به گزارش خبرگزاری حوزه، در وضعیت کنونی که آگاهان سیاسی و فعالان رسانهای از آن به عنوان وضعیت "نه جنگ و نه صلح" یاد میکنند و هر لحظه بنابر اغراض و اهداف پیدا و ناپیدا، شایعاتی در فضای مجازی و بستررسانه ای تولید شده و انتشار مییابد، مسلم است که از جمله مهمترین راهبردهای دشمن در نبرد شناختی، تلاش در جهت "بیثباتی ذهنی و روانی" ایرانیان است
در این میان به تعبیر فرهاد خادمی، روزنامهنگار، جامعه در وضعیت تعلیق روانی و عدم قطعیت بسر میبرد و لذا در چنین اوضاع و احوالی، اطلاع رسانی عمومی به یکی از حساسترین و تعیین کنندهترین نیازهای مؤلفههای حکمرانی تبدیل شده است.
وی معتقد است که در چنین وضعیتی، خطر اصلی نه فقط تهدید خارجی، بلکه فرسایش اعتماد عمومی، گسترش شایعات، اضطراب جمعی و تصمیمگیریهای هیجانی در سطح جامعه است، کما اینکه از سوی دیگر، سکوت طولانی، پنهانکاری یا کوچکنمایی واقعیت نیز موجب میگردد تا مرجعیت خبری از نهادهای رسمی سلب شده و به رسانههای غیررسمی و بعضاً معاند واگذار شود.
چگونگی اطلاعرسانی به مردم در جنگ ادراکی
خادمی همچنین تأکید کرد: اطلاع رسانی مؤثر در چنین فضایی مستلزم پذیرش این واقعیت است که مردم صرفاً دریافتکننده خبر نیستند، بلکه بازیگران فعال فضای ادراکیاند. بر این اساس و در چنین بستری، پیامها باید واقعگرایانه، بدون ادبیات تهدیدمحور در عین حال قاطع و آرامش بخش باشد. ضمن آن که از سوی دیگر، تأکید بر تداوم زندگی عادی، کارکرد مستمر خدمات عمومی، آمادگی نهادها و توان مدیریت شرایط، نقش مهمی در حفظ تعادل روانی جامعه دارد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به نکته بسیار مهمی اشاره کرد و افزود: در چنین اوضاع و احوالی، وظایف دستگاههای مسئول باید بهشکل هماهنگ و مکمل تعریف شود، به این معنا که دولت و سخنگویان رسمی وظیفه دارند مرجعیت اصلی خبر را حفظ کنند، بهصورت منظم اطلاع رسانی کرده و در عین حال به شایعات پاسخ دهند و از چند صدایی متناقض در بدنه حاکمیت بپرهیزند.
ضرورت پرهیز جدی از نشر شایعات
این فعال رسانهای همچنین بیان داشت: در این شرایط، رسانههای رسمی و عمومی مسئولیت دارند بهجای بازتولید هیجان و ترس، تحلیلهای متوازن، توضیح محور و مبتنی بر منافع ملی ارائه داده و از تبدیلشدن به تریبون شایعه یا تهدید به شدت پرهیز کنند. همچنین نهادهای خدماتی و امدادی باید با اطلاعرسانی دقیق درباره آمادگیها و ظرفیتهای خود، احساس امنیت عملی را در جامعه تقویت نمایند.
حجت الاسلام حبیب بابایی، فعال فرهنگی و اجتماعی نیز ابراز داشت: اساساً در جنگ ادراکی، تمرکز بر هدف قرار دادن نحوه دریافت، تفسیر و قضاوت افراد درباره واقعیتهای اطرافشان است چرا که در چنین نبردی، هدف ایجاد پارادوکسهای اطلاعاتی است بهنحوی که هیچ منبعی نتواند به طور قاطع به عنوان حقیقت تأیید شود.
وی با اشاره به این که راهبرد دشمن در فضای کنونی بر تولید انبوه محتوایی استوار است که هدفش ایجاد ناهماهنگی شناختی و تشدید آن است، افزود: در چنین شرایطی دشمن به جای القای یک دروغ واحد، روایتهای رقیب را با شدت مساوی و در زمان واحد به جامعه تزریق میکند و لذا در این وضعیت توان فرد برای انتخاب و نتیجهگیری کاهش یافته و او در یک حالت تعلیق دائمی قرار میگیرد که خود این تعلیق به منزله همان بیثباتی ذهنی و روانی است.
خدشه بر آرامش فکری و روانی جامعه
وی با بیان اینکه دشمن در چنین شرایطی به دنبال خدشه بر آرامش فکری و روانی جامعه است، گفت: یکی از شگردهای رسانه ای دشمن تولید محتواهایی با ظاهر کاملاً مستند است که به عنوان مثال در آن ها شاهد استفاده از نمودارها، ارجاعات ساختگی، ویدیوهای تدوینشده با کیفیت بالا و ... هستیم که به سرعت مرجعیت منابع رسمی را زیر سؤال می برند و همین روند موجب میشود که حتی برخی افراد تحصیلکرده و حتی نخبه نیز در تشخیص اصالت اخبار و محتواها، دچار تردید شوند.
دکتر معصومه نصیری کارشناس و پژوهشگر رسانه نیز با بیان اینکه رسانهها در وضعیت بحرانی باید هم اقدامات آفندی و هم پدافندی را مدنظر قرار دهند، ابراز داشت: قبل از هر چیز باید دانست که حوزه رسانه و اساساً کار و فعالیت رسانهای تعطیل پذیر نبوده و نیست چرا که همواره نبردها در این رابطه در این جریان است، منتهای مراتب در جنگ شناختی و ادراکی، رسانههای ما باید روایتهایی بسازند که پیشبرنده باشد و دشمن را عقب براند و درعینحال اقدامات پدافندی داشته باشند تا افکار عمومی را آگاه کرده و بدین گونه مراقب حفظ بهداشت روانی مخاطب باشند.
روایت اول به تنهایی کافی نیست!
وی همچنین اضافه کرد: از سوی دیگر ما باید از این تصور فاصله بگیریم که لزوماً هر کس اول بگوید، برنده است. مهم این است که روایت ما مسلط، برتر، دقیق و توأم با ادبیات اقناعی باشد. حتی اگر اینترنت قطع باشد و روایتهای مخدوش به مردم برسد، اگر ما بتوانیم روایتی ارائه دهیم که تبدیل به قرائت و باور مردم در کوچه و بازار شود، این بدان معناست که روایت ما موفق و مؤثر بوده است.
مدرس سواد رسانه ای در ادامه صحبتهای خود به نکته مهمی اشاره کرد و گفت: در حوزه علومشناختی و رسانه، ما با مخاطبی مواجه هستیم که شاید بداند روایت رسانه معاند جعلی است، اما به جهت تعصبات ذهنی، سوگیریها و تجربه زیسته، آن را میپذیرد؛ چون ذهنیت او را تقویت میکند؛ بنابراین بحث روایتسازی و خنثیکردن روایتهای معارض بسیار سخت است و صرف ساختن روایت اول کافی نیست.
وی همچنین بیان داشت: به هر حال باید بدانیم که ما با طیف های مختلف مخاطب مواجه هستیم با این توضیح که معمولاً برای مخاطب همسو محتوا تولید میکنیم، اما برای مخاطبی که خنثی بوده و وارد مرحله تردید یا معارضی شده، گاهی اوقات کاری نکرده و غافل بوده ایم و این در حالی است که رسانهای که علیه ما کار میکند، حداکثری عمل نموده و همه مخاطبانش را هدف قرار میدهد. از سوی دیگر چنانچه مرجعیت رسانهای خود را از دست بدهیم، هر روایتی هم که بسازیم به مخاطب هدف نمیرسد و لذا پیش از بحث روایتسازی باید روی مرجعیت رسانه کار کنیم.
گزارش از: سیدمحمدمهدی موسوی










نظر شما