به گزارش خبرگزاری حوزه، در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مفاهیمی چون «مقاومت» و «دفاع مقدس» نهتنها در ادبیات سیاسی و اجتماعی ایران جایگاهی ریشهدار یافتند، بلکه بهتدریج به مفاهیم بنیادین در عرصه فرهنگ و هنر نیز تبدیل شدند.
سینمای ایران نیز بهویژه در دهههای پس از جنگ تحمیلی، تلاش کرده است تا بازنماییهایی از این مفاهیم ارائه دهد؛ بازنماییهایی که گاه در فرم و تکنیک موفق بودهاند و گاه در معنا و محتوا. اما این پرسش همچنان باقی است که نسبت میان مقاومت و دفاع مقدس در سینما چیست و این مفاهیم چه بُعدی از زیست انسانی و تاریخی را نمایندگی میکنند؟
در گفتوگویی که پیشرو دارید، فیلمسازی جوان و دغدغهمند از تجربه زیسته خود در مواجهه با این ژانر میگوید. او با نگاهی تحلیلی به تفاوتهای ژانر دفاع مقدس در سینمای ایران و سینمای جنگ در جهان، بر نقش انسانِ مقاوم و تحولیافته بهعنوان هسته معنایی آثار موفق این حوزه تأکید دارد.
این گفتوگو، علاوه بر بررسی تفاوتهای شکلی و محتوایی آثار، بر اهمیت زیست اخلاقی، نگاه درونی و روایتمحور بودن قهرمانها تمرکز دارد؛ مؤلفههایی که به باور او، میتوانند سینمای مقاومت را از سطح یک بازنمایی میدانی به یک روایت الهامبخش انسانی ارتقا دهند.
در ادامه با گفتگوی امیر عباس رفیعی کارگردان سینما که با حوزه نیوز انجام شده همراه میشویم.
مقاومت و دفاع مقدس را چقدر همسو و در امتداد هم میدانید؟
این دو واژه در ذات یکدیگر هستند. وقتی از مقاومت حرف میزنیم، همیشه پای یک نوع دفاع در میان است. کمتر پیش آمده که مقاومت بدون پیشزمینهای از تجاوز یا ظلم رخ داده باشد. همیشه یک تهاجم صورت گرفته و ملتی مظلوم برای حفظ عزت و کرامت خود ایستادگی کردهاند. به زبان علمی، رابطه این دو عموم و خصوص مطلق است؛ یعنی هر دفاع مقدسی نوعی مقاومت است و هر مقاومتی هم درون خودش مؤلفههای دفاع را دارد. حتی مقاومتهایی که امروز در کشورهای دیگر میبینیم، ریشه در همان تفکر و مکتبی دارند که در دفاع مقدس ایران تجربه شد و امروز به دیگر نقاط صادر شده است.
آیا مقاومت محدود به صحنههای نبرد است یا ابعادی فراتر دارد؟
خیر، اگر مقاومت را فقط به کنشهای بیرونی محدود کنیم، از حقیقت آن فاصله گرفتهایم. مقاومت در واقع ساحت ذهنی و باوری دارد. ممکن است ما در صحنه نبرد شکست بخوریم، اما همچنان پیروز باشیم، چرا؟ چون در برابر زورگو ایستادهایم. چون عزت را به ذلت ترجیح دادهایم. در اینجا پیروزی درونی و گفتمانی معنا پیدا میکند. مثلاً ما در سقوط خرمشهر هم به فتح رسیدیم، چون انسانهایی که در آن واقعه حضور داشتند، بر پایه اصول انسانی، اخلاقی و الهی حرکت کردند. معیار در مقاومت، انسان مقاوم است، نه نتیجه ظاهری یک نبرد. تفاوت ژانر دفاع مقدس با ژانر جنگی در همینجاست. آنجا شاید نتیجه ظاهری مهم باشد، اینجا انسانها و زیست مقاومشان تعیینکنندهاند.
این نگاه در تاریخ هم قابل ردیابی است؟
بله، تاریخ به ما میگوید پدیدههایی که امروز با آنها مواجهیم مسبوق به سابقهاند. کسی که تاریخ میخواند، در مواجهه با اتفاقات جدید سردرگم نمیشود. با بصیرت و آگاهی برخورد میکند، فریب وارونهنماییها و شبهات دشمن را نمیخورد. همین امروز هم اگر مردم ما معنای دقیق مقاومت و دفاع مقدس را بشناسند، میتوانند در این گردباد رسانهای و اطلاعاتی، حق و باطل را تشخیص بدهند.
به عنوان یک فیلمساز، چه فیلمهایی از ژانر دفاع مقدس را ایدهآل میدانید؟
«دیدهبان» و «مهاجر» برای من ایدهآلاند.
این دو فیلم برخلاف آثار دیگر، مسئلهشان نه صرفاً نبرد میدانی، بلکه دگرگونی درون رزمنده است. مخاطب از شخصیت حیرت میکند نه از تیر و ترقه یا جلوههای ویژه. سینمایی که من دنبال میکنم، بیشتر بر این وجه انسانی و اخلاقی تأکید دارد. بههمین خاطر هم شخصیتهایی مثل شهید آوینی برای من مهماند؛ چون این جریان را به درستی درک کردند و تلاش کردند آن را به زبان سینما ترجمه کنند.
در برابر فیلمهای پروداکشن مثل «بهوقت شام» یا «تنگه ابوقریب» چه دیدگاهی دارید؟
آن فیلمها هم لازمند و جذابیت بصریشان برای نسل جدید مهم است.
فیلم اگر سرگرمکننده نباشد، فیلم نیست. اما بلوغ در «دیدهبان» و «مهاجر» است، چون تمرکزشان روی انسان است. آن فیلمها شاید به میدان نبرد وفادارند، اما این دو فیلم به میدان درون انسان. این برای من مهمتر است.
نظر شما