جمعه ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۹
وقتی محبت مادرانه، کانون نوپای زندگی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد/۳ گام مهار دخالت‌های ناخواسته

حوزه /ورود به جنگ‌های عیان یا پنهان خانوادگی، نتیجه‌ای جز باخت طرفین ندارد. کلید رهایی از این بن‌بست، تغییر جهت تمرکز از کنترل والدین به عمق‌بخشی به رابطه دونفره و تفکیک هوشمندانه میان محبت مادرانه و عاطفه همسرانه است.

به گزارش خبرگزاری حوزه، تداخل مرزهای کار، سکونت و عواطف خانوادگی، یکی از پیچیده‌ترین چالش‌های زندگی مشترک است که غفلت از مدیریت آن، بی‌توجهی عاطفی به همسر و فرزند را رقم می‌زند. اهمیت آگاهی از راه‌حل این مسئله در آن است که مانع از افتادن زوجین در تله تقابل مستقیم و جنگ‌های فرسایشی خانوادگی می‌شود و الگوی صحیحی از مرزبندی محترمانه به دست می‌دهد.پاسخ تفصیلی حجت‌الاسلام رضا یوسف‌زاده مشاور و کارشناس خانواده به پرسشی پیرامون این موضوع، در ادامه تقدیم می‌شود.

سؤال:

مادر همسرم ابراز محبت‌های افراطی به همسرم دارد و این موضوع باعث شده تا همسرم نسبت به من و فرزندمان بی‌توجه شود. با توجه به اینکه ما در یک ساختمان سکونت داریم و شغل همسرم نیز با والدینش مشترک است، چه رویکردی باید اتخاذ کنم؟

پاسخ

این مسئله در سه لایه قابل بررسی است:

اشتغالِ مشترک

مجاورتِ مکانی و محل زندگی

پیوندهای عاطفی.

نکته‌ی نخست این است که پیش از هر اقدام، باید ریشه‌ی این موضوع را درک کنیم؛ یعنی چه می‌شود که مادر محبتی افراطی به فرزندش می‌کند؟

برای حل این مسئله، نخست باید از خود بپرسیم: وقتی می‌گوییم مادر افراطی محبت می‌کند، دقیقاً منظور چیست؟ آیا محبت مادرانه به فرزند، به‌راستی افراطی است؟

و اگر او محبت می‌کند، این محبت چه آسیبـی به همراه دارد؟

آیا محبت او موجب فاصله‌ افتادن میان من و همسرم می‌شود؟

در حالی که محبت مادرانه از جنس محبت همسرانه نیست تا بگوییم جای آن را می‌گیرد. برای نمونه، اگر با این رابطه مقابله کنید، به‌احتمال زیاد همسرتان به سمت طرف مقابل کشیده می‌شود و از شما فاصله می‌گیرد.

چرا؟

چون همسر شما چنین برداشت می‌کند که شما با مادرش دشمنی می‌کنید. پس چه باید کرد؟

وقتی محبت مادرانه، کانون نوپای زندگی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد/۳ گام مهار دخالت‌های ناخواسته

راهکار:

باید با همسرتان گفتگو کنید، اما بدون قضاوت. همان‌طور که گفته شد، باید احساس خود را بیان کنید و بگویید: «من احساس می‌کنم چون مادرت به تو بسیار محبت می‌کند دستش درد نکند، بالاخره به همسر من محبت می‌کند و او فرزند خودش است اما همین محبت گویی میان ما فاصله انداخته است. آیا تو هم چنین احساسی داری؟

نکته‌ی بعدی تمرکز بر این موضوع است .

«ما الان در شرایطی که هستیم محل زندگی، کار و.. همه با خانواده‌اش است» به‌جای تمرکز بر اینکه «این مادر این رفتار را نکند تا رابطه‌ی ما نزدیک‌تر شود»، بهتر است روی پیوند میان خودمان، یعنی آن دو نفر، تمرکز کنیم. یعنی به‌جای درگیر شدن با آن سمت، تمرکزمان را اینجا بگذاریم: «من چه کار کنم که رابطه‌ام با همسرم گرم‌تر شود؟» آن هم در همین شرایط موجود؛ چون بالاخره این شرایط، شرایط زندگی است.

محبت مادرانه اصلاً قابل رقابت با محبت همسرانه نیست اساساً جنس این دو محبت با هم متفاوت است و حس متفاوتی دارند. البته ممکن است گاهی برخی مادران و من این را کتمان نمی‌کنم، برخی پدران نیز پس از ازدواج فرزندشان، برای اینکه همچنان آن نفوذ احساسی را بر فرزند خود حفظ کنند، رفتارهایی از این جنس داشته باشند.

من این را کتمان نمی‌کنم که برخی مادران و حتی برخی پدران، پس از ازدواج فرزندشان، برای اینکه همچنان آن نفوذ احساسی را بر فرزند خود داشته باشند، با محبتی افراطی همراه با مداخله و اثرگذاری در زندگی فرزندشان، اجازه نمی‌دهند او مستقل‌تر زندگی کند و به استقلال برسد. این را می‌پذیرم.

ولی من می‌گویم مخاطب ما با همین شرایطی است که توضیح داده شد؛ یعنی نسخه‌ای که ارائه می‌شود، مربوط به همین شرایط است. ایشان خانه و زندگی‌اش یک جاست و شغل همسرش یکجاست؛ باید گام‌به‌گام پیش برود.

دوم، روابطشان را با خانواده‌ی همسرشان مثبت‌تر و محترمانه‌تر کنند؛ یعنی در دو جبهه قرار نگیرند.

من همیشه در برنامه‌های مختلف گفته‌ام ، جنگ خانوادگی باخت‌باخته است و برد و باخت ندارد. اگر این جنگ را کاهش دهیم چه جنگ مستقیم و چه جنگ غیرمستقیم در لایه‌های پنهان است، یعنی نه اینکه جلوی رویش بگویم، بلکه پشت سرش بگویم ...

اگر این را کاهش دهم، آن اختلاف‌ها فروکش می‌کند، ضریب دعواها پایین می‌آید و روابط بهتر می‌شود.

خلاصه مطلب سه گام:

۱. گفتگوی بدون قضاوت: به‌جای متهم کردن والدین، از «احساسات» خود سخن بگویید. با لحنی محترمانه بیان کنید که علی‌رغم قدردانی از نیت خیر آن‌ها، به‌عنوان یک زوج نیازمند زمان و توجه بیشتری برای استحکامِ کانونِ خانواده‌ی کوچک خود هستید.

۲. تغییر تمرکز (راهبرد دوجبهه‌ای): به‌جای صرفِ انرژی برای تغییرِ رفتارِ والدین، تمام توان خود را صرف گرم کردنِ رابطه و پیوند عاطفی با همسرتان کنید. پیوندِ مستحکم میان زوجین، به طور طبیعی مانع از نفوذ عوامل بیرونی می‌شود. همزمان، روابط خود را با خانواده همسر بر مدارِ احترام و مثبت‌نگری مدیریت کنید.

۳. پرهیز از منازعات خانوادگی: همواره به یاد داشته باشید که جنگِ خانوادگی، رویکردی «باخت-باخت» است. با کاهشِ تنش‌ها (چه در تقابل‌های مستقیم و چه در لایه‌های پنهانِ رفتاری)، ضریبِ اصطکاک‌ها کاهش یافته و فضای لازم برای دستیابی به استقلالِ تدریجیِ خانواده فراهم خواهد شد.

آسیب‌شناسیِ دقیقِ این موضوع نشان می‌دهد که مشکل، اصلِ محبت نیست، بلکه نحوه‌ی مدیریتِ آن در روابطِ خانوادگی است. نکته حائز اهمیت اینجاست که تقابلِ مستقیم و ستیز با این پیوندِ عاطفی، استراتژیِ اشتباهی است؛ چراکه این اقدام نه تنها مسئله را حل نمی‌کند، بلکه احتمالِ گرایشِ بیشترِ همسر به سمت والدین و ایجادِ فاصله و تنش میان شما و او را به شدت افزایش می‌دهد.

برای دانلود و شنیدن صوت اینجا کلیک کنید.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha