به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، در سالهای اخیر، مسئله جوانی جمعیت و فرزندآوری به یکی از مهمترین دغدغههای اجتماعی و فرهنگی کشور تبدیل شده است. کاهش نرخ باروری، افزایش سن ازدواج و تغییر سبک زندگی، زنگ خطر پیر شدن جمعیت ایران را به صدا درآورده است.
در چنین شرایطی، علاوه بر سیاستگذاریهای کلان، روایت تجربههای واقعی خانوادههایی که با وجود دشواریهای اقتصادی، درمانی و اجتماعی، مسیر فرزندآوری را انتخاب کردهاند، میتواند تصویری ملموس از اهمیت این مساله نشان دهد.
در میان این روایتها، زندگی برخی مادران از جنس ایثار، توکل و استقامت است؛ مادرانی که نهتنها فشارهای مالی و مشکلات جسمی، بلکه نگاههای دلسردکننده اطرافیان و هشدارهای مکرر درباره سختیهای بارداری را نیز تجربه کردهاند، اما با تکیه بر باورهای دینی، عشق به خانواده و امید به آینده، از تصمیم خود عقبنشینی نکردهاند.
الهام خلیلنژاد، بانوی جهادگر و فعال حوزه جمعیت، یکی از همین مادران دهه شصتی است که زندگی مشترک خود را در اوایل دهه ۸۰ با یک طلبه و در شرایط مالی ساده آغاز کرد و با وجود مشکلات متعدد از توصیه رهبر شهید انقلاب برای فرزندآوری غافل نشد و اکنون مادر چهار فرزند است.
این بانوی جهادگر و فعال حوزه جمعیت، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در باره انگیزه خود برای فرزندآوری عنوان کرد: در سالهای نخست زندگی، همسرم به دلیل مشکلات مالی تمایلی به فرزنددار شدن نداشت، اما با اصرار من، نخستین فرزندمان، دخترمان، در سال ۱۳۸۷ به دنیا آمد. حدود هجده ماه بعد نیز خداوند فرزند دوم، پسرمان، را به ما عطا کرد؛ موضوعی که با وجود نگرانیهای همسرم از وضعیت اقتصادی، برای من بسیار خوشحالکننده بود.
این فعال حوزه جمعیت ادامه داد: پس از تولد فرزند دوم، همسرم دیگر به دلیل مشکلات معیشتی حاضر به فرزندآوری نبود، اما از آنجا که نسبت به فرمایشات رهبر شهید انقلاب التزام ویژهای داشت و توصیههای ایشان درباره جوانی جمعیت را وظیفه میدانست، در نهایت با فرزند سوم موافقت کرد.
وی با اشاره به شرایط سخت بارداریهای خود گفت: بعد نخستین زایمانم پزشکان هشدار داده بودند که در بارداریهای بعدی احتمال ابتلا به دیابت بارداری، فشار خون و مسمومیت بارداری در من بسیار زیاد است. همانگونه که پیشبینی کرده بودند، از ماههای ابتدایی بارداریهای دوم و سوم، دیابت بارداری به سراغم آمد و تا زمان زایمان ناچار بودم به طور مرتب انسولین تزریق کنم.
خلیلنژاد بیان کرد: با وجود این مشکلات، تصمیم گرفتم برای فرزند سوم نیز اقدام کنم. حتی مدتی تحت نظر پزشک بودم تا شاید دوقلو باردار شوم. پس از حدود یک سال مراجعههای مداوم، مصرف دارو و تحمل سختیهای فراوان، با وزنی نزدیک به ۱۰۰ کیلوگرم باردار شدم، اما از همان روزهای نخست بارداری، مشکلات آغاز شد. آنفلوانزای شدیدی گرفتم، در حالی که دخترم شش ساله و پسرم چهار ساله بودند و نگهداری از آنها نیز بر عهده خودم بود.
وی ادامه داد: علاوه بر تزریق روزانه انسولین، بسیاری از اطرافیان از من میپرسیدند چرا با وجود این همه سختی باز هم برای فرزندآوری اقدام میکنم. پاسخ من همیشه این بود که فرزندان را دوست دارم، به توصیه رهبر معظم انقلاب درباره افزایش جمعیت اعتقاد دارم و امیدوارم خانوادههای شیعه پرجمعیت باشند. حتی دیگران را نیز به فرزندآوری تشویق میکردم.
این بانوی جهادگر خاطرنشان کرد: همیشه با اطمینان میگفتم اگر خداوند توان و سلامتی بدهد، باز هم فرزنددار خواهم شد. سرانجام فرزند سومم نیز به سلامت متولد شد و خدا را شکر این مرحله نیز با خیر گذشت.
وی درباره تصمیم برای فرزند چهارم اظهار کرد: چند سال بعد تصمیم گرفتم دوباره باردار شوم، اما پزشکان با ناامید کردن من گفتند که دیگر توانایی بارداری ندارم و برای بارداری نیازمند درمانهای تخصصی ناباروری هستم. موضوع را با همسرم در میان گذاشتم و پس از موافقت ایشان، روند درمان را آغاز کردم.
خلیلنژاد افزود: زمانی که پزشکان متوجه شدند این بارداری برای فرزند چهارم است، با اشاره به وزن بالا و سابقه بیماریهایم اعلام کردند که بارداری برای من خطر جانی دارد و حتی همسرم را نیز برای انصراف از این تصمیم قانع میکردند.
وی گفت: با وجود مشکلاتی که وجود داشت سرانجام باردار شدم، اما در تمام دوران بارداری با هشدارها، سرزنشها و ایجاد نگرانی از سوی برخی پزشکان و کادر درمان مواجه بودم. بارها به من گفته میشد احتمال مرگ یا بروز مشکلات جدی وجود دارد و این موضوع فشار روحی فراوانی برای من و خانوادهام ایجاد کرده بود.
این فعال حوزه جمعیت ادامه داد: از این شرایط بسیار ناراحت بودم. بارها با خودم میگفتم چرا از ابتدای بارداری تا روزهای پایانی، مدام باید خبرهای ناامیدکننده بشنوم. با دلی شکسته با امام زمان (عج) راز و نیاز کردم و گفتم آقا جان من از شما خواستم که یه یک فرزند خوب و سالم به ما عنایت کنید و این دعا را مستجاب کردید، الان هم دوست دارم فرزندم را خودم بزرگ کنم دوباره عنایتی به من داشته باشید.
وی افزود: پس از راز و نیاز و اقامه نماز صبح، برای انجام آزمایشها و بررسیهای دوباره به بیمارستان منتقل شدم. برخلاف تمام پیشبینیها، نتایج سونوگرافی و آزمایشها طبیعی بود و پزشکان از این تغییر ناگهانی شگفتزده شدند.
خلیلنژاد تصریح کرد: همه پزشکان به من تبریک گفتند و با آرامش وارد اتاق عمل شدم. فرزندم به سلامت متولد شد و پس از بررسیهای کامل مشخص شد هیچیک از مشکلاتی که پیشتر با قطعیت درباره آن هشدار داده بودند، از جمله احتمال ابتلا به سندرم داون، وجود ندارد.
وی در پایان با اشاره به برکات فرزندآوری گفت: امروز دختر کوچکم، فاطمه، در سلامت کامل و در کنار خانواده زندگی میکند. با وجود اینکه همچنان مستأجر هستیم؛ اما از زمانی که فرزندانمان بیشتر شدهاند، برکت، آرامش و روزی زندگیمان نیز افزایش یافته است. من از صمیم قلب باور دارم که خداوند روزی هر فرزند را با خودش میرساند و هیچگاه از تصمیمم برای فرزندآوری پشیمان نشدهام.
انتهای پیام










نظر شما