دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۲
چه بودیم و چه شدیم؛ روایتی از اقتدار ایران نوین در سالروز جمهوری اسلامی ایران

حوزه/ نفس وجود نظام مقدس جمهوری اسلامی طبق تعبیر امام شهیدمان فحش به آمریکاست! ولو اینکه یک کلمه هم (مرگ بر آمریکا) نگوییم! چون به اعتقاد ایشان، این نوعی دهن کجی به همه‌ی قدرت‌هایی است که با معنویت و با فضیلت و با استقلال و با شرف ملّت‌ها مخالفند. این نظام عزیز مردمی، برخلاف دوران‌های گذشته، اقتداری بی‌سابقه را برای ایران و ایرانی به ارمغان آورده است که ریشه در مفاهیم عمیق انسانی و دینی دارد و به مثابه نوری در تاریکی جهان مدرن عمل می‌کند.

خبرگزاری حوزه | نفس وجود نظام مقدس جمهوری اسلامی طبق تعبیر امام شهیدمان فحش به آمریکاست! ولو اینکه یک کلمه هم (مرگ بر آمریکا) نگوییم! چون به اعتقاد ایشان، خود اینکه هست، نوعی دهن کجی به همه‌ی قدرت‌هایی است که با معنویت و با فضیلت و با استقلال و با شرف ملّت‌ها مخالفند.

آری این نظام عزیز مردمی، برخلاف دوران‌های گذشته، اقتداری بی‌سابقه را برای ایران و ایرانی به ارمغان آورده است که ریشه در مفاهیم عمیق انسانی و دینی دارد و به مثابه نوری در تاریکی جهان مدرن عمل می‌کند.

اگرچه امروزه با چالش‌های اقتصادی ناشی از جنگ اقتصادی علیه نظام اسلامی و برخی ناکارآمدی‌های داخلی که در بیانیه نوروزی امام سوم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای حفظه‌الله به آن اشاره شد، روبرو هستیم، اما باید درک کرد که لذت حاصل از استقلال، آبرو، حق‌طلبی و آزادگی، بسیار عمیق‌تر و ماندگارتر از لذت‌های صرفا مادی است. و الحق همین افتخار به هویت ملی و دینی است که به ملت شریف ایران قدرت تحمل سختی‌های مسیر مبارزه را در تمامی بزنگاه‌های بعد از انقلاب اسلامی، همواره بخشیده است.

اما متأسفانه، گاهی در درک این دستاوردهای عظیم، مانعی به نام "حجاب تاریخ" وجود دارد تا مسیر پرفراز و نشیبی که از دل تاریخ طی شده را به درستی درک نکنیم و در نتیجه، به این میراث ارزشمند خود نبالیم. برای عبور از این مانع و مقابله با جنگ روایت‌گری، مطالعه تاریخ معاصر ایران، به‌ویژه قرن بیستم، امری کلیدی است. این قرن، دورانی بود که ایران ناگهان از تاریخ کهن خود گسسته شد و به دنیای مدرن پرتاب گردید.

همانطور که یرواند آبراهامیان، استاد دانشگاه آمریکایی، در کتاب «تاریخ ایران مدرن» خود به آن اشاره می‌کند، «ما گذشته را تنها از منظر حال می‌بینیم، و درکی هم که از آن به دست می‌آوریم از همین منظر است و بس». این دیدگاه، راه را برای فهم عمیق‌تر چرایی وضعیت امروز ایران هموار می‌سازد.

کتاب آبراهامیان، که با هدف روشنگری برای مخاطبان غربی نوشته شده و از اینرو کمتر قابل اتهام به جانبداری است، به خوبی سیر تحول ایران را از کشوری عقب‌مانده و رو به زوال در ابتدای قرن بیستم به قدرتی منطقه‌ای در آغاز قرن بیست و یکم روایت می‌کند.

آبراهامیان با انتخاب هوشمندانه بازه زمانی اواخر قرن بیستم تا پایان آن، تصویری شگفت‌انگیز از دگرگونی ایران ارائه می‌دهد. او بیان می‌کند: «ایران با گاو و خیش قدم به قرن بیستم گذاشت و با کارخانه های فولاد و در کمال ناباوری و حیرت بسیار با یک برنامه هسته‌ای از آن خارج شد!». این جمله او به تنهایی عمق تحول ایران عزیز را نشان می‌دهد. در ابتدای قرن بیستم به تعبیر او، ایران کشوری با جمعیت عمدتاً روستایی (۶۰%)؛ ایلاتی (۲۵%) و شهری (۱۵%) بود، تنها ۱۲ میلیون نفر جمعیت داشت و سواد عمومی به ۵% محدود می‌شد. سفر از تهران تا شهرهای دوردست روزها به طول می‌انجامید و هیچ نشانی از صنعت مدرن و مفاهیمی چون نیروی بخار، گاز یا برق وجود نداشت. در مقابل، در پایان قرن بیستم، ایران شاهد صنعتی شدن، توسعه زیرساخت‌ها و حتی دستیابی به فناوری هسته‌ای بود، تغییری که آبراهامیان آن را اینگونه توصیف می‌کند: «اگر در ایران سال ۱۹۰۰ بخوابید و سال۲۰۰۰ بیدار شوید به سختی می‌توانید شرایط جدید را درک کنید.»

آبراهامیان، بسترهای انقلاب اسلامی را عمدتا در مفاسد عصر پهلوی و تشکیل حزب رستاخیز تحلیل می‌کند، اما اذعان دارد که هیچ‌کس انتظار پایداری و رشد نظام جمهوری اسلامی را نداشته است. به تعبیر او «هیچ کسی احتمالش را هم نمی‌داد که این انقلاب اینگونه پایدار بماند و اینگونه رشد کند. کسی باور نمی‌کرد که روحانیت بتواند در عصر مدرن کشوری مدرن را اداره کند. کشوری که به وضوح در بسیاری از شاخص ها آن را از جهان سوّم خارج کند.»

نکته کلیدی دیگری که آبراهامیان به آن اشاره می‌کند، استثنایی بودن نظام جمهوری اسلامی در مقایسه با دیگر کشورهای منطقه است. او بیان می‌دارد: «ایران برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه محصول نقشه سازی‌های امپریالیستی در سده‌ی گذشته نیست و این ظهور ایران در مقام یک قدرت منطقه‌ای است که باعث تقابل این کشور با دیگر قدرت عمده‌ی حاضر در منطقه یعنی ایالات متحده آمریکا شده است.» آبراهامیان معتقد است که این چالش بیش از آنکه به خاطر نگرانی از سلاح‌های کشتار جمعی باشد، ناشی از ظهور یک بازیگر جدید و قدرتمند در منطقه است که نظام جهانی قادر به تحمل آن نیست.

او این وضعیت را یک «معضل بزرگ» برای غرب توصیف می‌کند و پیش‌بینی می‌کند که برای مهار ایران، ممکن است دست به اقدامات شدیدی بزنند: «این که چنین معضلی به کجا خواهد انجامید احتمالا در دهه ی آینده معلوم خواهد شد، شاید یکی از طرفین عقب نشینی کند یا سازش دو جانبه به حاصل آید که بر اساس آن دو قدرت هم زیستی با یکدیگر در این همسایگی خطرناک را در پیش گیرند. شاید هم مخاطره جویی فعلی ادامه یابد که در آن صورت هیچ بعید نیست فاجعه ای در حد و اندازه ی جنگهای سی ساله اروپا پیش آید!». منظور او از «جنگ‌های سی ساله»، اشاره به جنگ‌های مذهبی ویرانگر در اروپاست که در نهایت به پیمان وستفالیا و شکل‌گیری دولت-ملت‌های مستقل اروپایی منجر شد.

تحلیل آبراهامیان، وضعیت کنونی ایران را بویژه بعد از جنگ تحمیلی اخیر آمریکایی_صهیونی علیه تمامیت ارضی ایران اسلامی، در یک پیچ بزرگ تاریخی قرار می‌دهد، وضعیتی که در آن مواجهه ایران با قدرت‌های جهانی، سرنوشت آینده منطقه و شاید جهان را رقم خواهد زد.

حجت الاسلام علیرضا ابوالفتحی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha