حجت الاسلام مجتبی تقی زاده از مبلّغین شهرستان آمل در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به تاریخچه نفوذ قدرت های استعماری در ایران و آسیب های ناشی از آن اظهار داشت: ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک و استراتژیک خود و نیز داشتن منابع غنی طبیعی، قرنها است که در کانون توجه قدرتهای استعماری قرار دارد.
وی افزود: از قرن نوزدهم میلادی، با نفوذ تدریجی امپراتوریهای روسیه تزاری و بریتانیا، ساختار سنتی و مستقل ایران دستخوش تغییرات عمیقی شد. این نفوذ که بعدها با دخالتهای قدرتهای بزرگ دیگر نیز همراه شد، نه تنها ساختار اقتصادی کشور را تضعیف و وابسته کرد، بلکه بستر فرهنگی و اجتماعی ایران را نیز تحت تأثیر قرار داد.
کارشناس دینی ابراز کرد: یکی از بارزترین ویژگیهای استعمار در ایران، سیاست «امتیازنویسی» بود. دولتهای استعمارگر با فشار بر دولتهای ضعیف قاجار، امتیازهای گستردهای در زمینههای تنباکو، بانکداری، گمرک و راهآهن کسب کردند. نمونه بارز آن «قرارداد رژی تنباکو» بود که انحصار خرید و فروش تنباکو را به یک شرکت خارجی واگذار کرد و با اعتراض گسترده مردم و مراجع تقلید مواجه شد. این قراردادها باعث شد منابع مالی کشور به جیب شرکتهای خارجی برود و توان اقتصادی دولت داخلی برای توسعه و پیشرفت سلب شود.
وی با بیان اینکه کشف نفت در ایران در سال ۱۲۸۷ شمسی، نقطه عطفی در استعمار اقتصادی ایران توسط بریتانیا بود، تصریح کرد: شرکت نفت انگلیس و ایران با قراردادی ناعادلانه، برای دههها از منابع نفتی ایران بهرهبرداری کرد و سهم بسیار ناچیزی به ایران پرداخت نمود. این روند باعث شد درآمدهای حاصل از ثروتهای ملی صرف توسعه صنعتی کشور نشود و اقتصاد ایران در یک ساختار تکمحصولی و وابسته باقی بماند.
حجتالاسلام تقی زاده اظهار کرد: سیاستهای استعماری باعث شد صنایع دستی و سنتی ایران که پایههای اقتصاد داخلی بودند، با ورود کالاهای صنعتی خارجی تضعیف شوند، کالاهای انگلیسی و روسی با تعرفههای گمرکی پایین وارد بازار ایران شدند و کارگاههای داخلی را ورشکست کردند. این امر باعث مهاجرت روستاییان به شهرها و ایجاد بحرانهای اجتماعی شد، زیرا بستر صنعتی برای اشتغال این جمعیت فراهم نبود.
وی به ابعاد فرهنگی استعمار پرداخت و تصریح کرد: استعمارگران میدانستند که برای تسلط دائمی بر یک کشور، باید هویت فرهنگی آن را تضعیف کنند، بنابراین با ورود کالاهای غربی، سبک زندگی، پوشش و مصرفگرایی غربی نیز ترویج شد و این روند که بعدها به عنوان «استعمار فرهنگی» شناخته شد، سعی داشت الگوهای بومی و اسلامی را جایگزین الگوهای وارداتی کند تا وابستگی ذهنی مردم به غرب افزایش یابد.
کارشناس دینی خاطرنشان کرد: قدرتهای استعماری برای تربیت نسلهایی که با منافع آنها همسو باشند، اقدام به تأسیس مدارس و مراکز آموزشی کردند، اگرچه ورود آموزش نوین در خودِ آن میتوانست مثبت باشد، اما محتوای آموزشی در این مدارس طوری طراحی شده بود که فرهنگ و تمدن غربی را برتر جلوه دهد و تاریخ و افتخارات ملی و اسلامی ایران را نادیده بگیرد یا تحریف کند.
حجت الاسلام تقی زاده با تأکید بر اینکه یکی از اهداف اصلی استعمار در ایران، کاهش نفوذ دین در جامعه و سیاست بود، اظهار کرد: دین اسلام به عنوان یک عامل هویتبخش و مقاومت در برابر استعمار، همواره مانعی در راه اهداف قدرتهای خارجی محسوب میشد. استعمارگران با ترویج اندیشههای سکولار و غربی، تلاش کردند تا جایگاه دین را در حیات عمومی مردم تضعیف کنند تا بتوانند راحتتر بر کشور مسلط شوند.
کارشناس دینی گفت: استعمار در ایران، اگرچه با اشغال مستقیم نظامی (به جز در جنگ جهانی دوم) همراه نبود، اما از طریق نفوذ اقتصادی و فرهنگی، آسیبهای جدی به ساختار کشور وارد کرد، وابستگی اقتصادی، تضعیف صنایع داخلی و غارت منابع ملی از یک سو و تهاجم فرهنگی، تغییر هویت و تلاش برای جدایی دین از سیاست از سوی دیگر، میراث شوم استعمار در ایران بود.
وی تأکید کرد: درک دقیق این تاریچه برای نسل امروز ضروری است تا با هوشیاری کامل در برابر ترفندهای نوین استعماری که در قالبهای پیچیدهتر ظاهر میشوند، مقاومت کرده و به سمت توسعه و پیشرفت مستقل گام بردارند، انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ نیز میتواند به عنوان واکنشی تاریخی به این وابستگیها و تلاشی برای بازپسگیری استقلال و هویت ملی-دینی تلقی شود.
انتهای پیام. /










نظر شما