خبرگزاری حوزه| عاشورا در عصر دهم محرم سال ۶۱ هجری به پایان نرسید؛ آنچه در کربلا رخ داد آغاز فصلی تازه در تاریخ اسلام بود. اگر رسالت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در میدان نبرد، احیای دین خدا با خون بود، رسالت خاندان مطهر ایشان پس از شهادت، پاسداری از همان حقیقت با زبان، صبر، روایت و تبیین بود. در این میان، نامی چون خورشید بر تارک تاریخ میدرخشد؛ حضرت زینب کبری سلام الله علیها، بانویی که پس از شهادت برادر، پرچم نهضت را بر دوش گرفت و اجازه نداد خون شهیدان در غبار تبلیغات حکومت اموی گم شود.
عصر عاشورا، هنگامی که آخرین یار امام حسین علیه السلام بر زمین افتاده بود و خیمههای اهلبیت علیهم السلام در آتش میسوخت، دشمن گمان میکرد کار حسین بن علی علیه السلام پایان یافته است. آنان تصور میکردند با شهادت امام، صدای حق خاموش خواهد شد و تاریخ را آنگونه که میخواهند خواهند نوشت. اما مشیت الهی بر این قرار گرفته بود که در کنار حماسه خون، حماسه روایت نیز شکل گیرد و این مأموریت عظیم بر عهده دختر امیرالمؤمنین علیه السلام قرار گرفت.
حضرت زینب سلام الله علیها در سختترین شرایط ممکن، مدیریت کاروان اهلبیت علیهم السلام را بر عهده گرفت. کودکان داغدیده، زنان مصیبتزده، بیماران و مجروحان، همه چشم به بانویی دوخته بودند که خود داغ برادران، فرزندان، برادرزادگان و یاران را بر دل داشت، اما استواریاش کوهها را به شگفتی وامیداشت.
منابع معتبر تاریخی همچون «لهوف»، «الإرشاد» و «تاریخ الطبری» گزارش کردهاند که حضرت زینب سلام الله علیها در لحظات پس از شهادت امام حسین علیه السلام، نخستین وظیفه خود را حفظ جان امام سجاد علیه السلام دانست. هنگامی که برخی از سپاهیان عمر بن سعد قصد تعرض به آن حضرت را داشتند، زینب کبری سلام الله علیها با شجاعتی کمنظیر در برابر آنان ایستاد و اجازه نداد رشته امامت گسسته شود. این اقدام تنها یک حرکت عاطفی نبود؛ حفظ امام سجاد علیه السلام در حقیقت حفظ آینده نهضت حسینی و استمرار خط امامت بود.
اما نقش حضرت زینب سلام الله علیها به حفاظت از بازماندگان محدود نشد. ایشان به سرعت دریافت که خطر اصلی تنها شمشیر دشمن نیست، بلکه تحریف حقیقت است. حکومت اموی سالها دستگاه تبلیغاتی گستردهای ایجاد کرده بود و اکنون میکوشید فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را به عنوان فردی شورشگر معرفی کند. اگر این روایت در ذهن مردم تثبیت میشد، حقیقت عاشورا دفن میگردید.
از همین رو، حضرت زینب سلام الله علیها میدان تازهای را گشود؛ میدان جهاد تبیین.
کاروان اسرا وارد کوفه شد. شهری که هزاران نامه برای دعوت از امام حسین علیه السلام نوشته بود، اکنون در سکوت و حیرت به اسیران مینگریست. در چنین فضایی، حضرت زینب سلام الله علیها برخاست و خطبهای ایراد کرد که از شاهکارهای تاریخ اسلام به شمار میرود. او مردم کوفه را به سبب پیمانشکنی، دنیاطلبی و بیوفایی سرزنش کرد و پرده از حقیقت جنایت برداشت.
بلاغت این خطبه چنان بود که مورخان نوشتهاند مردم کوفه به گریه افتادند و فضای شهر دگرگون شد. بانویی که در ظاهر اسیر بود، در حقیقت افکار عمومی را مدیریت میکرد و ابتکار عمل را از حکومت گرفته بود.
اوج این فرماندهی رسانهای اما در شام آشکار شد.
یزید بن معاویه گمان میکرد پس از پیروزی نظامی، جشن تثبیت قدرت برپا کرده است. سرهای مطهر شهیدان را در برابر خود نهاده بود و تلاش میکرد این حادثه را نشانه اقتدار حکومتش معرفی کند. اما در همان مجلس، حضرت زینب سلام الله علیها با خطبهای تاریخی، همه محاسبات او را بر هم زد.
ایشان بدون کمترین هراس، یزید را مخاطب قرار داد و با استناد به قرآن کریم، مشروعیت اخلاقی و دینی حکومت او را به چالش کشید. آن بانوی بزرگوار اعلام کرد که پیروزی ظاهری ستمگران، نشانه حقانیت آنان نیست و خون شهیدان خاموش نخواهد شد.
سخنان حضرت زینب سلام الله علیها تنها یک اعتراض سیاسی نبود؛ بازخوانی فلسفه عاشورا بود. ایشان به جهانیان فهماند که آنچه در کربلا رخ داده، نزاعی قبیلهای یا رقابتی بر سر قدرت نبوده است؛ بلکه رویارویی جبهه حق و باطل و نبرد میان اسلام محمدی صلی الله علیه وآله وسلم و انحراف اموی بوده است.
در کنار این خطبهها، رفتار و استقامت خاندان امام حسین علیه السلام نیز خود نوعی روایتگری بود. هنگامی که عبیدالله بن زیاد با غرور پرسید: «کار خدا را با برادرت چگونه دیدی؟»، حضرت زینب سلام الله علیها پاسخی داد که تا ابد در تاریخ خواهد ماند: «ما رأیت إلا جمیلاً». این جمله نه یک تعبیر احساسی، بلکه تفسیر عارفانه و الهی از عاشورا بود. بانویی که پیکرهای پارهپاره عزیزانش را دیده بود، در اوج مصیبت از زیبایی مسیر الهی سخن گفت و نشان داد که نگاه اهلبیت علیهم السلام فراتر از محاسبات مادی است.
در حقیقت، اگر امام حسین علیه السلام معمار نهضت عاشورا بود، حضرت زینب سلام الله علیها حافظ و مفسر آن نهضت شد. شمشیرها توانستند پیکرها را مجروح کنند، اما نتوانستند روایت را به اسارت ببرند. این بانوی بزرگوار اجازه نداد حکومت اموی تاریخ را آنگونه که میخواهد بنویسد.
امروز پس از گذشت بیش از سیزده قرن، بخش عمده دانستههای ما از اهداف، پیامها و ابعاد عاشورا، مرهون مجاهدتهای حضرت زینب سلام الله علیها و دیگر بازماندگان خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام است. آنان نخستین راویان کربلا بودند و با روشنگری خود، خون شهیدان را به سرمایهای جاودان برای امت اسلامی تبدیل کردند.
عاشورا با شهادت پایان نیافت؛ عاشورا در خطبههای زینب کبری سلام الله علیها ادامه یافت. اگر در کربلا خون بر زمین ریخت، در کوفه و شام حقیقت بر زبان جاری شد. از همین روست که تاریخ، حضرت زینب سلام الله علیها را تنها یک بانوی مصیبتدیده نمیشناسد؛ او فرمانده جبهه روایت، پرچمدار جهاد تبیین و قهرمان بزرگ مرحله پس از عاشوراست؛ بانویی که نهضت حسینی را از محاصره دشمن بیرون آورد و آن را به یک جریان ماندگار در تاریخ بشریت تبدیل کرد.
الناز موسوی یکتا
پژوهشگر جنگ شناختی و رسانه
انتهای پیام










نظر شما