به گزارش خبرگزاری حوزه، آیت الله سید احمد خاتمی در یکی از سخنرانی های خود به موضوع «امید، مردم و قدرت الهی؛ دو رمز پیروزی ایران» پرداخته است که تقدیم شما فرهخیتگان می شود.
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمد لله، قاصم الجبارین، مبیر الظالمین، مدرک الهاربین، صریخ المستضعفین، موضع حاجات المؤمنین.
و نصلی و نسلم علی البشیر النذیر، السراج المنیر، العبد المؤید، الرسول المسدد، المصطفی محمد، صلی الله علیه و علی آله الطیبین الطاهرین، و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.
﴿وَإِنْ یُرِیدُوا أَنْ یَخْدَعُوکَ فَإِنَّ حَسْبَکَ اللَّهُ ۚ هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ﴾.

قرار شد از خاطرات آموزنده در مکتب امام شهیدمان، آیتالله العظمی امام سید علی خامنهای، بگویم.
یکی از نکاتی که هم در زندگی امام کبیرمان، امام راحل عظیمالشأن، و هم در زندگی امام شهیدمان جلوهای برجسته داشت، جلوه امید بود. هم امام راحل و هم امام شهیدمان، در این مسیر مقدس، حتی یک لحظه نیز یأس را به خود راه ندادند.
ما نسلِ پس از انقلاب هستیم و دوران خفقان را درک نکردهایم؛ اما یکی از اعاظم یاران امام راحل میگفت: «امام مرا مأمور کرد تا بررسی کنم که تا چه اندازه میتوان همراهی مردم را جلب کرد. من هم بررسی کردم و به امام عرض کردم: با شرایطی که من میبینم، شما تنها خواهید ماند.»
امام فرمودند: «اگر شرق و غرب عالم علیه من شوند، من این راه را ترک نخواهم کرد.»
ببینید امید با انسان چه میکند؛ امیدی که میگوید: «اگر تنها و تنها هم بمانم، این راه را دنبال خواهم کرد.» این، منشِ قرآنی بود.
امام شهیدمان نیز بارها فرمودند که از آغاز مبارزات تاکنون، حتی در دوران رهبری، یک لحظه هم مأیوس نشدهام. بحرانهای سختی پیش روی ما بود، اما من همواره امیدوار بودم. این، یک منش است؛ یک منش سعادتمندانه.
آنچه این روزها میبینم، این است که دشمن در پی ایجاد یأس است. ابتدا شایعه میشود که وزیر اطلاعات را زدهاند، بعد همان شایعه تحقق پیدا میکند. ابتدا شایعه میشود که رئیس شورای امنیت ملی، دکتر لاریجانی، را زدهاند، بعد آن هم تحقق پیدا میکند. همه اینها برای خالی کردن دل شما مردم است. میخواهند نشان دهند که قدرت فراوانی دارند؛ که اگر پشهای در عالم بجنبد، ما مطلع هستیم، میدانیم کجا هستند و چه میکنند.
میخواهم بگویم برای شما مردمی که این همه سرمایه امید دارید، اصلاً ناامیدی معنا ندارد.
آیهای از سوره یوسف، آیه ۸۷ است:
﴿وَلَا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ ۖ إِنَّهُ لَا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ﴾.
از رحمت خدا مأیوس نشوید. کسانی که خدا ندارند، باید مأیوس شوند؛ شما چرا مأیوس میشوید؟
ما، به فضل خدا، سرمایههای فراوانی داریم. نخستین سرمایه ما، خودِ خداست.
امام شهیدمان فرمودند: «خدا چند بار باید امتحان بدهد؟»
در اصلِ پیروزی انقلاب، لطف و عنایت خدا بود. دشمن، یعنی آمریکا، غافلگیر شد. اگر غافلگیر نمیشد، همان کاری را میکرد که اکنون انجام میدهد. این، اسمش دخالت نظامی است. این کار را میتوانست در همان روزهای اول انقلاب انجام دهد.
شب بیستودوم بهمن، میخواستند پانصد شخصیت کشوری را به شهادت برسانند. همان شب، قصد داشتند یک میلیون نفر را بکشند. چه کسی چشمشان را کور کرد؟ چه کسی گوششان را کر کرد، جز عنایات خداوند؟
برای شما آیه بخوانم:
﴿أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ﴾.
خدا برای بندهاش کافی نیست؟ شما خدا دارید؛ پس نگرانی برای چیست؟
در جای دیگری میفرماید:
﴿الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ﴾.
به شما میگویند آمریکا به جنگ شما آمده است، اسرائیل به جنگ شما آمده است، بترسید. اما آنان گفتند: «ما خدا داریم.» و گفتند: «حسبنا الله و نعم الوکیل.»
این آیات از سوره آلعمران است.
نکته عجیبی در این آیه وجود دارد که کسانی که خوب گوش بدهند، آن را درک میکنند.
جنگ احد، جنگ بسیار سختی بود. مدینه در زمان پیامبر، همین منطقهای که امروز مسجدالنبی در آن قرار دارد، که اگر بخواهم مقایسه کنم، تقریباً به اندازه حرم امام رضا علیهالسلام بود، میدان آن حوادث بود.
هفتاد نفر به شهادت رسیدند. در هر خانهای صدای گریه بلند بود؛ یکی پدرش را از دست داده بود، یکی فرزندش را، یکی برادرش را. معرکهای از گریه، آه و ناله برپا بود.
ناگهان خبر رسید که ابوسفیان دوباره میخواهد حمله کند؛ دوباره میخواهد به همان کسانی که لتوپارشان کرده بود، حمله کند.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «فقط کسانی که در احد حضور داشتند، آماده شوند؛ افراد جدید نیایند. همان مجروحان احد بیایند.»
این آیه درباره همانهاست.
یکی از تازهمسلمانانی که هنوز اسلام خود را آشکار نکرده بود، از کنار سپاه ابوسفیان در منطقه حمراءالأسد، در دوازده کیلومتری مدینه، عبور میکرد. از ابوسفیان پرسید: «چه خبر؟»
ابوسفیان گفت: «لشکری به جنگ شما میآید تا همه شما را لتوپار نکند، دست برنمیدارد.»
او گفت: «چه میگویی؟ مگر اینها را نکشتیم؟ مگر هفتاد نفرشان را نکشتیم؟ دیگر لتوپار کردن یعنی چه؟»
آن مرد گفت: «من صحنهای را دیدم که بقیهاش را خودتان بخوانید. دو برادر را دیدم که هر دو مجروح بودند. گاهی این، آن یکی را بر دوش میگرفت و گاهی آن، این یکی را بر دوش میگرفت. همینها دارند به جنگ با شما میآیند.»
ابوسفیان گفت: «اگر چنین است، آبروریزی است که ما دوباره بجنگیم و پیروزی خودمان را به شکست تبدیل کنیم.»
همان است که قرآن میفرماید:
﴿الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ﴾.
به آنان گفتند: «میخواهند شما را لتوپار کنند.» اما آنان گفتند: «این حرفها نیست؛ حسبنا الله و نعم الوکیل. ما خدا داریم.»
در ادامه نیز میفرماید:
﴿فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ﴾.
ابوسفیان عقبنشینی کرد و آنان پیروزمندانه بازگشتند. ما این سرمایه را داریم. سرمایه عظیم دیگر ما، سرمایه جنگ است.
در جریان طبس میدانید که دانشجویان، جاسوسهای آمریکا را به اسارت گرفتند. «کارتر»، رئیسجمهور وقت آمریکا، قصد داشت با عملیات هلیبرن، از صحرای طبس وارد تهران شود و از آنجا به سفارت آمریکا برسد و اسیران خود را آزاد کند.
این نقشه را کارتر به مدت شش ماه، کاملاً مخفیانه برنامهریزی کرده بود؛ آنچنان محرمانه که هیچکس از آن خبر نداشت. خودِ کارتر در خاطراتش میگوید: «سه بار بیاختیار گریه کردم؛ یکی از آن موارد همینجا بود.»
شش ماه برنامهریزی انجام شد. عملیات آغاز شد و کلید آن را زدند؛ اما هنوز چند لحظهای نگذشته بود که هواپیماها و بالگردهای آمریکایی در صحرای طبس نابود شدند.
بسم الله الرحمن الرحیم.
﴿أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحَابِ الْفِیلِ * أَلَمْ یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فِی تَضْلِیلٍ * وَأَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْرًا أَبَابِیلَ * تَرْمِیهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّیلٍ * فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ﴾.
خودِ او گفت: «گویی ریگهای بیابان، سربازان خدا شده بودند.»
ما این سرمایه را داریم. به خدا قسم، خدای آن روز، خدای امروز هم هست و خدای فردا نیز خواهد بود.
حق و باطلی وجود دارد؛ حق اینجاست، خدا اینجاست و معنویت اینجاست. آن فاسدهای جزیره فساد و فحشا هیچ ندارند. نه خدا دارند، نه انسانیت دارند، نه اخلاق دارند و نه حقوق میفهمند. هر چه معنویت هست، اینجاست.
نخستین سرمایه ما خداست:
﴿أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ﴾.
دومین سرمایه، آقاجان، سرمایه مردمی است.
آنچه این روزها در کشور میگذرد، یک مقطع بینظیر تاریخی است؛ مقطعی کاملاً بینظیر، نه صرفاً کمنظیر.
رهبر شهید شده بود و هنوز رهبر جدید انتخاب نشده بود. آن فرمانده گفته بود: «میدان با ما، خیابانها با شما.»
این همراهی مردم، سرمایه است؛ مایه امید است.
میبینید در تلویزیون چه خبر است؟ چرا میگویم تلویزیون؟ چون خودِ شما آفریننده این صحنهها هستید. خیابانهای مشهد را ببینید؛ تا ساعت دوازده شب، تا ساعت یک بامداد، فریاد «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» طنینانداز است.
آیهای که در آغاز عرایضم خواندم، از سوره انفال، آیه ۶۲ است:
﴿فَإِنَّ حَسْبَکَ اللَّهُ هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ﴾.
خداوند، نصرت خود را در کنار نصرت مؤمنان قرار داده است. نصرت مؤمنان، یعنی همین حضور جانانه شما در صحنه.
سوختِ موشکهایی که تلآویو را هدف قرار میدهد، همین حضورهای شماست.
امام راحل فرمودند: «مردم.» امام شهید نیز فرمودند: «مردم.» رهبر جدیدمان نیز در نخستین بیانیهشان، که بوی بیانیههای امام کبیر و امام شهید را میداد، باز هم بر «مردم» تأکید کردند.
این سرمایه، ارزشمند است و این امید نیز ارزشمند است.
این ترورها و این زدنها برای آن است که مردم کنار بروند؛ اما مردم عزیز ما بدانند که این اقدامات، نشانه سوختن دشمن است. موشکهای شما قلب تلآویو را هدف قرار داده است. موشکهای شما تلآویو و حیفا را به شهرهای اشباح تبدیل کرده است. زندگی آنها به زیر زمین منتقل شده است.
اجازه بدهید آیه قرآن را بخوانم.
در سوره نساء، آیه ۱۰۴، خداوند میفرماید:
﴿وَلَا تَهِنُوا فِی ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ ۖ إِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یَرْجُونَ ۗ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا﴾.
آنها را تعقیب کنید، در برابر این صهیونیستهای جنایتکار سستی نکنید. اگر شما رنج میبینید، آنها نیز همانگونه رنج میبینند. تفاوت در این است که متأسفانه در فضای مجازی از طرف ما اخبار منتشر میشود، اما آنها همه چیز را سانسور میکنند. آنها نمیگویند که این موشکهای جانانه شما چه بر سرشان آورده است.
﴿وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یَرْجُونَ ۗ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا﴾.
موشکهایی که اکنون شلیک میکنیم، همان موشکهایی هستند که پیش از جنگ دوازدهروزه در اختیار داشتیم. هنوز از موشکهای جدیدی که پس از آن تولید شدهاند، استفاده نکردهایم. به شما میگویم، اگر بیست سال هم جنگ طول بکشد، موشکهای ما دمار از روزگار آنها درخواهد آورد.
البته مردم عزیز ما همچنان انتظار دارند که از سرمایههای اصلی این کشور حفاظت شود. هر کدام از این شخصیتها که از دست میروند، یک سرمایه از دست رفتهاند.
آقای لاریجانی یک سرمایه بود. آقای خطیب، وزیر اطلاعات، یک سرمایه بود. آقای سلیمانی، رئیس سازمان بسیج، یک سرمایه است. دشمن میخواهد این سرمایهها را از ما بگیرد؛ اما کور خوانده است. این نهضت، قائم به شخص نیست. حتی اگر پیامبر هم از دنیا برود:
﴿أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَی أَعْقَابِکُمْ﴾؟
بازگشتی در کار نیست. به فضل خدا، در صحنه بودهایم، در صحنه هستیم و در صحنه خواهیم بود. این، سرمایه دوم بود.
آنچه مهم است، این است که ما خدا را داریم و به این خدا امید داریم. این انقلاب، انقلاب الهی است؛ این انقلاب خواهد ماند و دشمنان شما خواهند رفت.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
برای شنیدن و دانلود صوت اینجا را کلیک کنید










نظر شما