چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۶
"نوروز رنگی"؛ روایتگر یکرنگی‌های خاطره‌انگیز دهه ۶۰

"نوروز رنگی" سریالی است با درونمایه طنز اجتماعی که در همان آغاز، مخاطب را در بستری نوستالوژیک به دهه شصت با چاشنی لهجه شیرین مشهدی می‌برد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، سریال نوروز رنگی، سال ۱۳۹۹ تولید شد و نوروز سال ۱۴۰۰ از شبکه پنجم سیما یا همان شبکه تهران پخش شد. این مجموعه نمایشی این روزها بار دیگر از شبکه آی‌فیلم در حال بازپخش است که اتفاقاً همین مساله نیز تا حدودی واکنش‌هایی در فضای مجازی به همراه داشته است.

این سریال به کارگردانی علیرضا مسعودی(معروف به علی مشهدی)، اثری با درونمایه طنز اجتماعی است که در همان بدو امر، مخاطب را در بستری نوستالوژیک به دهه شصت با چاشنی لهجه شیرین مشهدی می‌برد.

تلویزیون رنگی و آغاز کشمکش داستانی

برای آنان که این مجموعه را تماشا کرده اند و یا این شب ها مجدد به تماشای آن می‌پردازند، این نکته جالب توجه است که سریال شروعی یکنواخت برای معرفی محله و شخصیت‌های اصلی قصه داشته است؛ شروعی که بار آن بیشتر بر روی دوش بازی بازیگرانی همچون "جواد خواجوی" افتاده، اما به تدریج و با گذشت چند قسمت و مشخص‌شدن شخصیت‌های اصلی، این انرژی میان چند بازیگر جوان تقسیم می‌شود.

به دیگر سخن، قسمت‌های ابتدایی سریال با بازی تا حدّی تیپیکال و غلوشده‌ی بازیگران جوان سرپاست تا این‌که اتفاق اصلی ماجرا، یعنی ورود تلویزیون رنگی به محله، به وقوع پیوسته و از همان نقطه کشمش اصلی داستان نیز آغاز می‌شود.

در واقع سریال "نوروز رنگی" قصه بسیار ساده و در عین حال صمیمی و خودمانی را در پیش گرفته که همین ویژگی نیز باعث شده تا بازی هنرپیشگانی همچون جواد خواجوی (جواد) و رفقایش، حمید حافظ شجری (جعفر) و علی مسعودی (آقای مهدوی) که نقش همسایه خانواده حاج صادق را نیز برعهده دارد، بیشتر به چشم مخاطب بیاید.

کارگردانی که فیلمنامه‌نویس کاربلدی است

بسیاری از مردم، علی مسعودی را با استندآپ‌های کمدی خنده‌دارش در خندوانه می‌شناسند و البته اهالی فرهنگ و هنر با فیلمنامه‌های قوی اش در سریال‌های طنز ماندگار تلویزیون همچون"ساعت خوش"، "کوچه اقاقیا"، "سه در چهار" و ... به خاطر می‌آورند. او در این سریال در قامت کارگردان کوشیده تا سریالی متفاوت از زادگاهش یعنی مشهد بسازد.

نکته حائز اهمیت دیگر این که سریال نوروز رنگی سراغ اواخر دهه ۶۰ رفته است؛ زمانه مهمی از تاریخ بعد از انقلاب که تقابل سخت سنت و مدرنیته در بستر آن در حال شکل‌گیری بوده است و طبعاً خود همین موضوع می‌تواند دستمایه اتفاقاتی شود که جنبه طنز پیدا کند.

در این میان، ورود تلویزیون رنگی به خانه‌های مردمی که سال‌ها تلویزیون سیاه و سفید در خانه‌هایشان داشتند، سرآغاز ماجراست تا همه اهالی محل در خانه کسی جمع شوند که از این تلویزیون بسیار زیباتر برخوردار است و البته بچه‌هایی که برای رسیدن به آرزوی تماشای تلویزیون رنگی سر و دست می‌شکنند.

اصرار کارگردان برای حضور بازیگران مشهدی

کارگردان در سال ۱۴۰۰ در ویژه برنامه صداوسیما با عنوان "سریالیست" درباره حضور بازیگران بومی در این مجموعه گفت: "من دو ماه قبل از کلید زدن سریال به مشهد رفتم و ساعت‌ها برای انتخاب تک تک شخصیت‌ها حتی آنهایی که یک سکانس بازی داشتند وقت گذاشتم و از افراد مستعد تست گرفتم. برایم مهم بود کسانی که در سریال با لهجه صحبت کنند، خودشان مشهدی هستند.

وی همچنین در پاسخ به این سوال که آیا سریال به هدف خود رسیده است، افزود: "بله، حتماً به هدفش رسیده است. البته این را در نظر بگیرید که مخاطب شبکه ۵ با مخاطب شبکه ۱ خیلی فرق دارد. "

طنز فاخر؛ بهانه‌ای فرار از بی‌مخاطبی

وی در عین حال به نکته جالب و در عین حال مهمی اشاره می کند و می گوید: "من بچه کوچه هستم و توی کوچه بزرگ شده‌ام و کف جامعه را کاملاً می‌شناسم. من بلد نیستم طنز فاخر هم بسازم، بعضی‌ها اسم سریالشان را می‌گذارند کمدی و بعد که می‌بینند مخاطب ندارد اسم کارشان را می‌گذارد فاخر! من فقط می‌خواستم مردم را بخندانم و همه قصه‌هایی که تا به حال نوشته‌ام و پخش شده از دل جامعه بوده است. مدیران شبکه‌ها از علی مشهدی توقع طنز فاخر نداشته باشند. "

روایتگر یکرنگی‌های دهه شصت

یکی از نکات قابل توجه در این سریال نمایش صفا، صمیمیت، سادگی، صداقت و یکرنگی مردم در آن بازه زمانی است، کما این که کارگردان خودش به خوبی این فضا را لمس کرده در نوشتن فیلمنامه نیز با ظرافت خاصی به این موضوع پرداخته است. همدلی مردم در کمک به جبهه‌ها در کنار یکرنگی همسایه‌ها با یکدیگر مشخصه اصلی است که سریال را از فضای خشک آپارتمانی یا طنزهای سخیف که با لودگی به دنبال خنداندن مخاطب هستند، کاملاً متمایز می‌سازد.

در واقع سریال "نوروز رنگی" توانست تصویری بی‌واسطه و نزدیک از همبستگی و صفای مردم در دهه ۶۰ را نمایش بدهد و تلاش تیم سازنده بر این محور بوده که برخی از اتفاقات و واقعیت‌های اجتماعی و فرهنگی ایران در آن زمان را به مخاطب نسل امروز یادآوری کند؛ از شعارهای روی دیوار و شوق بسیاری از جوانان برای رفتن به جبهه و کمک‌های مردمی به رزمندگان گرفته تا برخی از دل‌مشغولی‌ها و تفریحات و نوع زندگی و لباس پوشیدن مردم در دهه شصت؛ زمانه ای که هنوز بسیاری از مردم با تلویزیون‌های پخش سیاه و سفید، برنامه‌ها را می‌دیدند و تلویزیون رنگی رفته‌رفته جای خودش را در خانه‌های مردم باز می‌کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha