خبرگزاری حوزه | آرش زینالخیری تهیهکننده سینما و تلویزیون در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه اپیزود «فریاد بیصدا» از مجموعه «سرو، سپید، سرخ» آخرین کاری بوده که او تهیه کرده است، اظهار کرد: کارگردانی این اپیزود را مهدی شاهمحمدی بر عهده داشت و واقعاً جنس روایتها بهشدت به مسائل روز نزدیک بود. همین نزدیکی به واقعیتهای جاری جامعه باعث شد مردم راحتتر با قصهها ارتباط بگیرند. ویژگی شاخص این مجموعه، داغ و بهروز بودن سوژهها بود؛ یعنی اتفاقی که امروز رخ میداد، همان روز یا نهایتاً فردای آن روز به اتاق فکر نویسندگان میرفت، طرح اولیهاش شکل میگرفت و ظرف حدود ده روز وارد مرحله نگارش و سپس تولید میشد. این سرعت عمل باعث میشد مخاطب حس کند آنچه میبیند، بازتاب مستقیم زندگی امروز اوست.
وی با اشاره به تجربه شخصی خود در تولید این اپیزود افزود: من شاید فرصت نکردم همه قسمتهای مجموعه را ببینم، اما چون آخرین اپیزود را تهیه کردم، در جریان جزئیات تولید آن بودم. فضای کار کاملاً متأثر از شرایط جنگی کشور بود. قصهها از دل همان اتفاقات بیرون میآمد و برای همین هم قابل لمس بود. مخاطب وقتی میدید اتفاقی که همین دو هفته پیش دربارهاش شنیده، حالا در قالب یک درام تلویزیونی روایت شده، احساس نزدیکی بیشتری پیدا میکرد.
زینالخیری درباره روند شکلگیری فیلمنامهها تصریح کرد: طبیعتاً وقتی درباره سرعت تولید صحبت میکنیم، اولین نگرانی کیفیت فیلمنامه است؛ چون فیلمنامه نیاز به تحقیق، پژوهش میدانی و نگارش دقیق دارد. اما نکته مهم این بود که یک تیم محدود مسئول همه کارها نبود. یک ابتکار مدیریتی شکل گرفت؛ سازمان اوج، سیمافیلم و مؤسسه آوینی چندین گروه را به صورت همزمان فعال کردند. هر گروه یک سوژه را انتخاب میکرد، تیم تحقیق و پژوهش خودش را داشت، نویسندگان جداگانه روی متن کار میکردند و همزمان گروههای پیشتولید و تولید هم آماده میشدند. در واقع ما با یک ساختار موازی روبهرو بودیم، نه یک خط تولید تکمسیره. شاید بتوان گفت حدود بیست تا سی نفر فقط در بخش نویسندگی فعال بودند و در کنار آن تیمهای تهیه، کارگردانی و تولید به صورت مستقل کار میکردند. همین تعدد گروهها باعث شد هم سرعت حفظ شود و هم کیفیت قربانی نشود.
وی ادامه داد: نکته جالب این بود که با وجود تعجیل، کارها شتابزده و سطحی از آب درنیامد. ممکن است ضعفهایی وجود داشته باشد، اما کارها “لق” نبود. این نتیجه همان تقسیم کار درست و استفاده از نیروهای متخصص بود. بچهها با انگیزه بالا و حس مسئولیت کار میکردند. هر گروه میدانست باید در کوتاهترین زمان، بهترین خروجی ممکن را ارائه دهد.
این تهیهکننده با تأکید بر ضرورت تولید آثار متناسب با شرایط روز جامعه گفت: به نظر من ساخت چنین آثاری یک ضرورت است. همانطور که مردم با مسائل اقتصادی یا اجتماعی روز دستوپنجه نرم میکنند و این مسائل برایشان غریبه نیست، دیدن بازتاب همین واقعیتها در قاب تلویزیون هم برایشان اهمیت دارد. وقتی مخاطب در تهران نشسته و همزمان در شهری دیگر اتفاقی رخ میدهد و او چند روز بعد تصویر دراماتیزه آن را میبیند، احساس میکند در جریان امور قرار گرفته است. حتی بعضیها میگفتند ما از کنار این خیابان رد شدیم و حالا همان فضا را در سریال میبینیم. این حس همزمانی و هممکانی، جذابیت کار را دوچندان میکرد.
زینالخیری با اشاره به فضای خاص تولید در ایام جنگ رمضان اظهار کرد: باید واقعیت را گفت؛ تولید در آن شرایط بسیار سخت بود. شهر در وضعیت جنگی قرار داشت، صدای پدافند و انفجار شنیده میشد و ناامنی روانی بر فضا حاکم بود. با این حال، گروههای تولید کار را متوقف نکردند. خیلی از عوامل، هفتهها به خانه نرفتند. در دفترها یا لوکیشنها میخوابیدند تا پروژهها به موقع آماده پخش شود. من شخصاً شاهد بودم برخی دوستان نزدیک به یک ماه خانوادهشان را ندیدند. تنها دغدغهشان این بود که کار به آنتن برسد و مردم بتوانند روایت روز را ببینند.
وی در ادامه از همراهی مدیران و پشتیبانیهای صورتگرفته سخن گفت و افزود: انصافاً مدیران هم پای کار بودند. من بارها دیدم که جلسات فشرده و مستمر برگزار میشد. برخی مدیران از صبح تا شب بین دفاتر مختلف در رفتوآمد بودند تا کارها زمین نماند. حتی در شرایطی که رفتوآمد سخت بود، جلسات حضوری برقرار میشد و تصمیمها سریع گرفته میشد. این هماهنگی مدیریتی نقش مهمی در پیشبرد پروژهها داشت.
این تهیهکننده با اشاره به دشواریهای اجرایی کار توضیح داد: ساخت فیلم فقط به داشتن فیلمنامه و بازیگر خلاصه نمیشود. شما به لوکیشن، تجهیزات، لباس، دکور، حملونقل و دهها مؤلفه دیگر نیاز دارید. در شرایطی که بسیاری از کسبوکارها تعطیل یا نیمهتعطیل بودند، تأمین همین ملزومات کار سادهای نبود. گاهی لازم بود با یک تماس، صاحب مغازهای از خانه بیاید و فروشگاهش را باز کند تا گروه بتواند لباس یا وسیله دکور بخرد. بعضی تجهیزات از شهرهای دیگر تأمین میشد. همه اینها نشان میداد که یک همدلی عمومی شکل گرفته بود تا کارها به نتیجه برسد.
زینالخیری تاکید کرد: طبیعی است که وقتی زمان محدود باشد، برخی ظرافتهای پرداخت داستانی آنطور که باید شکل نگیرد. اگر فرصت بیشتری داشتیم، شاید میشد شخصیتپردازیها عمیقتر یا جزئیات بیشتری اضافه کرد. اما باید شرایط را در نظر گرفت. در همان وضعیت هم تلاش شد استانداردها حفظ شود و کارها در حد قابل قبول و حتی در برخی موارد بالاتر از انتظار باشند.
وی درباره بازخوردهای دریافتی از مخاطبان نیز گفت: استقبال مخاطبان برای ما دلگرمکننده بود. بسیاری از پیامها و تماسها نشان میداد مردم با قصهها ارتباط برقرار کردهاند. این یعنی هدف اولیه که همان بازتاب واقعیتهای ملموس بود، محقق شده است. وقتی مخاطب خودش را در روایت میبیند، طبیعی است که اثرگذاری کار بیشتر شود.
تهیهکننده «فریاد بیصدا» در بخش دیگری از این گفتوگو تأکید کرد: این تجربه برای من نشان داد که در شرایط بحرانی هم میتوان تولید فرهنگی را متوقف نکرد. شاید شکل کار متفاوت شود، شاید فشارها بیشتر باشد، اما اگر اراده و همدلی وجود داشته باشد، نتیجه حاصل میشود. من به سهم خودم از همه عوامل، از نویسندگان و کارگردان گرفته تا تصویربردار، صدابردار، بازیگران، تدارکات و حتی کسبهای که کمک کردند، تشکر میکنم.
زینالخیری در پایان اظهار کرد: همین که در آن شرایط سخت، بچههای سینما و تلویزیون ایستادند و کار کردند، به نظر من ارزشمند است. ممکن است بعدها درباره نقاط قوت و ضعف آثار بحث شود، اما اصلِ ایستادگی و تولید در فضای جنگی، خود یک اتفاق مهم است. امیدوارم همه این عزیزان سلامت باشند و زحماتشان دیده شود. برای من افتخار بود که در اپیزود “فریاد بیصدا” کنار این گروه باشم و سهم کوچکی در این مسیر داشته باشم.
انتهای پیام










نظر شما