سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۹
نیروهای مسلح یمن تحولات منطقه‌ای و جهانی را رقم می‌زنند/ عربستان منافع خود را فدای آمریکا می‌کند

حوزه/ جمعی از کارشناسان و تحلیلگران عرب و یمنی تأکید کردند: ضربات یمن علیه دشمن سعودی، جایگاه و حضور یمن را به عنوان یک قدرت منطقه‌ایِ توانمند در به زانو درآوردن دشمن، تقویت می‌کند.

به گزارش گروه ترجمه خبرگزاری «حوزه»، جمعی از کارشناسان و تحلیلگران عرب و یمنی در مصاحبه‌های خود با شبکه «المسیره» تأکید کردند: ضربات یمن علیه دشمن سعودی، جایگاه و حضور یمن را به عنوان یک قدرت منطقه‌ایِ توانمند در به زانو درآوردن دشمن، با هر میزان از قدرت، تقویت می‌کند؛ آنان در این زمینه به آنچه برای دشمن آمریکایی و هم‌پیمانانش رخ داده است، استناد کردند.

کارشناسان و تحلیلگران خاطرنشان کردند: عملیات‌های یمن مؤید برخورداری این کشور از توانمندی‌های نظامیِ رو به رشدی است که با ماهیت تمامی چالش‌ها تناسب دارد؛ آنان این موضوع را عاملی سرنوشت‌ساز می‌دانند که کفه ترازو را به سمت پیروزی یمن، در سایه پَستی و عقب‌نشینی سیاسی، نظامی و اقتصادی عربستان، سنگین‌تر می‌کند.

آنان یادآور شدند: آنچه یمن روز به روز به نمایش می‌گذارد، از وقوع غافلگیری‌هایی خبر می‌دهد که ممکن است معادلات را به ضرر دشمن سعودی برگرداند؛ تحلیلگران تأکید کردند که گزینه پیشِ روی ریاض از تن دادن به اراده یمن و حقوق مشروع ملت این کشور فراتر نمی‌رود.

قاسم: عربستان در انتخاب زمان دچار اشتباه شد و تاوان اقتصادی آن را خواهد پرداخت

در همین راستا، رضوان قاسم پژوهشگر امور راهبردی و رئیس و بنیان‌گذار مرکز مطالعات «بروغن»، گفت: عامل زمان عنصر اساسی در رویارویی کنونی به شمار می‌رود. عربستان به خوبی می‌داند ایالات متحده آمریکا – که آن را حامی منطقه و نظام‌های خلیج فارس توصیف کرد – به زودی از منطقه خارج خواهد شد و نشانه‌هایی دال بر این امر وجود دارد.

وی توضیح داد: ریاض تلاش می‌کند از شرایط کنونی و به‌ویژه در سایه بحران جهانی مرتبط با انرژی، با القای این مسئله که هرگونه تهدید علیه توانایی عربستان و کشورهای حوزه خلیج فارس در حفظ جریان عرضه انرژی می‌تواند جهان را در برابر خطرات بزرگی قرار دهد، نهایت استفاده را از حمایت خارجی ببرد.

با این حال، قاسم معتقد است که این سوءاستفاده از زمان ممکن است علیه عربستان تمام شود و جنگی که ریاض تصمیم به گشودن آن در این مرحله گرفته، به یک بحران جهانی تبدیل خواهد شد. جهان هم‌اکنون نیز با بحران انرژی دست‌وپنجه نرم می‌کند، بنابراین اقدام نظامی عربستان علیه یمن ممکن است واکنش خشمگینانه بین‌المللی را به دنبال داشته باشد؛ چرا که یمنی‌ها هدف قرار گرفتن پایگاه‌های حساسِ مرتبط با اقتصاد و سیاست عربستان را حقی برای دفاع از خود می‌دانند.

وی خاطرنشان کرد: اعلامیه جانب یمنی در خصوص معادله‌ی «محاصره در برابر محاصره، بندر در برابر بندر و فرودگاه در برابر فرودگاه» بدان معناست که اقتصاد عربستان ممکن است وارد گرداب بحران شود و این تأثیر تنها به عربستان محدود نخواهد ماند، بلکه از دریچه انرژی، چه بسا به تمام جهان سرایت کند.

وی تأکید کرد: نتایج عملیات‌های نظامیِ تجاوزکارانه عربستان، مسیر نبرد را تغییر نخواهد داد؛ او در این زمینه به سال‌های محاصره (۹ سال گذشته) استناد می‌کند که نتوانست واقعیت یمن را تغییر دهد، این در حالی است که امروز یمن بسیار تواناتر از گذشته در عرصه رویارویی ظاهر شده و به مرحله‌ای رسیده که با ایالات متحده رودررو شده است، و از این رو توان مقابله با دیگر کشورهای منطقه را نیز دارد.

وی افزود: توانمندی‌های عظیم یمن موجب خواهد شد که محاصره اقتصاد جهانی به ضرر اهداف عربستان تمام شود و انتخاب جنگ در این مقطع زمانی از سوی ریاض را «حماقت سیاسی و زمانی» توصیف کرد.

قاسم تأکید کرد: تنها گزینه باقی‌مانده برای عربستان، بازگشت به میز مذاکره، واگذاری یمن به یمنی‌ها و عدم دخالت در امور داخلی این کشور است. آنچه به عنوان اختلاف داخلیِ یمن جلوه داده می‌شود و عربستان و طرف‌های خارجی برای سوءاستفاده از برخی جریان‌های یمنی به نفع رژیم سعودی از آن حمایت می‌کنند، تا حد زیادی شکست خورده است.

وی این امر را به پیشرفت یمن در دو سطح نظامی و سیاسی پیوند زده و خاطرنشان کرد: صنعا هم‌اکنون از «دست برتر» نظامی و سیاسی، به همراه ارتباطات مهم و تحول در موضع‌گیری بین‌المللی نسبت به انصارالله یمن برخوردار است.

او با قاطعیت گفت: این تحول با درک طرف‌های بین‌المللی از این حقیقت گره خورده است که نظامی که بر منطقه حکومت می‌کرد (اشاره به ایالات متحده آمریکا) دیگر قادر به حفاظت از خود نیست؛ منطقه در آستانه تحولات ریشه‌ای در سطوح بین‌المللی، منطقه‌ای و خاورمیانه قرار دارد و یمن نقش اساسی و مهمی در آن ایفا خواهد کرد.

قاسم در انتهای سخنان خود تأکید کرد: عملیات‌های نظامی علیه یمن سراسر اشتباه است و پیامدهای منفی آن گریبان‌گیر رژیم سعودی خواهد شد، حتی اگر ریاض گمان کند که می‌تواند از بحران اقتصادی جهان و بحران انرژی به نفع خود بهره‌برداری کند.

هزیمه: قرار جنگ آمریکایی است و هدف، مشغول کردن توجه‌های نیروهای مسلح یمن

پژوهشگر و کارشناس امور راهبردی، دکتر محمد هزیمه نیز گفت: جنگ شکل تازه‌ای به خود گرفته که دارای بُعد راهبردی است و مدیریت عملیات‌های مقطعی و مرحله‌ای را پشت سر گذاشته است.

وی تأکید کرد: جنگ بر عهده سعودی نیست، بلکه آمریکایی است، و این که جنگ ادامه یابد یا شرایط تازه‌ای برای رویارویی میان یمن و عربستان فراهم شود، با هدفِ تعیین تکلیفِ قطعیِ نبردی صورت نمی‌گیرد که ریاض به‌خوبی از وخامت آن آگاه است؛ چرا که این کشور نسبت به واقعیت و جایگاه نیروهای مسلح یمن و همچنین نقش فزاینده آن‌ها، شناخت کامل دارد.

هزیمه، رویارویی را در قالب گسترده‌تری جای داد و آن را بخشی از یک جنگ بزرگ دانست که از مرحله «وحدت میدان‌ها» فراتر رفته و به مرحله «تکامل جبهه‌ها» در قالب کشمکش پروژه‌ها و یک نبرد باز رسیده است. ایالات متحده دور اول این نبرد را بازباخت است.

هزیمه این رویارویی را به دورهای قبلی — با رویارویی‌ها، اعمال محاصره علیه جمهوری اسلامی ایران و تجاوز علیه یمن و جنایت‌هایی که رژیم اشغالگر صهیونیستی مرتکب می‌شود — پیوند داد و معتقد است که جدا کردن نبرد کنونی از آن دورها امکان‌پذیر نیست.

وی توضیح داد: هدف اول جنگ، مشغول کردن نیروهای مسلح یمن و هراس از رشد و بالندگی قدرت یمنی است؛ قدرتی که به قدرتی بدل شده که نه تنها بازیچه نیست، بلکه نیرویی شکست‌دهنده پروژه آمریکایی به شمار می‌رود؛ پروژه‌ای که پوشش حکومت‌های عربِ وظیفه‌مند بود.

وی بر این باور است: این حکومت‌ها نقش وظیفه‌مند را در استمرار سیطره و استعمار صهیونیستی ایفا می‌کنند و این که استعمار از منطقه خارج نشده است؛ چنانکه این حکومت‌ها هنوز داخل نبرد اقتصادی هستند؛ نبردی که در مرحله کنونی از رکود به شکست منتقل شده است. او این امر را به به‌ثمررسیدن شکست آمریکا در جبهه سعودی پیوند داد.

هزیمه به ماهیت اهدافِ مورد هدف‌گیریِ اعماق سعودی اشاره کرد و معتقد است که دقت و ارزش این اهداف، تصویر کامل جبهه را در برابره‌ای مقایسه با اهدافی قرار می‌دهد که جانب سعودی از آنها برخوردار است؛ اهدافی که وی آنها را «اهداف قاتل» توصیف کرد.

وی گفت: اصابت و گیرکردن آرامکو به معنای اصابت تاج و تخت پادشاهیِ سعودی است؛ زیرا ارزش عربستان به ارزش تولید نفت پیوند خورده است. همچنین بقا و دوام رژیم حاکم در عربستان به توانایی آن در عرضه خدمات به پروژه صهیو-آمریکایی پیوند دارد؛ وگرنه در سایه این شرایط، این رژیم به باری بر دوش حامیان غربی خود تبدیل خواهد شد.

وی به وجود دوری میان پروژه آمریکایی و پروژه سعودی اشاره کرد؛ پروژه‌هایی که در چارچوب هجوم و زحام برای خدمت به پروژه آمریکایی، به حساب قضیه و حاکمیت اند. وی بر این باور است که تصویر نبرد به نبرد راهبردی بدل شده و آغاز شکل تازه‌ای از اشکال رویارویی است که در آن سلاح‌ها، اهداف و طبیعت رزمنده یمنیِ دارای پیش‌زمینه عقیدتی و ارزشی با یکدیگر بهم پیچیده اند؛ عناصری که به اعتقاد وی عربستان قادر بر جبران و تعویض آنها نیست.

وی افزود: ریاض نمی‌تواند خود را از تأثیرگذاری جنگ رها سازد. ریاض نقش بد و تحریک کننده ایفا می‌کند و از آنچه وی آن را «برخورد مثبت یمن» خواند، فهم و درایتی حاصل نکرد.

وی ادامه داد: عربستان فرصتی را شکار نکرد و در آن یمن «در جایگاه نگهبان اصول امت عربی، مدافع از ملت فلسطین» ظاهر شد، و خواست‌های یمنی را که وی آنان را حق‌ توصیف کرد، در لحظه‌ای که معادله تازه‌ای الزام شد، داخل معادله قرار نداد.

وی این معادله را به شکست نیروهای دریایی غربی پیوند می‌دهد؛ نیروهایی که به گفته او بخشی از حمایت از کشورهای عربی و حکومت‌های وظیفه‌مند بودند. وی بر این باور است که کانون‌های عربی به حمایت غربی اتکا می‌کنند.

هزیمه تصریح کرد: رخدادهای کنونی تصویری از ناتوانی ایالات متحده آمریکا در حمایت از نظام‌ها است؛ نظام‌هایی که به اعتقاد وی این ناتوانی را با «نرخ‌گذاری بر نبردهای مذهبی» جبران می‌کنند؛ سیاستی که به اعتقاد وی با شکست مواجه شده است.

الشرعبی: پاسخ یمنی معادله بازدارندگی و مجازات را ثابت می‌کند و خسارات نفت و آتش سوزی ها بر اقتصاد سعودی فشار می آورد

زکریا الشرعبی، مدیر مرکز اطلاعات در اداره ارشاد معنوی، نیز گفت: بیانیه یمنی عملیات را در قالب پاسخ قرار داد و تأکید کرد که تجاوزات سعودی با پاسخی قاطع و سرنوشت‌ساز مواجه خواهد شد.

وی بر این باور است که میدان هم‌اکنون در برابره‌ای معادله بازدارنده قرار دارد که بر مجازات دشمن سعودی، به سبب دخالت‌ها، تجاوزات و جنایت‌هایش علیه ملت یمن استوار است.

الشرعبی تجاوز تازه سعودیِ را به یک مسیر طویلِ به درازای ۱۲ سال پیوند داد؛ مسیری که در آن از ده‌ها هزار نفر شهید و زخمی و فاجعه انسانیِ ناشی از محاصره سخن گفت. وی تأکید کرد: عملیات اخیر پاسخ به یک جنایت نیست، بلکه در چارچوب این مسیر قرار می‌گیرد.

وی اشاره کرد: حملات اخیر به بیش از ۲۷۴ هزار حمله رسید؛ حملاتی که عربستان در طی سال‌های گذشته به اجرای ‌آنها پرداخت. جانب دیگر معادله، ثابت کردن این قاعده است: «تشدید در برابر تشدید».

وی در این زمینه مثال زد: عربستان وقتی فرودگاه صنعا را بمباران کرد، تشدید کرد و پاسخ آمد؛ سپس الحدیده را بمباران کرد و پاسخ بزرگ‌تری با هدف‌گیری تاسیسات آرامکو در جیزان آمد.

وی عربستان را به ادامه دادن نبرد در خدمت آمریکایی و صهیونیستی و منافع خود متهم کرد و تأکید نمود: ریاض لازم است به حجم ویرانی‌ که در مدت اخیر به آرامکوی جیزان وارد شده نظر بیندازد و درک کند که یمن در ثابت کردن این معادله جدی، قاطع و مصمم است و هرگونه تجاوز علیه یمن با پاسخی مواجه خواهد شد.

الشرعبی توضیح داد: عربستان در روزهای اخیر با تقویت قوای نظامی خود برای تشدید در جهت مناطق آزاد و هدف‌گیری ملت یمن، دست‌بردار شد و علاوه بر اجرای سلسله‌ای از حملات هوایی — با افزودن حدود ۱۲۱ حمله که در میان آنان حمله‌ای پایگاه جوف را هدف داد و شهدا و مجروحانی را برجای گذاشت — تشدید را ادامه داد. وی این امر را دلیل بر اصرار، لجاجت و ادامه مسیر پروژه و تجاوز دانست.

وی تصریح کرد: پاسخ یمنی این بار بزرگ‌تر و وسیع‌تر بود و به هدف‌گیری مناطق حیاتی پرداخت.

در بعد اقتصادی و امنیتی، الشرعبی گفت: نتایج هدف‌گیری‌ها به تلفات مستقیم محدود نمی‌ماند، بلکه به فضای سرمایه‌گذاری عربستان نیز گسترش می‌یابد.

وی توضیح داد: عربستان به عنوان کشوری که به تجارت و سرمایه‌گذاری وابسته است، به امنیت به عنوان یک شرط حیاتی برای ماندگاری سرمایه‌گذاران نیاز دارد؛ وی بر این باور است که تزلزل اوضاع امنیتی در درون نظام سعودی و دیده‌شدن این کشور به عنوان منطقه‌ای ناامن و غیرقابل‌اعتماد برای سرمایه‌گذاری، بسیاری از سرمایه‌گذاران را به ترک این کشور سوق خواهد داد، به‌ویژه با ادامه یافتن نبرد.

الشرعبی در همین زمینه از میزان تشعشع حرارتی ناشی از آتش‌سوزی‌ها سخن گفت و افزود: پایش و رصد آن — به آنچه به آژانس ناسا نسبت داده استوار است — نشان داد که تشعشع حرارتی بزرگی در ابها، آرامکوی جیزان، شهرک اقتصادی و آرامکوی نجران وجود دارد.

وی به عنوان نمونه اشاره کرد: تشعشع حرارتی در ابها از مرز ۱۰۰۰ مگاوات فراتر رفت و این مقدار، اگر بتوان تشعشع را به برق تبدیل کرد، برای تولید انرژیِ کافی جهت به کار انداختن یک شهر کامل مناسب است؛ این تشعشع، انرژی قابل‌استفاده نیست، بلکه حاصل سوختن مخازن نفت است و این امر به معنای زیان‌های اقتصادی گزاف برای عربستان است.

وی به این موضوع پرداخت که جانب سعودی «از روی شرمندگی» به توقف برخی عملیات‌های نفتی اعتراف کرد، اما این پرسش را مطرح ساخت که اگر تجاوز ادامه یابد، چه چیزی از توانمندی‌های نفتی عربستان باقی خواهد ماند؛ مسئله تنها به حجم عملیات‌هایی مربوط نمی‌شود که متوقف خواهند شد، بلکه به حجم عملیات‌هایی مربوط است که همچنان قادر به فعالیت خواهند ماند، چه در زمینه صادرات و چه در زمینه تولید.

الشرعبی در پایان سخنان خود تأکید کرد: هدف‌گیری‌ها ممکن است به بخش نفت محدود نماند و بتواند اهداف دیگری را نیز در بر گیرد که به منافع حیاتی عربستان پیوند خورده‌اند؛ امری که ریاض را بیش از پیش در باتلاق فرو می‌برد و به سقوطِ عبرت‌آموز و سنگین می‌رساند.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha