جمعه ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۲
جانشین تخریبِ‌لشکر، که در مبارزه با نفس سرآمد بود

حوزه/ پیش از آنکه در میدان رزم مین‌های دشمن را با سرانگشت تدبیر خنثی کند، در خلوت خویش، مین‌های فریبنده و سرکش نفس اماره را شناسایی و منهدم می‌ساخت؛ حمیدرضا جعفرزاده‌پور، سردار نبردی بود که پیروزی‌اش از شکست دادن تمایلات آغاز می‌شد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، شهید حمیدرضا جعفرزاده‌پور، جانشین واحد تخریب، نمونه‌ای برجسته از رزمندگانی بود که جهاد اصغر را در بستر جهاد اکبر معنا می‌بخشیدند. خوابیدن بر سنگ‌های داغ در گرمای طاقت‌فرسا و قطع وابستگی‌های روزمره، شیوه‌های عملی او در سرکوب نفس اماره بود.

خواب:
هوا خیلی گرم بود. من هم خیلی خسته بودم. بعد از ناهار می‌خواستم بخوابم و استراحت کنم، تا اینکه برم به هور؛ اما خجالت می‌کشیدم بعنوان مسئول واحد بگم می‌خوام بخوابم. رو کردم به حمیدرضا و گفتم: بریم؟ انگار فکرم رو خونده باشه، گفت: آقا مرتضی! خوابم میاد. میشه کمی چرت بزنیم، یه ساعت دیگه بریم؟
از خدا خواسته، قبول کردم. همین که اومدم بخوابم، حمیدرضا از سنگر رفت بیرون. چند دقیقه گذشت و برنگشت. رفتم دنبالش و دیدم بیرون سنگر روی سنگ‌های داغ خوابیده. خیلی تعجّب کردم، گفتم: حمیدرضا! چرا اینجا خوابیدی؟ چرا نیومدی توی سنگر؟ به خودش اشاره کرد و گفت: خوابش میاد. بهش میگم بیا بریم هور، اما میگه من خوابم میاد. منم بهش گفتم اشکال نداره. بگیر بخواب! اما توی آفتاب...
همین‌طور خطاب به خودش صحبت می‌کرد، می‌خندید و می‌گفت: حالا که نمیای هور و می‌خوای بخوابی، باشه؛ بخواب! اما توی آفتاب، نه توی سایه...

ترک‌چای:
خیلی چای می‌خورد، حتی بعضی وقتا نیمه شب بیدار میشد، برا چای خوردن. یه روز گفت: من واقعاً اسیر این نَفس شدم. به نظرت از پا درش میارم یا نه؟
تا اینکه یه شب چای درست کرد و برا من ریخت، اما خودش نخورد. بالاخره نفسش رو زمین زد؛ و از اون شب به بعد دیگه چایی نخورد...

منبع: کتاب "مین و مور"؛ صفحات ۵۸ و ۴۰

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha