سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۰
بررسی مرز توحید و شرک در وهابیت

تبیین افکار انحرافی وهابیت و معرفی چهره خشن و تهی از آموزه‌های اسلامی این فرقه ضاله که هیچ‌گونه هم‌خوانی با عقاید مسلمانان ندارد و مهمترین تهدید برای ایجاد امت واحده اسلامی به شمار می‌رود، باید همواره مورد توجه اندیشمندان شیعه و سنی باشد.

آنچه می‌خوانید بخش دوم و پایانی گفت‌وگوی  سرویس علمی- فرهنگی مرکز خبر حوزه، با حجت‌الاسلام‌ والمسلمین جعفر خوشنویس استاد و محقق حوزه علمیه پیرامون پیدایش وهابیت و اهداف و عقاید این فرقه انحرافی است که به مناسبت اختتامیه بیست و چهارمین کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی تقدیم می‌گردد.  

* چارچوب فکری وهابیت را چه ارکانی تشکیل می دهد ؟

وقتی از عقائد وهابیت سخن به میان می آید، دو بخش به چشم می خورد : بخش اول عقائد آنها در حوزه الهیات مانند اوصاف جمالیه، جلالیه، جبر و اختیار است؛ زیرا آنها در این حوزه قائل به روایاتی هستند که اکثرش از یهود و نصاری است که تصحیح نشده و غالبا در قرون اولیه اسلام که نوشتن حدیث ممنوع بوده است وارد احادیث پیامبر‌(ص) شده است.

در زمان معاویه، وی از گسترش احادیث در باره فضایل امیر المومنین‌(ع) ممانعت کرد و در مرحله بعد دستور داد «برای من فضیلت جعل نمایید» لذا با اجیر کردن برخی روات از جمله ابوهریره، احادیثی در فضائل معاویه ، جعل شد. مثل این حدیث که: «پیامبر؛ کلید بهشت را به معاویه دادند تا هر که را خواست به بهشت برد».  در حالی که از احمد حنبل، صاحب مسند و از علمای بزرگ اهل سنت، نقل شده که پیامبر‌(ص) گفتند که «علیٌ حُبهُ اِیمان و بُغضُه نِفاقٌ».

در حالی که آنها ازحضرت زهرا 16 حدیث نقل می‌کنند و نهایتأ در بهترین شرایط 200حدیث از ایشان نقل می‌نمایند ولی از عایشه 20 جلد کتاب حدیث نقل می‌کنند . با آنکه وی در میان 9 زن پیامبر‌(ص) بوده و معاشرت او با پیامبر‌(ص) بسیار کمتر از حضرت زهرا‌(س) با پیامبر‌(ص) بود.

 * وهابیت به طور علنی در چه قرنی تشکیل شد و اعلام موجودیت کرد؟

در قرن یازدهم تا دوازدهم ه.ق وهابیت در عربستان و بهائیت در ایران و قادیانیت در پاکستان پیدا شده و رشد کردند، اینها با انگلیس مرتبط بودند و برای حفظ و گسترش خود از افکار پلید استعماری تبعیت می‌کردند و آلت دست این کشور برای تضعیف مسلمانان و ایجاد هرج و مرج در بین آنها بودند.

* اندیشه وهابیت بر عمل به ظواهر قرآن می‌باشد، از قبیل قائل شدن به تجسیم وتشبیه برای خدا، در این خصوص توضیح دهید ؟

اهل حدیث می گفتند، عقل در عقائد جایگاهی ندارد. در قرن هفتم  ابن تیمیه که، پدر و جدش عالم حنبلی بودند . از «حّران» مکانی درموصل عراق کنونی، با پدرش به دمشق مهاجرت کرد و بیش از 60 سال در دمشق زندگی کرد  تا وجودش از مطالب سخیف و جعلی بنی امیه که علیه اهل بیت‌(ع) بود سیراب شد و وجودش از کینه امیر‌المومنین‌(ع)، نهی از زیارت، توسل، توجه به نبی اکرم‌(ص) و مقابله با معارف اهل بیت‌(ع) پر شد .  

این را باید متذکر شوم که تفکرات خشن و ضد اسلامی نیز هم‌اکنون از بنی امیه به جای مانده است، 5 قرن بعد محمدبن‌عبدالوهاب آمد و تفکرات ابن تیمیه را احیا کرد و آن را ادامه داد، جبر گرایی، تجسیم و... را زنده کرد و به کسی اجازه تحقیق عقلی نداد.

وی اضافه کرد که «اِنَّ لِله شَعراً، قطط جعد»، خدا موی فرفری دارد و می‌گفت: «اذا کانَ یومُ القیامة، یضع رِجْلهُ فی فََمِ جهنم» یعنی در روز قیامت خدا پایش را در دهان جهنم می‌گذارد و جهنم می گوید بس است. یعنی برای خدا اعضا و جوارحی شبیه انسان ثابت می‌کند که همگی آنها برگرفته از مبانی فکری یهود و نصارا می‌باشد.

*نگاه وهابیت نسبت به شفاعت چیست ؟

اینها واسطه بودن را از زاویه دنیوی نگاه می کنند . در حالیکه «شفاعت» فلسفه‌ای عمیق دارد، یعنی فرد باید عملی داشته باشد و به آن عمل  ضعیف و ناقصش چیزی را ضمیمه کند، تا مورد توجه و پذیرش خدا قرار گیرد نه آنکه بدون توجه به ضابطه‌ای مشخص، شخص بخشیده شود. بعضی آیات قرآن راجع به «شفاعتِ مقبول» است و بعضی آیات «شفاعت غیر مقبول» را بیان می دارد. « يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ»(انبیا 28) آنها جز برای کسی که خدا راضی است شفاعت نمی‌کنند که شرطش دین مقبول می‌باشد و یهودی و فاسق نبودن است، لذا بحث شفاعت مورد تایید قرآن و اندیشه دینی است، بنابراین می‌توان آیات شفاعت را به اعتبار شفاعت مقبول، غیر مقبول و ... تقسیم‌بندی کرد.

* لطفاً به برخی آیات در این خصوص اشاره کنید؟

بله تقریبأ 32 آیه مربوط به شفاعت داریم که عمدتأ به دو بخش تقسیم می‌شود، شفاعت مقبوله و غیر مقبوله(مرفوضه) مثلاً آیه « وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنْفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ»( یونس 18) شفاعت بتان را مردود می‌داند و لذا از نوع شفاعت غیر مقبول است .اما شفاعت مقبوله: مانند آیه مبارکه « مَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْهَا وَمَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُقِيتًا»(نساء 85) « لَا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا»(مریم 87) . آنها که بر حسب مقامشان قول گرفتند که شفاعت کنند مثل انبیا و اوصیا و آنانکه خدا به آنها اذن داده توانایی و حق شفاعت دارند، (آیه26 النجم) بیان کننده شفاعت مقبول است.

* تلقی آنها از تبرک چیست ؟

وهابیت، برخی اعمال را به جهت تشبه به عمل مشرکین مردود می دانند، در حالی که ما گوییم هر شباهتی موجب حرمت نمی شود . مثل حج که مشرکین آن را انجام می دادند و بعد از اسلام نیز خداوند آن را تأیید کرد، ولی با این تفاوت که مشرکین اعمال حج را به نیت بتها انجام می‌دادند.

طلب برکت و توجه از شخص منتسب به شخصیت و مقام عالی، از قدیم مرسوم بوده است، لذا بر اساس تصریح قرآن کریم سامری از جای پای جبرئیل، خاک را برداشت، هرچند از آن در مسیر انحرافی و غیر الهی بهره برد، پس به طور کلی «تبرک» امری مقبول و اثر بخش می‌باشد.

در متون دینی موارد بسیاری هست که تبرک جستن برای رسیدن به اهداف مثبت، تجویز شده است، مثل این که به برکت پیراهن حضرت یوسف‌(ع)، چشمان حضرت یعقوب‌(ع) شفا یافت و یا اینکه فاطمه بنت اسد مادر حضرت امیر‌(ع) از پیامبر‌(ص) خواست که پیراهنش را به ایشان دهد و با او کفن شود تا از فشار قبر نجات یابد. پیامبر‌(ص) هم چنین عمل نمودند.

با توجه به این مباحث ردّ توسل، شفاعت و تبرک بر خلاف موازین و باورهای دینی است و وهابیت با هدف مقابله با اسلام کامل و حقیقی به مقابله با این روش‌ها روی آورده‌اند.

* نگاه وهابیت به زیارت و توسل چگونه است ؟

«توسل» یعنی از طریق پیامبر‌(ص) و امام‌(ع)، به خدا برسیم در این زمینه 15 آیه مستقیم داریم . وهابیت توسل جستن را شرک می‌داند در حالی که شاهد بر درستی توسل در سوره یوسف است که برادران یوسف گفتند: «یا ابانا استغفر لنا»یعنی پدر برایمان دعا کن، حضرت یعقوب‌(ع) فرمود: «سَوفَ اَستغفِرُ لکم» یعنی صبر کنید به زودی برایتان استغفار می‌کنم.

مسلمانان اگر گناهی از شما صادر شد نزد پیامبر‌(ص) بیایید

طریق به خدا دو گونه است 1- بی واسطه 2-با واسطه

خدا می‌خواهد بفرماید: شخصی که مطیع خدا باشد نزد خدا قربی پیدا می کند و می تواند شفاعت کند. و توسل طریق با واسطه به سوی خداست.

توسل گاهی برای رفع حوائج است مثلا برای شفای از مرض.

چون  طرف توسل ما اهل بیت‌(ع) است و وهابیت ریشه اموی دارند، می‌خواهند ما به اهل بیت‌(ع) توجه نداشته باشیم، لذا قبه و بارگاه اهل بیت‌(ع) را تخریب می کنند تا ارتباط ما با بزرگان دینی و هویت مکتبی قطع شود.

اما راجع به زیارت در کتاب «شفاء السقام سبکی شافعی» نامه‌ای شدید اللحن به ابن تیمیه نوشته است – و به این ترتیب زیارت را با ادله متقن تأیید نموده است، ولی وهابیت بواسطه افکار خشن و خشک خود، زیارت و تبرک را دوست ندارند در حالی که در اعمال و رفتار خودشان در خصوص دوستان و حاکمان و پادشاهان ممالک خود، بر خلاف عقایدشان عمل می‌کنند.

* نگاه وهابیت به اقامه مجلس عزا چیست ؟

احیای شعائر اهل بیت‌(ع) درنقطه مقابل دیدگاه وهابیون است، آنها می گویند این عمل (اقامه مجلس عزا) شرک است، یا دیگری می‌گوید، بدعت است، این اندیشه‌های انحرافی در حالی است که نص داریم که اقامه مجلس عزا مورد تایید پیامبر‌(ص) است، چرا که حضرت پیامبر‌(ص) بعد از جنگ احد فرمودند «و اما حمزة لا بواکی لَهُ» «اما حمزه گریه‌کننده‌ای ندارد» چون دختر جناب حمزه به مسافرت رفته بودند، لذا زنهای انصار آمدند و کنار قبر حمزه عزا داری کردند و خود پیامبر‌(ص) بعد از آمدن دختر حمزه در آه و زاری با دختر حمزه همدردی کردند و همانند او به عزاداری پرداختند.

* مرز توحید و شرک در وهابیت چیست ؟

بیت الغزل وهابیت همین مسأله است، آنها هر خضوعی را عبادت می دانند در حالی که عبادت «تعظیم، توام با اعتقاد به الوهیت است». حتی همین اعتقاد به الوهیت، عبودیت به تنهایی و بدون تعظیم محسوب می شود . در حالی که پیامبر اکرم‌(ص) استلام حجر الاسود می‌نمودند و در مقابل آن حجر الاسود خم می‌شدند، روایت داریم که حجر الاسود «یمین ا.. فی الارض» است، «یمین» به معنای یُمن و برکت می‌باشد، چگونه تعظیم کردن، حرام و شرک است در حالیکه خودشان در مدارسشان در مقابل استاد، احترام و تعظیم می کنند.

یادم می‌آید روزی در کنار کعبه ایستاده بودم، پرده کعبه را می‌بوسیدم، یکی از وهابیون با عصبانیت گفت «هذا شرک». گفتم کدام کار شرک است؟ گفت : بوسیدن پرده کعبه شرک است. گفتم : عبای ملک فهد که دیروز از بیمارستان مرخص شد، بوسیدنش جایز است، ولی پرده خانه خدا بوسیدنش جایز نیست .

 لازم است بدانیم که شرک؛ نقطه مقابل توحید است، توحید چند قسم است که شامل توحید در ذات، صفات، خالقیت مدبّریت، قانونگذاری ، مغفرت ،حکومت، عبادت، شفاعت می‌شود و مخالفت با توحید به طور مسلم شرک است .

* افکار وهابیت از نظر عرف نیز مخدوش است

حتی در ادبیات عرب نیز که از قدیم به آن استناد می کردند و به عنوان شاهد به کار می‌برند به طور آشکار پاسخ بسیاری از افکار و عقاید خشن، خشک و غیر منطقی وهابیت داده شده است، مثل

مَرَرتُ عَلی الدیارِ دیارِ لَیلی

 اُقَبِّلُ ذَا الجدار و ذَا الجِدارا

وَ ما حُبُّ الدِّیارِ شَغَفنَ قَلبی

 و لَکِن حُبَّ مَن سَکَنَ الدیارا.

«عبور کردم بر دیار لیلی، من در و دیوار آن را بوسیدم، محبت آن سرزمین سبب شفقت قلب من نیست بلکه محبت، ساکن آنجا مرا بدین کار واداشت» ما هم در واقع به صاحب کعبه احترام می‌گذاریم و مقصودمان احترام به صرف پرده و دیوار نیست، بلکه آنها را به جهت انتساب به صاحب کعبه، احترام می‌نماییم و همچنین در سایر امور همچون زیارت ائمه اطهار‌(ع) که بر این باوریم آنان در نزد خداوند، دارای مقام و ارزش هستند و بر اساس تصریح آموزه های قرآنی احترام آنها بر ما لازم است.

* خاطره‌ای جالب

وهابیت 50 مسجد را که از صدر اسلام باقی مانده بود تخریب کردند که مساجد سبعه نمونه‌هایی از این موارد است. روزی در مسجد امیر المومنین‌(ع) مدینه که مسجد کوچکی است نشسته بودم و همراهان مشغول بوسیدن و احترام نسبت به مسجد بودند، یک خانم مصری آمد و  نگاه تندی به من کرد و گفت تو روحانی این جماعتی ؟ گفتم : بله . گفت بوسیدن شرک است . من دیدم آیه و روایت به درد این زن نمی خورد چون چیزی از آن نمی‌فهمد، گفتم : اَلا یقبلکِ زوجُکِ؟ (آیا شوهرت تو را نمی‌بوسد) از این که پاسخی نداشت فرار نمود و رفت.

احترام و بوسیدن امری فطری است، انسان عکس پسر خود را که شهید شده می بیند، می بوسد در حالیکه شرک هم نیست بلکه موج احساسات و عواطف انسانی است که خداوند در وجود هر انسانی قرار داده است و طرد عاطفه، انسانیت انسان را زیر سؤال می برد و حتی پست تر از حیوان می شود.

پاره‌ای از منابع این بحث:

1-       کشف‌الارتیاب؛ آیت الله مرحوم سید محسن عاملی

2-       هذه هی‌الوهابیة؛ نویسنده مشهور شیخ جواد مغنیه

3-       آیین وهابیت؛ آیت الله سبحانی

4-       زیارة القبور محمد‌بن عبدالوهاب

5-       کشف‌الشبهات محمد‌بن عبدالوهاب

6-       بحوث فی‌الملل و النحل  ج 4 آیت الله سبحانی

برای مطالعه قسمت اول، اینجا را کلیک کنید

 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha