به گزارش خبرگزاری حوزه، این پرونده با نگاهی تاریخی مبتنی بر اسناد و خاطرات به بررسی رفتار، اقدامات و کنشهای رضا پهلوی پیش و پس از انقلاب اسلامی میپردازد. از این رهگذر سیاستهای رژیم پهلوی برای مشروعیتسازی ولیعهد در سنین کودکی و نوجوانی، اقدامات رضا پهلوی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ارتباط با نهادهای امنیتی و اطلاعاتی خارجی و همچنین شروع مجدد فعالیتهای او در سالیان اخیر مورد واکاوی قرار خواهد گرفت.
* بهروایت اسناد آمریکایی
پشتیبانی فنی و کمکهای دلاری سازمان سیا به رضا پهلوی + اسناد
بر اساس سندی طبقهبندیشده در آرشیو سازمان سیا دولت ایالات متحده در دهه ۱۹۸۰ مجوز حمایت مستقیم از اپوزیسیون سلطنتطلب را به سازمان سیا صادر کرد که این حمایت شامل پرداخت نزدیک به ۶ میلیون دلار و همچنین تأمین تجهیزات فنی برای پخش مخفیانه پیام تلویزیونی ۱۱ دقیقهای رضا پهلوی به داخل ایران بوده است.

* سلطنت ایرانی؛ ستون پنهان تشیع و تاریخ قدرت
جریانی که بهطور عرفی «سلطنتطلب» نامیده میشود، اما خود را در لفافهای از لیبرالیسم، محافظهکاری، ناسیونالیسم مدرن و ادعای پیوند ارگانیک با جهان جدید عرضه میکند، از آغاز با یک فقدان فکری عمیق زندگی کرده است؛ فقدانی که نه اتفاقی است و نه حاشیهای، بلکه در هسته جهانبینی آن جای دارد. این جریان هرگز مواجههای جدی، منظم و اندیشیده با اسلامگرایی نداشته است. نه مواجههای نظری، نه فهمی تاریخی، و نه تلاشی برای درک آن بهمثابه یک پدیده ریشهدارِ معنایی و متافیزیکی. اسلامگرایی برای آن همیشه چیزی بوده که باید از آن عبور کرد، نه چیزی که باید فهمید.

* به روایت اسدالله علم؛
سلطنت موروثی خلاف عقل و منطق است
اسدالله علم نخستوزیر و وزیر دربار محمدرضا پهلوی که سالها از نزدیکترین یاران شاه بود و به گواه خاطراتش بسیاری از مسائل را با او در میان میگذاشت و همچنین خود از دستاندرکاران اصلی برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی بود، سلطنت موروثی را خلاف عقل و منطق میدانست

* بهروایت اسناد
مزد کارگر روزی ۸ تومان؛ هزینه ولیعهد ماهی ۵۰۰۰۰ تومان
قسمتی از سخنان امام خمینی، بهنقل از نفوذی ساواک در خرداد ۱۳۴۲: «اگر در ماه محرم، [هر گونه]عملی از طرف دولت [علیه]وعاظ و طبقه روحانیت [صورت گیرد]بلافاصله [یا]اعلامیهای منتشر میسازیم [و در آن]از حیف و میل کردن بیتالمال مسلمانان [در]مهمانیهای شاه و [همچنین]مخارج ماهیانه ولیعهد ـ که پنجاه هزار تومان است ـ با مردم سخن میگوییم [تا ببینیم]چطور حق و عدالت در این مملکت اجرا میشود.»

* بهروایت اسناد
مجلس غایبان؛ مشروعسازی ولیعهد نقش بر آب شد
رژیم پهلوی در برخی برههها در تلاش بود تا مشروعیت خود را از طریق نمایشهای عمومی از حمایت اقشار مختلف جامعه، به ویژه نهاد مذهبی، تقویت کند. برگزاری مراسم استقبال با شکوه از شخصیتهای حکومتی، از جمله ولیعهد، و دعوت از علما و روحانیون برای حضور در این مراسم، بخشی از این تلاش برای ایجاد تصویری از مقبولیت دینی بود. در این چارچوب، خودداری از شرکت در چنین مراسمی، نه تنها یک غیبت ساده، بلکه عملی نمادین و معنادار محسوب میشد. این امتناع، که میتوانست به قیمت خطر و حساسیت امنیتی برای علما تمام شود، در واقع بیانگر بیاعتباری و عدم شناسایی آنان نسبت به جایگاه ولیعهد و نهاد سلطنت از سوی بخشی مهم و تأثیرگذار از روحانیت بود. اسناد باقیمانده که با دقت و نگرانی به ثبت این غیبتها میپرداختند، خود گواهی است بر اهمیت این کنش اعتراضی خاموش. سند حاضر که به واقعه استقبال از "والاحضرت همایون رضا پهلوی ولیعهد" در مشهد در مهرماه ۱۳۵۲ (۵۲/۷/۱۳) میپردازد، تصویری گویا از این رویارویی پنهان میان اقتدار حکومتی و نفوذ مذهبی ارائه میدهد.

* بهروایت اسناد
یک پسر بچه ۱۷ ساله رئیس دانشگاه بوعلی همدان شد!؟
اسنادی پیرامون تأسیس دانشگاه بوعلیسینا در همدان، روایتی فراتر از یک اقدام اداری عادی را به تصویر میکشند. این اوراق، آیینهای تمامنما از ساختار سیاسی در عصر پهلوی دوم هستند؛ ساختاری که در آن، نهادهای علمی به ابزاری برای تثبیت مشروعیت نمادین خاندان سلطنت تقلیل مییافت و منطقِ موروثیِ قدرت، بر معیارهای علمی و شایستهسالاری پیروز میشد. نقطه اوج این نگرش، انتصاب رضا پهلوی، ولیعهد هفدهساله، به ریاست عالیه دانشگاه است. ولیعهدی کم سن و سال که هیچگونه صلاحیت علمی و تجربی برای ریاست بر یک دانشگاه را ندارد.

* نفرت از رضا پهلوی
مردم تابلوی ولیعهد عیاش را پایین کشیدند
تنفر عمومی از رضا پهلوی، ولیعهد وقت، در سالهای منتهی به انقلاب اسلامی، ریشه در شکاف عمیق طبقاتی و معیشتی بین زندگی اشرافی خاندان پهلوی و مشقتهای مردم داشت. نمونه عینی این خشم مردمی را میتوان در اقدام نمادین «پایین کشیدن تابلوی اردوگاه بینالمللی رضا پهلوی» در گیلان مشاهده کرد؛ اقدامی که در واکنش به زندگی پرتجمل ولیعهد نوجوان در شرایطی صورت گرفت که تودههای مردم با فقر، حاشیهنشینی و کمبودهای شدید زیرساختی دستوپنجه نرم میکردند.

* در مصاحبه با نشریه بول
فرح دیبا: حاضرم در اسرائیل راننده آمبولانس شوم/ فرزندم را مدیون اسرائیل هستم
مصاحبه فرح دیبا، با مجله بول در ۲۵ آذر ۱۳۵۲، که در آن از آمادگی برای رانندگی آمبولانس در اسرائیل و مدیون بودن فرزندش(رضا پهلوی) به یک پزشک اسرائیلی سخن گفته، سندی از تنزل شأن سلطنتی و نشانهای از وابستگی رژیم پهلوی به رژیم صهیونیستی است که در تضاد با هویت و استقلال ملی ایران قرار دارد.

* گزارشی که در ایران محرمانه شد؛
دردسر هر ساله رضا پهلوی برای خانواده سلطنت!
روزنامه انگلیسی دیلیاکسپرس در ۲۰ آذر ۱۳۵۴ گزارشی درباره رضا پهلوی، ولیعهد ایران نوشت که دفتر خبرگزاری پارس در لندن آن را با قید «محرمانه» به تهران فرستاد؛ در بولتن ویژه. اما این گزارش چه نوشته بود که باید در ایران محرمانه خوانده میشد؟ عنوان گزارش این بود «پسری که همه چیز دارد»، درباره پسر شاه ایران که شمشهای طلا و اشیاء قیمتی در گاوصندوقهای بانک به نام خود، کاخ اختصاصی با استخر و آخرین مدل وسایل موسیقی استریو و اتومبیل شخصی و موتورسیکلت و… دارد.

* روایت سقوط ۲ / محمدمهدی سمیعی
تردید محمدرضا پهلوی درباره ولیعهدی پسرش / وقتی شاه از تصمیمگیری عاجز بود
خیلی راجع به پسرش صریح است و در واقع اینجا خیلی بیرحمانه میگوید؛ علناً میگوید: «من اصلاً نمیدانم که این [ولیعهد] واقعاً میتواند و دلش میخواهد که سلطنت بکند یا نه؟











نظر شما