یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۲۱
سه روایت رسانه‌ای از مذاکرات ایران و آمریکا

حوزه/ در بررسی بازتاب رسانه‌ای موضوع مذاکره میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران، می‌توان به‌طور کلی سه رویکرد و چارچوب تحلیلی متفاوت را شناسایی کرد که هر یک بر اساس منافع، جهت‌گیری سیاسی و مخاطبان خاص خود، روایت متفاوتی از این فرایند ارائه می‌دهند.

خبرگزاری حوزه| در بررسی بازتاب رسانه‌ای موضوع مذاکره میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران، می‌توان به‌طور کلی سه رویکرد و چارچوب تحلیلی متفاوت را شناسایی کرد که هر یک بر اساس منافع، جهت‌گیری سیاسی و مخاطبان خاص خود، روایت متفاوتی از این فرایند ارائه می‌دهند. این سه دیدگاه، نه‌تنها در نحوه توصیف مذاکره، بلکه در تفسیر مفهوم قدرت، ضعف، پیروزی و شکست نیز اختلافات بنیادینی با یکدیگر دارند.

دیدگاه نخست، رویکرد غالب در رسانه‌های رسمی، وابسته یا حامی جمهوری اسلامی ایران است. در این چارچوب، پذیرش مذاکره از سوی ایالات متحده، آن هم در شرایطی که ایران خطوط قرمز و شروط خود را تعیین کرده است، به‌عنوان نشانه‌ای روشن از عقب‌نشینی و ضعف آمریکا تفسیر می‌شود. این رسانه‌ها معمولاً از «مذاکره آمریکا با ایران» سخن می‌گویند و در تیترها و سرخط اخبار خود، تصویری از ایران مقتدر و مسلط بر معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی ارائه می‌دهند. بر اساس این روایت، ایالات متحده پس از ناکامی در تهدید نظامی و فشار حداکثری، ناگزیر شده است مسیر دیپلماسی را جایگزین میدان جنگ کند. در این تصویرسازی رسانه‌ای، ایران بازیگری است که با اتکا به قدرت راهبردی و مقاومت، طرف مقابل را به پای میز مذاکره کشانده و ابتکار عمل را در دست دارد.

در مقابل، دیدگاه دوم که در رسانه‌های رسمی ایالات متحده و شبکه‌های همسو با جریان غرب‌گرا بازتاب می‌یابد، روایتی کاملاً معکوس ارائه می‌دهد. این رسانه‌ها مذاکره را نتیجه فشارهای همه‌جانبه آمریکا می‌دانند و از «مذاکره ایران با ایالات متحده» سخن می‌گویند. در این چارچوب، ایران به‌عنوان طرفی معرفی می‌شود که تحت تأثیر تهدیدهای نظامی، تحریم‌های اقتصادی، ناآرامی‌های داخلی و نارضایتی‌های اجتماعی، ناچار به درخواست مذاکره شده است. هدف اصلی ایران، از نگاه این رسانه‌ها، رهایی از فشارها و جلوگیری از رویارویی نظامی است. تیترها و گزارش‌ها در این رویکرد، بر برتری ایالات متحده و ضعف ایران تأکید دارند و مذاکره را نوعی عقب‌نشینی تهران و گامی در جهت محدودسازی یا تعطیلی برنامه هسته‌ای آن معرفی می‌کنند.

اما دیدگاه سوم، متعلق به رسانه‌هایی است که تلاش می‌کنند رویکردی بی‌طرفانه‌تر اتخاذ کنند. این رسانه‌ها از «مذاکره میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده» سخن می‌گویند و معتقدند که هیچ‌یک از طرفین به‌تنهایی دست برتر مطلق را ندارد. در این تحلیل، مذاکره نتیجه نیاز متقابل دو کشور است و هر یک در حوزه‌ای خاص به موفقیت‌هایی دست یافته‌اند. از یک سو، ایالات متحده توانسته ایران را به میز مذاکره بازگرداند و از سوی دیگر، ایران موفق شده است دامنه مذاکرات را، برخلاف خواست اولیه آمریکا، به موضوع هسته‌ای و لغو تحریم‌های ثانویه محدود کند. با این حال، این دیدگاه به شکست‌های دو طرف نیز اشاره دارد؛ آمریکا نتوانسته ایران را وادار به پذیرش تمامی مطالبات خود کند و ایران نیز موفق نشده است تحریم‌ها را به‌طور کامل رفع کرده یا قدرت اقتصادی و بین‌المللی خود را تقویت کند.

با وجود این سه روایت متفاوت، پرسشی اساسی همچنان باقی است: در نهایت، افکار عمومی کدام یک از این دیدگاه‌ها را پذیرفته و روایت کدام رسانه توانسته است بیشترین تأثیر را بر ذهن و قضاوت مردم بگذارد؟

محمود سواری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha