عفاف در ایران؛ از مسئله فردی و خانوادگی تا لبه تیز نزاع تمدنی

حوزه/ حجت الاسلام والمسلمین زیبایی نژاد در نشست «مواجهه با تحولات پیرامون موضوع عفاف در جامعه ایران»، گفت: حجاب را نباید صرفاً به‌عنوان یک حکم فقهی مستقل دید. به گفته او، عفاف یک ارزش درونی است و پوشش مناسب یکی از نشانگرهای آن و حجاب یکی از احکامی است که در خدمت بسط عفاف قرار می‌گیرد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، نشست علمی «مواجهه با تحولات پیرامون موضوع عفاف در جامعه ایران» با سخنرانی حجت‌الاسلام‌والمسلمین زیبایی‌نژاد، رئیس پژوهشکده زن و خانواده، با میزبانی محسن عزیزی، عضو هیئت علمی دانشگاه قم، برگزار شد. در آغاز نشست، دکتر محسن عزیزی با طرح این پرسش که اساساً عفاف، حجاب و امر جنسی چه جایگاهی در اسلام و فقه شیعه دارند، این مسئله را مطرح کرد که آیا پرداختن گسترده به حجاب و عفاف ضرورت دارد یا این موضوع در شمار مسائل فرعی قرار می‌گیرد و باید در اولویت‌های اجتماعی جایگاه پایین‌تری داشته باشد. وی سپس از سخنران خواست با توجه به تجربه پژوهشی خود، به تبیین اهمیت این موضوع بپردازد.

حجاب فراتر از یک حکم فقهی

زیبایی‌نژاد در پاسخ، بحث را از تفکیک میان «عفاف» و «حجاب» آغاز کرد و تأکید داشت که حجاب را نباید صرفاً به‌عنوان یک حکم فقهی مستقل دید. به گفته او، عفاف یک ارزش درونی است و پوشش مناسب یکی از نشانگرهای آن و حجاب یکی از احکامی است که در خدمت بسط عفاف قرار می‌گیرد. وی بر همین اساس پیشنهاد کرد جایگاه حجاب و عفاف در «الهیات شیعه» بررسی شود، نه صرفاً در محدوده فقه. از نگاه او، اهمیت این موضوع زمانی روشن‌تر می‌شود که عفاف و امر جنسی در منظومه گسترده‌تر ادبیات دینی و در نسبت با مباحث کلامی و الهیاتی مورد توجه قرار گیرد. در این چارچوب، سخنران «خویشتن‌داری اقتصادی» و «خویشتن‌داری جنسی» را از جمله عرصه‌های مهم در آموزه‌های دینی دانست و با اشاره به تعبیرهای «عفت البطن» و «عفت الفرج»، استدلال کرد که مسئله عفت را نمی‌توان به آثار فردی و خانوادگی محدود کرد. از نظر او، این موضوع دارای پیامدهای اجتماعی و تاریخی نیز هست.

پیوند عفت، خانواده و تمدن

یکی از محورهای اصلی سخنرانی، پیوند میان انضباط جنسی، خانواده و جامعه بود. زیبایی‌نژاد با تفکیک عفت جنسی از عفت اقتصادی، این دو را از پایه‌های شکل‌گیری جامعه و تمدن سالم معرفی کرد و گفت همان‌گونه که جامعه‌ای گرفتار حرام‌خواری نمی‌تواند واجد ویژگی‌های تمدن اسلامی باشد، جامعه‌ای که در آن اباحه‌گرایی جنسی شیوع پیدا کند نیز با الگوی مطلوب جامعه اسلامی فاصله خواهد گرفت. از این منظر، عفاف صرفاً مسئله‌ای اخلاقی برای فرد نیست، بلکه با ساختار و روابط خانوادگی و با سلامت اجتماعی و اقتصادی ارتباط پیدا می‌کند. استدلال ارائه‌شده در نشست این بود که هدایت روابط جنسی به سمت روابط خانوادگی و زناشویی و ایجاد انضباط در این حوزه، بخشی از زمینه لازم برای شکل‌گیری رفتارهای سالم اجتماعی و اقتصادی است. وی با استناد به برداشت خود از برخی متون دینی، نسبت میان زناکاری، زنازادگی و پیامدهای آن برای جامعه را مطرح کرد. او تأکید کرد که در فهم دینی مورد نظرش، نباید پیامدهای امر جنسی را تنها در سطح رفتار فردی دید، بلکه باید آثار آن بر نسل، خانواده و ساختار جامعه را نیز مورد توجه قرار داد.

عفاف در میدان نزاع تاریخی و تمدنی

بخش دیگری از سخنرانی به جایگاه امر جنسی در برش تاریخی و تمدنی از نزاع حق و باطل اختصاص داشت. سخنران با ارجاع به مفاهیمی همچون «شجره طیبه» و «شجره خبیثه»، امر جنسی و عفاف را در چارچوبی گسترده‌تر از زندگی فردی و خانوادگی قرار داد و گفت می‌توان این موضوع را در مقیاس یک نزاع تمدنی و تاریخی نیز فهم کرد.

وی با اشاره به نمونه‌هایی از واقعه عاشورا، بر کاربرد مفاهیم «عفت الفرج» و «عفت البطن» در بیان تمایز میان جبهه حق و باطل تأکید کرد و نتیجه گرفت که در متون دینی مورد استناد او، مسئله پاکی اقتصادی و جنسی تنها موضوعی مربوط به مناسبات خود نیست، بلکه با هویت جریان‌های اجتماعی و تاریخی نیز پیوند می‌یابد. از این منظر، سخنران هشدار داد که تقلیل مسئله حجاب به یک رفتار فردی، ممکن است بخشی از پیوستار گسترده‌تر عفاف را نادیده بگیرد. او بر این باور بود که حجاب باید در کنار حیا، عفاف و ابعاد اجتماعی، تاریخی و تمدنی امر جنسی دیده شود.

چرا بی‌حجاب متمایز و مهم است؟

زیبایی‌نژاد در ادامه، یکی از وجوه تمایز حجاب را «علنی بودن» آن دانست. استدلال او این بود که میان گناهی که در خلوت رخ می‌دهد و گناهی که در فضای عمومی و به شکل آشکار صورت می‌گیرد، از حیث نحوه مواجهه اجتماعی تفاوت وجود دارد. وی با اشاره به اصل منع تجسس در زندگی خصوصی افراد، تأکید کرد که نمی‌توان برای کشف گناه پنهان افراد وارد حریم خلوت آنان شد؛ اما در مورد رفتاری که در فضای علنی رخ می‌دهد، مسئله «گناه علنی» و آشکار شدن بی‌حرمتی به حکم دینی مطرح می‌شود. از همین زاویه، حجاب صرفاً انتخاب یک پوشش نیست، بلکه حرمت‌گذاری اجتماعی به حکم خداوند و نمودی از یک امر اجتماعی است. با این حال، سخنران تأکید کرد که مسئله حجاب نباید از پیوستار عفاف جدا شود. به اعتقاد او، اگر حجاب به‌صورت منفک و مستقل دیده شود، مسئله صرفاً به یک رفتار یا ناهنجاری اجتماعی تقلیل می‌یابد؛ اما اگر حجاب در ارتباط با عفاف و تحولات امر جنسی دیده شود، نوع مواجهه با آن نیز نیازمند بازنگری خواهد بود.

تمایز حجاب، عفاف و امر جنسی در جامعه امروز و گذشته

بخش دوم سخنرانی با این گزاره آغاز شد که وضعیت امروز در حوزه امر جنسی، عفاف و پوشش، با گذشته تفاوت‌های اساسی دارد و نمی‌توان آن را صرفاً با الگوهای قدیمی فهم و تحلیل کرد. زیبایی‌نژاد برای توضیح این تفاوت، چندین ویژگی را برشمرد که به اعتقاد او باعث شده امر جنسی و پوشش در جامعه جدید ابعاد تازه‌ای پیدا کند.

بعد جامعه‌شناسانه پوشش، بدن و عفاف

به گفته سخنران، در گذشته بی‌حجابی یا بی‌عفتی عمدتاً از زاویه اخلاقی مورد تحلیل قرار می‌گرفت؛ اما در جامعه جدید، تحلیل این پدیده تنها در چارچوب اخلاق باقی نمی‌ماند. روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و مطالعات فرهنگی مربوط به بدن نیز وارد تحلیل پوشش، آرایش و رفتارهای جنسی شده‌اند. او توضیح داد که در نگاه‌های جدید، بدن دیگر صرفاً یک واقعیت زیستی نیست، بلکه به امری اجتماعی تبدیل شده است؛ به این معنا که فرد از طریق بدن، پوشش، آرایش و سبک ظاهری خود با جامعه ارتباط برقرار می‌کند، هویت خود را نمایش می‌دهد و نسبت خود را با گروه‌های اجتماعی مختلف تعریف می‌کند. در این تحلیل، هرزه‌پوشی و انتخاب یک نوع پوشش زننده لزوماً و به‌صورت مستقیم به معنای وجود یک انگیزه جنسی نیست. ممکن است فرد از یک سبک پوشش برای نمایش تعلق اجتماعی، تمایزگذاری هویتی یا فاصله گرفتن از یک گروه دیگر استفاده کند. از همین رو، سخنران بر پیچیده‌تر شدن پدیده امر جنسی در جامعه جدید تأکید کرد.

برجسته شدن بدن در تحولات نسلی

محور دیگر تحلیل زیبایی‌نژاد، تحولات نسلی بود. او توضیح داد که در نسل‌های پیشین، آرمان‌های سیاسی و اجتماعی نقش پررنگ‌تری در هویت‌یابی داشتند، اما در نسل‌های جدیدتر، فردگرایی و توجه به «خود» برجسته‌تر شده است. بر اساس این تحلیل، هنگامی که فرد به نقطة مرکزی توجه تبدیل می‌شود بدن در مرکز توجه فرد قرار می‌گیرد و پوشش و ظاهر بدن به ابزاری برای ابراز هویت، استقلال و حتی مقاومت تبدیل می‌شود. از این منظر، بخشی از رفتارهای پوششی نسل جدید را می‌توان در چارچوب تلاش برای نمایش استقلال از والدین یا جامعه تحلیل کرد؛ به این معنا که افراد با انتخاب سبک پوشش، آرایش و رفتار ظاهری‌شان می‌خواهند اعلام کنند که من فرمانروای خویشتنم و کسی حق تصمیم‌گیری برای من و ضابطه‌مندی کردن بدن را ندارد.

از «ارتکاب» تا «اشاعه» و «اقامه»

از تمایزات دیگر میان بی‌حجابی و گرایش‌های جنسی در گذشته و حال این است که در گذشته بزهکاری‌ها در مقیاس ارتکاب گناه رخ می‌داد اما امروز به سطح اشاعه گناه و اقامه فساد رسیده است. زیبایی‌نژاد توضیح داد که در مواجهه با گناه، یک سطح، ارتکاب فردی آن است؛ اما جامعه جدید با سطوح دیگری نیز مواجه شده است: ترویج و اشاعه یک رفتار و در مرحله‌ای فراتر، شکل‌گیری ساختارهایی که آن رفتار را تسهیل می‌کنند. از نگاه او، در سطح «اشاعه»، گناه صرفاً انجام نمی‌شود، بلکه درباره آن تبلیغ و به آن دعوت می‌شود؛ و در سطح «اقامه»، ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و رسانه‌ای به گونه‌ای شکل می‌گیرند که سبک زندگی مبتنی بر اباحه‌گرایی آسان‌تر و زیست عفیفانه پرهزینه‌تری شود. او در همین زمینه، اقتصاد مصرفی را به مثابه ساختاری که اقامة فساد می‌کند مورد توجه قرار داد و استدلال کرد که فرهنگ مصرف می‌تواند بر نحوه نگاه انسان به دیگر حوزه‌های زندگی، از جمله روابط انسانی و امر جنسی، اثر بگذارد.

روایت آخرالزمانی و تغییر ارزش‌ها

در بخش دیگری از سخنرانی، زیبایی‌نژاد به روایتی از «الکافی» درباره نشانه‌های آخرالزمان اشاره کرد و گفت بخش مهمی از این روایت به تحولات مناسبات جنسی اختصاص دارد. او با تکیه بر تعابیری که در این روایت به آنها اشاره کرد، از وضعیتی سخن گفت که گناه جنسی از سطح ارتکاب گذشته و به سطح اشاعه و اقامه می‌رسد؛ به گونه‌ای که ارزش‌های مرتبط با عفاف تضعیف شده، گناه جنسی شیوع پیدا کرده و حتی ساختارهای اجتماعی به جای محدود کردن آن، به تسهیل آن کمک می‌کنند. از نگاه سخنران، اهمیت این روایت در آن است که مسئله را از سطح «ارتکاب» یک رفتار به سطح تغییرات ارزشی و اجتماعی ارتقا می‌دهد. بر این اساس، تحول مهم در جامعه جدید، از دیدگاه ارائه‌شده در نشست، تنها افزایش یا کاهش برخی رفتارهای جنسی نیست؛ بلکه امکان تغییر در ارزش‌گذاری اجتماعی این رفتارهاست؛ یعنی وضعیتی که در آن مرز میان ارزش و ضد ارزش دستخوش جابه‌جایی شود.

پیوند امر جنسی و سیاست

یکی از مهم‌ترین محورهای تمایز امرجنسی در جامعه امروز با گذشته پیوند امر جنسی با حوزة سیاست بود. زیبایی‌نژاد با اشاره به ادبیات نظری مرتبط با انقلاب جنسی در غرب، توضیح داد که در نگاه برخی نظریه‌پردازهای انقلاب جنسی، مانند ویلهم رایش و هربرت مارکوزه، آزادی جنسی صرفاً یک مسئله شخصی و اخلاقی تلقی نشده، بلکه با آزادی سیاسی و مبارزه با اقتدار سیاسی پیوند خورده است. در این چارچوب، سخنران توضیح داد که از نگاه برخی نظریه‌پردازان، رهایی از قواعد و محدودیت‌های جنسی می‌تواند مقدمه‌ای برای رهایی از اقتدارهای سیاسی تلقی شود. از همین رو، به باور او، در تحلیل امروز حجاب نمی‌توان از پیامدهای سیاسی آن صرف‌نظر کرد. بر این اساس، وی حجاب را در جامعه امروز واجد یک «دلالت سیاسی» نیز دانست؛ هرچند تأکید کرد که نباید انگیزه سیاسی را به همه افراد بی‌حجاب نسبت داد. به گفته او، بسیاری از افراد ممکن است بیش از آنکه انگیزه سیاسی داشته باشند، تحت تأثیر مد، فضای اجتماعی یا تحولات فرهنگی باشند.

نقش رسانه‌ها و نظام علمی در شکل‌گیری ادبیات جدید

زیبایی‌نژاد در ادامه، یکی از نقاط تمایز میان امر پوشش، عفاف و امر جنسی در جامعه امروز و جوامع گذشته را مواجهة رسانه و نظام علمی با تحولات امر جنسی دانست. به گفته او، رسانه‌ها در گسترش ادبیات فردگرایی و اباحه‌گرایی جنسی نقش دارند و ویژگی جدید این دوره آن است که اباحه‌گرایی با ادبیات علمی و از سوی بخشی از نخبگان پشتیبانی می‌شود. اگر در یک سده پیش برتراند راسل در کتاب زناشویی و اخلاق، طرفداری خود را از آزادی جنسی ابراز می‌نمود، امروزه بخش مهمی از ادبیات روانشناسی و جامعه‌شناسی جنسی به موجه‌سازی آزادی جنسی معطوف می‌شود. در ادامه، سخنران از ورود ادبیات پست‌مدرن و نئولیبرال به عرصه ارزش‌های اخلاقی سخن گفت و این دیدگاه را مطرح کرد که وقتی ارزش‌های اخلاقی فاقد منشأ عینی و صرفاً برساخته اجتماعی دانسته شوند، امکان جابه‌جایی آنها افزایش می‌یابد. او این روند را در نسبت با تحولات فرهنگی و جنسی جامعه مورد تحلیل قرار داد.

حجاب؛ از پوشش به نماد اجتماعی و سیاسی

تمایز مهم دیگر، «نمادین شدن حجاب» است. زیبایی‌نژاد توضیح داد که حجاب در دوره‌های مختلف تاریخی می‌توانسته دلالت‌های اجتماعی و سیاسی متفاوتی پیدا کند. در روایت ارائه‌شده در نشست، حجاب در دوره‌هایی با هویت‌های مذهبی و سپس با هویت‌های سیاسی پیوند خورده است. این روند در دوران انقلاب نیز ادامه یافته و حجاب در بخشی از فضای اجتماعی به نماد زن انقلابی و بی‌حجابی به نماد مخالفت با اسلام سیاسی یا جمهوری اسلامی تبدیل شده است. به اعتقاد سخنران، در سال‌های اخیر دلالت نمادین حجاب وارد مرحله تازه‌ای شده و کوشیده شده است تا بی‌حجابی به مثابه نمادی از «زن کنشگر»، «زن مقتدر» و «سوژه انتخابگر» بازنمایی شود. از این‌رو ضروری است که رسانه‌های ما حجاب و عفاف را به مثابه نماد زن کنشگر، خلاق، موثر و عاقل و بی‌حجابی را به مثابه نمادی از انفعال و غیر عقلانی بودن بازنمایی کنند.

سیاست‌گذاری جنسی؛ مسئله‌ای فراتر از ایران

سخنران در ادامه، « ورود امر جنسی به حوزه سیاست‌گذاری دولتی» را یکی دیگر از ویژگی‌های عفاف و امر جنسی در جامعه جدید دانست. به گفته او، در جوامع جدید، تربیت جنسی و سیاست‌های مرتبط با امر جنسی به موضوع سیاست‌گذاری دولت‌ها تبدیل شده است. وی در این چارچوب، تفاوت رویکردها را مورد اشاره قرار داد و گفت در برخی کشورها این سیاست‌گذاری با مفاهیمی مانند آزادی جنسی پیوند خورده، در حالی که در ایران، سیاست‌گذاری امر جنسی با مفاهیمی همچون عفاف و خویشتن‌داری جنسی ارتباط یافته است.

حجاب به‌مثابه لبه تیز درگیری تمدنی

زیبایی‌نژاد حجاب و امر جنسی را در شمار موضوعاتی قرار داد که به باور او در جامعه معاصر به «لبه تیز درگیری تمدنی» تبدیل شده‌اند. وی استدلال کرد که اگر در دوره‌هایی از تاریخ، نزاع تمدنی در محورهایی مانند بت‌پرستی و خداپرستی خود را نشان می‌داد، در دوره معاصر بخشی از این منازعه در حوزه سبک زندگی و امر جنسی بروز پیدا کرده است. بر همین اساس، حجاب را نمی‌توان بدون توجه به تحولات گسترده‌تر امر جنسی، فردگرایی، بدن‌مندی، رسانه، سیاست و تغییرات ارزشی تحلیل کرد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha