دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۱۲
موتورسواری بانوان در ترازوی مصلحت فردی و اجتماعی

حوزه/ مسئول اداره آموزش دفتر خواهران حوزه علمیه خراسان با تأکید بر لزوم توجه به تزاحم مصالح در جامعه اسلامی ایرانی، تصریح کرد: مسئله موتورسواری بانوان صرفاً یک انتخاب فردی نیست، بلکه پدیده‌ای اجتماعی با پیامدهای فرهنگی، هویتی و امنیتی است که نیازمند ملاحظه دقیق مصلحت اجتماعی در کنار منافع فردی است.

دکتر ندا اکبری، مسئول اداره آموزش دفتر خواهران حوزه علمیه خراسان، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در مشهد، با اشاره به اطلاع‌رسانی‌های اخیر درباره تجویز موتورسواری بانوان، اظهار داشت: این مسئله فارغ از ادله اصلی جواز و عدم جواز، در سطحی بنیادی‌تر قابل تحلیل و بررسی است؛ سطحی که در آن نسبت میان مصلحت فردی و مصلحت اجتماعی، به‌عنوان دو ساحت مستقل اما درهم‌تنیده، باید مورد توجه قرار گیرد.

وی افزود: بررسی این نسبت در جامعه اسلامی ـ ایرانی که ساختار فرهنگی آن بر حساسیت‌های هویتی، جنسیتی و عرفی استوار است، اهمیتی دوچندان دارد. از این منظر، موتورسواری بانوان صرفاً به‌عنوان یک رفتار فردی در ترازوی استنباط فقهی قرار نمی‌گیرد، بلکه به‌مثابه پدیده‌ای اجتماعی، نیازمند ارزیابی پیامدها و اثرات آن در لایه‌های مختلف فرهنگ و نظم عمومی است.

مصلحت فردی؛ منفعت محدود و شخصی

اکبری با اشاره به بُعد مصلحت فردی بیان کرد: موتورسواری برای برخی زنان می‌تواند پاسخی به نیازهای واقعی همچون سهولت در رفت‌وآمد، کاهش هزینه‌ها، استقلال در انجام امور روزمره یا ضرورت‌های شغلی و خانوادگی باشد. این موارد در زمره منافعی قرار می‌گیرند که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت و از حیث وجود ملاک و مصلحت رفع نیاز یا نفی عسر و حرج، در چارچوب فقه نیز قابل توجیه‌اند.

وی ادامه داد: با این حال، مصلحت فردی ناظر به منفعت شخص یا خانواده است و دامنه تأثیر آن معمولاً از مرزهای فردی فراتر نمی‌رود؛ در حالی که جامعه در مقابل این مصلحت محدود، با مجموعه‌ای از مصالح گسترده‌تر مواجه است که در مقام تزاحم، باید مورد توجه جدی قرار گیرد.

مصلحت اجتماعی؛ هویت، امنیت و نظم عمومی

مسئول اداره آموزش دفتر خواهران حوزه علمیه خراسان تصریح کرد: چالش‌ها و واکنش‌های متفاوت نسبت به موتورسواری بانوان نشان می‌دهد که این مسئله در فضای فرهنگی ایران، رفتاری تثبیت‌شده و مقبول تلقی نمی‌شود. این ناپذیرفتگی عرفی می‌تواند منشأ حساسیت‌های اجتماعی، جلب توجه نامعمول و ایجاد تنش‌های فرهنگی شود.

وی افزود: از سوی دیگر، موتورسواری در عرف عمومی در «فضایی مردانه» تعریف می‌شود؛ فضایی که نه‌تنها از نظر حضور فیزیکی مردان، بلکه از حیث الگوهای رفتاری، زبان تعامل، سبک ارتباط و روحیات حاکم، ساختاری مردانه دارد. ورود زنان به چنین فضایی، هرچند ممکن است از منظر حکم اولیه شرعی و رعایت حدود اختلاط، منع صریحی نداشته باشد، اما پیامدهای دینی، فرهنگی و روانی قابل توجهی به همراه دارد.

اکبری با تأکید بر مسئله هویت جنسیتی خاطرنشان کرد: حضور مداوم در فضایی با قواعد رفتاری مردانه می‌تواند به تغییرات ناخواسته در سبک زیست، زبان بدن، الگوهای ارتباطی و حتی تلقی فرد از نقش جنسیتی خود منجر شود. این تغییرات غالباً نه آگاهانه، بلکه محصول فشار محیط و ضرورت‌های عملی است و از منظر فقه اجتماعی، ذیل عنوان «صیانت از هویت و وقار زن» قابل بررسی بوده و دامنه آن به کل جامعه سرایت می‌کند.

وی امنیت را از دیگر محورهای مهم این بحث دانست و گفت: بر اساس آمار، موتورسواری با ریسک بالای آسیب‌های جسمی همراه است و جامعه ایرانی نسبت به امنیت و سلامت زنان حساسیت بیشتری نشان می‌دهد. این حساسیت صرفاً فرهنگی نیست، بلکه در فقه نیز حفظ جان و سلامت از مصالح قطعی و مقدم شمرده می‌شود.

اکبری همچنین به بُعد تربیتی مسئله اشاره کرد و افزود: یکی از نمودهای قابل تأمل در مصلحت اجتماعی، پیش‌بینی استفاده هیجان‌مدار از موتور، به‌ویژه در میان نوجوانان است. عدم وجود منع قانونی و واگذاری تشخیص مصلحت به والدین، در شرایطی که نوجوان بر اساس هیجان یا همسانی با همسالان خواستار استفاده از موتور است، می‌تواند پیامدهای ناگواری برای تربیت فردی و اجتماعی دختران به همراه داشته باشد.

وی در جمع‌بندی تأکید کرد: این ملاحظات، فقیه و قانون‌گذار را در چارچوب نسبت میان دو مصلحت، در مقام «تزاحم» قرار می‌دهد و این پرسش‌های بنیادین را پیش می‌کشد که آیا مصلحت فردی به حد ضرورت رسیده یا همچنان در سطح انتخابی قابل جایگزین است؟ آیا مصلحت اجتماعی واقعی، پایدار و قابل اثبات است یا صرفاً حساسیتی گذراست؟ و آیا امکان جمع میان این دو وجود دارد یا ناگزیر باید یکی بر دیگری مقدم شود؟

مسئول اداره آموزش دفتر خواهران حوزه علمیه خراسان در پایان خاطرنشان کرد: اگرچه این‌گونه مسائل در چارچوب نظام اجتماعی نیازمند بررسی‌های عمیق‌تر است، اما تا زمانی که مصلحت فردی در سطح نیازهای غیرضروری باقی بماند و مصلحت اجتماعی ناظر به حفظ هویت مذهبی و فرهنگی، امنیت و نظم عمومی باشد، تقدم مصلحت اجتماعی امری منطقی و قابل دفاع خواهد بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha