به گزارش خبرگزاری حوزه، در متن زیر به برخی از مصادیق فرهنگ شهروندی و جلوههای رعایت حقوق دیگران در زندگی روزمره میپردازیم.
نمونههایی از عدم رعایت حقوق شهروندی در زندگی روزمره؛
صف نانوایی
نانوا میگوید تعداد نان محدود است و چند نفر در صف هستند، اما فردی بدون توجه به دیگران چندین نان برمیدارد. شاید کسی به او نگوید کار خلافی انجام داده، اما وقتی میداند نان ممکن است به نفرات بعدی نرسد، آیا اخلاقاً درست نیست کمی کمتر بردارد تا دیگران هم بینصیب نمانند؟
چند ثانیه صبر پشت چراغ قرمز
چراغ تازه سبز شده و هنوز یکی دو ثانیه نگذشته، اما بوق خودرو از پشت سر بلند میشود. شاید راننده جلویی حواسش نباشد، شاید خودرویش مشکلی داشته باشد یا فقط چند لحظه برای حرکت نیاز داشته باشد. همیشه عجله ما مهمتر از آرامش دیگری نیست.
راه دادن به خودرویی که از فرعی میآید
گاهی خودرویی میخواهد از کوچه یا خیابان فرعی وارد مسیر اصلی شود، اما رانندگان دیگر، حاضر نیستند چند ثانیه صبر کنند و راه را برای او باز کنند.
پارک کردن جلوی درِ خانه دیگران
خودرو را جلوی درِ خانهای پارک میکنیم و میگوییم «فقط چند دقیقه است». اما شاید صاحبخانه همان لحظه نیاز داشته باشد وارد یا خارج شود. چند دقیقه برای ماست، اما ممکن است برای دیگری دردسر و معطلی ایجاد کند.
ریختن زباله از خودرو
بطری آب، دستمال، پاکت خوراکی یا پوست میوه را از پنجره خودرو بیرون میاندازیم. یک حرکت چندثانیهای انجام میدهیم، اما نتیجه آن را دیگران باید تحمل کنند.
عادی شدن فحاشی در فضای عمومی
فحاشی و استفاده از الفاظ رکیک در گفتوگوهای روزمره، تاکسی و خیابان، متأسفانه برای برخی به رفتاری عادی تبدیل شده است؛ حتی گاهی یک جر و بحث ساده در خیابان به ردوبدل شدن شدیدترین الفاظ توهینآمیز کشیده میشود؛ بدون آنکه فرد توجهی داشته باشد در یک فضای عمومی قرار دارد و شهروندان مختلف، از زن و کودک تا خانوادهها، ناخواسته شنونده این الفاظ هستند.
رها کردن زباله در طبیعت
برای تفریح به طبیعت میرویم، بساطمان را پهن میکنیم و بعد همه چیز را همانجا رها میکنیم. طبیعت محل استفاده شخصی ما نیست؛ قرار است بعد از ما هم دیگران از آن استفاده کنند.
تُف کردن در فضای عمومی
آب دهان را روی زمین، پیادهرو، پارک یا مکان عمومی میاندازیم. رفتاری که شاید برای خودمان لحظهای باشد، اما از نظر بهداشت، ظاهر شهر و احترام به دیگران، بسیار ناپسند است.
بلند کردن صدای موسیقی در طبیعت و پارک
خانوادهای برای استراحت به طبیعت آمدهاند، اما فردی درِ خودرو را باز میکند و صدای موسیقی را تا آخر زیاد میکند. خودش و دوستانش لذت میبرند، اما چند خانواده دیگر مجبور میشوند ساعتها صدای موسیقی مورد علاقه آنها را تحمل کنند.
ایجاد سر و صدا در آپارتمان
نیمهشب مهمانی داریم، با صدای بلند صحبت میکنیم، موسیقی پخش میکنیم یا در خانه جابهجایی و سر و صدا داریم؛ بدون اینکه فکر کنیم پشت دیوار، خانوادهای ممکن است کودک، سالمند یا فردی داشته باشد که به خواب و آرامش نیاز دارد.
با صدای بلند در وسایل نقلیه عمومی صحبت کردن
در اتوبوس، تاکسی قطار یا هواپیما با صدای بلند تلفنی صحبت میکنیم و حتی گاهی گفتوگوی خصوصی خود را به گوش همه میرسانیم. دیگران مجبور نیستند مخاطب مکالمه ما باشند.
پخش فیلم و صوت با صدای بلند در مکان عمومی
در مکانهای عمومی ویدئو یا صوت گوشی را بدون هدفون با صدای بلند پخش میکنیم. شاید چند دقیقه برای ما سرگرمکننده باشد، اما برای اطرافیان میتواند آزاردهنده باشد.
پارک روی پیادهرو
خودرو یا موتورسیکلت را روی پیادهرو میگذاریم و عابر مجبور میشود وارد خیابان شود. شاید برای ما فقط چند دقیقه پارک کردن باشد، اما برای یک کودک، سالمند یا فرد کمتوان میتواند مانعی جدی و خطرناک ایجاد کند.
جلو زدن از صف
در نانوایی، بانک، درمانگاه، فروشگاه یا هر مکان دیگری میگوییم «فقط یک کار دارم» و بدون توجه به صف جلو میرویم. مسئله فقط چند دقیقه نیست؛ مسئله این است که وقت و نوبت دیگران را کمارزشتر از وقت خودمان دیدهایم.
بوق زدن و ایجاد آلودگی صوتی
گاهی برای کوچکترین اتفاق، بوق میزنیم؛ برای سبز شدن چراغ، برای حرکت نکردن خودرو، برای سلام کردن یا حتی از روی عصبانیت. شاید خودمان بعد از چند دقیقه فراموش کنیم، اما کسی که در خانه، محل کار یا بیمارستان کنار خیابان است، مجبور به تحمل این صداهاست.
هل دادن دیگران در مکانهای شلوغ
در مترو، اتوبوس، حرم یا ورودی یک مراسم، آنقدر برای جلو رفتن عجله داریم که دیگران را هل میدهیم و بهخصوص به سالمندان و کودکان فشار وارد میکنیم. رسیدن زودتر ما نباید به قیمت آسیب دیدن دیگری باشد.
رسیدن به ضریح به قیمت آزار زائران
در حرم اهلبیت(ع) آنقدر برای رسیدن به ضریح عجله میکنیم که دیگران را کنار میزنیم، هل میدهیم یا حتی به کودک و سالمند آسیب میزنیم. اگر زیارت قرار است انسان را به اخلاق نزدیک کند، چگونه میتوان در مسیر زیارت، حق و آرامش زائر دیگری را نادیده گرفت؟
بستن مسیر عابر
موتورسیکلت، دوچرخه، خودرو یا حتی وسایل مغازه را در مسیر رفتوآمد عابران قرار میدهیم و انتظار داریم مردم از مسیر دیگری عبور کنند. فضای عبور مردم، محل قرار دادن وسایل شخصی ما نیست.
توقف دوبله
برای خرید، پیاده کردن مسافر یا حتی چند دقیقه گفتوگو، خودرو را دوبله متوقف میکنیم و مسیر حرکت چندین خودرو را مختل میکنیم. اینکه «کارمان خیلی طول نمیکشد» دلیل نمیشود دیگران هزینه بینظمی ما را بدهند.
اشغال جای پارک عمومی
با صندلی، سطل، جعبه یا هر وسیله دیگری جای پارک عمومی را برای خودمان نگه میداریم؛ گویی فضای عمومی بخشی از ملک شخصی ماست.
سیگار کشیدن بدون توجه به اطرافیان
در فضای مشترک، بدون توجه به حضور دیگران یا افرادی که از دود اذیت میشوند، سیگار میکشیم و دیگران را ناخواسته در معرض دود قرار میدهیم.
استفاده از امکانات عمومی بدون مراقبت
نیمکت، وسایل پارک، سرویس بهداشتی، وسایل ورزشی یا دیگر امکانات عمومی را خراب یا کثیف میکنیم، چون تصور میکنیم «مال خودمان نیست». دقیقاً چون مال همه است، باید بیشتر مراقب آن باشیم.
و شاید موارد بسیار دیگری که هر کدام بهنوعی نشاندهنده میزان توجه ما به حقوق، آرامش و کرامت دیگر شهروندان است و رعایت آنها میتواند جامعهای محترمانهتر و اخلاقیتر برای همه رقم بزند.
و باید از خودمان بپرسیم:
«آیا حق دارم آرامش، وقت، امنیت یا حق دیگری را فقط برای راحتی خودم نادیده بگیرم؟»
و برای کسی که خود را مذهبی میداند، یک سؤال دیگر هم وجود دارد:
«اگر مردم رفتار مرا ببینند، آیا این رفتار تصویری از اخلاق دینی به آنها نشان میدهد؟»
شاید فرهنگ شهروندی در نهایت چیزی جز این نباشد؛ اینکه قبل از دیدن راحتی خودمان، کمی هم آرامش و حق دیگران را ببینیم.
نظر شما