سه‌شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۸
تکرار خانواده‌های متلاشی در سریال‌ها نگران‌کننده است

حوزه/ رضا منتظری منتقد سینما و تلویزیون با انتقاد از بازنمایی مکرر تنش، خیانت و فروپاشی در روابط خانوادگی در شبکه نمایش خانگی گفت: رسانه صرفا آینه جامعه نیست، بلکه با تکرار یک تصویر می‌تواند در شکل‌دهی به ذهنیت مخاطب نیز اثرگذار باشد.

خبرگزاری حوزه | رضا منتظری، منتقد و کارشناس سینما و تلویزیون در گفت‌وگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه تصویر خانواده در بخش قابل توجهی از تولیدات شبکه نمایش خانگی با واقعیت‌های امروز جامعه گره خورده اما در عین حال دچار افراط و الگو سازی معیوب شده است، اظهار کرد: من ابتدا باید یک نکته را روشن کنم. ما نباید با نگاه دوگم و بسته به این موضوع وارد شویم. وقتی درباره خانواده در آثار شبکه نمایش خانگی صحبت می‌کنیم، باید بپذیریم که بخشی از آنچه می‌بینیم بازتاب شرایط اجتماعی امروز است. جامعه ما در سال‌های اخیر با بحران‌های اقتصادی، فرهنگی و عاطفی متعددی روبه‌رو بوده و طبیعی است که این وضعیت در روایت‌های نمایشی هم نمود پیدا کند.

وی افزود: اینکه می‌گویید خانواده‌ها در این آثار اغلب از هم گسیخته، پرتنش یا در آستانه فروپاشی تصویر می‌شوند، یک سوی ماجراست. واقعیت این است که چنین نمونه‌هایی در جامعه وجود دارد. وقتی روابط زوجین، رابطه فرزندان با والدین یا حتی روابط انسانی در سطح گسترده‌تری دچار چالش است، فیلمساز هم به سراغ همین سوژه‌ها می‌رود. از اواسط دهه ۸۰ به بعد در سینمای ایران پرداختن به قصه‌های تلخ خانوادگی مد شد. آثاری که بر بحران، تعارض و شکاف تمرکز داشتند مورد توجه جشنواره‌ها و مخاطبان قرار گرفتند و همین موفقیت، موجی از تولید آثار مشابه را به راه انداخت.

منتظری ادامه داد: سینمای اجتماعی ایران در آن دوره به شدت تحت تاثیر فیلمسازانی قرار گرفت که روایت‌های تلخ و واقع‌گرایانه از خانواده ارائه می‌دادند. بعدها کارگردانان جوان‌تر نیز به همان مسیر رفتند. وقتی یک الگو موفق می‌شود، طبیعی است که دیگران هم از آن پیروی کنند. شبکه نمایش خانگی هم از این جریان جدا نیست. این شبکه از نظر ساختار تولید و جذب مخاطب، متاثر از سینماست. بنابراین همان رویکرد تلخ و بحران‌محور به خانواده در سریال‌های این حوزه هم تکرار شد.

وی با اشاره به دو قطبی شدن تولیدات نمایشی گفت: اگر بخواهم صریح بگویم، امروز بخش زیادی از فیلمنامه‌نویسان ما به دو مسیر مشخص رفته‌اند. یا آثار کمدی سطحی و نازل تولید می‌شود که هدفش صرفا خنداندن به هر قیمت است، یا آثار تلخ و سیاه اجتماعی که تمرکز اصلی آنها بر بحران، فساد، فروپاشی و ناکامی است. میان این دو قطب، آثار متعادل کمتر دیده می‌شود. ما کمتر شاهد سریال‌هایی هستیم که خانواده را با همه پیچیدگی‌هایش اما در عین حال با امکان ترمیم و امید به تصویر بکشند.

این کارشناس سینما تاکید کرد: وقتی در چندین سریال متوالی خانواده‌ای را می‌بینیم که یا خیانت در آن جریان دارد، یا درگیری‌های شدید و بی‌اعتمادی حاکم است، یا والدین کاملا ناتوان و منفعل نشان داده می‌شوند، این تصویر به تدریج در ذهن مخاطب تثبیت می‌شود. ممکن است فیلمساز بگوید من فقط روایتگر واقعیت هستم، اما باید توجه داشت که رسانه صرفا آینه نیست، بلکه سازنده تصویر هم هست. تکرار یک نوع تصویر می‌تواند به نوعی الگوسازی منفی منجر شود.

منتظری با اشاره به تجربه شخصی خود در تماشای برخی آثار شبکه نمایش خانگی گفت: من اصولا زیاد شبکه نمایش خانگی نمی‌بینم، اما در مقطعی که فرصت بیشتری داشتم چند سریال را دنبال کردم. در برخی از آنها با این مواجه شدم که در همان قسمت‌های ابتدایی، حجم تنش و تلخی به حدی است که مخاطب را خسته می‌کند. وقتی در قسمت اول و دوم شاهد انبوهی از دروغ، خیانت، پرخاش و فروپاشی هستیم، این سوال پیش می‌آید که آیا هیچ شکل دیگری از زیست خانوادگی در جامعه وجود ندارد که ارزش روایت داشته باشد.

وی ادامه داد: البته من منکر وجود بحران در خانواده‌های ایرانی نیستم. آمار طلاق، کاهش آستانه تحمل، مشکلات اقتصادی و فشارهای روانی همه واقعی است. اما هنر می‌تواند علاوه بر بازنمایی بحران، راه‌های مواجهه با آن را هم نشان دهد. در بسیاری از آثار شبکه نمایش خانگی، بحران هست اما چشم‌انداز روشنی برای برون‌رفت دیده نمی‌شود. اینجاست که به نظر من تصویر ارائه شده ناقص و تا حدی نامطلوب می‌شود.

این منتقد با بیان اینکه تلویزیون نیز در دوره‌هایی تصویر غیرواقعی و بیش از حد آرمانی از خانواده ارائه کرده است، گفت: در نقطه مقابل، برخی تولیدات تلویزیونی خانواده را بیش از حد بی‌مساله و یکدست نشان می‌دادند. آن تصویر هم ملموس نبود. بنابراین ما بین دو سر طیف در نوسان بوده‌ایم؛ یک سو خانواده کاملا آرمانی و بی‌چالش، و سوی دیگر خانواده‌ای که تقریبا هیچ عنصر انسجام و محبت در آن باقی نمانده است. به نظر من هر دو رویکرد نیازمند بازنگری است.

منتظری درباره تاثیر این تصویرسازی بر مخاطبان جوان گفت: نسل جوانی که بخش زیادی از مصرف‌کنندگان شبکه نمایش خانگی را تشکیل می‌دهد، در حال شکل دادن به نگرش خود نسبت به ازدواج و خانواده است. وقتی عمده روایت‌ها بر ناکامی و فروپاشی تاکید دارد، ممکن است نوعی بدبینی نسبت به تشکیل خانواده ایجاد شود. البته نمی‌توان همه مسئولیت را بر دوش سریال‌ها گذاشت، اما بی‌تاثیر هم نیستند.

وی با اشاره به انگیزه‌های اقتصادی تولیدکنندگان افزود: باید توجه داشت که شبکه نمایش خانگی یک صنعت است و بر مبنای جذب مخاطب و بازگشت سرمایه فعالیت می‌کند. اگر آثار تلخ و پرتنش فروش بیشتری داشته باشند، سرمایه‌گذار به همان سمت می‌رود. بنابراین بخشی از این وضعیت ناشی از سازوکار بازار است. مخاطب هم در این چرخه نقش دارد. وقتی سریالی با محوریت بحران‌های شدید خانوادگی بیشترین بازدید را می‌گیرد، طبیعی است که تولیدکننده به سراغ نمونه‌های مشابه برود.

منتظری تاکید کرد: با این حال، مسئولیت اجتماعی هنرمند را نمی‌توان نادیده گرفت. فیلمنامه‌نویس و کارگردان باید بدانند که اثرشان فقط یک محصول سرگرم‌کننده نیست، بلکه در شکل دادن به ذهنیت جمعی نقش دارد. می‌توان خانواده‌ای را به تصویر کشید که دچار مشکل است اما اعضای آن برای حفظ پیوند تلاش می‌کنند. می‌توان تعارض را نشان داد اما در کنار آن ظرفیت گفت‌وگو و اصلاح را هم برجسته کرد.

وی در پایان گفت: من معتقدم تصویر خانواده در شبکه نمایش خانگی نه کاملا ساختگی است و نه کاملا منطبق با همه واقعیت جامعه. این تصویر بخشی از واقعیت را برجسته و بخش‌های دیگر را کمرنگ کرده است. اگر قرار است این حوزه به بلوغ برسد، باید از دوگانه کمدی سطحی و درام تلخ عبور کند و به سمت روایت‌های متنوع‌تر برود. خانواده ایرانی پیچیده، متکثر و در حال تحول است. بازنمایی این پیچیدگی با همه وجوه مثبت و منفی‌اش می‌تواند هم واقعی‌تر باشد و هم اثرگذارتر.

انتهای پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha