سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۹ | May 26, 2020
عندلیب

حوزه/ دومین کرسی علمی – ترویجی چرایی تنصیف دیه و ارث زنان از منظر فقه و حقوق اسلامی به همت مرکز بین المللی توسعه علم، فرهنگ و عقلانیت در محل انجمنهای علمی حوزه علمیه قم برگزار شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «حوزه»، دومین کرسی علمی – ترویجی چرایی تنصیف دیه و ارث زنان از منظر فقه و حقوق اسلامی به همت مرکز بین المللی توسعه علم، فرهنگ و عقلانیت دوشنبه شب در محل انجمن های علمی حوزه علمیه قم برگزار شد.

حجت الاسلام والمسلمین حسین عندلیب استاد دانشگاه مجازی المصطفی به عنوان ارائه دهنده این مقاله ضمن بیان احکام دین و دستور شارع  در مسئله ارث و دیه زنان ابراز داشت: مساله تنصیف دیه و ارث زنان از منظر فقه و حقوق اسلامی به معنای تنزل ارزشی بانوان نیست. زیرا اسلام به صراحت جنسیت، قومیت و نژاد را به عنوان ملاک برتری رد کرده و تقوی را ملاک برتری دانسته است: «ان اکرمکم عند الله اتقاکم»

وی در ادامه تصیح کرد: اسلام تحریفات و تحقیرات کتب تورات نسبت به زن را بیان کرد و آن را باطل کرد. اندیشه خلقت حوا از دنده چپ حضرت آدم، اندیشه اغوای آدم توسط حوا و ...همگی را قرآن کریم با آیاتی همچون «انا خلقناکم من ذکر و انثی»، «فوسوس لهما...» که اشاره به خلقت مستقل هر دو جنس زن و مرد و اغوای هر دوی آدم و حوا توسط شیطان دارد. بر این اساس افترای برتری دادن مردان بر زنان نسبت به ساحت شریعت مطهر اسلام غیر پذیرفتنی است.

حجت الاسلام والمسلمین حسین عندلیب تصریح کرد: مساله ارث دارای آیات قرآنی و فریضه و سهام بندی آن توسط خداوند متعال صورت پذیرفته است. بنابراین متغیر دانستن آن امری مشکل است. اما پیرامون دیه دو دیدگاه تا کنون در فقه امامیه مطرح شده است.

وی گفت: معتقدم درباره بانوان باید قائل به تفصیل شد. بانوان سرپرست خانوار و بانوان غیر سرپرست. بانوان سرپرست خانوار در جراحات اعضا و ...تساوی دیه با مردان دارند. و آنچه که در تبصره ماده 551 قانون مجازات اسلامی 92 آمده است تنها تساوی دیه زنان در بحث سوانح رانندگی است. لکن دیدگاه ما به طور مطلق است و شامل غیر سوانح می شود و پیشنهاد اصلاح تبصره این ماده را داریم. در بحث تنصیف دیه 30 روایت داریم که متواتر و اکثر معتبر است.این روایات مربوط به دیه زن در قتل نفس است..

این محقق و پژوهشگر ادامه داد: در مورد دیه جراحات و اعضا مستند تنها یک روایت ابان بن تغلب است. بر اساس این روایت زنان تا ثلث دیه با مردان همسان و پس از ثلث به نصف تبدیل می شود، یعنی مثلا اگر یک انگشت زن قطع شود، ده شتر، دو انگشت ، بیست شتر، سه انگشت سی شتر، ولی از چهار انگشت نصف می شود یعنی دیه بیست شتر میگردد. اینجا ابان تعجب میکند و می گوید این فتوا را شیطان آورده است.«جاء به الشیطان»، این سخن می ماند تا اینکه ابان به دیدن امام صادق(ع) میرود و قضیه را تعریف میکند و آنگاه که میگوید «جاء به الشیطان»امام با او برخورد میکند و میفرماید: مهلا یا ابان! وای بر تو ای ابان! قیاس کردی و اگر قیاس کنی دین از بین میرود. محقق اردبیلی به این روایت اشکال کرده است که ابان  که قیاس مصطلح نکرد بلکه او قیاس اولویت کرد که آنهم بلا اشکال است. به هر حال محقق اردبیلی از باب تعبد و احتیاط میپذیرد.

استاد دانشگاه مجازی المصطفی گفت: بحث دیه بر اساس روایات جبران خسارت و غرامت است و این یک مساله ای است که جزء تاسیسات شارع نیست و همه عقلا آن را قبول دارند.پس اگر شارع در جبران خسارت حدی تعیین کرد با توجه به شرایط و مقتضیات آن زمان است و اساسا مقدار جبران خسارت را نمیتوان یک مساله ابدی دانست. بنابراین ما حتی اگر روایت را هم بپذیریم. باز هم راه بسته نیست. زیرا جبران خسارت است و می توان همان حکم شریعت را ثابت دانست لکن در نصف دیه از بیت المال جبران خسارت کرد. به عبارت دیگر با توجه به مقتضیات زمان و مکان و در مورد زنان سرپرست خانوار که نقش اقتصادی دارند برای جبران لطمه وارد شده به خانواده، نصف دیه را بیت المال جبران کند.

حجت الاسلام والمسلمین عندلیب  خاطر نشان ساخت: همانطور که بر اساس فتوای مقام معظم رهبری و آیت الله مکارم شیرازی، دیه اقلیت های مذهبی در ایران همانند مسلمان شده است چه اشکالی دارد دیه زنان سرپرست خانوار نیز همانند مردان شود. همان مناط که در آن حکم بود که حفظ مصالح است در این جا هست در روایت از امام صادق(ع) علت بیشتر بودن دیه مرد پرسیده میشود، حضرت میفرماید چون نفقه می دهد، مهریه میدهد، به جهاد می رود و خلاصه وظایف اقتصادی دارد. خب حال اگر زنی این وظایف را دارد(سرپرست خانوار) چرا دیه همچون مرد نداشته باشد؟

در ادامه این نشست علمی، حجت الاسلام طبرسا دبیر علمی نشست به جمع مباحث پرداخت و عنوان کرد: ارث اصل قرآنی و غیر قابل تغییر است اما دیه چون صرفا پرداخت خسارت است با تغییر شرایط زمان و مکان می توان قائل به تساوی شد.

حجت الاسلام سید علیرضا حسینی در نقد سخنان حجت الاسلام والمسلمین عندلیب گفت: وقتی عنوان چرایی می آید یعنی وارد فلسفه احکام شده ایم و بحث فلسفه احکام  با بحث مقاضد شریعت آمیخت پیدا کرده و مساله بسیار حساس است. در مساله فلسفه احکام اگر مکتب علت انگاری را بپذیریم که حق این است. با ظهور علت میتوان حکم را تعمیم داد. در بحث ارث همانطور که اقای دکتر عندلیب گفتند چون سهام بندی و تحدید از سوی شارع است نمی توان تصرف کرد. اما بحث دیه اصل قرانی ندارد.

وی در ادامه تصریح کرد: به جز روایت ابان روایت دیگری نیز وجود دارد البته اینکه تک روایت و خبر واحد باشد ضرری به استنباط نمیزند. لذا وقتی امام صادق(ع) به صراحت علت بیشتری دیه مردان را وظایف اقتصادی میدانند چرا همین را علت نگیریم و در مطلق جنایات وارد بر بانوان سرپرست خانوار دیه را مساوی با مردان بدانیم.

حجت الاسلام حسینی خاطر نشان ساخت: به نظر بنده دیه زنان سرپرست خانوار چه در قتل نفس و چه در جراحات و اعضا با مردان مساوی باید دانسته شود. هرچند این یک دیدگاه و نظر است و بحث افتا با مراجع عظام تقلید است.

وی عنوان داشت: مجموع سخنان آقای عندلیب این بود که در دیه نفس، قائل به تنصیف و در دیه جوارح و اعضا قائل به تکامل هستیم و از این جهت تفاوتی میان زن سرپرست خانوار و غیر آن وجود ندارد.

حجت الاسلام حسینی در پاسخ به این سئوال که خسارت مازاد بر دیه بر عهده چه کسی است، گفت: خیلی از فقها بر این نظرند که این خسارت مازاد مطوی دیه است اما برخی دیگر معتقدند فرد مصدوم باید پرداخت کند.

این استاد دانشگاه با اشاره به ماهیت جبران خسارت بودن دیه گفت: اگر دیه را جبران خسارت بدانیم بنابراین هزینه های درمانی هم نوعی خسارت است، چرا باید خود مصدوم پرداخت کند؟  بنابراین از نظر ما، هرآنچه خسارت زده است باید جبران کند و در این میان تفاوتی میان زن و مرد و خنثی نیست لذا هزینه درمان با ارش و از بیت المال پرداخت می شود.

وی در پایان با یادآوری شرایط و وظایف زن و مرد گفت: هرآنچه خداوند دستور داده عمل می کنیم همانگونه که در ارث دستور داده است اما در دیه که ماهیت غرامت دارد باید تعبیه کنیم هرکجا که زن متضرر شد، کامل باید جبران شود.

حجت الاسلام والمسلمین عندلیب در پاسخ به انتقاد درباب استناد یا عدم استناد به یک حدیث در بحث دیه ابراز داشت: اصل دیه امری در حوزه عقلائی است که شارع آن را وضع نکرده است و شارع تنها در محدوده آن وارد شده است بنابراین اگر با یک روایت بخواهیم ارتکاز و عرف عقلائی را به هم بزنیم مشکل است.

وی با بیان این مطلب که تعبّد انگاری در مسائل را نمی پذیریم، گفت: سنخ شناسی مساله امروزه در حوزه کمتر مورد توجه است و مسائل را تعبد انگاری می کنند.

 

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 17 =