به گزارش خبرگزاری حوزه، متن زیر حاصل سلسله جلسات حجت الاسلام والمسلمین کمال الدین مظلومی زاده، استاد عالی حوزه علمیه قم در خبرگزاری حوزه است که قسمت یازدهم آن تقدیم حضورتان میگردد:
بسم الله الرحمن الرحیم
در آیه دوم سوره مبارکه فتح، خداوند متعال میفرمایند: «لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَمَا تَأَخَّرَ وَیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَیَهْدِیَکَ صِرَاطًا مُسْتَقِیمًا»
«تا خداوند گناهان گذشته و آیندهای را که به تو نسبت میدهند بپوشاند و نعمتش را بر تو تمام کند و به راه راست هدایتت فرماید.»
در آیه سوم این سوره نیز میفرماید: «وَیَنْصُرَکَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِیزًا»
«و پیروزی شکستناپذیری نصیب تو کند.»
* چهار موهبت الهی در پرتو فتح مبین
خداوند متعال در آیه اول فرمودند که فتح المبینی به تو میدهیم. اکنون در این دو آیه، یعنی آیه دوم و سوم، بخشی از نتایج پربرکت این فتح مبین، یعنی صلح حدیبیه، بیان میشود. خداوند متعال در این آیات، چهار موهبت عظیم را به پیامبر اکرم عنایت میکند:
اول: مغفرت؛ «لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ»
دوم: تکمیل نعمت؛ «وَیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ»
سوم: هدایت؛ «وَیَهْدِیَکَ صِرَاطًا مُسْتَقِیمًا»
چهارم: نصرت؛ «وَیَنْصُرَکَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِیزًا»
* پرسش کلامی درباره نسبت گناه به پیامبر
سؤالی که در اینجا مطرح میشود، و این سؤال از دیرباز در مباحث، کتابها، و پرسشهای اعتقادی و کلامی مطرح بوده، و از جمله شبهاتی است که بزرگان و علمای ما به آن پاسخ هم دادهاند، این است که خداوند متعال که میفرمایند: «لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَمَا تَأَخَّرَ»، خدا گناهان گذشته و آینده تو را میآمرزد، منظور از این «گناه» چیست؟ نعوذ بالله، پیامبر که معصوم است و گناه نمیکند؛ پس مقصود چیست؟
* تبیین معنای لغوی «ذنب» و «مغفرت»
علامه طباطبایی رحمهاللهعلیه در تفسیر شریف المیزان میفرمایند که «ذنب» که در آیه آمده، در اینجا به معنای لغوی آن است، نه معنای اصطلاحی. در لغت، «ذنب» به معنای آثار شوم یک کار و تبعات یک کار است.
«ذنب» در اینجا به این معناست و «مغفرت» هم به معنای پوشاندن است. پس خوب است این دو واژه را در نظر داشته باشیم. وقتی بخواهم آیه را توضیح بدهم، پس از بیان توضیحات، دوباره به آن بازمیگردم و ترجمه دقیقتری بر اساس همین واژهشناسی و توضیحی که عرض میکنم ارائه خواهیم کرد.
* واکنش دشمنان به ظهور مکتب راستین
هنگامی که یک مکتب متعالی و راستین ظهور پیدا میکند، مخالفان و دشمنان، موجودیت خودشان را در خطر میبینند. این امری طبیعی در جهان است؛ بوده، هست، و دیدهایم و شما هم دیدهاید؛ حتی اکنون نیز ما این مسئله را مشاهده میکنیم.
بنابراین، وقتی یک مکتب متعالی و یک مکتب راستین ظهور پیدا میکند، مخالفان و دشمنان، موجودیت خود را در خطر میبینند و هرگونه تهمت و نسبت ناروا به آن میزنند. میگویند: او ساحر است، جنگطلب است. شایعهپراکنی میکنند، دروغپردازی میکنند و گناهان و خطاهایی را به او نسبت میدهند.
* سرنوشت تهمتها در شکست یا پیروزی یک مکتب
اگر این مکتب حقه شکست بخورد، مخالفان شادی میکنند، فریاد میکشند و شروع میکنند به گفتن «نگفتیم؟ نگفتیم؟» که «مگر ما نگفتیم چنین است؟» «مگر ما نگفتیم چنان است؟» اما اگر این مکتب پیروز شود، تمام آن نسبتهای ناروا نقش بر آب میشود و «نگفتیم»ها تبدیل به «ندانستیم»ها میشود. سرخورده میشوند، افسوس میخورند و حالت ندامت به آنان دست میدهد. آن «نگفتیم»ها که از سر سرمستی و شادی آنان بود، تبدیل به «ندانستیم»ها میشود.
* نسبتهای ناروا به پیامبر اکرم(ص)
این قاعده در مورد پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله تحقق پیدا کرد؛ به گونهای که نسبتهای ناروایی که به پیامبر میزدند، اینگونه القا میکرد که پیامبر جاهطلب، جنگطلب، غیرقابل تفاهم هست و اهل صلح و مذاکره نیست. حتی دعوت پیامبر به توحید را نیز یک گناه تلقی میکردند، اینکه پیامبر مردم را به خدای یگانه دعوت میکرد، در نگاه آنان گناه به شمار میآمد.
* صلح حدیبیه و آشکار شدن حقیقت آیین پیامبر
صلح حدیبیه به خوبی نشان داد که مکتب و آیین پیامبر صلیاللهعلیهوآله، برخلاف آنچه دشمنان میپنداشتند، اتفاقاً به خدا احترام میگذارد، به خانه خدا احترام میگذارد، هرگز بیدلیل به قوم و جمعیتی حمله نمیکند، اهل منطق و اهل حساب است.
اگر دشمنان جنگ را بر او تحمیل نکنند، او طالب صلح و طالب آرامش است، و به طور کلی، آیینی پیشرو و الهی است که هدف غایی آن، هدایت و تربیت نفوس انسانی است، نه جنگ و نه جنگطلبی.
* پوشانده شدن نسبتهای ناروا با فتح حدیبیه
به این ترتیب، فتح حدیبیه و صلح حدیبیه تمام گناهانی را که پیش از هجرت و پس از هجرت، یا پیش از این ماجرا و حتی در آینده ممکن بود به او نسبت دهند، از میان برد؛ همه را شست. و چون خداوند این پیروزی را نصیب پیامبر اکرم کرد، میتوانیم بگوییم که خداوند همه آن نسبتها را «لِیَغْفِرَ» به لطف خود پوشاند و شستوشو داد.
نتیجه آنکه این گناهان، گناهان واقعی نبود، بلکه گناهانی پنداری بود؛ یعنی در افکار دشمنان، در افکار مخالفان، و در باور آنان شکل گرفته بود.
* ترجمه دقیقتر آیه دوم سوره فتح بر اساس معنای لغوی مغفرت
به همین دلیل، خوب است که آیه را با توجه به آن واژهشناسی و این توضیحاتی که عرض کردم، اینگونه ترجمه کنیم؛ چرا که هم قابلفهمتر و هم دقیقتر است: «لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَمَا تَأَخَّرَ»؛ یعنی «تا خداوند متعال گناهان گذشته و آیندهای را که به تو نسبت میدادند بپوشاند.»
در اینجا بهتر است واژه «ببخشاید» را به کار نبریم؛ زیرا همانگونه که خاطر دارید، «مغفرت» را در معنای لغوی، به «پوشاندن» معنا کردیم. بنابراین، معنای دقیقتر این است که: «تا خداوند گناهان گذشته و آیندهای را که به تو نسبت میدهند بپوشاند.»
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.










نظر شما