خبرگزاری حوزه | انقلاب اسلامی و نهضت حضرت امام خمینی رحمهالله علیه در سال ۱۳۴۲ و با واقعه پانزده خرداد، عملاً وارد یک نهضت پانزدهساله برای مقابله همزمان با استبداد داخلی و استعمار خارجی گردید. این حرکت امام خمینی موفق شد که علاوه بر حوزه علمیه، روحانیت، طلاب و مراجع تقلید، اقشار مختلف مردم را نیز با خود همراه سازد؛ پزشکان، معلمان، دانشگاهیان، کشاورزان و کارگران، مردان و زنان، همگی با این نهضت همراه شدند؛ نهضتی که محدود به یک قشر یا طبقه خاصی نبود.
این ویژگی قطعاً ریشه در آن عناصر و ویژگیهایی دارد که انقلاب اسلامی را از سایر نهضتها و حرکتهای پیشین متمایز میسازد.
درباره این ویژگیها در انقلاب اسلامی توضیح دهید، نشستی علمی در خبرگزاری حوزه برگزار شد با حجج اسلام والمسلمین آقاجانی و میرعلی که مشروح این نشست خدمتتان تقدیم می گردد:
حجت الاسلام والمسلمین آقاجانی:
بسم الله الرحمن الرحیم
لازم می دانم نکاتی را درباره ویژگیهای منحصربهفرد انقلاب اسلامی که در انقلابات دیگر وجود ندارد و واقعاً مختص به انقلاب اسلامی است، بیان کنم؛ ویژگیهایی که انقلاب اسلامی را در میان انقلابات مختلف جهان به پدیدهای منحصربهفرد تبدیل ساخته است.
این جهات برای فهم انقلاب اسلامی بسیار مهم هستند؛ به حدی که این پدیدهها و ویژگیهایی که بایستی منحصربهفرد انقلاب اسلامی باشند، آن را از یک پدیده صرفاً تاریخی یا موقعیتی خارج کرده و ابعادی به آن بخشیدهاند که انقلاب اسلامی را به پدیدهای جهانی، فراگیر و تمامنشدنی تبدیل نموده است. شناخت این جهات برای تمایز آن از سایر انقلابات اهمیت دارد.
اگر به بیانات امام(ره) در صحیفه امام توجه کنیم، مطالب فراوانی وجود دارد که این جهات را نشان میدهد. کتاب شریف «صحیفه امام» یا «سحیفه نور» که مجموعهای از سخنان امام است، این ویژگیها را بیان کرده است.
* انقلاب اسلامی از سنخ انقلابهای انبیای الهی
یکی از ویژگیهای انقلاب اسلامی این است که از سنخ انقلابهای انبیاست؛ اگر با ادبیات امام بخواهیم تعبیر کنیم، ماهیت انقلاب اسلامی همان ماهیت انقلابی است که انبیاء در طول تاریخ میخواستند ایجاد کنند؛ از جهت مبانی، از جهت اهداف و از جهت روشها با همه انقلابات دیگر تفاوت دارد؛ چرا که بنیان آن یک انقلاب انسانی و تحول درونی است که پیامدهای تحولات بیرونی را نیز به دنبال داشته است.
آغاز آن یک تحول درونی با مبدأیت توحیدی بوده و سپس تحولات بیرونی تمامنشدنی از خود بر جای گذاشته است. این جهت بسیار مهمی است؛ شما اگر انقلابات دیگر را ملاحظه کنید، ابعاد تحول درونی در آنها بسیار محدود است؛ انقلابات کارگری، انقلاب صنعتی، انقلاب سیاسی در فرانسه، انقلاب کمونیستی و سوسیالیستی در شرق و شوروی سابق و امثال آنها، انقلابی نبودهاند که خاستگاه تحول درونی داشته باشند؛ بلکه برای تغییرات بیرونی بودهاند؛ یعنی تغییر نظام سیاسی، تغییر نظام اقتصادی، صنعتی، حقوقی و امثال آنها؛ یعنی همواره ماهیت این انقلابات این بوده که میخواستهاند یک تغییر بیرونی ایجاد کنند.
تفاوت خاستگاه انقلاب اسلامی با سایر انقلابات
خاستگاه انقلاب های دیگر خاستگاهی درونی نیست، بلکه خاستگاهی بیرونی دارد؛ مبدإ آن بیرونی است و هدف آن نیز تغییر بیرونی است؛ و این انقلابات دوام ندارند و دستخوش تغییرات میشوند. انقلابی دوامدار است که از خاستگاه درونی برخوردار باشد؛ یعنی با جان انسانها و حیات انسانها پیوند بخورد و این انقلاب، انقلابی مادی نیست؛ بلکه پدیدهای است که احیای حیات انسانی را میطلبد.
انقلاب اسلامی؛ انقلابی برای احیای انسان
انقلاب مادی با برداشت کوتاه—چه برداشت اقتصادی و چه سیاسی—اصلاً از این سنخ نیست؛ بلکه انقلابی است که درصدد احیای انسان و تحول انسان است. در ادبیات امام نیز همینگونه است؛ انقلاب اسلامی از سنخ انقلابهای انبیاست.
* انقلاب اسلامی بهعنوان برنامهای الهی
تعبیر دیگری که امام دارند، این ویژگی را بهتر نشان میدهد؛ آن این است که انقلاب اسلامی یک برنامه الهی بوده است. کدام انقلاب در دنیا اینگونه بوده است؟ اینها همه تدبیرهای بشری محض با افکار کوتاه و با اهداف مادی و تحولات مادی و اجتماعی و این جهانی بودهاند؛ بهخصوص اینکه اصلاً نظر به ابعاد غیرمادی و ابدی انسان نداشتهاند؛ هدفها عمدتاً همین جهانی، منافع مادی، رفاه اقتصادی و رفاه اجتماعی بوده است و نمیتوان آن را پدیدهای الهی دانست. اما تعبیری که امام به کار میبرند این است که انقلاب اسلامی برنامهای الهی است.
* وجهه مردمی و فراگیر انقلاب اسلامی
شاهد آن نیز همان وجهه سراسری و چهره جامع انقلاب بوده است؛ انقلاب اسلامی ما اختصاص به یک گروه، طبقه خاص یا مخاطب ویژه نداشت؛ کنشگران انقلابی افراد خاصی نبودند، بلکه عمومیت داشت؛ یعنی از کودک خردسال تا پیرمرد، از مناطق مختلف، داخل کوهستانها، قریههای دوردست، تا در پایتخت و سایر اقشار، همگی وارد انقلاب شدند و در صحنه حضور یافتند.
* تبیین امام از نقش دست الهی در انقلاب
امام(ره) این را تعبیر میکنند که این دستی الهی است که این ملت را به سوی خود کشانده است؛ یعنی کار افراد نبوده است. انقلاب اسلامی یعنی برنامهای از سوی خداوند متعال؛ حالا آن برنامه چه بوده و چگونه شکل گرفته و به کجا ختم خواهد شد—یعنی این ملت و رهبری این ملت و امام ملت چه ویژگیهایی داشتهاند که این برنامه الهی باید در ملت ایران مصداق یابد—این خود بحثی جداگانه است؛ اما در هر صورت همین تعبیر بسیار گویاست که انقلاب ما یک برنامه الهی بوده است.
* نگاه امام به رهبر انقلاب و جامعیت اسلام
جهت دیگری که باز هم مربوط به وجوه منحصربهفرد انقلاب اسلامی است و حتی در سایر انقلاباتی که در تاریخ ایران رخ داده—مانند مشروطه و بعد از آن دوره مرحوم کاشانی و مرحوم مدرس—این ویژگی را نداشتهاند، آن نگاه امام به عنوان رهبر اصلی انقلاب اسلامی و بنیانگذار این انقلاب است که به مردم سرایت کرد؛ یعنی نگاهی جامع که محدود نبود و در همه جا حاکم بود؛ و آن اسلامخواهی به معنای جامع کلمه بود.
اسلام به معنای جامعهای که منحصر به یک بعد و محدود به یک جهت و جنبه خاص نبود؛ اسلام به تمام معنای وسعت کلام الهی. این جهت مهمی برای انقلاب اسلامی است.
انقلاب اسلامی برای رفاه نبود، اما اسلامی را میخواست که این اسلام بناست عدالت، امنیت، رفاه، آزادی و همه جهات مادی و مهمتر از آن جهات بنیادی یک جامعه و جهات معنوی مربوط به ابدیت انسان را تأمین کند؛ و اینها همه در یک کلمه «اسلام» جمع میشوند. لذا ویژگی یا اسمی که ما معمولاً برای انقلاب میگذاریم—«اسلامی»—در انقلاب اسلامی معنای واقعی خود را یافته است. حتی در عصر مشروطه هم که انقلابی رخ داد، آنجا نیز به دنبال اسلام بودند، اما بیشتر معطوف به چند بعد از اسلام—مانند عدالت—بودند؛ انقلاب مشروطه با عدالتخواهی شروع شد و بعد از تحولاتی که رخ داد و بخشی از افراد این انقلاب را به انحراف کشاندند، تبدیل شد به انقلابی برای محدودسازی حیطه قدرت استبداد؛ یعنی تشکیل یک مجلس شورا برای نظارت بر استبداد؛ اما اصل این انقلاب—یعنی جامعیت اسلام—در آن زمان مقدور نبود یا مورد نظر نبود.
* انقلاب اسلامی و استفاده از تجارب گذشته
در زمان مرحوم آیت الله کاشانی(ره) نیز بحث ملیشدن نفت محور اصلی بود و جهت مهم انقلاب همان بود؛ یعنی نهضت ملی شد و انقلاب ملیکردن نفت گردید. بنابراین انقلاب اسلامی جهتی دارد که پیشینه ندارد؛ گرچه از پیشینههای خود استفاده کرده و درسهای لازم را گرفته است. امام در همه انقلابات در صحنه حضور داشتند؛ بهخصوص در زمان کاشانی و مرحوم مدرس در صحنه بودند و میدیدند.
* انقلاب اسلامی و جامعیت اهداف دینی
وقتی شما سطح انقلاب اسلامی را به آن حد ارتقا میدهید که این انقلاب هیچ هدفی ندارد مگر همان اسلام و اسلام همه اهداف متعالی را در بر میگیرد، دنیا و آخرت مردم را به بهترین نحو، هم عدالت میآورد و هم فرهنگی درست میکند که فرهنگ انبیاء بوده باشد و هم تحولی در مردم ایجاد میکند.
* انقلاب اسلامی و عرصه حکومت
این نحوه از انقلاب در کجای دنیا یا در تاریخ گذشته ما وجود داشته است؟ البته ما در اصفهان، شیراز، کشور خودمان، مجتهدین و مراجعی را داشتیم که در صحنه آمدند—در قم، تهران و مراکز مختلف کشور—که علما بودند، اما کارشان محدود بود؛ نهایت کار این بود که حدود را اجرا میکردند یا بازار را بازار اسلامی قرار میدادند؛ محدود به کارهای خاصی بود.
اینکه چنین چیزی رخ دهد که به دنبال جامعیت اسلام بروند و بپرسند اسلام چیست؟ و جامعیت آن را دنبال کنند، کجا بوده است؟ و آن تعبیری که امام دادهاند—«حکومت فلسفه عملی فقه اسلامی است»—بیانی بسیار گویاست که اسلام و درسها و بحثهایی که علما در مراکز علمی و حوزههای علمیه دارند—که میشود فقه اسلامی و سایر علوم—باید خروجی داشته باشند و ظهور و بروز یابند؛ و منصه ظهور آن عرصه حکومت است.
* حکومت در اسلام؛ تحقق اهداف دینی
یعنی حکومت هیچ هویتی ندارد مگر تحقق اسلام؛ حکومت در اسلام قدرتطلبی نیست؛ حاکمان در اسلام ماهیتشان اعمال قدرت نیست؛ این نگاه در فلسفه سیاسی اسلام وجود ندارد. حکومت به معنای اعمال قدرت، امری خنثی است؛ آنچه در اسلام وجود دارد، حکومت برای تحقق اسلام است.
* استمرار و هدف انقلاب اسلامی
حکومت در انقلاب اسلامی این ویژگیها را داشته است؛ آغازش اینگونه بوده، بنا بر این اساس استوار شده، استمرارش اینگونه است و هدفش نیز برای ادامه و بقای کار همین مطلب است، یعنی اسلام به تمام معنا. لذا شاید پرتکرارترین کلمهای که در صحیفه امام میتوان دنبال کرد، کلمه «اسلام» باشد؛ من البته دقیقاً شمارش نکردم، اما به نظر میرسد این کلمه بسیار تکرار شده است—«اسلام»، «اسلام عزیز» و تعابیر مشابه فراوانی از این دست تکرار شده است. پس آقا، اسلام با انقلاب عجین شده است.
* دشمنی با انقلاب اسلامی و رابطه آن با اسلام
لذا کسانی که میخواهند با اسلام و انقلاب اسلامی مخالفت کنند—بهخصوص در فتنه اخیری که ما داشتیم—صریحاً آمدهاند و با مظاهر اسلام جنگیدهاند. چرا؟ مثلاً مسجد تقصیری دارد؟ اگر شما مسجد را آتش بزنید یا قرآن را بسوزانید، این جایی از انقلاب را باید به درد آورد؛ اگر اینگونه نباشد، نباید مسجد را آتش زدند. چرا درد میگیرد؟ برای اینکه این نظام اسلامی با مسجد ارتباط دارد؛ دشمن این را فهمیده است؛ لذا قرآن را به راحتی میسوزاند.
* تداوم اسلامخواهی و نقش مردم
این امر به این صراحت کمتر داشتهایم؛ سوزاندن داشتهایم، اما کم بوده است؛ اما اینبار که عریان حضور پیدا کرد، تمام قدرت خود را تجهیز کردند و صریحاً با عریانگویی، منطق خود را نشان دادند که میخواهند با انقلاب اسلامی مبارزه کنند؛ با نظام اسلامی میگویند: «مسجد را بسوزانید تا انقلاب اسلامی تخریب شود؛ قرآن را بسوزانید.» پس یک نسبتی وجود دارد که همان چیزی است که امام فرمودهاند؛ دشمن این را فهمیده است.
فهم دشمن اینجا صحیح است، منتها نوع عملکرد دشمن غلط است؛ ارتباط بین انقلاب اسلامی و اسلام و قرآن و مسجد را درست فهمیدهاند، اما فکر کردهاند که اگر ساختمان مسجد را بسوزانند یا صحیفه مقدس و مبارک قرآن را بسوزانند، تمام شده است؛ اینها کجفهمی دارند و در اینجا فهم درستی ندارند؛ چرا که اسلام در دل مردم است؛ مردم ایران تاریخ هزار و چهارصد ساله اسلامخواهی را دارند؛ این امری نیست که شما با چند شعار بتوانید آن را از بین ببرید.
* نقش اسلامخواهی امام(ره) در جلب همراهی مردم
یکی از ویژگیهای اسلامخواهی نیز همین امیدی بود که عموم مردم را با نهضت امام همراه ساخت؛ مراجع با نهضت امام همراه شدند؛ مخالفتی از سوی مراجع و علما و روحانیون با نهضت امام وجود نداشت. احتمالاً همین اسلامخواهی امام یکی از عواملی بود که مردم را به صحنه آورد.
* تعالیم اسلام و ارزشهای انسانی
اسلام چه میگوید؟ میگوید مردم و جامعه اگر بخواهند زندگی کنند، ضوابط و مقرراتی دارند؛ حلال و حرام را مراعات کنید؛ اسلام میگوید ما یک ناموس داریم؛ این حدود و نوامیس را باید حفظ کرد؛ ما یک حلال و حرام داریم؛ مرادش این است که ظلم نباید باشد و عدالت باید حاکم شود؛ کیست که این را نپذیرد؟ جز آنکه بهایی باشد یا تحت تأثیر بهاییها قرار گرفته باشد. کسی هست که بگوید این بهایی است که میگوید من اسلام را قبول ندارم و عملاً آتش میزند؟ یا یک جوانی که فریب خورده یا پول گرفته و یا نادانی کرده است؛ اما اگر به او توجیه شود و بفهمد، میگوید «آری» و ندامت پیش میگیرد.
* تاثیر ندامت در اقدامات دشمن
البته این ندامت تأثیری ندارد؛ ضربه زده و خیانت کرده و آسیب زده است. همه کسانی که در عاشورا آمدند—عدهای هم برای پول آمدند، اما برخی برای پول نیامدند و فریب خوردند—چه کار کردند؟ سیدالشهداء را به شهادت رساندند. هر کسی به اندازه نقشی که در حضور خود در کربلا داشت و در شهادت امام حسین و اصحاب ایشان دخالت داشت، حالا بیاید و پشیمان شود؛ اما تأثیر ندارد. شما مقدسترین چیز را از بین بردید.
* فهم دشمن از انقلاب اسلامی و اسلام
دشمن فهمید که اگر با انقلاب اسلامی مخالف است و میخواهد به آن آسیب بزند، چرا اسلام را آسیب میزند؟ چرا مسجد را میسوزانی؟ چرا شعارهای اسلام را نمیدهی و به جای آن شعارهای ضداسلامی میدهی؟ چرا کنشهایی انجام میدهی که درست ضداسلامی است؟ شما اگر مخالف نظام هستی؛ مرد هستی؛ بیا و بگو «من با این فلان چیز حکومت شما مخالف هستم»؛ میگویی «ما اصل ولایت فقیه را نمیپذیریم»؛ این همان بعد اسلامیت نظام است؛ فهم آن سخت نیست.
* اسلامیت انقلاب اسلامی و تلاش دشمن برای آسیب زدن
یکی از ویژگیهای منحصربهفرد انقلاب ما در کشور ما، همین اسلامیت است؛ و تمام تلاش دشمن در آسیب زدن به همین ویژگی انقلاب اسلامی است. البته این اسلامخواهی که در انقلاب ما بود و اسلامیت این انقلاب، باعث شد که مردم در کنار یک عامل دیگر به نام ایمان، این دو را با هم جمع کنند؛ یعنی قیام مردم -تعبیراتی است که از صحیفه امام گرفته شده- بنیانی به نام ایمان داشت؛ و آنوقت مثل دریایی از درون جوشید و همه مردم را به صحنه آورد.
* مردم؛ نیروی محافظ انقلاب
همین اسلامخواهی است که باعث شد همه مردم بیایند؛ همین است که امام فرمودهاند «برنامهای الهی است»؛ این اسلامخواهی مردم بوده و خداوند نیز به این مردم امداد رساند و عنایت خود را بر این مردم نشان داد و این اسلامخواهی بعد به دنبال خود نصرت الهی آورد؛ مردم را به صحنه آورد و مردم که آمدند.
امام میفرمودند که این مردمی که به انضمام ایمان به میدان آمدهاند، هیچ چیزی نمیتواند در برابر این مردم با این ویژگی بایستد. چرا بعد از نزدیک پنجاه سال از انقلاب اسلامی، این انقلاب هنوز علیرغم موانع سنگین و مقابلههای گسترده با دشمن مجهز از همه طرف، سر پای خود ایستاده است؟ عامل اصلی بقای انقلاب—که برخاسته از اسلامیت آن است—این است که انقلاب اسلامی نیرویی به نام مردم ساخته است که حافظ انقلاب مردم است؛ مردم با ویژگی ایمان به خدا و ایمان به اسلام.
* دوام انقلاب اسلامی و نقش ایمان مردم
این را نه میشود شکست داد، نه میشود پشیمان کرد و نه میشود به عقبنشینی واداشت. این مردم مادامی که با اسلام و با خدا هستند، نیرویی مضاعف ساختهاند. این ویژگی در کدام انقلاب وجود دارد؟ در کجا؟ هیچ جای عالم نیست؛ چرا که در انقلابات دیگر انگیزهها امور مادی است و رفاهیات؛ یا به رفاهیات میرسند و انقلاب تمام میشود، یا نمیرسند و نارضایتیها انباشته میشود و آن انقلاب شکست میخورد. اما انقلاب اسلامی چون با اسلامخواهی است، اسلام تمامشدنی نیست؛ دنبال عدالت است؛ به هر جایی که رسیدید، باز باید به نقطه بالاتری بروید؛ عدالت حد یقیف ندارد.
* انقلاب اسلامی و فرهنگسازی معنوی
اسلام به دنبال فرهنگسازی معنوی جامعه و تقرب به خداوند متعال است؛ این یک حد محدود ندارد که به هر جایی جامعه برسد، مردم بگویند «ما باید جلوتر برویم»؛ لذا انقلاب اسلامی تمامشدنی نیست؛ حتی اگر از جنبه تاریخی بگوییم که مثلاً ما این مقدار سال انقلاب کردیم و الان تمام شد؛ نه، این تمامشدنی نیست؛ چرا که انقلاب بر آن پایهها استوار است؛ لذا مردم مادامی که آن جهات ایمانی انقلاب و جهات ایمانی مردم حفظ شود، دنبال انقلاب هستند.
* انقلاب اسلامی و ساختن «ضد»
نکته دیگر این است که این انقلاب با این ویژگی، پیامد دیگری نیز داشته و آن ساختن «ضد» برای خودش است؛ انقلاب برای خودش ضد دارد؛ یعنی یک جبهه متضاد و مقابلی برای انقلاب اسلامی وجود دارد که این تضاد با انقلاب اسلامی مادامی که انقلاب اسلامی هست، وجود دارد.
* دشمنی با انبیا و پیروی از سنت الهی
ما گفتیم انقلاب اسلامی اصلاً انقلاب انبیاست؛ انبیاء الان هم دشمن دارند؛ الان هم عدهای هستند که نه حضرت موسی علیهالسلام را قبول دارند، نه حضرت عیسی علیهالسلام را، نه ابراهیم علیهالسلام را؛ این یک امر بیانکار است؛ دستکم اگر حضرت موسی علیهالسلام را هم قبول داشته باشند، برنامههایی را امروزه در دنیا دارند که ضد برنامه انبیاست؛ یعنی اگر الان حضرت موسی علیهالسلام ظهور کند یا حضرت عیسی علیهالسلام ظهور کند -که در عصر ظهور امام زمان (عج) حضرت عیسی علیهالسلام خواهد آمد- کیا دشمنش هستند؟ دشمن ندارند؟
* طبیعت انقلاب اسلامی و وجود دشمن
قدرتمندترین افراد عالم دشمن اینها هستند؛ قدرتهای شیطانی و طاغوت دشمن اینها هستند. پس دشمن همیشه هست؛ این از خصیصه انقلابات از سنخ انقلابهای انبیاست که در مقابل خود ضد دارد و دشمن دارد. و این دشمن—حضرت آقا تعبیراتی دارند—رضایت نمیشود تا ما از همه چیزمان بگذریم؛ هستهایمان را بگذریم؛ تمام ثروتهایمان را بگذریم؛ بعد مسائل حقوقی اسلامی و... که باید در همه عرصهها کوتاه آیید.
خداوند در قرآن کریم می فرماید: «وَلَنْ تَرْضَی عَنْکَ الْیَهُودُ وَلَا النَّصَارَی حَتَّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ...» (سوره بقره، آیه 120) این طبیعت انقلاب اسلامی است؛ یکی از ویژگیهای منحصربهفرد انقلاب؛ طبیعت انقلاب چون انقلاب اسلامی است، از درونش ضدیت با تمام طواغیت برخاسته میشود و آنها نیز این ضدیت با اسلام را دارند.
* تحول غیرعادی مردم و نقش اسلامخواهی
حجت الاسلام والمسلمین میرعلی:
بسم الله الرحمن الرحیم
ضمن تشکر از استاد آقاجانی که نکات خوبی را ارائه کردند، در تکمیل فرمایش ایشان نکتهای از صحیفه امام عرض میکنم؛ و آن این است که واقعاً این انقلابی که به دست توانمند مردم مسلمان ایران انجام شد -به تعبیر حضرت امام- یک تحول عادی نبود؛ تحولی معمولی نبود؛ تحولی بود که به دلیل ماهیت اسلامخواهی و معنویتگرایی آن، مردم راه صد ساله را یکشبه پیمودند. این عین تعبیر حضرت امام در صحیفه امام است که میفرمایند: «این تحولی که در ایران آغاز شد؛ راهی است که مردم راه صد سالهای را یکشبه پیمودند.» و دلیل آن هم این است که ذات و ماهیت این خواست مردم در واقع اسلام بود؛ ارزشهای معنوی بود؛ ارزشهای الهی بود؛ یعنی در واقع این نشانگر این است که مردم به خاطر مطامع مادی و منافع مادی دست به چنین قیامی نزدهاند.
* دیدگاه اندیشمندان غرب درباره انقلاب اسلامی
قیامی که به تعبیر اندیشمندان غرب -که خودشان حضور مستقیمی داشتند- بارها گزارش شده است؛ مانند میشل فوکو که دانشمند فرانسوی است و لقبهای مختلفی به او دادهاند—از جمله جامعهشناس و فیلسوف—وقتی در بحبوحه مبارزات انقلاب ایران آمد، دو کتاب نوشت: «ایرانیها چه رویایی در سر دارند؟» و «ایران، روح جهان بیروح». او اینها را گزارش کرده است؛ و از زبان او که خود غیرمسلمان و ناظر از خارج بوده و واقعیت انقلاب اسلامی را درک کرده در روزهای انقلاب اسلامی میگوید: «من از افراد مختلف در جاهای مختلف، از اقشار و اصناف گوناگون جویا شدم؛ همه آنها میگفتند "اسلام". سؤالم این بود: "برای چه قیام کردید"؟ می گفتند قیام برای خدا.» او میگوید؛ «سنی، شیعه، کرد، بلوچ، فارس، در جاهای مختلف، دانشجو، کارگر، خلبان هواپیما، مهندسین شرکت نفت، کارگران شرکت—از افراد مختلف در شهرهای مختلف حرفشان همه این بود».
* وحدت کلمه و الهام از مکتب امام حسین
این اتحاد و وحدت کلمه را کی ایجاد کرد؟ این وحدت کلمه را او از زبان خود میگوید که حضرت امام ایجاد کرد. حضرت امام این را از کجا آورد و به مردم تزریق کرد؟ او از زبان خود میگوید: «این از کربلا به عاریت گرفته شده؛ از مکتب امام حسین به عاریت گرفته شده است.» این خیلی مؤثر است که ببینید؛ پس ذات و ماهیت انقلاب اسلامی مذهبی بود، دینی بود، اسلامخواهی بود و همین رمز موفقیت بود.
بعد تعبیری که در مورد حضرت امام دارد این است که «مردی است که پهلو به افسانه میزند» افسانهها موجود خارجی نیستند، موجود ذهنی هستند. بعد میگوید که «این افسانهها در مقابل حضرت امام هیچ و پوچ هستند.» چرا؟ چون حضرت امام توانست آن کلمهای که مبناه خارجی ندارد -یعنی اراده جمعی و آن وحدت کلمه و آن هدف واحد را- در مردم تحقق بخشد.
هیچ جای دنیا این اتفاق نیفتاده است. اتفاقاً این انقلاب اسلامی را به عنوان نمونه موفق برای افکار خودش اتخاذ میکند و به بررسی و بحث پیرامون انقلاب اسلامی ایران میپردازد. این ماهیت انقلاب اسلامی ایران است و این خیلی مؤثر است.
* ویژگیهای منحصربهفرد انقلاب اسلامی
منحصربهفرد بودن انقلاب اسلامی و ویژگیهای منحصربهفرد آن را میشود از زوایای مختلف بررسی کرد؛ یکی ماهیت و مکتبی بودن این انقلاب؛ دوم از نظر رهبری، رهبری انقلاب رهبری الهی است؛ سوم از نظر هدف—هدف انقلاب اسلامی چه بود؟ سه زاویه مشخص میشود که میتوان ویژگیهای منحصربهفرد انقلاب اسلامی را بررسی کرد.
* ماهیت مکتبی انقلاب اسلامی
ماهیت انقلاب اسلامی بحث مکتبی بودن آن است؛ این مکتب از اسلام، از حاکمیت الله، از کلمه توحید، از کلمه «لا اله الا الله» برخاسته است؛ که این شعار «لا اله الا الله» میشود مبنای آزادی انسان؛ آزادی انسان از چی؟ از قیود و بندهایی که بشر برای انسان امروزی ایجاد کرده است. این قیود و بندها را انسان از اسارت آنها خارج میکند؛ و مردم ایران وقتی که خودآگاهانه متکی به این کلمه توحید شدند، تمام اسارتها برایشان مطرح نبود.
مردم تمام تلاششان این بود که خودشان را از قیود و بندهای استعماری و وابستگیهایی که بیگانگان و اجانب و استکبار جهانی برای ایران در مدتهای مدید—مخصوصاً از دوره قاجار—ایجاد کرده بودند، رها کنند. این کلمه ماهیت بینشی انقلاب است.
لذا از حیث بینش، انقلاب اسلامی ایران بر مبانی و اصولی استوار بود و هست که آن اصول و مبانی، ماهیت انقلاب را متفاوت و متمایز از سایر انقلابهای بزرگ دنیا که اتفاق افتادهاند، میسازد؛ و اتحادی بین مردم و رهبر ایجاد میکند؛ این ماهیت دینی است.
* رهبری الهی و رابطه مرید و مرشد
دوم، رهبری الهی؛ امروز رهبری انقلاب اسلامی متکی بر ولایت است؛ رابطهای میان مردم و ولی که رابطه مرید و مرشد است. این فرق میکند با رهبران دنیا؛ امروزه شما نگاه کنید رهبری آمریکا—آن کثافت بازیهایی که امروز دارند از دوران جوانی اش نقل میکنند، نه فقط آنجا، بلکه رهبران کل دنیا، سردمداران کل دنیا، بسیاری از کشورهایی که در اردوگاه لیبرالیسم هستند—مشارکت داشتهاند در اردوگاه خودشان—اعم از مسلمان و غیرمسلمان—چه گندی زدهاند که الان دارد بلند میشود.
* محبوبیت و حمایت مردمی از رهبر الهی
آیا میتواند این رهبری طرفدار عدالتطلبی، حقخواهی و حیات طیبه باشد؟ رهبری الهی انقلاب اسلامی ایران متکی بر ولایتی بود که رابطه میان مردم و رهبر را رابطه مریدی و مرشدی تعریف میکند. بر همین اساس است که وقتی خبر میدادند حضرت امام میخواهد بیاید و هواپیمای حامل ایشان در فرودگاه تهران فرود آید، شما میبینید از کجا تا کجا فقط نیروی انسانی به استقبال حضرت امام آمد از فرودگاه تا بهشت زهرا.
شما کدام جای دنیا سراغ دارید که رهبری باشد—رهبر سیاسی، نه رهبر معنوی—که این رهبر سیاسی بعد از دورهای که دوره سیاسیاش به اتمام میرسد—به واسطه مرگ یا به هر دلیل دیگر—طرفدارش نه تنها کم نشود، بلکه چند برابر شود؟ برای حضور حضرت امام چقدر آمدند؟ زمانی که حضرت امام را تشییع میکردند چقدر آمدند؟ برای تشییع جنازه و بدرقه و در آن طرف استقبال از ایشان.
بر اساس یک قاعده کلی که «حاکمان امروز، محکومین فردا هستند»، این قاعده در مورد انقلاب اسلامی برعکس شد. این ویژگی منحصربهفرد انقلاب اسلامی است؛ رهبر الهی انقلاب اسلامی ایران به گونهای است که وقتی وارد ایران میشد این همه جمعیت—حدود هفت میلیون—و وقتی که از دنیا رفت—حدود یازده تا دوازده میلیون—آمدند برای بدرقه. کجای دنیا سراغ داریم؟ نداریم.
* انگیزه الهی و تکلیفگرایی رهبر
این برگرفته از چیست؟ برگرفته از آن رابطه معنوی میان مردم و ولی—رابطه مرید و مرشد که میان رهبر و مردم هست. این برمیگردد به این مسئله که انگیزه رهبر فقط و فقط خداست. لذا از رهبر انقلاب رحمهالله علیه وقتی که ایشان را نیروهای ساواک میگرفتند تا به تهران ببرند، میپرسیدند: «شما چه انگیزهای دارید؟ چه احساسی دارید؟ ترسیدید؟» میگفت: «یک بار هم نترسیدم.» اخیراً خواندم که ایشان فرمودند از نوهاش سید حسن آقا که گفتند: «من یک بار هم در دوره زندگی نترسیدم.» وقتی هم که میآمدند در فرودگاه یا در هواپیما بود، مصاحبه میکردند و میپرسیدند: «شما چه انگیزهای دارید؟ چه احساسی دارید؟» میگفت: «هیچ» چون همه قیام لله است.
وقتی یک انگیزه الهی باشد—نه آن زمانی که همه پشت به شما میکنند، شما را دستگیر میکنند و به زندان میبرند؛ نه آن زمانی که همه مردم آمدهاند به استقبال شما از کجا تا کجا، برایتان فرقی نمی کند چون همه برای خداست.
یکی از ویژگیهای رهبر انقلاب که اینگونه میتواند مردم را و اراده جمعی را ایجاد کند، به خاطر این است که تکلیفگرا بود—تکلیف الهی؛ امروز تکلیفم این است، فردا تکلیفم این است؛ دنبال تکلیف است؛ دنبال هیاهوها و منافع مادی و منافع شخصی و گروهی و حزبی و امثال آن نبود.
* سیره بنیانگذار انقلاب و در ادامه رهبری امروز جامعه
این یکی از ویژگیهای منحصربهفرد انقلاب اسلامی است که هم در بنیانگذار، هم معمار و هم در رهبر بعد از انقلاب یکی است. در کجای دنیا سراغ دارید که بنیانگذار و معمار و رهبر همه در یک نفر جمع شده باشد و آن یک نفر بتواند تمام افراد و گروههای مختلف را تحت یک پرچم و در زیر یک چتر صف کند و آن هم اسلامخواهی است.
این مسئله آنقدر پررنگ و برجسته است که خیلی از اندیشمندان و نظریهپردازان میگویند: «حضرت امام نیروی کاریزما داشت و انقلاب اسلامی کاریزمایی است.» در حالی که این از نظریههای انحرافی است. به خاطر آن احساسی که حضرت امام داشتند و آن نیت الهی و انگیزه الهی و آن نیت خالصی که داشتند، اینها را دور خود جمع کرد و همه را حول یک محور واحد ایجاد کرد.
در زمانی که شرق و غرب مخالف این انقلاب بودند؛ شعار امام «نه شرقی، نه غربی» بود؛ متکی به هیچ دولت خارجی نبود. خیلی از انقلابها متکی به دولت خارجی بودند. انقلاب را در کشوری ایجاد کردند که رژیم حاکم تا دندان مسلح بود و ژاندارم آمریکا و استکبار جهانی در منطقه بود.
امام خمینی(ره) با دست خالی—شعارش الهی بود—آمد و این انقلاب را رقم زد. این مهم است؛ این ویژگی منحصر در یک فرد نیست، بلکه به خاطر رهبری الهی است و وقتی که ما مقایسه میکنیم با رهبران دیگر، میتواند اینگونه باشد.
* صدور گفتمان انقلاب به جای تصرف جغرافیا
یکی دیگرهدف است؛ هدف این نیست که ما منافع خودمان را بخواهیم؛ ما نه منافع شخصی، نه منافع ایران را میخواهیم؛ لذا حضرت امام وقتی انقلاب میکردند، میگفتند: «ما برای منافع شخصی یا برای ایران نیامدیم، صدور انقلاب ما به معنای این نیست که کشور ما بیاید کشورهای دیگر را بگیرد و آنها را به تسخیر درآورد؛ ما به دنبال فتح جغرافیا نیستیم؛ ما به دنبال صدور گفتمان انقلاب اسلامی هستیم».
پیام انقلاب ما به جهانیان این بود که همانگونه که کشور اسلامی ما توانست پایگاه بیگانگان را از کشور خودش کوتاه کند، شما هم بتوانید، شما هم این الهام را داشته باشید. صدور انقلاب به معنای صدور گفتمان انقلاب است؛ یعنی بیداری امت، بیداری امت اسلامی، بیداری مستضعفان جهان، نه تنها مسلمانان، که شما هم از این الهام بگیرید و بتوانید ریشه مستکبرین را در کشور خودتان بکنید.
انقلاب اسلامی ایران همواره به مردم یادآوری می کند که آن الگوی وابستگی که استکبار و امپریالیسم ایجاد کرده در کشورها—یا با تم شرقی یا با تم غربی—اینها را از بین ببرید؛ متکی به خودتان باشید؛ متکی به الله باشید؛ متکی به اسلام باشید؛ متکی به معنویت باشید؛ متکی به «ایسم»های شرقی و غربی نباشید.
* آرمان انقلاب اسلامی، پیروزی مستضعفین بر مستکبرین است
هدف و آرمان این انقلاب، پیروزی مستضعفین بر مستکبرین است بر اساس آیه قرآن است؛ هدف انقلاب جهانی، انقلاب جهانی حضرت مهدی عجلالله تعالی فرجهالشریف را تحقق بخشد. پس هدف مقدسه هدف انقلاب، مستضعفین بر مستکبرین و رفع سلطه بیگانه، رفع استکبار است که در کلمات حضرت امام در جاهای مختلف زیاد گفته شده است.
این بشر را یک عدهای آمدهاند در جهان زیر یوغ استکبار خود بردهاند ولی انقلاب اسلامی می خواهد این انسان را آزاد کند؛ رهایی از بندگی و اسارت ایسمهای شرقی و غربی. این هدف مقدس است که در سایه آن تحقق حیات طیبه بشری اتفاق خواهد افتاد.
بنابراین این مهمترین هدف انقلاب اسلامی است که در هیچ یک از انقلابهای جهان—اگر مقایسه کنیم—نمیبینیم؛ آن انقلابها آمدهاند برای ایجاد سلطه بر دیگران. مگر ما دوران جنگ سرد را ندیدیم؟ جهان به دو بلوک تقسیم شده بود؛ یا بلوک شرق یا بلوک غرب؛ یا باید تحت استثمار اینور باشی یا آنور. اما انقلاب اسلامی ایران کجا رفت؟ انقلاب اسلامی ایران با سخاوتمندی هر چیزی را که داشت، در اختیار گروههای رهاییبخش قرار داد و آنها را حمایت کرد. لذا محتوای این مکتب، محتوای اسلامی و بشری و انسانی بود.
* انقلاب اسلامی ایران چطور درحال رشد است؟
به همین دلیل -ما که چیزی نداشتیم و کسی را نداشتیم- انقلاب اسلامی چرا پخش شد؟ چرا انقلاب اسلامی -در حالی که ما در وطن خودمان نمیتوانستیم با روستاهایمان به لحاظ ارتباط رسانهای و مطبوعاتی داشته باشیم- به آنسوی جهان، در جزیرههایی که هیچجا خبر نداشتند، رسید؟ این گفتمان چگونه رسید و چگونه پخش شد؟ چون این گفتمان بر اصول و قواعدی استوار بود که این اصول و قواعد متناسب با فطرت بشر و اصول الهی بود. اگر غیر از این بود، مردم از آن استقبال نمیکردند.
چرا دولتها با این مخالفت میکنند؟ به خاطر اینکه با منافع آنها—که دنبال استکبار و استثمارند—در تعارض است؛ ولی این گفتمان علیه استکبار و استثمار است؛ لذا ملل و امتها به دنبال این گفتمان میآیند، اما دولتها مخالفت میکنند. و یقیناً اگر مخالفت و ایجاد موانع از سوی قدرتهای استکباری نبود، قطعاً این گفتمان الان جایی که هست نبود و بخشی از کره خاکی را هم به لحاظ ساختاری، هم به لحاظ محتوایی و هم به لحاظ رفتاری درنوردیده بود؛ یعنی حکومتهای اسلامی و حکومتهای متناسب با اصول بشری شکل گرفته بود.
الان شما ببینید بر اساس تحریمهای چهل و چند ساله، چیزی که بر اساس قواعد و اصول و سازمانهای بینالمللی همه میتوانند از آن بهرهمند باشند، کشور ما را برخوردار نمیکنند و مانع میشوند. به دلیل اینکه اگر این گفتمان مسلح شود به ابزارهای نوین قدرت، این گفتمان دیگر قابل کنترل نیست و از مهار آنها خارج میشود و الهامبخش جهان میشود. ذاتاً تا میتوانند میخواهند این گفتمان و این انقلاب را از قدرت تهی کنند و مهارش کنند تا جهانی نشود.
* ویژگیهای بینشی و ساختاری انقلاب اسلامی
انقلاب اسلامی را میشود از دو منظر ویژگیهایش را دستهبندی کرد؛ یکی ویژگیهای بینشی، دو ویژگیهای ساختاری. ویژگیهای ساختاری انقلاب اسلامی ایران در عین اینکه مبتنی بر ولایت است، مردمسالار هم هست؛ یعنی مردم با ولی رابطه مرید و مرادی دارند؛ بر اساس تفکیک قوا که کلاً این مجموعه را متفاوت کرده است.
* سیاست خارجی مبتنی بر اصول انقلاب
به لحاظ رفتاری؛ رفتار انقلاب اسلامی در جهان امروز کاملاً متفاوت است. سیاست خارجی ما بر اصول مسلمی استوار است که کاملاً متفاوت است با اصول سیاست خارجی که بر کشورها یا انقلابهای دیگر حاکم است: نفی سلطه بیگانه، نفی ستم، نفی استکبار، حمایت از مستضعفین، نه ظلم میکنیم و نه ظلم میپذیریم و... اینها اصول سیاست خارجی هستند که رفتار انقلاب اسلامی را رقم میزنند.
تقسیمبندی دیگر از منظر همان مکتب، منابع قدرت، رهبری متفاوت، اهداف، اصول و مبانی و... اینها کاملاً متفاوت هستند از حیث بینش، ساختار، رفتار.
* طرحواره «ما میتوانیم» و تغییر ذهنیت اجتماعی
البته نکته ای که باید به آن اشاره داشته باشم این است که این انقلاب اسلامی از نظر روانشناسی اجتماعی اگر بخواهیم بگوییم حضرت امام چه کاری با این مردم کرد؟ از منظر روانشناسی اجتماعی یک طرحواره به نام «ما میتوانیم» ایجاد کرد.
این طرحوارهای که توسط ایادی استکبار و نظام استکبار جهانی بر انقلاب اسلامی ایران قبل از انقلاب -بر مردم ایران از دوره قاجار ایجاد شده بود- این طرحواره «ما نمیتوانیم» بود: «ما نمیتوانیم انجام دهیم؛ ما نمیتوانیم با اینها سرشاخ شویم؛ ما باید با آنها هماهنگ باشیم؛ ما باید وابسته به آنها باشیم.»
حضرت امام از سال ۱۳۴۲ اینها را تغییر دادند و کمکم این طرحنامه ما می توانیم تا همین الان دارد تکمیل میشود.
این طرح نامه در بخش افکار، در بخش احساسات، در بخش قضاوت دیگران، در بخش مقایسه دیگران اضلاع مختلفی شکل میدادند تا زمان پهلوی که «ما نمیتوانیم» بود. در زمانی برههای از زمان—مثل قضیه تنباکو—این یک خورده مخدوش شد.
* تاثیر استبداد و استعمار در شکلگیری ذهنیت مردم
در دوره قاجار «ما میتوانیم» در قضیه تنباکو کمی بروز یافت ولی در ادامه با استبداد داخلی و استعمار خارجی مواجه شدیم؛ بعد از مشروطه، پهلوی که آمد این طرحنامه را دوباره از بین برد و جای خود را به «ما نمیتوانیم» داد، بهطوری که ارتشبد رزمآرا در سال ۱۳۲۹ میگفت: «ما نمیتوانیم یک آفتابه بسازیم؛ چگونه میخواهیم صنعت نفتمان را ملی کنیم؟»
این برنامه گفتمان پهلوی بود ولی حضرت امام از سال ۱۳۴۲ اینها را تغییر دادند—که «ما میتوانیم»—در این ترم، در بخشهای فرهنگی، در بخشهای سیاسی، در بخش اقتصادی و بخشهای مختلف را پوشش داد. و امروزه بعد از انقلاب اسلامی ایران، ما میبینیم که هرچه از انقلاب اسلامی میگذرد، این طرحواره دارد تکمیل میشود و در حوزههای مختلف، مخصوصاً حوزههایی که زیر نظر ولی فقیه است مانند هوافضا گفتمان «ما میتوانیم» حاکم است.
این از ویژگیهای منحصربهفرد انقلاب اسلامی است—مخصوصاً در جهان سوم—که انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام و مقام معظم رهبری این را توانستند اجرا کنند—که «ما میتوانیم»—در جاهایی که این گفتمان نبوده یا به طور کامل اعتقاد نداشتهاند. و این یکی از ویژگیهای منحصربهفرد انقلاب اسلامی است که این طرح را باید اجرا کنیم.
* چالش فضای مجازی و رسانههای غربی
امروزه رسانههای غربی—بهویژه فضای مجازی و حکمرانی فضای مجازی که دست آنهاست—باید اصلاح شود؛ اینها دارد تزریق میکند که «ما نمیتوانیم»؛ دارد ویژگیهای پهلوی را برجسته میکند. این در همان تحریمهاست که میگوید: شما نمیتوانید؛ می گوییم «ماهواره فرستادیم»—میگویند «نه، مال خودتان نبود؛ یک جای دیگر بود و...»؛ اینها را دارد القا میکند به جوان ایرانی.
* نقش جوانان و آسیبهای ناشی از اطلاعات غلط
چرا در اغتشاشات اخیر جوانها بودند؟ بچهسالها بودند؟ به خاطر اینکه تحت تأثیر فضای مجازی و حکمرانی مجازی آنوری بودند. اینها را باید اصلاح کنیم؛ باید آسیبهایمان را دریابیم؛ باید آسیبشناسی کنیم؛ باید راهکار برای اینها ارائه کنیم.
اگر ما بتوانیم این طرحواره را که محصول اندیشه حضرت امام از سال ۱۳۴۲ بود—که با تجربهای از مشروطه و تنباکو و اینها به دست آورده بودند این را ما بتوانیم اجرا کنیم، آسیبشناسی کنیم، راهکارهای ارتقایش را دریابیم و تسری دهیم در جاهای مختلف این یکی از عوامل موفقیت و پیروزی و جهانیشدن انقلاب ما انشاءالله خواهد بود. باید اینها را به خوبی دریابیم.
انتهای پیام/
خبرنگار: علیرضا سهلانی










نظر شما