یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷ - ۱۲:۴۴
دروس خارج حوزه «عمومی» و «تخصصی» شوند/ تاکید بر  اصلاح و به روز رسانی  شیوه های تدریس

حوزه/ حجت الاسلام و المسلمین شیخ بهایی گفت: امروز به خاطر گستردگی موضوعات عمر کسی کفاف نمی‎دهد تا بر همه مسائل فقه کار کند. اگر طلاب در مرحله اول روش کار اجتهادی را یاد بگیرند که دوره عمومی است و بر همه رشته‎ها حاکم است و بعد از آن وارد کار پژوهشی کاربردی ‎شوند طبیعتا تمرکز افراد به سمت رشته‎های تخصصی مختلف می‎رود.

خبرگزاری حوزه- کرمان/ ده سال تحصیل طلاب در حوزه مقدمه‎ای است برای شرکت در درس خارج؛ جایی که حال طلاب بعد از فراگیری ادبیات و منطق و فقه و اصول با استاد خود بر سر مسائل گوناگون به بحث می‎نشینند و آموخته‎های خود را می‎آ‎زمایند. وجود درس خارج در هر حوزه‎ای موجب رشد علمی آن حوزه بوده است و حوزه‎ استان کرمان نیز از قدیم از وجود علمایی چون آیت الله روحانی و آیت الله بحرینی برای تدریس درس خارج بهره می‎برده است؛ اما چند سالی از این مهم در استان فاصله گرفته شده  و از سال 95 با دعوت از حجت الاسلام والمسلمین احمد شیخ بهایی باری دیگر درس خارج در استان کرمان فعال می‎گردد.

اول امسال با اعلام مدیریت سطوح عالی و خارج حوزه علمیه قم در راستاي سياست‎هاي شوراي عالي حوزه‎هاي علميه، تدريس دروس خارج در استان‎های کرمان، گیلان، بوشهر و شهرستان بناب رسمیت می‎یابند. این مسئله در ادامه رسمی کردن دروس خارج هفت استان دیگر در سال گذشته است که می‎توان گفت یکی از مهمترین اقدامات و برنامه‎های صورت گرفته چند ساله اخیر در جهت تقويت و ارتقاي سطح علمي حوزه‎هاي علميه شهرستان‎ها و فراهم کردن زمينه ادامه تحصيل طلاب شهرستانی است.

به همین مناسبت خبرنگار خبرگزاری حوزه در کرمان به سراغ حجت الاسلام و المسلمین شیخ بهایی رفته و با او بر سر مسائل گوناگون پیرامون درس خارج به صحبت نشسته است.

در آغاز کلام از خودتان بگویید؟ کجا متولد شده‎اید و چه زمانی وارد حوزه شده‎اید؟

سال 39 در خانواده مذهبی در شهر کرمان متولد شدم و تحصیلاتم را در همین شهر گذراندم. سال ۵۸ در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه علم و صنعت تهران پذیرفته شدم، اما در سال ۵۹ یعنی با انقلاب فرهنگی وارد حوزه شدم و در مدرسه شهیدین بهشتی و قدوسی که آن زمان به نام منتظریه معروف بود، تحصیل در حوزه را آغاز کردم.

نه سال از تحصیل حوزوی ما گذشت و از سال ۶۸ پس از اتمام سطح در درس خارج علمایی چون مرحوم میرزا جواد آقا تبریزی و سید کاظم حائری شرکت کردم. البته در این دوره به تبلیغ و شرکت در جبهه‎ها مشغول بودیم و در کنار همه این‎ها به فراگیری زبان عربی و انگلیسی پرداختیم، لذا در سال  ۶۹ سفر سه ماهه‎ای به چین برای نظارت بر ذبح شرعی داشتم و سال 71 با شروع بحران بوسنی و هرزگوین سفرهای ما به بوسنی آغاز شد تا اینکه در سال 74 رسما به عنوان رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در کشور بوسنی و هرزگووین منصوب شدم و تا پایان سال 78 در آن‎جا حضور داشتم.

بعد از بازگشت به ایران درس را ادامه دادم و از دروس‎ آیات عظام مکارم، وحید خراسانی، تفسیر جوادی آملی بهره‎ بردم و نهایتا در درس آیت الله سبحانی مستقر شدم. در این مدت یک دوره اصول و بعض مباحث فقه را گذراندم و بعد هم در دفتر ایشان بخش استفتائات مشغول به کار شدم و جلد سوم استفتائات آیت الله سبحانی را تنظیم کردم. در طول این مدت هم مسوولیت‎های حوزوی در جامعه الزهرا مانند معاونت تربیتی، معاونت آموزش، مسئول بخش غیر حضوری و مسئول دوره تخصصی فقه و اصول بودم و همچنین در مدرسه شهیدین عضو هیئت امنا، معاونت تبلیغ ومسئول دوره فقه و اصول بودم.

چه سالی به کرمان بازگشتید؟

در سال 89 مقام معظم رهبری در جمع علما مسئله هجرت روحانیون به حوزه‎های شهرستان‎ها را مطرح کردند و فرمودند: «کسانی که می‎روند لازم نیست اهل آنجا باشند. البته اگر اهل آنجا باشند باید بروند.»، این تعبیر برای شخص من انگیزه‎ای برای هجرت شده بود، اما زمینه‎های آن هنوز وجود نداشت تا اینکه از سال 95 رسما با ورود به انتخابات خبرگان زمینه‎ای شد تا ما با کرمانی‎ها و کرمانی‎ها با ما بیشتر آشنا شوند. البته تا پیش از این با کرمان رفت و آمد داشتیم، اما جز افراد معدودی، کس دیگری ما را نمی‎شناخت، اما خبرگان زمینه‎ای برای حضور ما در کرمان و پذیرش تدریس خارج فقه و اصول شد. این مسئله هم با پشتیبانی شخص آیت الله سبحانی، پیگیری آیت الله جعفری امام جمعه وقت کرمان و حجت الاسلام و المسلیمن اللهوردی مدیر حوزه علمیه استان صورت پذیرفت و از سال 95 درس خارج فقه و اصول را کنار تدریس دیگر دروس سطح، در شهر کرمان آغاز کردم.

چند سالی است که شاهد اهتمام مرکز مدیریت حوزه‎های علمیه در راه اندازی و تقویت دروس خارج در شهرستان‎ها و مراکز استانی هستیم. امسال هم درس خارج استان کرمان رسمی شد. نظر شما در این رابطه چیست و از نظر شما برگزاری دروس خارج در شهرستان‎ها و یا هجرت اساتید برای تشکیل این دروس در خارج از قم چگونه است؟

به نظر من با گسترشی که در بحث انقلاب اسلامی وجود دارد و نیازهایی که جهان به ترویج فرهنگ تشیع دارد و حوزه‎ها متکفل این امر هستند، باید همان طور که حوزه‎ها در همه کشور و جهان گسترده می‎شوند سطح آن‎ها هم بالا بیایید تا بتوانیم پاسخگوی مسائل و نیازهای جدید که مولود تحولات جهانی هستند، باشیم.

زمانی در حله ۴۰۰ مجتهد بوده است. همین انقلاب اسلامی را حوزه قم با تربیت مبلغین و اعزام به شهرستان‎ها رقم زد. محصور شدن در قم نقشه طاغوت بوده و بختیار هم می‎گفت من قم را به دست روحانیت می‎دهم و شما مانند واتیکان برای خودتان باشید و ما هم کشور را اداره می‎کنیم. اگر ما بخواهیم دینمان جهانی باشد باید هرچه می‎توانیم حوزه‎ها را تقویت کنیم و امکانات علمی را در اختیار همه طلاب در سطح کشور قرار دهیم.

برخی افراد قائل به این هستند که تشکیل دروس خارج در شهرستان‎ها موجب دوری طلاب شهرستانی از فضای علمی قم می‎شود و یا اینکه طلاب قبل از آنکه به بنیه علمی خوبی برسند به شهرستان‎ها مهاجرت می‎کنند و در نتیجه باعث فاصله علمی میان طلاب شهرستانی و قم می‎شود. نظر شما در این باره چیست؟

این مسئله بستگی به این دارد که ما این‎طور تصور کنیم درس‎های شهرستان‎ها از قم ضعیف‎تر است، اما اگر از همان قله‎ها و کسانی که در قم به عنوان قله فقه و اصول هستند به شهرستان‎ها هجرت کنند و آنجا را فعال کنند خواهیم دید که حوزه‎های شهرستان‎ها هم می‎توانند خود را به سطح قم برسانند، مانند آیت الله مظاهری به عنوان یکی از قله‎های فقه و اصول به اصفهان رفتند و حوزه آنجا را شکوفا کردند.

این طور نیست که الزاما هرکس که در قم بماند عالمتر از کسی باشد که شهرستان رفته است. مخصوصا با فضای ارتباطی که امروزه وجود دارد. الان هر امکانات و کتابی که در قم باشد در شهرستان ها هم هست، بلکه گاهی فضا در شهرستان‎ها بخاطر نبود آن تراکم روحانیت در قم بهتر است.

به عنوان مثال درس‎هایی در قم هست که با دو هزار شاگرد یا بیشتر برگزار می‎شود، اما آیا واقعا این درس بازدهی دارد؟ استاد نمی‎تواند شاگردان را ارزیابی کند و شاگردان هم به جز تعداد محدودی نمی‎توانند با استاد ارتباط برقرار کنند. در حالی که اگر حوزه درس کوچک باشد و استاد با شاگرد و شاگرد با استاد کار کند، ثمره بیشتری دارد. باید پخش شویم و از امکانات بهتر استفاده کنیم. امروز مانند زمان قدیم نیست که باید در جایی می‎بودند که به کتابخانه دسترسی داشته باشند، الان تمامی کتب در نرمافزارها وجود دارد و اخبار را به روز می‎توان در سایت‎ها دنبال کرد.

امروز علمای متعددی از شهرهای مختلف در قم هستند، تصور کنید آیت الله سبحانی حوزه خود را به تبریز منتقل کنند، آیت الله نوری همدانی به همدان و آیت الله مکارم به شیراز، ببینید چه تحول عظیمی در کشور رخ خواهد داد و چه نشاط انقلابی مذهبی و علمی در استان‎های مختلف کشور رخ می‎دهد. چون با احیای حوزه‎های شهرستان‎ها متدینین آن شهرستان‎ها قدرت پیدا می‎کنند و کارها بهتر پیش ‎می‎رود.

البته حضور بنده در کرمان را شخص آیت الله سبحانی تشویق و پیگیری کردند، با اینکه به قول خودشان بنده عصای دستشان بودم، اما رضایت دادند تا به کرمان بیایم و درس خارج را در اینجا برگزار کنیم.

همانطور که می‎دانید امروزه با گسترده شدن علوم، کار فقهی در همه مسائل برای یک فقیه امکان پذیر نیست. با توجه به این مسئله آیا بهتر نیست حوزه به سمت تخصصی شدن دروس پیش برود؟

این مسئله یک کار مدیریتی است و مدیریت حوزه باید مصلحت کلان را در نظر بگیرد و بر اساس آن برنامه‎ریزی کند. طبیعتا ما همه رشته‎ها را لازم داریم، اما اساس فقه است که با دین مردم و مسائل اجتماعی سرو کار دارد. همه طلاب برای فراگیری شیوه‎ها و متد کار علمی دینی باید دوره عمومی را فرا بگیرند؛ یعنی همه باید از تفسیر و کلام و فقه و اصول اطلاعات داشته باشند و بعد وارد خارج فقه و اصول شوند. این بخش خود دو مرحله است یک مرحله یادگیری است. به این معنا که در مرحله اول روش کار اجتهادی را یاد می‎گیرند که دوره عمومی است و بر همه رشته‎ها حاکم است و بعد از آن وارد کار پژوهشی کاربردی که می‎شوند طبیعتا تمرکز افراد بر روی رشته‎های تخصصی مختلف می‎رود.

یعنی نظر شما بر این است که برای کار در رشته‎های خارج فقه تخصصی باید ابتدا یک دوره خارج فقه عمومی شرکت کنند؟

بله، این‎ها باید یک دوره بعد از خارج فقه و اصول عمومی باشد تا طلاب شیوه‎ها را به دست آورند نه اینکه بخواهیم در این زمان مهارت را یاد بدهیم، یعنی در واقع طلبه بایستی هنگام ورود به رشته‎های تخصصی قوه اجتهاد را کسب کرده باشد و بعد بخواهد بر مسائل جدید کار کند.

به عقیده بنده اگر طلاب حدود شش سال خوب و ممحز یک دوره اصول را بخوانند و به مباحث رجال و کتاب شناسی مسلط شوند و بعض مباحث فقهی را ببینند و به شیوه بحث احاطه پیدا کنند می‎توانند با توجه به ذوق و استعداد خود موضوعی را انتخاب کنند و عمرشان را بر یک موضوع یا چند موضوع فقهی بگذارند، زیرا امروز به خاطر گستردگی موضوعات عمر کسی کفاف نمی‎دهد تا بر همه مسائل فقه کار کند.

از این مهمتر، کار گروهی است، زیرا در این عصر دیگر کار فردی هم جواب نمی‎دهد و باید کارها گروهی انجام شود. لذا بهتر است گروه های پژوهشی در بررسی مسائل نو تشکیل دهیم. به این صورت که استاد و شاگردانی که خود مجتهدند در گروه‎هایی جمع شوند و بر موضوعی کار کنند. طبیعتا دانستن و فهم موضوع شناسی و روابط حاکم بر موضوع لازمه کار آن‎ها است.

شما شرکت در یک دوره عمومی فقه و اصول و موضوع شناسی را لازمه کار بر رشته‎های تخصصی دانستید. در اینجا دو سؤال مطرح می‎شود.  اول اینکه امروزه طلاب طی حدود هفت سال مجبور به مطالعه فقه و اصول هستند که در برنامه‎ریزی جدید دو سال دیگر هم به آن اضافه شده است. این که آیا این مسئله موجب اتلاف وقت و عمر طلاب نمی‎شود؟

اهمیت مسئله است که صرف زمان را اقتضا می‎کند. البته اگر شیوه‎های تدریس و کار درست بشود و از وقت‎ها بهتر استفاده شود، می‎توان از زمان استفاده بهتری برد، اما چون در برنامه‎ریزی کلان همه افرد و مسائل را در نظر می‎گیرند، عملا زمان تحصیل زیاد می‎شود.

دین ما دین متنی  است، یعنی ما با قرآن و روایات و در مرحله بعد آثار مکتوب متعدد در موضوعات مختلف دینی سروکار داریم. طلبه‎ای که وارد حوزه می‎شود ابتدا باید مسلط به استفاده از متون عربی شود و بعد به شیوه‎ها تسلط پیدا کند و بعد از آن بتواند کتب قدما را بخواند و بفهمد و شیوه‎هایشان را استخراج کند. مرحله دیگر این است که بتواند اقوال و ادله را ببیند و این‎ها را به مبانی رجالی و اصولی  و ... که یک طلبه باید برای استنباط فرا بگیرد اضافه کنید. لذا برای اینکه در همه این مسائل مسلط شود و مهارت پیدا کند لازم است حداقل بعد از دوره سطح، یک دوره شش یا هفت ساله خارج را شرکت کند. البته کسانی که خود را ممحز در درس کنند می‎توانند در زمان کمتری هم این کار را انجام دهند.

سوال دوم در بحث موضوع شناسی است. کسی که بیست سال عمرش را روی فقه و اصول گذاشته باشد، عموما امکان پرداختن به موضوعات تخصصی را ندارد. آیا بهتر نیست دروس فقه و اصول بعد از سطح یک، تخصصی شوند و طلاب بتوانند به دروس تخصصی دیگر وارد شوند و در آینده در کارهای گروهی از این افراد استفاده شود؟

این‎ها متدها و روش‎هایی است که باید تصمیم گیران ببینند و بر آن وقت بگذارند و تصمیم گیری کنند. آنچه که می‎خواهد خروجی کار پژوهشی باشد اگر از اتقان برخوردار نباشد، هدر دادن سرمایه است، لذا باید چه در زمینه شناخت موضوعات روز و چه در زمینه تسلط بر شیوه اجتهاد از اتقان برخوردار باشیم. پس نباید در این مسئله عجله داشت.

آنچه مهم است این که کار قوی باشد نه آن که سریع. اگر کار علمی ضعیف ارائه شود در مجامع علمی مقبول واقع نمی‎شود که این هم هدر رفت سرمایه است، لذا در این مساله نباید عجله شود. ما باید به سمت کیفی کردن کارها برویم و متاسفانه شاهد کارهای زیادی هستیم که به خاطر عجله استحکام خود را ندارند و هیچ گاه هم دیده نشده‎اند. ما همان قدر که باید مواظب اتلاف وقت باشیم باید مواظب عجله هم باید باشیم.

سؤالی که شاید ذهن برخی طلاب را مشغول کرده باشد این است که شرکت در درس خارج تکرار مکررات است. نظر شما در این باره چیست؟

درس سطح اسمش همراهش است و با سطح کتاب پیش می‎رود. درست است بر سر درس خارج آخوند و شیخ هستیم، اما با کلام آن دو بزرگوار پیش می‎رویم و هرچه بگویند را باید قبول کنیم. اما درس خارج متفاوت است و در آن ارزیابی و نظر ما مهم است، اما در سطح به ارزیابی درستی و غلطی کلام شیخ و مرحوم آخوند نمی‎پردازیم. بنابراین در درس خارج پیرامون هر سؤالی که در مسائل باشد تحقیق می‎شود و تا رسیدن به جواب پیش می‎رویم و آنقدر در طول سالیان شاگرد با استاد بر سر مسائل بحث و گفتگو می‎کنند تا شاگرد خود قوه اجتهاد را فرا می‎گیرد و کم کم مسائل ملکه او می‎شوند.

به نظر شما در شهرستان‎ها هم باید فضای علمی به غنای فضای قم باشد یا در حد معمول بماند کافی است و آن‎هایی که اهل علم هستند به قم بروند؟

هرچه شهرستان‎ها بتوانند سریع‎تر خود را به قم برسانند بهتر است، امکان این مسئله هم به علت وجود استعدادها و اساتید موجود در شهرستان‎ها وجود دارد. این‎ استعدادها و اساتید باید به کار گرفته شوند. یکی از راه‎های آن این است که درس‎های سطح عالی و خارج در شهرستان‎ها تشکیل شود. طلاب زیادی در شهرستان‎ها حضور دارند که به خاطر مشکلات زندگی توان آمدن به قم را ندارد در حالی که اگر موقعیتش بود از افراد موفق حوزه می‎شدند.

فضای علمی حوزه کرمان را چگونه ارزیابی می کنید و به نظر شما اشکالات و محسنات آن در کجا است؟

حوزه کرمان آن بنیه علمی را دارد و نوع استعداد‎ طلاب خوب است، اما کمبودهای زیرساختی باعث برخی مشکلات شده است. مشکلاتی چون تامین استاد، مکان، شهریه و رسیدگی‎های لازم به طلبه‎ها وجود داشته است که با برطرف شدن هریک از این مشکلات شاهد بهره‎بری بهتر از دروس و رشد فضای علمی در این استان هستیم. البته هنوز مشکلاتی وجود دارند و امید به حل آن‎ها است.

به عنوان سوال آخر نظر شما در رابطه با راه اندازی رشته‎های تخصصی در کرمان چیست؟ آیا در کرمان فضای ایجاد رشته‎های تخصصی وجود دارد؟

ما دنبال  آن هستیم و در ابتدا که به کرمان آمدم از طرف دفتر آیت الله سبحانی برای تاسیس رشته کلام در کرمان اقدام کردم و ایشان هم اعلام آمادگی کردند، منتها به علت نبود زیرساخت‎ها امکان آن نیست و با ایجاد زیرساخت‎ها می‎توان این رشته‎ها را در کرمان تاسیس کرد و از طلاب کرمانی مقیم کرمان یا خارج از کرمان برای تدریس و تحصیل در کرمان بهره برد.

گفتگو: محمد هادی سلطانمرادی

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha