چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۹ | May 27, 2020
سید عبدالمجید عبدالرحمن الحوثی

حوزه/ سید عبدالمجید عبدالرحمن الحوثی به بیان دیدگاه خود درباره نقش علم و علمای ربانی در اسلام و رابطه میان علم و سیاست و جهاد در راه خدا و همچنین نقش علما در مقابله با متجاوزان سعودی پرداخت.

به گزارش گروه ترجمه خبرگزاری حوزه حجت الاسلام و المسلمین سید عبدالمجید عبدالرحمن الحوثی نائب رئیس انجمن علمای یمن در گفتگو با مجله اعتصام این کشور به بیان دیدگاه خود درباره نقش علم و علمای ربانی در اسلام و رابطه میان علم و سیاست و جهاد در راه خدا و همچنین نقش علما در مقابله با متجاوزان سعودی و بیان پیام الهی برای مردم و روشنگری در جامعه پرداخت.

معرفی سید عبدالمجید عبدالرحمن الحوثی

سید عبدالمجید بن عبدالرحمن بن الحسن بن الحسین الحوثی متولد 1393 هجری قمری در شهر ضحیان. وی تحصیلات خود را نزد پدرش با فراگیری نحو و اصول فقه و اصول دین و معانی و بیان آغاز کرد و نزد اساتیدی همچون مولی مجدالدین بن محمد بن منصور المؤیدی درس خواند که بیشتر کتاب های این عالم را در محضرش تلمذ کرد و از ایشان اجازه عام در تمام امور مربوط به کتب و روایاتش را دارد.

وی همچنین نزد علامه عبدالعظیم بن حسن الحوثی و پدرش علامه محمد بن عبدالعظم الحوثی و علامه حسین مجدالدین المؤیدی و قاضی علامه علی بن یحیی قامس درس خواند و از آنجا که شب و روز درس می خواند توانست به درجه اجتهاد برسد و افراد زیادی نیز نزد وی درس خوانده و مشغول تبلیغ و ارشاد در سرتاسر یمن هستند.

وی بنا به دستور مولی علامه حسین بن یحیی الحوثی در سال 1996 میلادی برای ارشاد و تبلیغ به منطقه المحابشه رفت تا مردم آن منطقه از دانش او بهره مند شوند و پیش از آغاز تجاوز مزدوران آمریکا یعنی علی صالح و علی محسن به ضحیان بازگشت و در آنجا مستقر شد و حلقه تدریس علوم دینی خود را برقرار کرد و با همکاری مجموعه ای از علما مدرسه و دانشگاه امام مجدالدین مؤیدی و همچنین نشست اسلامی تبلیغ و ارشاد را تاسیس کرد.

از تالیفات این عالم یمنی می توان از کتاب "نظرة و بیان فی متشابه القرآن" نام برد و سخنرانی های زیادی نیز در اصول دین و موضوعات مختلف اسلامی دارد.

علامه سید عبدالمجید الحوثی نقش زیادی در متحد ساختن صفوف مردم علیه دشمن متجاوز و ایجاد صلح و آشتی میان مردم دارد و در تاسیس انجمن علمای یمن نیز نقش داشته و به عنوان نائب رئیس انجمن علمای یمن انتخاب شده است و نقش زیادی نیز در انقلاب مردم یمن علیه نظام فاسد داشت و مؤسس مرکز "طلائع المجد الثوریة" و دانشگاه المعرفة است و نقش زیادی در سیستم آموزشی یمن داشته و همچنان نیز به عنوان یک مدرس و معلم و مبلغ در بسیاری از مناطق فعالیت دارد.

به نظر شما چه عواملی موجب تضعیف بنیه علمی و کناره گیری طلاب علوم دینی از رسیدن به درجات بالا و اجتهاد و مرحله صدور فتوا شده است؟

به نظرم در این زمینه عوامل متعددی باعث کناره گیری طلاب از رسیدن به درجات بالای علمی و اجتهاد شده است:

اول: مشکلات و جنگ های ظالمانه ای که علیه مردم مظلوم یمن از 15 سال پیش تا کنون جریان داشته که از جنگ های صعده تا تجاوز ظالمانه عربستان و امارات و آمریکا و اسرائیل علیه یمن که همچنان ادامه دارد و اینها باعث شد مردم درگیر جنگ و دچار اضطراب در زندگی و پراکندگی ذهن شوند و زندگی باثباتی نداشته باشند و در چنین شرایطی سخت است که یک طلبه بتواند دروس و تحصیل خود را پیگیری کند.

دوم: تحول تکنولوژی باعث شده جوانان این دوره مشغول اینترنت و شبکه های اجتماعی و شبکه های رسانه ای و رسانه های دیگری شوند که همه اینها توجه آنها را به خود جلب کرده و باعث می شود تمرکزی برای طلب علوم شرعی نداشته باشند.

سوم: فقدان مدارس دینی منظم و سامان یافته که بتواند آموزش های دینی لازم را بنا بر روش آموزشی صحیح به طلاب ارائه کند به گونه ای که جوانان بتوانند با نشاط و رغبت و به صورت منظم و زمانبندی شده به علم و معرفت دست بیابند و فضای علمی مناسب برای تحصیل آنها ایجاد شود.

چهارم: مرگ علمای بزرگ که نقش اساسی در حرکت علمی یمن دارند و نبود کسانی که بتوانند جای خالی آنها را به درستی پر کنند.

به نظر شما چه وسائل و ابزارهایی می تواند در سازندگی علمی و معرفتی طلاب علوم دینی تاثیرگذار باشد به گونه ای که بتوانند جانشین شایسته ای برای علمای ربانی باشند و اصالت علم و فکر دینی را حفظ کرده و از هویت یمنی در برابر حمله فکری وهابیت و الحاد غربی محافظت کنند؟

تردیدی نیست که ما اگر بخواهیم یک حرکت علمی ثمربخش را برای پرورش علمای ربانی آغاز کنیم، اولین وظیفه ما این است که جایگاه عظیم علم در اسلام و نقش الهی علما را برای پسران و دختران نوجوان تبیین کنیم که علما وارثان پیامبران و محل رجوع امت هستند تا بدین ترتیب به ارزش علم و علمل پی ببرند و بدانند که علم موجب رشد و ترقی و سربلندی انسان در دنیا و آخرت است و صاحب علم مشعل هدایت و نورافشانی به جامعه است که مردم را به سوی خدا دعوت می کند زیرا کسی که قیمت و ارزش علم و علما را نداند نمی تواند سختی ها و دشواری های علم آموزی را تحمل کند به ویژه رد ابتدای راه تا زمانی که شیرینی و نتیجه و فایده علم را بچشد و ببیند.

متاسفانه این روزها بسیاری از جوانان نگاه خوبی به علم و علما ندارند و به ارزش علم و جایگاه والای علم و عالم پی نبرده اند و این موجب شده همت کافی برای قدم نهادن در راه کسب علم و معرفت و تحصیل علوم دینی وتحمل سختی های این راه نداشته باشند.

علاوه بر اینها لازم است برنامه و سیستم علمی و آموزشی ما نیز منظم و سامان یافته و مبتنی بر روش های علمی آموزشی جدید و پیشرفته باشد تا به طلاب برای بالا رفتن ز پله های علم و معرفت کمک کند و به صورت متوازن از تمام علوم و مهارت هایی که به آن نیاز دارند بهره مند شوند و از سوی دیگر این سیستم و برنامه علمی باید هدفمند و آگاهانه باشد تا طلبه در این سیستم در زمینه علمی و معرفتی تقویت شود و ارزش های انسانی و دینی و رفتاری در وجود او تحکیم شده و در عین حال از مهارت های اساسی مورد نیاز خود برای تبلیغ و سایر جنبه های زندگی نیز بهره مند شود تا روی هم رفته به عنوان یک عالم فعال در جامعه حضور یابد و بتواند واقعت های روزگار را درک کند و پیام دین اسلام را به صورت صحیح به مردم برساند.

آیا رابطه ای میان علم و جهاد و علم و سیاست وجود دارد؟ یا اینکه علم اصطلاحی مستقل و به دور از جهاد و سیاست است؟ و ما چه زمانی می توانیم شاهد باشیم که علم و علما مانع انحراف سیاست و سیاستمداران هستند؟

باید بدانیم که منظور اصطلاح علم مان معرفت و شناخت دین خدا و اسلام و برنامه مورد نظر خدای متعال برای هدایت انسان است و این برنامه هدایتگر الهی در واقع شامل دستورات متکاملی در زمینه علم و معرفت و عمل و اجرای دانسته های انسان مانند تاسیس حکومت عدالت محور است تا هدف از این برنامه آن گونه که خدای متعال فرموده محقق شود که: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»(الحدید،25).

بدین ترتیب خدای متعال هدف اساسی ارسال پیامبران و فرستادن کتاب های آسمانی و پیام اسلام  و سایر ادیان آسمانی را اصلاح زندگی بشر می داند تا زندگی آنها بر اساس عدالت و نظام و قانونی تنظیم شود که انسان ها از امنیت و ثبات و خوشبختی در دنیا و آخرت بهره مند شوند و طلبه علوم دینی لازم است این واقعیت را به خوبی درک کند و با درس خواندن و تحصیل خود در جهت این برنامه الهی گام بردارد همان گونه که پیامبر اکرم فرمود: علم همان دین است پس ببینید دین خود را از که فرا می گیرید.

از سوی دیگر باید دانست که علم خودش هدف نهایی نیست بلکه وسیله ای برای فهم پیام و برنامه هدایتگر الهی است و پس از اینکه انسان به برنامه و دین هدایتگر الهی علم پیدا کرد باید برای اجرای آن تلاش کند و در راه اجرای آن البته با ظالمان و فاسدان و مستکبران رو در رو می شود و در این هنگام چاره ای زا جهاد در راه خدا و امر به معروف و نهی از منکر برای برپایی حکومت حق و عدل مورد نظر خدای متعال نیست و خدای متعال در این زمینه می فرماید: «وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهو نَ عَنِ الْمُنکَرِ وَاو لَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُون»(آل عمران:104).

و البته قرآن کریم نیز پس از آنکه هدف از ارسال پیامبران و کتاب های آسمانی را برپایی قسط می داند به این مسئله اشاره کرده و می فرماید: «وَأَنزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللهُ مَن یَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَیْبِ»(الحدید:25). پس جهاد در راه خدا وسیله ای حتمی و ضروری برای برپایی پروژه عظیم و محقق ساختن اهداف اساسی دین مانند اقامه حق و عدالت و تثبیت امنیت و ثبات و گرفتن حقوق و رساندن آن به صاحبانش و جلوگیری از ظالمان و رعایت انصاف درباره مظلومان و آموزش احکام دین است تا جامعه به سعادت دنیا و آخرت برسد و بنا براین اسلام میان علم و عمل و جهاد در راه خدا و عبادت و سیاست(به معنای مدیریت امور جامعه بر اساس قانون الهی) جدایی قرار نداده است و یکی از مهم ترین اهداف اسلام برپایی حکومت اسلامی است و نمی توان اسلام را فقط به عنوان مجموعه ای از مناسبت های دینی و عبادت ها اعمال فردی که مسلمان در خانه یا مسجد یا مدرسه انجام می دهد تعریف کرد بلکه همین عبادت ها نیز بخشی از تلاش انسان برای برپایی دین خدا و اجرای شریعت و برپایی امنیت و ثبات در جامعه است تا جامعه به هدفی که خدا در نظر دارد برسد که فرمود: «اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِیعاً فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُم مِّنِّی هُدًی فَمَن تَبِعَ هُدَایَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُون»(البقرة:38) و در آیه دیگر فرمود: «فَلاَ یَضِلُّ وَلاَ یَشْقَی * وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَی»(طه: 123، 124) پس سیاست به این معنا یعنی ایجاد امتی که خدای متعال درباره آن فرمود: «وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَأُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُون»(آل عمران:104).

و بلکه این اصل و جوهر اسلام است که به هیچ وجه از دین جدا شدنی نیست و تردیدی نیست که در این میان نقش علمای ربانی این است که امت را به راه و دین خدا راهنمایی کنند و مانع بروز انحراف ازسوی سیاستمداران و دیگران در دین و راه خدا بشوند و همواره مسیر انسان ها و امت را اصلاح کنند؛ چراکه عالمان وارثان انبیا هستند که باید ماموریت انبیا را انجام دهند و مردم را به سوی خدا دعوت کنند و جامعه را اصلاح کنند و اسلام را با تمام جوانبش اجرا کنند تا امنیت و ثبات و سلامت و سعادت و آسایش بندگان فراهم شود.

مفهوم هویت ایمانی یمنی اصطلاحی است که نزد مردم یمن مشهور است. درباره این هویت و ریشه آن توضیحاتی بیان کنید.

تردیدی نیست که هویت ایمانی یمنی از ویژگی های این کشور و مردم آن از زمان صدر اسلام بوده و یمن هواره جایگاه ویژه ای اسلام و نزد رسول اعظم(ص) و کلام الله و سخنان پیامبر و اهل بیت ایشان داشته مدح های زیادی درباره سرزمین وملت یمن از جانب خدای متعال و پیامبر وارد شده است که در این زمینه این سخن پیامبر کفایت می کند که فرمود: ایمان یمنی است و حکمت یمنی است و فقه یمنی است. علاوه بر این خدای متعال هنگامی که اهل یمن اسلام آوردند این آیات را نازل کرد که : «إِذَا جَاء نَصْرُ اللهِ وَالْفَتْح* وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللهِ أَفْوَاجًا* فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا»(النصر، 1-3). و هنگامی که اهل یمن ایمان آوردند پیامبر سجده شکر به جا آورد و فرمود: سلام بر همدان سلام بر همدان سلام بر همدان و تمام اینها برای این بود که اصحاب پیامبر و تمام امت اسلام به جایگاه ویژه اهل یمن و نقش عظیم آنها در یاری اسلام و پیروی از اهل بیت در طول تاریخ تا روز قیامت پی ببرند و از این رو پیامبر درباره مردم یمن فرمود: آنها بهترین مردم زمین هستند که خداوند به وسیله آنها دینش را یاری می کند. و بسیاری از سخنان دیگری که از جانب پیامبر در مدح مردم و سرزمین یمن روایت شده که تمام این سخنان به این خاطر است که پیامبر می دانست این مردم دین را یاری خواهند کرد و پرچم اسلام را با جهاد در راه خدا برافراشته خواهند کرد و نسل در نسل پیرو اهل بیت خواهند بود.

این مطالب بیانگر جایگاه یمن و مردم آن در اسلام است.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 3 =