خبرگزاری حوزه | در ادبیات داستانی ایران، یکی از معروفترین داستانها، که اگرچه مخاطب آن جامعهٔ کودک و نوجوان است، اما شاید برای اکثر بزرگسالانی هم که فرزند خردسال دارند ناآشنا نباشد، قصهٔ کدو قلقلهزن است. داستان، ماجرای پیرزنی است که برای رسیدن به خانهٔ دختر خود ناچار است از میان حیوانات درنده عبور کند و هر بار که با یکی از آنها روبهرو میشود با طرفندی آنها را میفریبد و با این ترجیعبند که [تو بذار من برم، چاق بشم، چله بشم، بعد میام تو منو بخور] از آنها وقت میخرد.
اما انگار در داستان ایران بهعنوان پرچمدار جبههٔ مقاومت، با آمریکا که نماد و فرمانروای امپراتوری نظام سلطه است، جای مادربزرگ قصهٔ ما با دیو و ددان عوض شده و انگار گرگهای قصهٔ کدو قلقلهزن، قصد دارند پیرزن را بفریبند و به او میگویند که تو همینجا بمان تا [ما بریم، نفسمون چاق بشه، کمونمون چله بشه، بعدش میایم و میخوریمت...].
یکی از واقعیتهای میدان نبرد که به نظر میرسد در اکثر تحلیلهای سیاسی _ امنیتی این روزها کمتر بدان توجه میشود این است که، اگرچه سازمان رزم آمریکا و متحدانش به لحاظ سختافزاری چند سر و گردن در برابر هر حریفی بالاتر است اما، آنچنان که در اکثریت قریب به اتفاق مطالب تحلیلی_میلیتاریستی آمده، جنگافزار آمریکایی برای نبرد در اقلیم منطقهٔ خلیج فارس طراحی نشده و شرایط آبوهوا و جغرافیایی حاکم بر این نقطه از جهان بهشدت خود را به سیستم جنگافزاری یانکیها تحمیل نموده و بر کارایی آن اثر منفی میگذارد. شرایطی نظیر گرمای طاقتفرسا، رطوبت بیش از حد، شوری خارج از عرف آبهای غرب آبکره، همه باعث شده تا طاقت ماشین جنگی آمریکا و همپیمانانش برای ادارهٔ یک جنگ چندماهه را بفرساید.
اگرچه دههها از تأسیس پایگاهها و حضور نظامی آمریکا در منطقه میگذرد، اما شرایط ایستایِ حضورِ صرف نظامی با وضعیت پویای جنگی بهکلی متفاوت است.
نیاز بهمراتب بیشتر به آب شیرین برای شرب، شستوشو، خنککاری قطعات جنگی و ترابری و ... باعث ایجاد فشار طاقتفرسا بر سیستم آبشیرینکن ناوها میگردد که این امر به دلیل شوری بالای آب خلیج فارس، موجب کاهش کارایی و در نهایت از کار افتادگی این دستگاهها میشود. جنگندهٔ F 35 که ستون اصلی دکترین هجوم برقآسای آمریکاست نیز از این آسیبپذیری در برابر شرایط جوی مستثنا نیست. در اف-۳۵ تقریباً همه چیز گرما تولید میکند؛ از موتور عظیم آن گرفته تا رادارها، حسگرها، سامانههای جنگ الکترونیک و حتی تجهیزات پردازشی داخل کابین. تمام این مجموعه نیز در بدنهای قرار گرفته که برای حفظ ویژگی پنهانکاری، فضای محدودی برای تهویه و خنکسازی دارد.
نمونههای دیگری از این دست وجود دارد که در این مجال کوتاه نمیگنجد و برای اطلاع بیشتر از آن و نیز اثبات دلایل علمی و تاریخی این مدعا میتوان به نوشتارهای متعددی که در این زمینه وجود دارد مراجعه کرد.
شاید به همین دلایل بود که بهمحض ورود به طلیعهٔ ماههای گرم سال در این منطقه، آمریکاییها سریعاً به حاکم کردن سکوت بر میدان نبرد متمایل شدند. درگیریهای پراکنده و عمدتاً شبانهٔ بعد از تفاهمنامهٔ اسلامآباد را نیز در همین راستا میتوان تحلیل کرد. سنتکام بهعنوان خط مقدم این نبرد از یکسو با این عملیاتهای محدود و متوالی (بهمثابهٔ عملیات ایذایی)، مانع از بازآرایی خطوط دفاعی و برنامهریزی هجومی از جانب طرف ایرانی نبرد میشود؛ و به اصطلاح نظامی در حال حفظ دور تک (قطع نشدن فرایند هجومی) است، و از دیگر سو مانع از فرسوده شدن جنگافزارهایش، که ستون فقرات و مزیت نسبی آنها در همهٔ نبردهای طول تاریخ دویستوپنجاهسالهٔ ایالات متحده است، میشود.
در کنار همهٔ گمانهزنیهایی که برای زمان آغاز مجدد درگیریها میان آمریکا و ایران (نظیر پایان جام جهانی، برگزاری انتخابات میاندورهای کنگرهٔ آمریکا، ایجاد اجماع جهانی و ...) میشود؛ این احتمال نیز نباید دور از ذهن باشد که شرایط جغرافیایی و آبوهوایی، یکی از مؤلفههای بهشدت مهم و مؤثر بر روی ماشین جنگی نظام سلطه و هر سیستم سختافزارمحور دیگر است، چنانکه متفقین به سردمداری ایالات متحده در حمله به [نُرماندی] به دلیل شرایط نامساعد آبوهوایی، سر سوزنی بیشتر با شکست فاصله نداشتند، و با یاری بخت و اقبال توانستند از آن جنگ برنده خارج شوند. از اینرو تصمیمگیران سیاسی و نظامی کشورمان بههیچوجه نباید این احتمال را از نظر دور بدارند که ممکن است با مساعدتر شدن شرایط آبوهوایی، فیل سپاه ابرههٔ آمریکایی باز یاد هندوستان نماید و همان کند که در دو جنگ قبلی کرد. که در این صورت نه ملت مبعوث شده و نه هیچ عقل سلیم دیگری بهانهٔ غافلگیر شدن را از متولیان امر نمیپذیرند.
غلامعباس ذاکری











نظر شما