سه‌شنبه ۱ مهر ۱۳۹۹ | Sep 22, 2020
کد خبر: 913527
۲۱ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۵:۳۸
اینستا

حوزه/ اما اینجا کربلا نیست، هیروشیماست. در دنیایی که «عمر سعد» مشک تزویر به دوش انداخته و به تشنگان سراب صلح می‌دهد. اینجا هیروشیماست و شاید صدای کربلا فقط در ضرب‌آهنگ سرفه‌های همان چند جانباز شنیده شود.

به گزارش خبرگزاری حوزه، در صفحه مجازی انتشارات سوره مهر آمده است:

پیشهاد مطالعه به مناسبت سالروز حمله آمریکا به هیروشیما

سفر به روایت سرفه‌ها

سفرنامه هیروشیما

حمید حسام

پایین صفحه ١٢۶:
حالا باید برویم و شاخه گل‌هایی را که در بدو ورود به دستمان داده بودند، زیر یادمان قوسی هیروشیما بگذاریم. میان این ولولهٔ جمعیت، من و فتح‌آبادی گم می‌شویم. او به سمت موزهٔ هیروشیما می‌رود و من با شاخه گل معطل در دستم، به دنبال بقیهٔ بچه‌ها می‌گردم و می‌روم تا جایی که اشکم را درمی‌آورد و ما را به کربلا می‌برد. آنجا جماعتی جلوی یک اتاقک تجمع کرده‌اند. لیوان‌های آب خنک ـ مثل نذری خودمان ـ را می‌گیرند و در آن گرما می‌نوشند. روی سردر این اتاقک به انگلیسی نوشته شده است: «آب بنوشید به یاد کسانی که تشنه ماندند و تشنه کشته شدند.» و من یک آن «کُل یوم عاشورا و کُل ارضٍ کربلا» در ذهنم تصویر می‌شود.
اما اینجا کربلا نیست، هیروشیماست. در دنیایی که «عمر سعد» مشک تزویر به دوش انداخته و به تشنگان سراب صلح می‌دهد. اینجا هیروشیماست و شاید صدای کربلا فقط در ضرب‌آهنگ سرفه‌های همان چند جانباز شنیده شود.
جمله را دوباره می‌خوانم: «آب بنوشید به یاد کسانی که تشنه ماندند و تشنه...» گریه امانم نمی‌دهد. زمزمه می‌کنم: «السلام علیک یا ابالعطش...» سلام بر تو ای حسین(ع)، ای پدر تشنگی‌ها.»
از آن آب خنک، یک لیوان جرعه‌جرعه سر می‌کشم و از میان آن‌همه کشتگان تاریخ، یاد تشنگی بچه‌ها در عملیات رمضان می‌افتم. به خودم می‌آیم. اینجا شلمچه نیست، هیروشیماست و کسانی که آب خورده‌اند، پشت‌سرهم از میزبان تشکر می‌کنند: «اریگاتو گوزای ماسته.»
.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 12 =
google-site-verification=0iLoQV4C04yTFqMIugB47gzW8uc7-poVtQKrLZbxcw8