به گزارش گروه ترجمه خبرگزاری «حوزه»، یک شاهد عینی در یادداشتی تفصیلی از روند برگزاری دادگاههای علمای شیعه در بحرین، پرده از تناقضات آشکار و برخوردهای تبعیضآمیز در جریان رسیدگی به این پروندهها برداشت. این گزارش که از سوی «مرآة البحرین» منتشر شده، با توصیف فضای سخت و بینظمیهای تعمدی در مدیریت جلسات دادگاه، استدلال میکند که فرآیند قضاییِ جاری در بحرین نه یک رسیدگی جناییِ معمول، بلکه یک پروژهی سیاسی برای تحت فشار قرار دادنِ اعتقادات و شخصیت های یک مذهب است.
همراه من یکی از شیوخِ سالخورده بود -که شاید سنش به هفتاد میرسید- اما با این حال در گرمای سوزان خورشید و با وجود مسافت طولانی از خانهاش بیرون آمده بود تا به بیگناهی یک عالم شهادت دهد و اتهام را از او دور کند. وقتی به ساختمان دادگاه رسیدیم، این شیخ بزرگوار -از نظر سنی و اخلاقی- مستقیم به سمت پلهها رفت، با وجود اینکه آسانسور برقی هم موجود بود؛ گویی میخواست با زمان و پیری مبارزه کند. او با گامهایی آهسته از آن پلههای طولانی بالا میرفت تا به وظیفه شرعی خود در ادای شهادت عمل کند.
به سالنی که شاهدان در آن جمع میشدند رسیدیم؛ جایی که شیوخ، طلاب علوم دینی، اعضای هیئتامنای عزاخانه ها و حسینیهها، خطبا و دیگر مردان مؤمن گرد آمده بودند. با دلی آرام و چهرههایی خندان با یکدیگر مصافحه میکردند، گویی برای جلسه محاکمه مذهب تشیع نیامده بودند. کم سخن میگفتند، بسیار سکوت میکردند و گاهی با یکدیگر به مهربانی رفتار میکردند.
میشنیدم که یکی دعا میکرد و میگفت: «خداوندا زبانهای ما را به حق و حکمت استوار گردان»، و دیگری در دعایش زمزمه میکرد و میشنیدم که میگوید: «اللهم یا مخلّص الشجر من…» (خداوندا ای رهاننده درخت از…)، که این دعای امام کاظم (علیهالسلام) در زندان هارون است، و دیگری برای فرج دعا میکرد.
زمان آغاز جلسه ساعت ۱۰ صبح بود و ما کمی زودتر از آن رسیدیم، اما بیش از دو ساعت نشستیم. برخی تحمل کرده و از مناطق دور از وزارت دادگستری در منامه آمده بودند؛ یکی از شهرک «الدراز» و دیگری از منطقه «کرزکان». این شیخ سالخوردهای که طولانی نشستن روی صندلی در مکانی با تهویه ضعیف و گرمای هوا او را خسته کرده بود، صبور بود و با این جمله خود را تسلی میداد: «آنچه خدا بخواهد، نیکوست».
نشستیم، صبر کردیم و منتظر ماندیم، تا حدی که یکی از روحانیون عمامهاش را برداشت و سرش را روی عصایش گذاشت و به آن تکیه داد تا استراحت کند، تا اینکه وقت اذان ظهر فرا رسید. در حیرت ماندیم که آیا منتظر بمانیم، شاید نوبت شهادت دادن برسد، یا نماز بخوانیم تا فضیلت نماز اول وقت را از دست ندهیم؟ با طولانی شدن انتظار، سالن از شاهدان خالی شد و مسجد از آنها برای نماز پر گشت.
پس از نماز به سالن انتظار برگشتیم، اما این بار سکوت و آرامش بیش از حرف زدن بود؛ چرا که خستگیِ انتظار، توان ما را گرفته بود.
در ساعت ۱۲:۴۵ ظهر -پس از حدود ۳ ساعت انتظار- یکی از وکلا آمد تا خبر ورود اولین شاهد را به ما بدهد؛ جایی که ادای شهادت او همراه با سؤالات و ثبت آن حدود ۱۰ دقیقه طول میکشید. تعداد متهمان در این جلسه ۱۱ نفر بود و برای هر متهم دو شاهد وجود داشت، بنابراین مجموع ما بیش از ۲۰ شاهد بود، یعنی برای پایان یافتن کار همه ما، به بیش از ۳ ساعت دیگر زمان نیاز داشتیم.
با وجود همه اینها، ما با میل و اراده خود اینجا هستیم. صرف کردن وقت، کمترین کار ممکن است و مسئله، محاکمه یک مذهب و یک طایفه به طور کامل است، نه یک پرونده جنایی مربوط به افراد.
حدود ساعت ۱:۳۰ ظهر، مسئولین آمدند و تمام شاهدان را به سالن ویژهای در نزدیکی سالن دادگاهِ در حال برگزاری منتقل کردند؛ اقدامی که از ملاقات کسانی که شهادت خود را داده بودند با سایر شاهدان جلوگیری میکرد، گویی که جلسه امتحان در مدرسه است و برای جلوگیری از لو رفتن سؤالات!
با طولانی شدن مدت انتظار، از خود پرسیدیم که سطح تنظیم وقت چگونه است؟ آیا نقصی وجود دارد، یا مسئله صرفاً خستهکردن روحی و جسمی شاهدان است؟ یا اینکه تعلل و تنش در محاکمه مذهب است؟ در هر صورت، این تأخیر یا ناشی از قصور است و یا تعمد در کوتاهی. اگر اشتیاق شاهدان برای یاری مذهب و دفاع از علما نبود، هیچکس صبر نمیکرد و تحمل نمینمود. شاهدان عملاً در اتاقی زندانی شده بودند که نمیدانستند کی از آن خارج میشوند.
ساعت ۲ بعد از ظهر، یکی از وکلا به ما اطلاع داد که مدت ادای شهادت هر شاهد، علاوه بر پاسخگویی به سؤالات قاضی و دادستانی، ۳۰ دقیقه است.
و در ساعت ۲:۴۵ به ما اعلام کردند که قاضی جلسه را برای استراحت تعطیل کرده است. بله، حق قاضی، دادستان و همراهانشان است که استراحت کنند، غذا بخورند و نفس بکشند، چرا که از بس شاهدان را در مورد «ولایت فقیه» بازجویی کردند، خسته شدهاند!! و طبیعی است که خسته شوند، چون آنها در حال محاکمه یک مذهب و یک طایفه به طور کامل هستند، نه یک فرد یا دو فرد.
دادگاه وقت و انرژی شاهد را سرقت کرد، بدون اینکه اطمینان داشته باشد که شهادتش پذیرفته میشود یا رد میگردد. اما خداوند عمل هیچ عاملی را ضایع نمیکند و همانطور که یکی از وکلا برای دلداری ما گفت: «در ترازوی حسنات شماست».
خستگی و انتظار ما شاهدان، در برابر زندانی شدن علما و توهین به آنان هیچ است. آنها خود و وقتشان را در راه خدمت به دین و مذهب فدا کردند و اکنون جهاد خود را با صبر در پشت میلههای زندان و مواجهه با اتهامات بزرگِ واهی، تکمیل میکنند.











نظر شما