حدیث روز

چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۸
خطیبی که شب عاشورا از تاریخ انقلاب فرانسه گفت/ وقتی آیت‌الله خامنه‌ای سقوط پهلوی را پیش‌بینی کرد

حوزه/ سخنرانی آقای خامنه‌ای یک ساعت به درازا کشید. همه را ضبط کرده، تحویل مقامات امنیتی دادند. اظهارات او در ارتقاء روحیه‌ی مردم و از دیگر سو، تضعیف موقعیت فرمانده نظامی و دیگر مسئولان تأثیر چشمگیری داشت. آنان خود را آماده‌ی شرکت در مراسم خطبه‌خوانی کرده بودند، اما اینک پس از لغو برنامه، در حال شنیدن پیش‌بینی یک روحانی مبارز بودند که می‌گفت: سقوط خواهید کرد.

تاسوعا و عاشورای ۱۳۵۷ اوج مبارزات مردم انقلابی علیه رژیم پهلوی بود. عزاداری حماسی مردم در آن روزها در بسیاری از شهرها آخرین گام‌های پیروزی انقلاب اسلامی را رقم زد.

از مهمترین رخدادهای تاریخ انقلاب در مشهد، خطبه‌خوانی آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در شب عاشورای حرم امام رضا (ع) است که در تاریخ مبارزات روحانیت در خراسان ماندگار شده است. خطبه‌ای که به نام امام خمینی و با هشدار سقوط رژیم پهلوی قرائت شد.

عکس لید

در کتاب «مشهد؛ از مقاومت تا پیروزی» چاپ مرکز اسناد انقلاب اسلامی چنین آمده است:

راه‌پیمایی‌ها تا روز تاسوعا ادامه داشت. در این روز حوادث گوناگونی در مشهد رخ داد که بعضاً تازگی داشت. از آن جمله بود سقوط پیاپی مجسمه‌های رضا و محمدرضا پهلوی و خوانده‌شدن خطبه‌ی شب عاشورا به نام امام خمینی. ساعت سه بعد از ظهر تاسوعا بود که شماری از مردم عکس‌های شاه را از صحن پهلوی پایین کشیده، پاره کردند. دقایقی بعد کاشی‌ها و ستون‌های یادبود حرم از اسم شخص اول زدوده شد. ساعت ۱۵:۳۰ بعد از ظهر مجسمه‌ی محمدرضا پهلوی از میدان شاه پایین کشیده شد. این رویداد در میدان تقی‌آباد و بیمارستان شاهرضا هم رخ داد. مجسمه‌ی رضاشاه نیز در همین بعد از ظهر سرازیر شد.

اما خطبه‌ی شب عاشورا. آقای خامنه‌ای تعریف می‌کنند صبح تاسوعا بود که: پیش از راه‌پیمایی چیزی به ذهنم رسید که آن را برای برخی برادرانم گفتم و خواستم اگر موافق هستید خبرش را پوشیده بدارید تا زمان آن برسد.

خطبه‌خوانی، یکی از مراسم جاری در صحن امام رضاست که برای هر درگذشته‌ای خوانده می‌شود که متناسب با شخصیت متوفی تفاوت می‌کند. مردم در گوشه‌ای از حرم جمع می‌شوند، خطیب بالای منبر می‌رود و خطبه‌ای به عربی می‌خواند، پس از ذکر خیری از درگذشته، برای او دعا می‌کند و از مردم نیز درخواست فاتحه برای روح او می‌نماید. چنین خطبه‌ای در شب عاشورا به یاد امام حسین نیز خوانده می‌شود؛ در شب آخر ماه صفر نیز برای امام رضا. این دو خطبه جنبه‌ی رسمی دارد و با تشریفاتی انجام می‌شود؛ از جمله تهیه‌ی دعوت نامه، حضور افرادی خاص، آن هم پشت درهای بسته‌ی حرم. در آن زمان در این مراسم از محمدرضا پهلوی یاد می‌کردند و بعد خطبه‌ای با نثر موزون به نام امام حسین یا امام رضا قرائت می‌شد.

فکر کردم که چنین خطبه‌ی رسمی آن هم با یادکرد شاه، متناسبِ جو انقلابی مشهد نیست. باید زمام امور را به دست بگیرم و موضوع باید پنهان می‌ماند، زیرا اگر آشکار می‌شد، درهای حرم را روی ما می‌بستند.

موضوع تا ظهر، پایان راه‌پیمایی روز تاسوعا، مکتوم ماند. وقتی که قطعنامه‌ای که در همه‌ی راه‌پیمایی‌های روز تاسوعا در شهرهای بزرگ و کوچک خوانده شد، آقای واعظ طبسی خطاب به جمعیت گفتند که مردم به طرف حرم بروید. قرار است امشب خطبه به نام امام خمینی خوانده شود. قرار است امشب آقای سید علی خامنه‌ای به نام امام خمینی خطبه بخواند.

استاندار خراسان طبق سنت سال‌های گذشته برای چنین شبی برنامه داشت و از رؤسای ادارات و سازمان‌ها و افراد مورد نظر استانداری دعوت کرده بود که در این مراسم شرکت کنند.

جمعیت راهی حرم شد و ساعتی از اعلام خبر نگذشته بود که داخل حرم لبریز از راهپیمایان پیش از ظهر گردید. همه‌چیز آماده بود، جز بلندگو. نمی‌دانستند چطور باید آن را به‌کار اندازند.

محمد خجسته، که به تازگی از زندان آزاد شده بود، پیش افتاد و با کمک یکی از خادمان حرم که کارمند جزء بود، بلندگوها را آماده‌ی پخش کرد.

محمد پیش من آمد و گفت همه‌چیز بر وفق مراد است... رفتم به‌سوی حرم. دیدم پر است از زائران منتظر خطبه. به طرف اتاقی که مشرف به صحن بود، رفتم. از آنجا مردم را می‌دیدم ولی آنان نمی‌توانستند مرا ببینند. محمد، پسرم مصطفی و عده‌ای دیگر همراهم بودند.

یکی از حاضران آن اتاق از پشت بلندگو اعلام کرد که خطبه‌ی شب عاشورا توسط دانشمند ارجمند، حضرت حجت‌الاسلام خامنه‌ای خوانده می‌شود. صدا در میان همهمه‌ی مردم گم شد.

دانستم که تسلط بر این همهمه بسیار مشکل خواهد بود. آن روزها صدایی قوی و بلند داشتم. خداوند این نعمت را به من داده بود که بدون بلندگو صدایم را تا دورها می‌رساندم.

پیش از این یک‌بار در مسجد امام حسن، هنگام سخنرانی ایشان، وقتی جریان برق قطع شده بود و حدود پنج هزار نفر شرکت‌کننده در محوطه‌ای بدون سقف، آن هم در ماه مبارک رمضان منتظر شنیدن بقیه‌ی سخن او شده بودند، از حاضران خواسته بودند سرِ جای خود بنشینند. احتمال داده بودند عوامل شهربانی یا ساواک خللی در برق رسانی ایجاد کرده باشند. به میان جمعیت رفته و ایستاده بودند. بدون بلندگو و با دهان روزه، سخنانشان را پایان داده بودند و همه شنیده بودند. نه اینجا مسجد امام حسن بود و نه این تظاهرکنندگان روز تاسوعا شباهتی به آن جمعیت داشت.

توکل کردم به خدا. متوسل شدم به امام رضا. با صدای بلند و کشیده خطبه را شروع کردم. خطبه را مو به مو حفظ نکرده بودم. اما سخنم را با جمله‌های عربی مسجع که حمد [خداوند]و درود بر پیامبر و خاندانش بود، آغاز کردم. همهمه‌ی مردم همچنان ادامه داشت، اما به تدریج آرامش و سکوت بر سرِ آن جمعیت خیمه زد.

آقای خامنه‌ای وقتی اوضاع را مساعد دیدند، امام رضا را به زبان فارسی خطاب قرار دادند و گفتند: یابن رسول‌الله! از شما معذرت می‌خواهم که طاغوتیان هر ساله مراسم امشب را در کنار تو برپا می‌کردند، درحالی‌که نه به تو ایمان داشتند و نه به جد تو حسین. ما خراسانی‌ها فقط نظاره‌گر آنها بودیم. نه چاره‌ای داشتیم و نه توانی. ساکت بودیم.

سپس روی سخن را به فرماندار نظامی مشهد و استاندار کردند و گفتند:

من نکته‌ای را از تاریخ انقلاب فرانسه به شما یادآوری می‌کنم. حاکمان فرانسه در آن زمان انتظار سقوط حکومت‌شان را نداشتند. بیست روز پیش از پیروزی انقلاب فرانسه، خیرخواهان، حاکمان را به تسلیم در برابر اراده‌ی ملت فراخواندند، اما آنان بر لجاجت و تکبر خود پافشاری کردند. انقلاب برخلاف میل حاکمان پیروز شد. اینک یکی دو ماه بیشتر به پیروزی [ما]نمانده است. من شما را نصیحت می‌کنم و می‌گویم که با مردم به نیکی رفتار کنید.

سخنرانی آقای خامنه‌ای یک ساعت به درازا کشید. همه را ضبط کرده، تحویل مقامات امنیتی دادند. اظهارات او در ارتقاء روحیه‌ی مردم و از دیگر سو، تضعیف موقعیت فرمانده نظامی و دیگر مسئولان تأثیر چشمگیری داشت. آنان خود را آماده‌ی شرکت در مراسم خطبه‌خوانی کرده بودند، اما اینک پس از لغو برنامه، در حال شنیدن پیش‌بینی یک روحانی مبارز بودند که می‌گفت: سقوط خواهید کرد. آن شب «عده‌ی زیادی به وسیله‌ی تلفن و حضوری به همدیگر تبریک» گفتند.

روز عاشورا همتای تاسوعا بود. خیابان‌ها چنان از جمعیت موج می‌زد که با اصطلاح «میلیونی» از آن یاد می‌کردند. هرچند این رقم می‌توانست برای شهر مشهد اغراق‌آمیز باشد، اما اگر چنان جمعیتی می‌داشت، حضورش در آن شرایط نه یک احتمال، بلکه امری حتمی بود. ساواک خراسان گردانندگان راه‌پیمایی بزرگ عاشورایی مشهد را آقایان: سیدعلی خامنه‌ای، سیدکاظم مرعشی، شیخ ابوالحسن شیرازی، شیخ مجتبی شمس، شیخ علی تهرانی، موسوی خراسانی، عبدالکریم هاشمی‌نژاد، عباس واعظ طبسی، شیخ حسین صفایی و دکتر محمود روحانی یاد کرد که در پایان قطعنامه‌ی ۹ ماده‌ای توسط واعظ طبسی قرائت شد.

منبع: کتاب مشهد از مقاومت تا پیروزی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha