نقل حدیث به مدت صد سال
حضرت امام باقر عليه السلام به تبيين و تفسير آيات قرآن و تربيت شاگردان بسيار بزرگي پرداختند و آن هم علت بسيار زيبايي دارد ؛ نقل روايات به مدت صد سال ممنوع بود و كسي بر بالاي منبر نبايد روايت ميخواند ؛ فردي به نام «قرظة بن كعب» ميگويد؛ من مي خواستم به عراق بروم خليفه دوم اهل سنت من را بدرقه كرد و در مسير از من پرسيد مي داني چرا تو را بدرقه كردم؟ گقتم لابد بخاطر احترامي كه براي صحابه وحي قائل هستی؟!
گفت: اين محفوظ ؛ اما علت بدرقه من چيز ديگري است، آمده ام بگويم مبادا براي مردم حديث و روايات بخواني ! مي گويد من وارد عراق شدم و مردم مرتب به نزد من مي آمدند و مي گفتند:« شما از اصحاب حضرت رسول (ص) هستيد رواياتي كه از ايشان شنيده ايد را بخوانيد؟
گفتم : خليفه دوم من را نهي كرده است و نمي توانم روايت بخوانم و مادامي كه در عراق بودم روايتي را براي مردم نخواندم [4]
تاريخ ثابت مي كند، علت ممنوعيت اين امر يك چيز است، از آنجایی که نود درصد از روايات شامل جايگاه امير المومنين(ع)، حضرت زهراي اطهر(س) و امامان معصوم عليهم السلام و مناقب و فضائل ايشان و جايگاه ايشان مي شد، اگر اين روايات مطرح میگردید، مردم خود بخود گرايش به خاندان عصمت و اهل بيت رسول الله (ص) پيدا مي کردند، براي انزواي اهل بيت (ع) از يك طرف فدك را گرفتند و از طرفي نقل احاديث و روايات را ممنوع كردند لذا بعد از مدتي جهان اسلام در فقر عجيبي به سر مي برد و ديگر آشنايي با آيات و روايات در كار نبود، حتي ابن عباس مي گويد مردم بصره نمي دانستند كه زكات فطره چیست و آشنايي به مسائل عادي و معمولي نداشتند تا اينكه بني اميه رو به تضعيف رفت و بني العباس در حال رشد و قدرت بودند و اين دو گروه با هم درگير شدند و در اين كه امام باقر عليه السلام فرصت مهم و طلايي پيدا كردند و روايات نبوي و علوي و ولایی و روايات بسیاری مطرح كردند و مكتب را قوي و مستحكم كردند براي مثال نمونههايي را عرض مي كنم.
* سی هزار سؤال از امام محمد باقر(ع)
محمد بن مسلم مي گويد: سي هزار سئوال از امام باقر عليه السلام پرسيدم و جواب گرفتم و 16 هزار روايت از امام صادق عليه السلام پرسيدم، یعنی فقط یک نفر 46 هزار روايات اعتقادي ، اخلاقي ، عبادي ؛ سياسي و.....در همه شئون از امام باقر و امام صادق عليهما السلام ياد گرفته است.
در اين فرصت زيباي طلايي جابر بن يزيد جعفي که از اصحاب سِرّ و برجسته امام باقر عليه السلام است و مرحوم خاتم المحدثين شيخ عباس قمي در منتهي الامال در بخش شاگردان حضرت امام باقر (ع)، وی را جليل القدر ، عظيم الشان و از اصحاب سِرّ معرفي مي كنند، میگوید: من هفتاد هزار روايات از امام باقر عليه السلام آموختم و امام فرمودند؛ آنها را براي مردم بيان كن و هفتاد هزار روايت ديگر آموختم كه فرمودند؛ براي كساني كه كشش عقلي دارند و تحمل درك اين فضائل و مناقب را دارند بيان كن و نسبت به هفتاد هزار روايت ديگر فرمودند؛ لعنت من و لعنت آبای من و لعنت فرشتگان بر تو باد اگر آنها را براي مردم بيان كني كه اين روايت مربوط به ظرفيت وجودي توست. [5]
در همين راستاست كه شيخ مفيد كه مي فرمايد؛ علوم، اخبار و معارفي كه از امام باقر عليه السلام به ما رسيده از هيچ امام معصومي به ما نرسيده است و امام صادق عليه السلام نیز در حقیقت مكمل نشر معارف و حقايق امام باقر(ع) هستند .
* عالم اهل سنت میگوید: کسی که منکر فضایل امام باقر(ع) باشد یا بی بصیرت است یا بد سیرت
فردي به نام ابن حجر هيتمي از عالمان برجسته اهل سنت، كتاب معروفی دارد به نام «الصواعق المحرقه» او مي گويد؛ آنقدر معارف، احكام، فقه و.. از امام باقر عليه السلام سر زده كه احدي منكر اين همه فضائل و نشر حقايق نمي شود مگر آنكه يا بي بصیرت باشد ؛ يا بد سيرت. [6]
و نیز فردي به نام عبد الله بن عطا كه فقيه معروف اهل سنت بود، مي گويد: من در همه عمرم عالمان و دانشمنداني را نديده ام در مقابل كسي تحقير بشوند، مگر در نزد بزرگي همچون امام باقر عليه السلام به گونه ای که حكم بن عتيبه که به علم و دانش و مناظره معروف بود، وقتي محضر امام باقر عليه السلام مي رسيد؛ چنان تحقير مي شد گويا يك گنجشك و پرنده كوچكي است در مقابل امام باقر عليه السلام. [7]
* تأثیر ابهت امام باقر(ع)
فردي به نام قتاده که فقيه اهل بصره و از علماي معروف اهل سنت بود و قرآن را تفسیر مي كرد، چهل مسئله بسيار مهم آماده كرده بود كه وقتي به محضر امام باقر عليه السلام برسد از حضرت سئوال كند به خيال آنکه حضرت نتواند جواب بدهد، خود او مي گويد؛ محضر امام رسيدم و ابهت امام چنان من را فراگرفت كه همه مسائلم را فراموش كردم و حضرت فرمود؛ مسائلت را بپرس، گفتم در مقابل شما همه مسائلم را فراموش كردم
نمونه ای دیگر: عكرمه؛ وقتي به محضر حضرت مي رسد مي لرزد و مي گويد يا بن رسول الله (ص) اين چه حالتي است كه بخود گرفته ام؟ حضرت فرمود؛ يا عبيد اهل شام «اي نوكر كوچك بني اميه و اهل شام» آیا نمیدانی که در خانه ایی از خانههای انبیاء نشسته ای، خانه ما خانه نبوت است. [8]
* فرصت طلایی
از يك طرف روايات در عصر آن حضرت فراموش شده است و از طرف دیگر هم فرصتی طلايي رخ داده و بين بني اميه و بني عباس نزاع بالا گرفته است، لذا حضرت از اين فرصت نهايت استفاده را كردند و تمام معارف جهان اسلام را از نو براي همه بيان و مطرح كردند.
براي اينكه جايگاه حضرت مشخص شود به يك روايت جالب و زيبا اشاره كنم، رئيس مذهب شیعه حضرت امام صادق عليه السلام فرمودند تمام فقه و احاديث ما بر گرده چند شخصيت والا مقام مي گردد، محمد بن مسلم ؛ زراره؛ ابابصير ؛ بريد بن معاويه عجلي، اين چهار شخصيت والا مقام فقه را نگه داشته اند و فرمودند «لولا زُراره و محمد بن مسلم و.. لَانْدَرَسَتْ أَحَادِيثُ أَبِي» اگر زواره و محمد بن مسلم و ... نبودند احادیث پدرم از بین میرفت، بعد فرمودند؛ همه اينها از شاگردان مكتب پدر من هستند.» [9]
امروز نيز اگر اصول و فقه داريم، اگر اصول و فروع كافي و كتاب من لايحضر الفقيه و استبصار و تهذيب و فقه الرضوي و ... داريم، همه اينها عمدتا زير سايه لطف امام باقر و امام صادق عليها السلام و امامان معصوم عليهم السلام قرار گرفته است.
*دو نكته زيبا
من ناچارم به دو نكته بسيار زيبا و ظريف اشاره كنم تا شيعه همچون امام راحل فرياد برآورد كه ما «مفتخريم امام باقر (ع) از ماست ما مفتخريم كه امام صادق (ع) از ماست صحيفه سجاديه امام زين العابدين و مصحف حضرت زهرا از ماست.» [10]
جابر بن يزيد جعفي در ابتداي ورودش به محضر امام باقر عليه السلام [البته وی در اوایلی که محضر امام باقر عليه السلام رسيد آشنايي با مقام امامت نداشت، ولی بعدها قوي شد و جزو اصحاب سِرّ ايشان گرديد] عرضه داشت يا بن رسول الله من دوست دارم رواياتي را كه شما بيان مي فرمائيد، سندش را نيز ارائه بدهيد و بدانم اين مطالب را از كجا بيان مي فرمايید؛ امام باقر عليه السلام فرمودند «اكتب» بنويس «عن ابي عن ابيه عن جده عن رسول الله عن جبرئيل عن الله» تمام سلسله سند روايات من اينگونه است كه همه روايات من از لحاظ سندي به خدا مي رسد. معني اين چيست؟
يعني ما دو وحي داريم، يك وحي قرآني كه بر رسول الله نازل مي شد و دوم وحي بياني كه خداي متعال همه حقايق را به پيامبر داده است و پيامبر اكرم به امير المومنين و بعد به امام حسن و امام حسين و ... بعد به امامان معصوم ديگر رسيده است، پس تمام روايات امامان معصوم وحي بياني است، لذا يك مورد وجود ندارد كه از خود سخني بگويند كه «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى (3) إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى (4)»[11]
حضرت امير فرمودند؛ هزار باب علم براي من گشوده شده است [12] و اين هزار باب علم منتقل شد است به امامان معصوم (ع)، از این رو به روايات معصومين به عنوان وحي الهي بايد بنگريم.
*ذکر دکتر کربن فرانسوی
نكته دوم را دكتر كربن كه در نزد علامه طباطبايي شاگردي كرده است بيان نموده است ؛ آقاي دكتر ديناني از شاگردان علامه میگوید؛ من از دكتر كربن سئوال كردم، هر فيلسوفي براي خود ذكري دارد شما كه شبها در قم به سر مي بريد چه ذكري داريد؟ دكتر كربن گفت شب تا به صبح ذكر من «قال الباقر(ع)» و «قال الصادق(ع)» است.
بعد دكتر كربن در ادامه گفت؛ تمام مكتبها از عالم غيب بريدند، يهوديان بعد از موسي و مسيحيان بعد از عيسي و اهل سنت بعد از حضرت رسول الله از علم غيب بريده شدند، تنها مذهب شيعه است كه ارتباطش با غيب الغيوب و عالم معني باقي مانده است و از بين نرفته است.
*خداوند ما را به هر چه بخواهیم قادر کرده است
جابر بن يزيد جعفي مي گويد؛ محضر امام(ع) رسيدم و عرض كردم نيازمندم، به من كمك نماييد و حضرت فرمود]چیزی[ موجود نيست و نشستم و يكي از شعراي اهل بيت (ع) وارد شد و گفتند؛ اجازه مي دهيدمرثيه ايي بخوانم، حضرت يك كيسه درهم براي ايشان آوردند و دوباره به امام عرض كرد، باز هم بخوانم و حضرت فرمودند بخوان و كيسه دوم را آورند و اين واقعه سه مرتبه اتفاق افتاد و سي هزار درهم براي او آوردند و آن شاعر مرثيه سرا به امام عرض كرد؛ من براي محبتي كه نسبت به شما خاندان دارم سروده ام و به فکر درهم و دينار نبوده ام و حضرت براي او دعا كردند و اموال را به جاي خود برگرداندند، جابر مي گويد من با تعجب از حضرت سئوال كردم شما كه فرموديد؛ پولي موجود نيست داستان از چه قرار است؟! امام به من فرمود: برخيز و داخل اتاق شو! جابر مي گويد داخل اتاق شدم و چيزي نيافتم آنگاه حضرت با پاي مبارك به زمين زد و از زمين شمسهاي طلا به بزرگي گردن شتر بيرون زد و حضرت فرمودند، خداوند ما را بر هر آنچه كه بخواهيم قادر كرده است.[13]
*شکافتن علم برتر از داشتن علم است
ما وقتي مي گوييم «باقر علم الاولين و الاخرين» و یا «باقر علم النبيين» اين عبارت دو نكته دارد، يكي اينكه امام باقر (ع) علم 124 هزار پيامبر را دارد و نكته دوم شكافتن علوم و شرح و توضيح آن است.
و علم و دانش اينطور نيست كه وقتي مي گوييم باقر علم النبيين يعني علم مصطلح را مي داند و علم بلايا و منايا و طي الارض و اسرار خلقت و ... را مي داند، علم ايشان علم اصطلاحي نيست، آصف بن برخيا که داستان او در قرآن آمده، علم داشت، اما «علم من الكتاب» داشت « قالَ الَّذي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُك» [14]او كه حرفي از كتاب را مي دانست به حضرت سليمان عرضه داشت كه تخت بلقيس را از يمن به شام قبل از اينكه پلك شما به هم بخورد براي تو حاضر مي كنم، او يك حرف از علم را مي دانست امام باقر و امام صادق عليهما السلام فرمودند ما علم كل كتاب را داريم.[15]
*انجام عمل پیامبران به اذن خدا
ابابصير که مردی نابینا بود، خدمت حضرت باقر رسيد عرض کرد: «أانتم ورثة رسول الله» آيا شما جانشينان پيامبر اكرم هستيد؟ فرمود: بله عرضه داشت پيامبر (ص) علم همه انبيا را به ارث برده بودند؟ فرمودند: بله؛ عرض کرد شما هم اين علوم را داري؟ فرمود: بله ؛ عرض کرد: أَنْتُمْ تَقْدِرُونَ عَلَى أَنْ تُحْيُوا الْمَوْتَى وَ تُبْرِءُوا الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ؟ قدرت داريد مرده را زنده كنيد و برص را شفا دهید؟ فرمودند: بله به اذن خدا.
حضرت فرمودند؛ نزدیک بیا، جلو رفتم و امام باقر دستان مبارك خود را به چشمان من كشيد همه چيزهاي اطرافم را مي ديدم، حضرت فرمود:ابابصير مي خواهي بينائيت بماند يا نه؟ اگر بينائيت بماند، فرداي قيامت حساب و كتاب داري و يا بينايي را بگردانم به جاي اول که فرداي قيامت بدون حساب وارد بهشت شوی؟ عرضه داشتم دوست دارم بدون حساب وارد بهشت شوم و حضرت اراده كردند و چشمان من به حالت اول برگشت. [16]
*اوضاع سياسي زمان امام باقرعليه السلام
امام باقر در زمان 5 خليفه اموي زندگي مي كردند، 4 نفر آنها فرزندان عبد الملك مروان بودند، وليد بن عبد الملك مروان ، سليمان بن عبد الملك، عمر بن عبد العزيز كه از فاميلهاي عبد الملك بوده است، يزيد بن عبد الملك مروان ؛ هشام بن عبد الملك مروان که بر امامان معصوم سخت گيري مي كردند و مردم را در فشار قرار مي دادند، هر چند مقداری در زمان عمر بن عبد العزيز امامان در آزادي بودند و در زمان حكمراني عمر بن عبد العزيز بود كه فدك را به اهل بيت (ع) برگرداند و سب امير المومنين را ممنوع كردند و نقل احاديث را آزاد كردند.
نقل احاديث آزاد شد، ولي دو مشكل وجود داشت : اولا بسياري از صحابه مرده بودند و بسياري از روايات فراموش شده بود و روايات دروغين بسیاری را معاويه و معاویهها جعل كرده بودند، اينجا بود كه نهضت علمي امامان معصوم (ع) شروع شد و امام باقر (ع) از اين فرصت طلايي استفاده كردند و حقايق و معارف دين را ترويج و بيان نمودند تا اينكه نوبت به هشام بن عبدالملک خلیفه عباسی رسيد و دوباره سخگيريها شروع شد، نكته جالب اين است كه مأمون خلیفه عباسی، مناظرات علمي راه مي انداخت و با امثال جاثليقها و بزرگان علمي با علي بن موسي الرضا مبارزه مي كرد، ولي در دربار هشام كسي از عالمان نبود لذا مجبور بود با برخي مسابقات ساده و روشهاي رايج مثل تيراندازي با امام باقر عليه السلام برخورد كند و جلسه تير اندازي راه انداخت و به ايشان گفت :آيا بلدي؟ حضرت فرمودند؛ ما اهل اين كار نبوده ايم، ولی هشام گفت: شما بايد تيراندازي كنيد و حضرت 9 تير پشت سر هم اندختند كه هر يك بر قاف ديگري نشست و رنگ هشام پريد و به امام گفت : شما فرموديد من تيراندازي نكرده ام و امام در جواب فرمودند : نگفتم بلد نيستم، گفت فرزندتان جعفر بن محمد بلد است؟ فرمود آري، هشام به امام عرض کرد: از كجا آموخته است؟ امام فرمود از اين آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي»[17] يعني وقتي خدا مي گويد امروز دين را براي شما كامل كردم، تكويناً همه اصول و فروع دين و همه ابوابش را خداوند به ما آموخته است، همه ما تكوينا تيراندازيم و شناگريم و جهادگريم.
* اعتراف عالم مسیحی به عظمت علمی امام باقر(ع)
حضرت هنگام بازگشت در بين راه ديدند جمعيت فراواني در محلی جمع شده است ، گفتند: چه خبر است، گفتند سالي يك مرتبه بزرگی از مسيحيت از خانه خود بيرون مي آيد و مردم مسيحي از او سئوالاتشان را مي پرسند و امام صادق عليه السلام مي گويد آن پير مسيحي نگاهي به جمعيت كرد و چهره پدرم را ديد و متوجه شد كه او آشنا نيست گفت شما كيستيد؟
امام فرمودند: مسلمانم.
گفت: از علم بهره داري؟
پدرم فرمود : من از نادانان و جاهلان نيستم.
گفت سئوالي دارم با اينكه در بهشت غذا مي خورند فضو لات آن كجا مي رود؟ آیا نظيري در اين دنيا داريم؟
حضرت فرمودند : بله بچه در رحم مادر غذا مي خورد و فضولاتي ندارد.
مسيحي پرسيد : مي گويند در بهشت از يك درخت ميو هها را مي چينند و چيزي از آن كم نمي شود اين چگونه مي شود؟
فرمودند : به مانند يك آتش كه اگر هزاران چراغ را روشن كنند چيزي از آن كم نمي شود . پيرمرد متغير شد و رو كرد به مسيحيان و گفت : شما اين عالم بزرگ را دعوت كرده ايد تا من محكوم شوم؟ بخدا قسم ديگر مرا نمي بينيد و من هيچ عالمي به بزرگي اين عالم مسلمين سراغ ندارم. [18]
*ابعاد فعالیتهای علمی امام باقر (ع)
تربیت 480 شاگرد
امام باقر و صادق (ع) اصولي را براي جهان شيعه كه بسيار مهم است را تثبيت نمودند، قبل از اين مطلب بايد بدانيم كه ايشان شاگردان برجسته اي را تربيت و بيش از 480 شاگرد تحويل جهان تشيع دادند که هیچ کدام از آنها انسانهاي معمولي نبودند ؛ يكي از ايشان زراره ابن اعين بوده كه امام به او فرمودند: من دوست دارم در مسجد بنشيني و فتوا بدهي.
امروز اگر زرارة ابن اعين يا ابا بصير يا محمد بن مسلم يا فضيل بن يسار يا مفضل يا هشام بن سالم يا هشام بن حكم بودند، قطعا مراجع پاي درس ايشان شركت مي كردند ؛ مفسرين پاي درس ايشان شركت مي كردند وقتي مي گوييم 480 شاگرد تحويل دادند، معنايش اين است كه هريك اگر الان بودند سرآمد عالم تشيع و جهان محسوب مي شدند.
*حوزههای علمیه ریزه خوار امام باقر و امام صادق (ع)
اين شاگردان 400 كتاب نوشتند كه معروف است به «اصول اربعه مئه» ما هرچه داريم از اين 400 كتاب داريم كتاب «كافي» خلاصه 400 كتاب است و سيد بن طاووس مي گويد : اين 400 كتاب نزد من بوده پس امروزه حوزههاي علميه ریزه خوار شاگردان مكتب امام باقر و امام صادق عليهما السلام هستند.
*تمام علم نزد اهل بیت (ع) است
امامان معصوم (ع) اصول بسيار مهمي را براي جهان شيعه مدون نمودند، تمام علم نزد اهل بيت عصمت و طهارت است و جاي دیگر خبري نيست، لذا امام باقر به سلمة بن كهيل فرمود؛ اگر به شرق و غرب عالم برويد علم صحيح و درست را پيدا نمي كنيد الا اينكه از خانه ما بيرون آمده است. [19]
*آفتاب آمد دليل آفتاب
اگر معارف اهل سنت و شيعه را كنار هم بگذاريد و مقايسه كنيد «صحيح مسلم» و «بخاري» را در كنار كتاب «كافي» و «من لايحضر الفقیه» و «استبصار» بگذاريد میبینیم که مسائل خلاف عقل و خلاف قرآن در آن ديده مي شود، مثلا يكي از مسائل اين است كه آنها مي گويند : خدا را با چشم سر مي شود ديد ؛ يا در باب انبيا ميگويند که موسي چنان به عزرائيل سيلي زد كه چشم او از حدقه در آمد، كتاب «سيري در صحيحين» آقاي صادقي نجمي را مطالعه كنيد وی در صحيح مسلم و بخاري سير كرده و اشكالات را بيان نموده است و علت آن هم اين است كه مكتب ايشان بر قياس بر پاست و بزرگي از فرزانگان گفته است که : مكتبي كه بر اساس قياس بر پا مي شود مكتب جهل است، يعني در واقع اهل قياس مي گويند : ما نمي دانيم و مجبوريم قياس بكنيم در حالی که مكتب شيعه مكتب عقل است و نيازي به قياس و استحسانات و... ندارد لذا مكتب شيعه مكتب «يافتن» است و مكتب غير شيعه مكتب «بافتن» است.
عقل، نقل و قرآن مي گويند؛ جامعه نياز به امام دارد، خود اهل سنت هم اين حرف را مي زنند؛ اگر جامعه نياز به امام ندارد چرا در سقيفه بني ساعده خليفه انتخاب مي كنند و امامان معصوم (ع) نیز فرمودند؛ امام بايد اعلم مردم ؛ شجاع ترین و زاهد ترین مردم باشد و همه اين ويژگيها در امامان معصوم موجود بوده است. [20]
*نمونه اي از علم امام 
نافع ابن ارزف که از خوارج است نزد امام باقر(ع) آمد و گفت؛ چرا امير المومنين زير بار حكميت رفت، ايشان فرمودند؛ حضرت زير بار حكميتي رفت كه طبق قرآن حكم كنند، نه اينكه از خودشان حكم كنند، ولي حكمين طبق قرآن حكم نكردند، ثانيا حكميت را پيامبر (ص) پذيرفته است «وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما» اگر مرد و زن با هم اختلاف داشتند حَكَم بگيرند [21] و پيامبر هم براي جريان گروهي از يهوديهای بني قريظه ؛ سعد بن معاذ را حَكَم قرار دادند ؛ نافع گفت؛ به خدا قسم تا به امروز چنين مطلب زيبايي نشنيده بودم. [22]
*احيای عاشورا
امامان معصوم عموما و امام باقر و امام صادق عليهما السلام خصوصا، عاشورا را احيا كردند، چون مي دانستند عاشورا يك رخداد نيست بلكه به قول مقام معظم رهبري عاشورا يك فرهنگ است.
و اين فرهنگ جامع در ديگر نبردها نبوده، مگر در واقعه كربلا، لذا گاهي در قالب بيانات مباركشان مطالبي را در موضوع عاشورا و حقايق آن بيان مي كردند و نیز امامان معصوم (ع) در ماه محر م با چهره عزادار ظاهر مي شدند و ترويج عاشورا مي كردند.
امام باقر به محمد بن مسلم فرمودند؛ اگر مردم ثواب زيارت ابا عبد الله را مي دانستند «لَمَاتُوا شَوْقا» از حسرت مي مردند. [23]
*فرهنگ بودن عاشورا
شعار حضرت ابا عبد الله دو شعار بود، يالثارت الحسين و دوم از بین بردن جاهلیت. فرهنگ عاشورا امر به معروف و نهي از منكر و اقامه نماز و ايتاء زكات است «الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ »[24]و ياران امام حسين اين چهار ويژگي را داشتند
*اصل قرآن محوري
امامان معصوم بيان فرموده اند: اگر روايتي از ما به شما رسيد آن را به قرآن عرضه كنيد و اگر موافق قرآن نبود به دیوار بکوبید.
* اصل مخالفت عامه
هر چه عامه مي گويد بر خلاف آن عمل كنيد كه در آن ارشاد و هدایت شماست [25]
*اصل محبت
امام باقر به ابا الجالوت فرمودند « لَا تَسْتَصْغِرْ مَوَدَّتَنَا فَإِنَّهَا مِنَ الْبَاقِيَاتِ الصَّالِحَاتِ» [26]
مودت ما اهل بیت را کوچک نشمار زیرا آن از باقیات الصالحات است.
آخر امر دشمن متوجه شد كه امام باقر (ع) چه كرده است لذا حضرت را به شهادت رساندند و ايشان را مسموم كردند.
* در انتها نظر شما درباره مركز خبر حوزه و هفتهنامه افق چيست؟
افق مرتب براي من مي آيد و در مجموع مطالب زيبا و بكري دارد و تنوع هم دارد و بعضي از ستونها بسيار زيبا هستند، مانند ستون اخلاقي و ستون علمي، خصوصا سخنان حضرت آيت الله سبحاني در رد شبهات ؛ اگر يك مقدار افق حوزه بالاتر از اين بيايد عالي تر مي شود و من براي منبرم و درس و بحثم از مطالب آن استفاده مي كنم اگر يك مقدار مباحث امامت در آن كاربرديتر بشود بسيا ربهتر است .
[1] - مستدركالوسائل ج : 17 ص : 274
[3] - بحارالأنوار ج : 46 ص : 296
[4] - الانوار الكاشفه جزء 153 ص 57
[5] -كافى ج 8 ص 10
[6] - الصواعق المحرقه ص 201
[7] - ارشاد-ترجمه رسولى محلاتى، ج2، ص: 159
[8] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج46، ص: 258
[9] - بحارالأنوار ج : 47 ص : 390
[10] - صحيفه امام ج21 397 وصيتنامه سياسى - الهى
[11] - سوره نجم آيات 3 -4
[12] -ارشاد-ترجمه ساعدى خراسانى، ص: 33
[13] - بحارالأنوار ج : 46 ص : 240
[14] - نمل : 40
ترجمه: (امّا) کسی که دانشی از کتاب (آسمانی) داشت گفت: پیش از آنکه چشم بر هم زنی، آن را نزد تو خواهم آورد!
[15] - بحارالأنوار ج : 26 ص : 197
[16] - بحارالأنوار ج : 46 ص : 237
[17] - مائدة : 3 ترجمه : امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم
[18] - ايمان و كفر-ترجمه الإيمان و الكفر بحار الانوار، ج2، ص: 427
[19] - مستدركالوسائل ج : 17 ص : 274
[20] - مراجعه شود به كتاب اصول كافي بَابٌ «نَادِرٌ جَامِعٌ فِي فَضْلِ الْإِمَامِ وَ صِفَاتِهِ»
[21] - سوره نساء: 35
[22] - الاحتجاج ج : 2 ص : 324
[23] - مستدركالوسائل ج : 10 ص : 310
[24] - سوره حج : 41
همان كسانى كه هر گاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز را برپا مىدارند، و زكات مىدهند، و امر به معروف و نهى از منكر مىكنند، و پايان همه كارها از آن خداست!
[25] - الكافي ج : 1 ص : 68
[26] - بحارالأنوار ج : 23 ص : 250
[المناقب لابن شهرآشوب] كِتَابُ ابْنِ عُقْدَةَ قَالَ الصَّادِقُ ع لِلْحُصَيْنِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ يَا حُصَيْنُ لَا تَسْتَصْغِرْ مَوَدَّتَنَا فَإِنَّهَا مِنَ الْبَاقِيَاتِ الصَّالِحَاتِ قَالَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا أَسْتَصْغِرُهَا وَ لَكِنْ أَحْمَدُ اللَّهَ عَلَيْهَا










نظر شما