به گزارش گروه ترجمه خبرگزاری «حوزه»، به نقل از "مرآة البحرین"، عبد الله البحرانی نویسنده و روزنامه نگار بحرینی در مقاله ای با عنوان "نبرد حافظه در مواجهه با تحولات هویت، نوشت: شعائر حسینی در بحرین تنها یک مناسبت مذهبی نیست، بلکه یکی از مهمترین نهادهای «حافظه اجتماعی» را تشکیل میدهد که در طول قرنها تحولات سیاسی و فرهنگی، به حفظ هویت محلی کمک کرده است. حسینیه ها که در ابتدا به عنوان تجمعات خانوادگی ساده آغاز شدند، در گذر زمان تکامل یافته و به فضاهای اجتماعی حیاتی و مراکز تابش تربیتی و فرهنگی تبدیل شدهاند؛ امری که پرسشهایی را درباره روایتهایی برمیانگیزد که تشیع در بحرین را به عنوان یک حضور گذرا و ناگهانی توصیف میکنند، در حالی که مطالعات تاریخی متعدد بر عمق حضور شیعیان در بحرین و ریشهدار بودن پیوند با مکتب اهلبیت (علیهم السلام) از قرون نخستین اسلامی تأکید دارند.
■ حسینیه و حافظه جمعی
حسینیه نقشی محوری در آموزش مردمی و همبستگی اجتماعی ایفا کرده و از کارکرد مذهبی خود فراتر رفته تا به عرصهای اجتماعی برای بحث و بیان دیدگاهها تبدیل شود. در طول قرن بیستم، حسینیه انعطافپذیری بالایی در پذیرش تحولات ملی از خود نشان داد؛ به طوری که در مقاطع بزرگ، به سکویی برای مطالبه حقوق و عدالت اجتماعی تبدیل شد، همانگونه که در جنبشهای دهه پنجاه میلادی شاهد بودیم که دغدغههای ملی با روح عاشورایی درآمیخت.
این نقش نهادی، مورد پسند سیاستهایی که به دنبال اعمال نظارت بودند قرار نگرفت؛ امری که در دوران مدیریت «چارلز بلگریف» (۱۹۲۶-۱۹۵۷) به وضوح نمایان شد، دورانی که نخستین پایهها برای محدود کردن موکبها و نظارت امنیتی بر گفتار مذهبی بنا شد.
همچنین میتوان مشاهده کرد که در دهههای پس از آن، برخی رویکردهای امنیتی نسبت به شعائر مذهبی با اشکال مختلف تداوم یافته است. این موضوع از سال ۲۰۱۱ به شکلی چشمگیر در تخریب یا برچیدن تعدادی از مکانهای مذهبی با اهمیت تاریخی تجلی یافت؛ موضوعی که در گزارشهای بینالمللی از جمله گزارش «کمیته مستقل تحقیق بحرین» (BICI) مستند شده و آن اقدامات را فراتر از مرزهای هنجاری در برخورد با عبادتگاهها توصیف کرده است.
با این حال، جوهر مسئله تنها مربوط به شعائر حسینی به عنوان یک آئین مذهبی نیست، بلکه مربوط به آن چیزی است که این شعائر به عنوان ظرفی برای «حافظه جمعی» نمایندگی میکنند. نبردی که پیرامون عاشورا در بحرین جریان دارد، اغلب از سازماندهی فضای مذهبی فراتر رفته و به رقابت بر سر خودِ «روایت تاریخی» تبدیل میشود: چه کسی گذشته را روایت میکند؟ چگونه حفظ میشود؟ و کدام حافظه به نسلهای آینده منتقل میگردد؟
از این منظر، حسینیه ها و موکبها چیزی فراتر از مناسبتهایی فصلی هستند؛ آنها نهادهای اجتماعی محسوب میشوند که حافظه و هویت را به طور مستمر بازتولید میکنند و همین امر تبیینکننده حساسیتهایی است که در مقاطع مختلف تاریخ مدرن بحرین پیرامون آنها وجود داشته است.
■ حسینیه و حوزه ملی
شاید برجستهترین شاهد بر این نقش، آنچه «حسینیه بن خمیس» در منطقه سنابس در دوره هیئت اجرایی عالی (هیئت ملی) در دهه پنجاه قرن گذشته ارائه داد، باشد؛ زمانی که برخی حسینیه ها به فضاهای جامع برای بحث و هماهنگیهای ملی تبدیل شدند. در آن مرحله، شخصیتها و فعالان از میان مختلف گروههای اجتماعی و مذهبی پیرامون مطالبات اصلاحات و عدالت گرد هم آمدند که نشاندهنده توانایی حسینیه در فراتر رفتن از کارکرد سنتی خود برای تبدیل شدن به بخشی از «فضای عمومی» بود؛ فضایی که یکی از برجستهترین نمونههای نزدیکی ملی میان شیعیان و اهل سنت در تاریخ مدرن بحرین را در خود جای داد.
حضور حسینیه ها تنها به نقشهای مذهبی یا حتی ملیِ مستقیم محدود نشد، بلکه در طول تاریخ خود از طریق ابتکارات خیریه، فعالیتهای داوطلبانه و پروژههای همبستگی که به خدمترسانی به تمامی اجزای جامعه کمک میکرد، بخشی اصیل از بافت اجتماعی بحرین را تشکیل داد. این نقش، جایگاه حسینیه را به عنوان یک نهاد مردمی و جامع ارتقا داد که در آن وظایف مذهبی، اجتماعی و فرهنگی با هم تلاقی میکنند و از مرزهای تعلقات محدود عبور کرده و به سوی فضای گستردهتری از همبستگی اجتماعی حرکت میکنند.
■ تحولات منبر حسینی در عصر دیجیتال
در همین راستا، منبر حسینی شاهد تحولات فکری چشمگیری بوده است. طی دههها، مکاتب خطابی مختلفی ظهور کردند؛ از «مکتب مردمی» که توسط «ملا عطیه الجمری» تثبیت شد و حسینیه را با دغدغههای روزمره شهروند پیوند داد، تا «مکاتب فکری مدرن» که حضور مسائل فرهنگی، اجتماعی و فکری را در گفتار عاشورایی گسترش دادند.
چالشی که امروز منبر با آن روبروست، تنها یک چالش امنیتی نیست، بلکه شامل فشارهای ناشی از «خودسانسوری» است که ممکن است از سوی فضای عمومی تحمیل شود؛ امری که خطبا را در برابر مسئولیت حفظ استقلال فکری منبر و تضمین تداوم نقش آنها به عنوان یک عامل اجتماعی قرار میدهد.
از سوی دیگر، عصر دیجیتال تغییرات بنیادینی در این چشمانداز ایجاد کرده است. در حالی که حسینیه ها در گذشته محدود به گستره جغرافیایی خاصی بودند، امروزه محتوای عاشورایی از طریق پلتفرمهای دیجیتال در دسترس است که این امر به آرشیو کردن حافظه و حفظ میراث در برابر تلاشها برای حذف (پاکسازی تاریخی) کمک کرده است.
نکته قابل توجه این است که نقش حسینیه دیگر در اختیار الگوهای سنتی نیست، بلکه فضا گسترش یافته و نقشهای فعالی برای جوانان و زنان در سازماندهی و مدیریت موکبها و پروژههای داوطلبانه ایجاد شده است که ماهیت حسینیه را به عنوان یک نهاد اجتماعیِ یکپارچه که از کارکرد عبادی فراتر میرود، تقویت کرده است.
■ حافظه در مواجهه با چالشهای آینده
امروز، آنچه بر سر آن شرطبندی شده و چالش اصلی پیش رو است، فراتر از صرفِ حفظ آیینهاست؛ حسینیه بحرینی نماینده حافظه مکانی و اجتماعی است که با تکهتکه شدن و از بین رفتن انسجام مخالفت میکند. در حالی که ارزش آن به عنوان فضایی برای همبستگی آشکار میشود، پرسش مطرح این است: آیا نهادهای مردمی سنتی، و در رأس آنها «حسینیه»، میتوانند نقش تاریخی خود را در تولید همبستگی اجتماعی و حافظه مشترک در عصری که اشکال تعلق و هویت با سرعتی شتابان در حال تغییر است، حفظ کنند؟
اهمیت این پرسش در سایه چالشهایی که امروزه حسینیه ها و شعائر حسینی با آنها روبرو هستند، دوچندان میشود؛ چه چالشهای مربوط به محدودیتها و اقدامات نظارتی و امنیتی، و چه تحولات اجتماعی و فرهنگی شتابانی که الگوهای تعلق و مشارکت عمومی را بازتعریف میکنند. از این رو، حفظ این نهادها تنها از جنبه مذهبی آنها نیست، بلکه از آن جهت است که آنها بخشی از حافظه تاریخی و ساختار اجتماعی محسوب میشوند که در شکلگیری هویت و انسجام جامعه بحرین در طول نسلهای متوالی نقش داشتهاند.
پاسخ به این پرسش است که تعیین خواهد کرد آیا حسینیه تنها اثری از گذشته خواهد بود یا عاملی حیاتی در شکل دادن به سیمای جامعه معاصر بحرین.











نظر شما