شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹ | Jan 23, 2021
فاطمه الزهرا اصفهان

حوزه/ نشست هم اندیشی با عنوان «قصه و تأثیرات تربیتی آن بر انسان» در مؤسسه آموزش عالی حوزوی فاطمه الزهرا(س) اصفهان با رعایت پروتکل های بهداشتی برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری «حوزه» از اصفهان، نشست هم اندیشی با عنوان «قصه و تأثیرات تربیتی آن بر انسان»  با حضور سید داوود بحرینیان استاد حوزه و جمعی از طلاب در موسسه آموزش عالی حوزوی فاطمه الزهرا(س) اصفهان با رعایت پروتکل های بهداشتی برگزار شد. 

بحرینیان در این نشست با اشاره به نقش قصه در زندگی انسان گفت: همه ما با قصه  و زبان قصه بزرگ شده ایم؛ اما امروزه  اگر کسی حرف منطقی نزند او را به بی ارزشی متهم می کنند و  آدم بی منطق  را آدم دیوانه می نامند. 

وی با بیان اینکه زندگی، قصه است به تفاوت قصه و گزارش اشاره کرد و گفت: برای بیان یک قصه قسمتی از زندگی انتخاب و بیان می شود در حالی که در گزارش کل زندگی بیان می شود. خداوند قصه گوست لذا یک بخش هایی را انتخاب و تعریف نموده که دارای اثر است.

بحرینیان در ادامه به ویژگی های  قصه خوب اشاره کرد و گفت: نا بهنگام، تدریجی، ابهام گونه و راز آلود بودن و معلوم شدن گذشته قصه در آینده از جمله ویژگی های  یک قصه جذاب هستند که میل و علاقه به خواندن قصه و پیگیری خواننده را در بر دارد. این ویژگی ها  موجب ترغیب خواننده به خواندن ادامه داستان می شود.

وی با اشاره به  وجود دو بعد خوب و بد در انسان، گفت: قصه گویان با توجه به دو بعد انسان در قصه به خوبی و بدی با هم اشاره می کنند؛ ولی در علم به صرف اینکه قصه ای بدآموزی دارد، آن را از کتاب ها حذف می کنند؛ مثلا محمدعلی فروغی کتاب سعدی را تصحیح  و هزلیات آن را حذف کرد. اما باید توجه داشته باشید که حذف بدی های دنیا در کتاب ها  به معنای حذف وجه قصه دار عالم است؛ علاوه بر اینکه وظیفه اصلی هنر، بیان آشکار همه حقایق خوب و بد است. 

استاد حوزه ضمن اشاره به معنای  کلمه قصاص در قران به ارتباط این کلمه با قصه پرداخت و بیان داشت: قصاص و قصه دارای یک معنا هستند؛ زیرا مفهوم قصاص همانند قصه، یک نحوه حکایت کردن از جریانیست که رخ داده است. در قصه چیزی را که واقع شده تکرار می کنیم تا مایه عبرت شود. انسان در زندگی بن بست های زیادی را تجربه می کند که با کمک قصه و عبرت گیری  می تواند بر آنها فائق آید؛ مثلا شخص گرفتار در یک رذیله اخلاقی از طریق عبرت گیری از قصه آدم هایی با چنین رذیله ی اخلاقی می تواند خود را نجات دهد. 

بحرینیان با ذکر آیه «ولکم فی القصاص حیوه یا اولی الالباب» گفت: با توجه به هم معنایی قصه و قصاص می توان نتیجه گرفت که در قصه همانند قصاص، حیات هست. اما حیات بخشی قصه را تنها اولی الالباب  درک می کنند. زیرا صاحبان الباب به اصل قضیه نظر دارند؛ بدین معنی که فکرشان قلبی است؛ در نتیجه به حیات بخشی قصه پی می برند؛ اما بقیه انسان ها فکر کردنشان ذهنی صرف شده است؛ لذا به  درجه و درک اولی الالباب و حیات بخشی قصه  دست نمی یابند. 

وی در پایان با اشاره به اینکه خداوند در قرآن خود را قصه گو می خواند، اظهار داشت: قصه گفتنی که خداوند به خودش نسبت می دهد غیر از خبر دادن است، خداوند خود را قصه گو می خواند بدین معنا که  عین جریان اتفاق افتاده را بدون هیچ کم و کاستی بیان می کند، خداوند با قصه گفتن، حق و باطل را از هم جدا می کند؛ مثلا با گفتن قصه اصحاب کهف به اختلافات وارد در باطن این ماجرا پایان داد و قصه حقیقی را بیان نمود.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 0 =
google-site-verification=0iLoQV4C04yTFqMIugB47gzW8uc7-poVtQKrLZbxcw8