به گزارش گروه ترجمه خبرگزاری «حوزه»، تعدادی از کارشناسان عرب در امور نظامی و راهبردی در گفتگوهای جداگانه با شبکه «المسیره» تأکید کردند: تحولات میدانی در یمن، پس از آنکه دگرگونیهای اخیر منجر به تغییری گسترده در ماهیت درگیری و موازنههای قدرت در منطقه شده است، دیگر در محدودههای جغرافیای محلی یا در چارچوب رویارویی نظامی داخلی محصور نیست.
کارشناسان گفتند: پایگاههایی که مراکز پشتیبانی و تحرک نیروهای مزدور وابسته به دشمن سعودی بودند، امروز بخشی از صحنهای جدید شدهاند که خود را بر محاسبات امنیت، انرژی و کشتیرانی بینالمللی تحمیل میکند.
آنان اشاره کردند: اهمیت «ساحل غربی» به دلیل ارتباط مستقیم با بابالمندب، دریای سرخ و خطوط تجارت جهانی، فراتر از موقعیت جغرافیایی آن است؛ علاوه بر اینکه این منطقه گذرگاه اصلی تدارکات نظامی است که از خاک عربستان به جبهههای نبرد در داخل یمن میآید. با بازپسگیری حاکمیت یمن بر مساحتهای گستردهای از این ساحل، پیامدهای راهبردی مرتبط با آینده جنگ، وحدت یمن و ماهیت حضور منطقهای و بینالمللی در منطقه بروز کرده است.
کارشناسان تصریح کردند: در مقابل فروپاشی سریع نیروهای دشمن سعودی، نشانههای شکستِ شرطبندیهای نظامی و اطلاعاتی که عربستان و همپیمانانش در طول سالهای تجاوز بر آن تکیه کرده بودند، نمایان شد؛ این در حالی است که دادههای میدانی از دستیابی نیروهای مسلح یمن به اطلاعات دقیق و یک طرح عملیاتی منسجم خبر میدهد که آنها را قادر ساخت ضربات مؤثری وارد کرده و بر مواضع، تجهیزات و مراکز فرماندهی و تدارکاتیِ دارای اهمیت زیاد، مسلط شوند.
ابیرعد: اطلاعاتِ یمن، امکان هدف قرار دادن «شروره» و قطع خطوط تدارکاتی را فراهم کرد
در همین راستا، سرتیپ «علی ابیرعد» کارشناس امور نظامی و راهبردی، تأکید کرد: اطلاعات و دادههایی که نیروهای مسلح یمن در اختیار دارند، بارزترین دلیل بر دقتِ حملاتی است که انجام میدهند؛ چه در پایگاه «شروره» باشد، چه در نجران و جیزان، یا در عمق یمن از جمله مأرب، تعز و پایگاههای نظامی و گروههای همسو با عربستان.
وی توضیح داد: این تلاش اطلاعاتی زاییده تصادف نبود، بلکه نتیجه کار مداومی بود که ماهها و هفتهها به طول انجامید و طی آن اطلاعات جمعآوری، تحلیل و تا زمان آغاز نبرد از آنها استفاده شد.
وی گفت: پایگاه «شروره» یک مرکز اساسی با مأموریت لجستیکی و نظامی در آن واحد محسوب میشود، زیرا تدارکات لجستیکی که از داخل عربستان میآید، از آنجا به جبهههای مختلف، بسته به گروههایی که آن تدارکات به سوی آنها میرود، ارسال میشود.
ابی رعد اشاره کرد: نقطه آغاز نبرد از منطقه «الودیعه» و گذرگاه الودیعه و «العبر» بود، جایی که تجمع در ابتدا صورت گرفت. نیروهای مسلح یمن با تکیه بر اطلاعات موجود نزد خود و با استفاده از سلاحهای مناسب شامل موشکها و پهپادها، آن تجمعات را در العبر و الثنیه و مناطق دیگر بمباران کردند.
وی یادآور شد: ورود نیروهای مسلح یمن به نبرد، نقطه عطفی بود که باعث ایجاد چیزی شد که میتوان آن را تغییر تاکتیکی و راهبردی توصیف کرد، نه فقط در سطح نیروهای مسلح یمن، بلکه در سطح کل منطقه؛ چرا که رویارویی از یک نبرد داخلی و تبادل آتش و کنترل تپهها و شهرها، به تغییری در جغرافیای سیاسی منطقه تبدیل شد، بهطوری که موضوع با انرژی منطقهای و کشتیرانی بینالمللی مرتبط گردید.
وی توضیح داد: تسلط یمن بر تمام ساحل غربی، در کنار تسلط بر مراکز دارای اهمیت سیاسی و اقتصادی در داخل یمن، واقعیتی جدید ایجاد کرده است. «شروره» نقطه آغاز تدارکات لجستیکی بود و همچنین اتاقهای عملیاتی را در خود جای داده بود که تحرکات میدانی، از جمله ورود خودروهای زرهی به داخل یمن، تأمین پشتیبانی و حملونقل لجستیکی و مدیریت عملیات و هماهنگی میان گروهها را مدیریت میکرد.
سرتیپ «ابیرعد» ادامه داد: این گروهها را چیزی جز پول سعودی به هم پیوند نمیدهد، در حالی که آنچه نیروهای مسلح یمن را متمایز میکند، انسجام و توانایی آنها برای کار هماهنگ است.
وی برای اثبات این موضوع به دستاوردهای نیروهای یمنی در مجموعه مجمعالجزایر بزرگ و کوچک، جزیره «زقر» و جزیره «میون» استناد کرد؛ جایی که آنها رادارها، مراکز سیگنال و رصد و دستگاههای اخلالگر (جمر)، از جمله دستگاه فرانسوی «فانثیر» را که از جمله وظایفش مقابله با پهپادهاست، به تصرف درآوردند.
وی افزود: نیروهای یمنی همچنین یک سامانه دفاع هوایی در «میون» کشف کردند که آن را سامانهای ساخت اسرائیل توصیف کرد و معتقد است این امر نشاندهنده نقش پیشین امارات و دیگران است.
سرتیپ «علی ابیرعد» تصریح کرد: هدف اصلی از تحرکات یمن، اولاً تنگتر کردن حلقه محاصره بر نیروهایی است که تحت فرماندهی عربستان عمل میکنند، و ثانیاً قطع خط تدارکات لجستیکی است که از داخل پادشاهی عربستان میآید؛ این کار از طریق هدف قرار دادن مرکز اصلی آن در «شروره» و همچنین هدف قرار دادن خطوط تدارکاتیِ امتدادیافته از «المقهر» به «تعز» و از «تعز» به «عدن» صورت میگیرد.
وی تعز را یک نقطه راهبردی دانست که نیروهای مسلح یمن برای تنگتر کردن حلقه محاصره پیرامون آن تلاش میکنند و توضیح داد: تنگتر کردن حلقه محاصره از جهت جنوب غربی به معنای قطع ارتباط و خطوط تدارکاتی بین آن منطقه و عدن است. نیروهای مسلح یمن صراحتاً اعلام کردهاند که تمایلی به ورود به نبرد داخلی ندارند.
در همین راستا، ابیرعد هشداری را یادآوری کرد: نویسنده و روزنامهنگار فقید مصری، «محمد حسنین هیکل» در اوت ۲۰۱۵ (مرداد ۱۳۹۴) مطرح کرده بود؛ زمانی که به عربستان توصیه کرد وارد جنگ با یمن نشود و هشدار داد که یمن منطقهای پیچیده و دشوار است و مردم آن دارای صلابت و شجاعت هستند و نمیتوان آنها را به آسانی شکست داد یا تسلیم کرد.
وی گفت: صحنه کنونی روشن میکند که عربستان خود را در چه وضعیتی گرفتار کرده است؛ فروپاشی و سقوط جبهه و تسلط کامل نیروهای مسلح یمن، رسانهها و روزنامهنگارانِ همکار با دو طرف را بر آن داشته است تا درباره دلایل این فروپاشی به تبادل اتهام بپردازند.
سرتیپ ابیرعد به برخی توجیهاتی اشاره کرد که از ناتوانی عربستان در پر کردن خلأ ناشی از خروج اماراتیها سخن میگفتند، در حالی که به گفته او، اماراتیها خودشان بودند که آمریکاییها را برای جلوگیری از ارائه پشتیبانی هوایی به سعودیها تحت فشار قرار دادند. وی این نوع توجیهتراشی را پردهبردار از سطحی دانست که توجیهِ شکست به آن رسیده است؛ آن هم در برابر مواضع اعجازگونهی مبارزانی که او در میدان دیده است.
این کارشناس نظامی اشاره کرد: این مبارزان در مناطق صخرهای و کوهستانی حرکت میکردند، سلاحها و مهمات خود را بر شانههایشان حمل میکردند، از راههای بسیار دشوار عبور میکردند و اهدافی را محقق میساختند که “اعجازگونه” توصیف شدهاند.
وی همچنین تأکید کرد: شکست مفتضحانه نیروهای تحت حمایت عربستان، منجر به دستیابی نیروهای مسلح یمن به غنایمی به ارزش صدها میلیون دلار شد؛ اینها تجهیزات و سامانههایی هستند که عربستان مبالغ هنگفتی را برای تأمین آنها هزینه کرده بود.
او توضیح داد: اکثریت این تجهیزات ساخت آمریکا هستند، از جمله خودروهای «اوشکوش» و «النمر»، علاوه بر توپخانههای سنگین، شامل توپهای میدانی کالیبر ۱۵۵ و ۱۷۵ میلیمتری، و نیز مقادیر زیادی از مهماتی که آن نیروها نتوانستند از آنها استفاده کنند.
در پایان سخنانش، سرتیپ «علی ابیرعد» خاطرنشان کرد: طرح منسجمی که نیروهای مسلح یمن با سرعتی برقآسا اجرا کردند، منجر به نابودی این تشکیلات در کمتر از ۳۶ ساعت شد. سردرگمی به حدی رسید که عناصری از نیروهای تحت حمایت عربستان، یک پهپاد سعودی را ساقط کردند، با این گمان که متعلق به نیروهای مسلح یمن است.
حمیه: عربستان و غرب در نفوذ به منظومه اطلاعاتی یمن شکست خوردند
از سوی دیگر، دکتر «علی حمیه» کارشناس و پژوهشگر امور راهبردی، تأکید کرد: عربستان و کشورهای غربی در طول سالهای تجاوز از ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۱ یا ۲۰۲۲، با وجود تکرار حملات و تلاشهای همراه با آن، از جمله تجاوزات آمریکایی، صهیونیستی و بریتانیایی، نتوانستند شکافی در حلقه اطلاعاتی و امنیتی داخل یمن ایجاد کنند.
او گفت: آنچه رخ داد دقیقاً عکس این موضوع بود؛ چرا که یمن اطلاعاتِ نظامی و امنیتی و توانمندیهایی در رصد و شناسایی زودهنگام در اختیار داشت که او را قادر ساخت در مدت زمانی کوتاه و سرنوشتساز، ۵۴۰۰ کیلومتر را از دست نیروهای اشغالگر سعودی و مزدوران بازپس گیرد.
وی تأکید کرد: این مساحت، مساحتی عادی نیست، بلکه ریهای است که تجارت جهانی با آن نفس میکشد و مکانی است که کشورهای جهان نمیتوانند از آن چشمپوشی کنند. ثبات توانمندیهای یمن مانع از دخالت هر کشوری، در رأس آنها ایالات متحده آمریکا، شد؛ چرا که آنها اطلاعات کاملی از آنچه در جریان است نداشتند.
حمیه توضیح داد: این تحولات ثابت کرد که توانمندیهای نظامی به تنهایی کافی نیست و قدرت نظامی بدون توانایی و اراده نمیتواند به اهدافش دست یابد. وی به حضور عربستان، مزدوران و آمریکاییها در دریای سرخ، دریای عدن و دریای عرب در مقابل تداوم استفاده یمن از تمامی توانمندیهای کامل، نهفته و خاموش خود برای آزادسازی بابالمندب و بازگرداندن آن به یمن اشاره کرد.
وی معتقد است: این گام ممکن است مقدمهای برای اتحاد دوباره یمن باشد. یمن متغیرهای بزرگی را در معادله منطقهای ایجاد کرده و او همیشه معتقد بوده که باقی ماندن حتی یک منطقه کوچک در هر نبردی میتواند نتایج آن را تغییر دهد.
وی افزود: محور مقاومت از طریق محدوده یمن که معادله را برهم خواهد زد، دوباره جان میگیرد. منطقه در آستانه نبردی قرار گرفته که در آن معیارهای نظامی و راهبردی به حدی منحرف شده است که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اعلام کرده نمیخواهد در این جنگ دخالت کند، در حالی که هیلاری کلینتون نیز درباره این موضوع اظهار نظر کرده است.
او اشاره کرد: نظامیان یمنی و لشکرهایی از مناطق جنوب یمن به دولت حقیقی در یمن میپیوندند؛ دولتی که آن را نماد کرامت، نه تنها برای یمن، بلکه برای هر کسی که علیه ظلم و برای آرمان فلسطین میجنگد، توصیف کرد.
وی افزود: اگر یمن از ابتدای درگیری عربی-صهیونیستی، همگام با مقاومت بود، فلسطین را از مدتها پیش بازپس گرفته بود، اما یمن به رهبری سید «عبدالملک بدرالدین الحوثی» در حمایت از آرمان فلسطین، غزه، لبنان، محور مقاومت و تمام مستضعفان جهان کوتاهی نکرد، با وجود محاصرهای که بیش از ۱۱ سال بر آن تحمیل شده است.
در پایان سخنانش، کارشناس و پژوهشگر امور راهبردی، دکتر «علی حمیه» این تحولات را نقطه پیروزی دانست که پیروزیهای بعدی را آسانتر خواهد کرد. سقوط ۳۸ لشکر، عدد بسیار بزرگی است، چرا که این تعداد به حجم ده لشکر نظامی نزدیک است، در حالی که ارتشهای کامل در جهان چنین تعدادی ندارند.
بزی: آنچه رخ داد، زلزلهای منطقهای و جهانی ایجاد کرد و ارتشهای پوشالی و فساد گسترده را آشکار ساخت
دکتر «وسیم بزی» نویسنده و پژوهشگر، گفت: بازتابهای آنچه در ساحل غربی رخ داد، همچنان در سطح منطقه و جهان در حال طنیناندازی است. یمنیها نتایج عملیِ این رویداد را در میدان تجربه کردند، اما آنچه رخ داد، زلزلهای به تمام معنای کلمه بود.
وی توضیح داد: بازتابهای این زلزله همچنان ابعاد و قرائتهای مختلفی به خود میگیرد، در حالی که جستوجو برای یافتن حقایق از ایالات متحده تا رژیم صهیونیستی و در واقعیت منطقه و آنچه به بازترسیم موازنههای قوا مربوط میشود، ادامه دارد.
او اشاره کرد: آمریکاییها درباره سرعت سقوط این منطقه تحقیق کردهاند. مساحتی که درباره آن صحبت شد، برای لبنانیها معادل حدود نیمی از مساحت لبنان (۱۰۴۵۲ کیلومتر مربع) است.
وی گفت: سلسله رسواییهایی که پشت پرده جریان حوادث ظاهر شده، حقیقتِ ضربه بزرگی را که یمنیها موفق شدند به عربستان و نیروهای تدارکاتی وابسته به آن وارد کنند، از بین نمیبرد.
او تأکید کرد: ورود یک شبکه جهانی آمریکایی به بزرگی و اهمیت «سیانان» به جزئیات این پرونده، نشاندهنده عمق ضربه و تأثیر آن است. این موضوع ممکن است در تاریخ درگیری با عربستان و متحدان غربیاش بیسابقه باشد و موازنههای قوایی را ترسیم میکند که فراتر از تسلط بر بابالمندب و اشراف کامل بر دریای سرخ است.
در همین زمینه، بزی به ارزیابی آمریکاییِ صادر شده در خصوص ضرباتی که جیزان، عسیر، ابها، خمیس مشیط و نجران را هدف قرار داد، اشاره کرد و توضیح داد: یک سازمان متخصص در این حوزه، حجم خسارات وارده به «آرامکو» در نتیجه آن ضربات را بیش از ۲۰ میلیارد دلار برآورد کرده و اینکه جبران این خسارات ممکن است به شش سال زمان نیاز داشته باشد.
در پایان سخنانش، دکتر وسیم بزی تأکید کرد: عملیاتهای پیاپی که نیروهای مسلح یمن در عمق خاک عربستان و مناطق اشغالشده یمن اجرا میکنند، ضرباتی کمرشکن برای عربستان از ابعاد اقتصادی، نظامی و سیاسی به شمار میآید و این امر جایگاه یمن به عنوان یک بازیگر فعال منطقهای و جهانی را تقویت میکند.











نظر شما