شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۸
زیارت عاشورا | «سلم» و «حرب» تا قیامت مرزهای ولایت و برائت را ترسیم می‌کند

حوزه/ در بررسی فرازِ «سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ» تبیین شد: زیارتِ عاشورا، نه فقط سوگنامه ای تاریخی، که شناسنامهٔ موضع گیریِ دائمیِ مؤمن در نبردِ حق و باطل است؛ سِلْم، یکپارچه و بی تزلزل با خاندانِ رسالت، و حَرب، مستمر و بی توقف با هر جریانی که در طول تاریخ چه با نام دین و چه با نقاب صلح در صفِ دشمنان اهل بیت ایستاده است.

به گزارش خبرگزاری حوزه، هم‌زمان با فرارسیدن ماه محرم‌الحرام، این خبرگزاری با انتشار پرونده ویژه «زیارت عاشورا» و با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین جواد محدثی، گامی در شرح زیارت عاشورا برمی‌دارد تا دریچه‌ای نو به سوی معارف اهل‌بیت (ع) گشوده شود؛ این پرونده ویژه به حضور مخاطبان ارجمند و عزاداران وفادار سیدالشهدا (ع) تقدیم می‌گردد.

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السَّلامُ عَلَیکَ یا أَبا عَبدِاللهِ.

در ادامهٔ شرح فرازهایی از زیارت عاشورا، به این عبارت رسیدیم که:

«یا أَبا عَبدِاللهِ، إِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ، وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ، وَ لَعَنَ اللهُ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ، وَ لَعَنَ اللهُ بَنی أُمَیَّةَ قاطِبَةً.»

نکتهٔ کلیدی در این فراز، مفهوم «سِلْم» و «حَرْب» است؛ یعنی صلح و آشتی در برابر دوستان، و دشمنی و مخالفت با دشمنان. این همان ولایت و برائت است که دو رکن اساسی ایمان به شمار می‌رود.

اساساً اسلام، از یک سو، مکتبِ محبّت است؛ محبّت به خوبان و اولیای الهی. و از سوی دیگر، مکتبِ برائت است؛ یعنی دوری جستن و اعلام بیزاری از گمراهان، ستمگران، مفسدان و آنان که در مسیر باطل گام برمی‌دارند. این دو وجه، مکمّل یکدیگرند و ایمانِ حقیقی بدون هر دو، کامل نمی‌شود.

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

«اَلَّذینَ آمَنُوا یُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللهِ، وَ الَّذینَ کَفَرُوا یُقاتِلُونَ فی سَبیلِ الطّاغُوتِ.»

(مؤمنان در راه خدا پیکار می‌کنند و کافران در راه طاغوت می‌جنگند.)

در روایات نیز از ائمهٔ معصومین (علیهم السلام) نقل شده است که می‌فرمایند:

«هَلِ الدّینُ إِلاَّ الْحُبُّ؟»

آیا دین چیزی جز محبّت است؟

این محبّت، وقتی معنا می‌یابد که با دشمنی با دشمنان خدا همراه باشد؛ چرا که دوستیِ اولیای الهی، بدون بیزاری از ظالمان، حقیقت خود را از دست می‌دهد. زیارت عاشورا نیز با تأکید بر همین اصل، مؤمن را به پایبندی تا روز قیامت فرامی‌خواند.

در ادامه، در حدیث دیگری آمده است که:

«هَلِ الدّینُ إِلَّا الْحُبُّ وَ الْبُغْضُ؟»

آیا دین چیزی جز محبت و بغض است؟

یعنی محبتی خالصانه نسبت به نیکان، و بغضی استوار نسبت به بدان.

البته محبتِ خشک و خالی و صِرفاً ادعایی کافی نیست؛ بلکه محبتی باید باشد که منشأ اثر گردد؛ محبتی که انسان را به سمت هم‌سویی، تبعیت و اطاعت از اولیای الهی سوق دهد. همچنین بغضی که باید باشد، بغضی است که صفِ عملی و موضع‌گیریِ روشن انسان را از اهل باطل، ظالمان و مفسدان جدا کند.

این آموزهٔ مهم، در تعالیم دینی ما بسیار تکرار شده است؛ در دعاها و زیارتنامه‌ها به کرات به آن اشاره شده است. از جمله در زیارت جامعهٔ کبیره می‌خوانیم:

«فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ، لا مَعَ عَدُوِّکُمْ.»

من با شما هستم، با شما هستم، نه با دشمنانتان.

در این فراز، کسانی مطرح می‌شوند که در صف دشمنان اهل‌بیت (علیهم السلام) و دشمنان دین قرار گرفته‌اند.

بنابراین، ما به حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) اعلام می‌کنیم که:

ای اباعبدالله! من با کسی که با شما در صلح و سازش باشد، در صلح و آشتی‌ام؛

و با کسی که با شما و اهل‌بیت در جنگ باشد، در جنگ هستم.

*سِلْم» و «حَرْب»؛ هویتِ ولایی، نه موضعِ مقطعی

نکتهٔ دقیق و قابل تأمل آن است که در این فراز، واژهٔ «سِلْم» و «حَرْب» به کار رفته، نه صرفاً «مُسالم» و «محارب» یا «صلح‌کننده» و «جنگ‌کننده». این تعبیر، اوج معنا را می‌رساند؛ یعنی من یکپارچه صلح‌ام با کسانی که با شما از درِ صلح و دوستی درآمده‌اند، و یکپارچه در جنگ‌ام با دشمنان شما. این، نه یک موضع‌گیری سطحی، بلکه هویتی تمام‌عیار و هم‌رنگ با خطِّ ولایت است.

و با کسانی که با شما در جنگ هستند، یکپارچه در جنگ هستم.

آیا این موضعگیری، زمان دارد؟ مکان دارد؟ یا محدود به جغرافیا و برهه ای خاص است؟

نه؛ «إلی یوم القیامه»

این صف بندی و این موضع گیریِ من، تا روز قیامت ادامه دارد؛ یک خطِ مستمر و بی‌وقفه.

سِلم با اهل بیت، و حَرب با دشمنانشان، تا همیشه پایدار است.

*جریان‌شناسی زیارت عاشورا لعنت بر همه ادامه دهندگان خط باطل حتی با نقاب توحید

در فرازهای مختلف زیارت عاشورا، با یک حقیقت محوری مواجه میشویم که از آن به «جریان» تعبیر میشود؛

جریان حق در مقابل جریان باطل.

از این رو، ما نه فقط کسانی را که بنیانگذار مخالفت، ظلم و دشمنی با اهل بیت بودند، لعنت می‌کنیم؛

بلکه همهٔ کسانی را که این راه را ادامه دادند،

چه موحّدان (که با اعتقادِ ظاهری، در خدمت باطل بودند)

چه انصار و یاوران ستمکاران،چه مباشرین چه هواداران و چه حتی کسانی که شنیدند و به این ظلم و جنایت راضی بودند،همگی در خطِّ باطل قرار دارند و موضعِ خصمانهٔ ما، شاملِ همهٔ آنان است.این، نه کینه ای شخصی، بلکه بصیرتی دینی و التزامی همیشگی تا قیامت است.

در صدر اسلام، جریان‌های مخالف اهل بیت (ع) و رقیب دین حق، با تکیه بر ترفندهای سیاسی و سیاست‌های پیچیده، موفق به نفوذ در بدنه حاکمیت و کسب قدرت اجرایی شدند. آن‌ها با غصب خلافت و کنار زدن امامان معصوم (ع)، خود را جایگزین ایشان کردند. این روند سیاسی-تاریخی تا امروز نیز تداوم یافته است؛ تا زمانی که حق از مدار اصلی خود خارج باشد و در انحصار مخالفان قرار گیرد، ممکن است برخی خود را متعلق به حق بدانند، در حالی که چنین نیست.

بنابراین، شعارهایی نظیر «مرگ بر ظالم» یا «مرگ بر فتنه‌گر» و... چه بسا که خودِ ظالمان و فتنه‌گران نیز از این شعارها برای فریب افکار عمومی و نفوذ در صفوف اهل حق استفاده می‌کنند. وقتی فردی که خود فتنه‌گر است، با دیگران هم‌صدا شده و علیه دشمنان مشترک شعار می‌دهد، این هم‌سویی ظاهری و نیرنگی، تنها ابزاری برای رسیدن به اهداف پنهان اوست.

برای تشخیص واقعی از جعلی، باید به مصداق‌های عینی توجه کرد. هم‌پیمانی موقت با دشمنانِ اهل بیت، به معنای وفاداری به حق نیست.

به عنوان نمونه، لعن آل زیاد (که اشاره به زیاد بن ابیه، حاکم فاسد اموی دارد که به پست‌های متعدد سیاسی دست یافت)، لعن آل مروان (مروان حکم، از عناصر ضد دین و مخالف صریح اهل بیت) و لعن بنی‌امیه، نشان‌دهنده خط قرمزهای واضح در شناخت دشمنان حقیقی دین است. خداوند نیز آل زیاد را به سزای اعمالشان رساند.»

لَعَنَ الله اُمّةً اسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِکَ

بسیاری از افراد ممکن است مستقیماً در ظلم و فساد مباشرت نداشته باشند، اما به عنوان «ممهّد» و زمینه‌ساز، نقشی مؤثر ایفا می‌کنند.

کسانی که با تأمین مالی، تبلیغات، جریان‌سازی، هواداری از جریان‌های مخالف اهل بیت، تأمین رسانه و کمک‌های اقتصادی، بستر را برای فساد فراهم می‌آورند، مشمول همان نفرت و لعنت الهی هستند. ما در نظام مقدس جمهوری اسلامی که خود را بر حق می‌بینیم، تجربه کرده‌ایم که برخی از آغاز در جبهه مقابل ما قرار داشتند و به شکل‌های مختلف، همانند مواردی که در تاریخ ذکر شد ( زین و لجام اسب‌ها برای جنگ)، را آماده کردند برای قتال با امام حسین (ع).

این گروه‌ها، چه با نقاب صلح و دوستی ظاهر شوند و چه آشکارا، همگی فتنه‌گرانی هستند که مشمول نفرین خدا، پیامبر و اولیای الهی‌اند.

*زمینه سازِ فتنه، شریکِ فتنه است

در این راستا، اشاره به نامه عتاب‌آمیز معاویه به امام حسین (ع) قابل تأمل است؛ معاویه امام را به فتنه‌گری متهم کرد و خواستار بیعت اجباری شد. امام در پاسخ مفصلی فرمودند که در آن به رد این اتهامات و تبیین حقیقت پرداختند.

لا ترد هذه الامة فی فتنة و انی لا اعلم لها فتنة اعظم من امارتک علیها. و قلت فیما قلت انظر لنفسک و لدینک و لامة محمد و انی واللّه ما اعرف افضل من جهادک

مرا در فتنه‌ای که بزرگ‌تر از آن برای این امت نیست، رها نکن. و به خدا سوگند، حسین (ع) هیچ فتنه‌ای را بزرگ‌تر از این نمی‌بیند که تو امیر و پیشوا و حاکم بر این امت شوی. اگر بنا باشد که من بجنگم و با تو مبارزه کنم، می‌جنگم زیرا تو در رأس این فتنه قرار داری. تو به من گفتی که در نامت منتظر باش و مواظب باش که خودت، دینت و امت پیامبر (ص) را به فساد نکشی.

و به خدا سوگند، من جهادی را برتر از جهاد با تو نمی‌شناسم. من فعلاً قصد جهاد با تو را ندارم، زیرا حرمت صلح برادرم حسن بن علی (ع) را حفظ کرده‌ام، اما اگر بخواهم جهاد کنم، هیچ جهادی را با فضیلت‌تر از جهاد با تو (معاویه) نمی‌دانم.

این موارد نشان می‌دهد که در بدنه جامعه اسلامی، کسانی که اهل باطل، ظلم و فساد بودند، رخنه کرده‌اند. ما که زیارت عاشورا را منشور تشیع می‌دانیم، باید این سلم و حرب (صلح و جنگ)، تولی و تبری (دوستی و بیزاری) و ولایت و برائت را نسبت به پیروان حق و پیروان باطل، آشکارا عمل کنیم و ابراز نماییم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha