پنجشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۷:۳۰
فقدان چارچوب نظری منسجم، هنر دینی را سردرگم می‌کند

حوزه / مجید نجاتی گفت: نبود یک بسته نظری روشن و کاربردی که مفاهیم عمیق دینی را به زبان زیبایی‌شناسی ترجمه کند، باعث شده هنرمند در خلق آثار اصیل، بیش از هر چیز به آزمون و خطا و برداشت‌های فردی تکیه کند.

مجید نجاتی، پژوهشگر رسانه در گفت‌وگو با خبرگزاری حوزه، با بیان اینکه نهادهای متولی فرهنگ در کشور نیازمند یک تحول ساختاری بنیادین هستند، گفت: ساختار فعلی این نهادها با بوروکراسی سنگین، سلیقه‌گرایی و فقدان شفافیت، عملاً به بزرگ‌ترین مانع در برابر تولید آثار هنری خلاقانه و اثرگذار تبدیل شده‌اند. این شرایط، فضایی ناامن و فرساینده برای هنرمندانی ایجاد می‌کند که دغدغه خلق آثاری اصیل بر پایه معارف دینی را دارند.

وی با اشاره به سه مشکل عمده در مدیریت فرهنگی کنونی، توضیح داد که نخستین معضل، کندی و پیچیدگی فرآیندهای اداری است که سرعت و چابکی لازم برای تولید هنری را از بین می‌برد. مشکل دوم، تغییر معیارها و خط‌قرمزهای غیرشفاف با تغییر مدیران است که باعث سردرگمی و بی‌ثباتی می‌شود. معضل سوم نیز وجود شبکه‌های رانتی و رابطه‌ای است که حمایت‌ها را از مسیر شایسته‌سالاری منحرف می‌کند. در چنین فضایی، حتی بهترین سیاست‌های حمایتی نیز در عمل بی‌اثر می‌مانند.

نجاتی راه برون‌رفت از این وضعیت را در یک بازمهندسی جدی و اصولی دانست و گفت: نهادهای فرهنگی باید به سمت چابک‌سازی، شفافیت کامل در فرآیندها، تفویض اختیار به کارشناسان متخصص و ایجاد مکانیزم‌های داوری عادلانه و غیرسلیقه‌ای حرکت کنند. در عصر انفجار اطلاعات و سلطه رسانه‌های دیجیتال، تعلل در این بازسازی به معنای باخت در عرصه نبرد فرهنگی و از دست دادن فرصت هدایت جریان‌های هنری است. هنرمند امروز به محیطی پویا، قابل اعتماد و محترم نیاز دارد تا بتواند بهترین توان خود را به کار گیرد.

این پژوهشگر در پاسخ به سؤال درباره ریشه‌یابی و درمان پدیده تکرار و کلیشه‌زدگی در هنر دینی، وجود «تکثر» در جامعه هنری را اصلی‌ترین راه حل معرفی کرد، اظهار کرد: ایران دارای هنرمندانی با سبک‌ها و زبان‌های بیانی کاملاً متمایز است؛ از نقاشان سنتی‌گرا و مکتب سقاخانه گرفته تا هنرمندان مفهومی و دیجیتال آرت. هر یک از این هنرمندان می‌توانند با نگاه منحصربه‌فرد خود، وجهی ناشناخته از معارف دینی را آشکار کنند. مشکل زمانی آغاز می‌شود که سیاست‌گذاری فرهنگی، به جای تشویق این گوناگونی، سعی در یکسان‌سازی و تحمیل یک الگوی بیانی واحد دارد. این فشار برای همسان‌سازی، همه را به سمت معدود موضوعات تأیید شده و بی‌خطر سوق می‌دهد و در نهایت به تولید انبوه آثار تکراری می‌انجامد. راه‌کار عملی برای شکستن این دور باطل، تغییر تمرکز از چگونگی بیان به چارچوب محتوایی است. به این معنا که نهادهای سیاست‌گذار باید تنها بر اصول کلان و ارزش‌های بنیادین توافق کنند و سپس با اعتماد به هنرمند، آزادی عمل کامل را برای خلق اثر در قالب‌ها و زبان‌های مختلف به او بدهند. این مدل، هم از یکنواختی جلوگیری می‌کند و هم باعث جلب مشارکت طیف وسیع‌تری از هنرمندان با سلایق گوناگون می‌شود. در این صورت، مخاطب نیز با انبوهی از آثار متنوع روبرو می‌شود که هر کدام می‌توانند بخشی از حقیقت را از زاویه‌ای جدید به نمایش بگذارند.

نجاتی با تحلیل شرایط مخاطب امروز، عرصه پویانمایی و رسانه‌های تعاملی دیجیتال را دارای بالاترین اولویت و ظرفیت برای ترویج مفاهیم دینی دانست و گفت: دلیل این انتخاب دوگانه است: نخست، مخاطب محوری این رسانه‌ها، نسل جوان و نوجوان است که هدف اصلی تربیت و انتقال ارزش‌ها محسوب می‌شوند. دوم، قدرت نفوذ و اثرگذاری عمیق و همه‌جانبه این رسانه‌ها، به مراتب فراتر از کتاب، سخنرانی و حتی سینمای کلاسیک است. یک باور نادرست ولی رایج، نگاه تحقیرآمیز به انیمیشن به عنوان سرگرمی کودکانه است، در حالی که در جهان امروز، انیمیشن یک مدیوم یا رسانه جدی و قدرتمند برای همه سنین با قابلیت پرداخت به پیچیده‌ترین مضامین فلسفی و عرفانی است. ارتباط با نسل جدید که ذائقه‌اش با تولیدات بصری پیشرفته و استانداردهای جهانی شکل گرفته، بدون توجه به فرم ممکن نیست. هر اثر هنری که قصد گفت‌وگو با این نسل را دارد، ناگزیر است به کیفیت فنی بالا، نوآوری در روایت و جلوه‌های بصری جذاب متکی باشد. این یک الزام غیرقابل چشم‌پوشی است. نمونه‌های موفق داخلی، مانند تحول در طراحی گرافیک هیئت‌های مذهبی و تولید برنامه‌هایی با فرمت‌های نوین، نشان می‌دهد که این پوست‌اندازی فرمی نه تنها ممکن است، بلکه در جریان است. کلید موفقیت، شناسایی و حمایت از هنرمندانی است که به زبان روز دنیا مسلط هستند و در عین حال، گوهر محتوای دینی را می‌فهمند.

دانشیار گروه ارتباطات، روزنامه‌نگاری و رسانه دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه دانشگاه آزاد اسلامی تصریح کرد: برای معرفی شخصیتی مانند امیرالمؤمنین علی (ع) به نسل امروز، هنر باید از گزاره‌های کلی و خطابه‌های مستقیم فاصله بگیرد و به سراغ جزئیات زندگی‌ساز برود. نهج‌البلاغه و متون تاریخی، سرشار از این ریزه‌کاری‌های رفتاری، اخلاقی و مدیریتی است. یک توصیه عملی درباره حکمرانی، یک تعامل انسانی با یتیم، یک طنز ظریف یا یک صحنه از ساده‌زیستی می‌تواند ماده اولیه خلق یک اثر هنری قدرتمند - از یک تئاتر مدرن تا یک بازی رایانه‌ای - قرار گیرد. وقتی مخاطب از طریق زیبایی و عمق یک اثر هنری، جذب این رفتارها و گفتارها شود، به طور طبیعی به سراغ شناسایی منبع و صاحب این کلام خواهد رفت. این روش، تأثیری ماندگارتر و اصیل‌تر از هر بیانیه تبلیغاتی دارد. یکی از ضعف‌های تاریخی در عرصه هنر دینی، فقدان یک چارچوب نظری روشن و کاربردی است که گنجینه معارف اسلامی را به زبان زیبایی‌شناسی ترجمه کند. بدون این نقشه راه، هنرمند تنها به برداشت‌های شخصی و تجربه زیسته خود متکی می‌ماند. خوشبختانه در سال‌های اخیر گام‌های اولیه‌ای با مشارکت نظریه‌پردازان و هنرمندان برداشته شده است. ایجاد یک اجماع نخبگانی برای استخراج و تدوین مؤلفه‌های هنر برآمده از سیره علوی، می‌تواند یک بسته نظری پویا تولید کند که هم اصول را حفظ می‌کند و هم فضای خلاقه هنرمند را محدود نمی‌سازد، بلکه به آن جهت و غنا می‌بخشد.

مولف کتاب « بررسی چالشیهای ایجاد و گسترش داستان‌سرایی فرارسانه‌ای در تولیدات رسانهای ایران» ادامه داد: آینده هنر دینی در گرو دو تحول به هم پیوسته است: تحول درونی در نگاه هنرمند که باید با مطالعه عمیق، گوهر معارف را دریابد، و تحول بیرونی در ساختار مدیریت فرهنگی که باید با اعتماد و ایجاد فضای امن، امکان تجربه‌گری و خلاقیت را فراهم آورد. اگر این دو با هم همراه شوند، می‌توان امیدوار بود که هنر، نه به عنوان ابزاری حاشیه‌ای، بلکه به مثابه یک سلاح فرهنگی و سرمایه تمدن‌ساز در خدمت بیان حکمت علوی و پاسخ به نیازهای معنوی نسل جدید قرار گیرد. این مسیر اگر با تدبیر و شجاعت طی شود، می‌تواند فصل نوینی در تاریخ هنر انقلاب اسلامی بگشاید. معماری مساجد و از شعر عرفانی تا نقوش اسلیمی، همگی نشان می‌دهند که هنرمندان مسلمان گذشته موفق شدند مفاهیم متعالی را در قالب‌هایی زیبا و نافذ متجلی کنند. این میراث گران‌قدر به ما می‌آموزد که هنر دینی زمانی به اوج می‌رسد که از سطح شعار و ترجمه مستقیم فراتر رفته و به خلق جهانی نمادین و زیباشناختی دست بزند که مخاطب را در خود غرق کند. الهام گرفتن از این رویکرد تاریخی، نه به معنای تقلید از فرم‌های گذشته، بلکه به معنای احیای همان روحیه جسورانه و خلاق در مواجهه با نیازهای زمانه حاضر است.

نجاتی با تاکید بر اینکه بسترسازی برای خلق آثار هنری اصیل نیازمند سرمایه‌گذاری بر روی مطالعات میان‌رشته‌ای و طراحی نظام آموزشی نوین است، اظهار کرد: هنرمند آینده‌ساز کسی است که هم با مبانی دینی و فلسفه اسلامی آشنا باشد و هم بر زبان هنر معاصر و تکنیک‌های روز دنیا مسلط گردد. ایجاد کارگروه‌های مشترک بین حوزه‌های علمیه، دانشگاه‌های هنر و مراکز رسانه‌ای، می‌تواند بستر لازم برای این تبادل معرفتی را فراهم کند. همچنین، طراحی دوره‌های آموزشی تخصصی که مبانی نظری هنر دینی را همراه با کارگاه‌های عملی تجربی می‌آمیزد، نسل جدیدی از هنرمندان را پرورش خواهد داد که هم پایش در اصالت فرهنگی استوار است و هم نگاهی به افق‌های جهانی هنر دارد. در جهان به هم پیوسته امروز، هنر دینی می‌تواند و باید به ابزاری برای گفت‌وگوی تمدنی تبدیل شود. آثاری که از عمق فرهنگ اسلامی برمی‌خیزند و در عین حال با زبان جهانی هنر سخن می‌گویند، می‌توانند پیام‌های انسان‌ساز اسلام را به فراسوی مرزها برسانند. نمونه این موفقیت را در استقبال جهانی از آثار سینمایی برخی کشورهای اسلامی یا نفوذ هنر خوشنویسی در گالری‌های معتبر دنیا می‌توان مشاهده کرد. بنابراین، سرمایه‌گذاری بر تولید آثاری با کیفیت بین‌المللی، نه تنها یک اقدام فرهنگی، که یک حرکت استراتژیک در عرصه قدرت نرم و ارائه تصویری حقیقی از تمدن اسلامی است. این رویکرد، هنر را از حصار جغرافیایی محدود بیرون آورده و آن را به میدانی برای اعلام حضور فرهنـگی امت اسلام تبدیل می‌کند.

انتهای پیام

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha