خبرگزاری حوزه | «سرزمین فرشتهها» داستان رنج انسان از جنگ و جنایت است و راوی ظلم بزرگی است که در حق زنان و کودکان در نوار غزه در حال رخ دادن است.
فیلم در همان سکانس ابتدایی با نشان دادن ناتمام ماندن جشن و شادی کودکان و معلمان در مدرسه با صدای بمب و موشک، ورود خود به دنیای زنان و کودکان جنگ زده را اعلام میکند و تا پایان، زاویه دید روایت، زاویه دید زنان و کودکان باقی میماند تا بر این نگاه خود تاکید کند.
ضحی، با بازی تحسن برانگیز سولاف فواخرجی، معلم مدرسهای است که قبلاً در جنایت دیگری همه خانوادهاش را از دست داده و حالا در جریان جنگ، با کودکانی برخورد میکند و آشنا میشود که برای محافظت آنها از مرگ و آسیبهای جسمی و روحی جنگ، تمام تلاش خود را به کار میگیرد؛ این رسالت به مرور برای ضحی جدیتر هم میشود.
او خود زنی جنگ زده و تنهاست که نیاز به پناه دارد اما باید برای کودکان سرپناه، آب و غذا پیدا کند و همزمان همیشه خود را خوشحال و با روحیه نشان بدهد؛ از مرگ و جنگ چیزی نگوید و با بازی و دنیای کودکان همراهی کند.
همین موضوع، همزمانی که متأثر کننده است و از نقاط قوت فیلم، تبدیل به یکی از نقاط ضعفش نیز شده است. چرا که به مرور، داستان فیلم به جای اینکه جلو برود درگیر یک چرخه تکراری میشود؛ زنی که در رنج و سختی به دنبال آب و غذا برای کودکان است، کودکانی که در بین بمب و ویرانی گم میشوند و چرخهای که با این مشکلات شکل میگیرد. از جایی به بعد مخاطب شاید احساس کند به جای یک درام منسجم با نمایش صحنههایی متأثر کننده از جنگ و جنایت علیه زنان و کودکان در غزه مواجه است و همین امر، یکی از موانع ماندگار و تاریخی شدن «سرزمین فرشتهها» خواهد بود.
طراحی صحنه فیلم از لحظات بمباران و ویرانیهای جنگ خیره کننده است که در کلاس جهانی حرف برای گفتن دارد و در کنار بازی فوقالعاده سولاف فواخرجی، مهمترین نقاط قوت فیلم هستند. موسیقی فیلم احساسات مدنظر کارگردان را به خوبی در صحنهها منتقل میکند.
در فیلم از کودکان به خوبی بازی گرفته شده است. در واقع با وجود اینکه کودکان شخصیتهایی محوری در فیلم بودند و بازی غیر واقعی آنها میتوانست خلاف رساندن عمق تأثّر برانگیزی جنایات در غزه که هدف کارگردان است عمل کند، به عکس، بازی خوب، باورپذیر و به اندازه آنها تصویری واقعی و محسوس از کودکان معصوم و مظلوم غزه ساخته که به تأثیرگذاری فیلم کمک شایانی کرده است.
هر بار که ضحی و کودکان میخواستند با چیزهای ساده و کوچکی مثل خوردن یک وعده غذا دورهم و یا رقص و پایکوبی کودکانه جنگ را فراموش کنند، با صدای بمب و موشک غافلگیر میشدند و این به خوبی توانسته است رنج و غم بی امانی که بر سر زنان و کودکان غزه آوار میشود را به تصویر بکشد. اما همزمان باعث افتادن در دام چرخه تکراری بیان شده هم شده است که ممکن است تکراری و خسته کننده به نظر برسد و روایت دراماتیک را تحت الشعاع قرار میدهد.
در کل «سرزمین فرشتهها» فیلم قابل احترامی است؛ هم به دلیل سوژهای که دنبال آن رفته است و غبار فراموشی آن موضوع را به خوبی از ذهن و دل مخاطب پاک میکند، هم به جهت طراحی صحنه و میزانسن، هم به جهت بازیهای خوب؛ اما قصهاش به اندازه یک فیلم بلند دراماتیک نیست و مخاطب میتواند به فیلمنامه اشکالاتی بگیرد. فیلم به زبان عربی ساخته شده و به نظر بیشتر مخاطب بین المللی مد نظر سازندگان بوده است.
در پایان به این نکته هم میتوان اشاره کرد که «سرزمین فرشتهها» با موضوعی که انتخاب کرده و استفاده از بازیگران بین المللی میتواند نوید ورود سینمای ایران به مسائل منطقهای و جهانی را بدهد و ایجاد جریان سینمایی برای انسان و انسانیت که حق و باطل حقیقی را به تصویر بکشد. هرچند خود فیلم در این چارچوب کامل عمل نمیکند و جای اشاره به علت و عامل این جنگ و ویرانی در غزه خالی است و فقط به آثار آن پرداخته شده است. جای خالیای که احتمالاً خواجه پاشا نویسنده و کارگردان فیلم و منوچهر محمدی تهیه کننده، برای فرار از شعاری شدن عمداً آن را انتخاب کردند ولی در موارد بعدی باید برای رسیدن به روایتی هنری و غیرشعاری اما در عین حال کامل از چنین وقایعی تلاش کرد؛ همچنان که در نمونههای جهانی شاهد آنها هستیم.
علی سلیمی بنی - دانش پژوه سطح سه مرکز تخصصی هنر و رسانه










نظر شما