سه‌شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۱۱
بهترین واکنش در مواجهه با خیانت همسر چیست؟

حوزه/ در مواجهه با خیانت همسر، اگر موضوع در مراحل ابتدایی است، با بهبود رابطه عاطفی و گوش‌دادن فعال واکنش نشان دهید. پس از آشکار شدن موضوع، از تصمیم شتابزده پرهیز کرده و برای ارزیابی امکان ترمیم به مشاور متخصص مراجعه کنید.

به گزارش خبرگزاری حوزه، حجت الاسلام داریوش عشقی، مشاور خانواده به پرسش و پاسخی در موضوع «مواجهه با خیانت در رابطه همسرانه» پرداخت که تقدیم شما فرهیختگان می شود.

* اگر خدای‌نکرده زن یا شوهر متوجه شود که طرف مقابل به او خیانت کرده، بهترین واکنش در مواجهه با این موقعیت چیست؟

بهترین واکنش در مواجهه با خیانت همسر چیست؟

شدت و ابعاد ماجرا در این مسئله بسیار مهم است. اگر موضوع در همان مراحل ابتدایی باشد، معمولاً ما توصیه می‌کنیم که فرد، واکنش مستقیمی نشان ندهد.

برای مثال، اگر تنها چند پیام رد و بدل شده باشد و فرد مقابل متوجه شده باشد که همسرش با شخص دیگری گفت‌وگو یا درد و دل کرده است، این اتفاق در بسیاری از موارد نشان‌دهنده‌ی آن است که نیاز عاطفی یا گفت‌وگویی در رابطه نادیده گرفته شده است.

در چنین مواردی، به جای برخورد مستقیم، توصیه می‌کنیم فرد توجه خود را بر بهبود رابطه‌ی عاطفی متمرکز کند.

برای نمونه، اگر مردی متوجه شد که همسرش با فرد دیگری صرفاً درد دل می‌کند، این نشانه‌ی یک نیاز برآورده‌نشده است.

در این وضعیت، بهتر است زمان بیشتری را به گفت‌وگو با همسرش اختصاص دهد، توانایی شنونده‌بودن خود را تقویت کند، مهارت «گوش‌دادن فعال» را بیاموزد و تلاش کند تا از طریق توجه، محبت و همراهی، جای آن ارتباط بیرونی را با پیوند درونی جایگزین کند.

این رفتار نه‌تنها باعث تقویت پیوند عاطفی می‌شود، بلکه به شکل ناخودآگاه در طرف مقابل احساس عذاب وجدان ایجاد کرده و باعث می‌شود خودِ فرد از آن ارتباط خارج شود. این شیوه، احتمال بازگشت به رابطه و جلوگیری از تکرار چنین اتفاقاتی را تقویت می‌کند.

این توصیه در جایی کاربرد دارد که شخص خیانت‌دیده متوجه موضوع شده، اما طرف مقابل هنوز متوجه آگاهی او نشده است.

اگر همسر متوجه شود که طرف مقابلش از موضوع باخبر است، دیگر نمی‌توان به‌راحتی از کنار آن گذشت. در این حالت، باید شرایط به‌گونه‌ای مدیریت شود که فرد خاطی عمق اشتباه خود را درک کند.

همچنین باید توجه داشت که در چنین موقعیت‌هایی نباید «تصمیم‌گیری شتاب‌زده» داشت.

همواره توصیه می‌کنیم که تصمیم نهایی را با فاصله‌ای از زمان وقوع اتفاق اتخاذ کنند، مثلاً دو یا سه روز بعد.

حضرت امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند: «در هنگام خشم، سه کار را انجام ندهید: تنبیه نکنید، تصمیم نگیرید و امر و نهی نکنید.»

معمولاً زمانی که فرد تحت تأثیر خشم قرار دارد، تصمیماتی می‌گیرد که بعداً ناچار به پرداخت بهای سنگین آن‌ها خواهد بود.

بنابراین، شخص باید به خود فرصت بدهد و قبل از آنکه تمام تقصیر را متوجه همسرش بداند، سهم خود را نیز در بروز این مسئله جست‌وجو کند؛ البته منظور این نیست که خود را کاملاً مقصر بداند، بلکه باید منصفانه بیندیشد که آیا در بخشی از رابطه، کم‌کاری یا غفلت داشته که به این وضعیت منجر شده است یا نه.

در مواردی که موضوع آشکار شده و ابعاد ماجرا نیز بسیار وخیم است، پیش از هر اقدامی، توصیه‌ی مؤکد این است که بدون درگیر کردن خانواده‌ها، به مشاور متخصص مراجعه کنند.

مشاور می‌تواند با نگاهی بیرونی و بی‌طرف، عمق بحران را ارزیابی کند؛ بررسی کند که این خیانت از سوی کدام‌یک بوده، تا چه اندازه و در چه مدتی رخ داده، چندبار تکرار شده، و از چه طریقی صورت گرفته است.

در جلسات ارزیابی، ما معمولاً به این موضوع می‌پردازیم که آیا امکان ترمیم رابطه وجود دارد یا خیر.

برخی خیانت‌ها، به‌ویژه آن‌هایی که فرد با چشم خود صحنه‌ای را دیده که نمی‌تواند فراموش کند، به‌سختی قابل ترمیم هستند؛ زیرا حذف آن تصویر از ذهن ممکن نیست.

در چنین مواردی، گاهی ناچار می‌شویم توصیه کنیم که ادامه‌ی رابطه امکان‌پذیر نیست؛ اما در بسیاری از موارد، افشا شدن خیانت در مراحل اولیه رخ می‌دهد و هنوز رابطه‌ی جدی یا ارتباط فیزیکی صورت نگرفته است. در این سطح، می‌توان با «اصلاح رفتارها و اصلاح سبک زندگی»، رابطه را ترمیم کرد.

در چنین موقعیت‌هایی، لازم است هر دو طرف بپذیرند که چه اشتباهاتی مرتکب شده‌اند، و اکنون چه اقداماتی باید انجام دهند.

ما معمولاً افراد را وارد یک دوره‌ی سبک زندگی سه‌ماهه می‌کنیم که شامل فعالیت‌هایی برای «جبران، بازسازی اعتماد، و آموزش مهارت‌های همدلی و مدیریت ذهن» است؛ حتی تلاش می‌شود با تکنیک‌هایی، خاطره‌ی این اتفاق تا حدودی در ذهن طرف مقابل کم‌رنگ شود.

به فرد خاطی آموزش داده می‌شود که چگونه به فرد آسیب‌دیده آرامش بدهد و شرایطی ایجاد کند که آسیب روانی کاهش یابد، به‌ویژه در خانواده‌هایی که فرزند دارند؛ چرا که در این موارد، حفظ نهاد خانواده برای ما اولویت دارد، البته به‌شرط آنکه حفظ آن ممکن باشد.

در مواردی که فرد خاطی دچار اختلال رفتاری یا مشکل عمیق‌تری است، مانند کسانی که بارها قول داده‌اند، متعهد شده‌اند و باز هم خیانت را تکرار کرده‌اند، این افراد نیازمند «روان‌درمانی» هستند.

اگر درمان شدند، می‌توان برای حفظ زندگی مشترک برنامه‌ریزی کرد. اما اگر نخواستند یا نتوانستند درمان شوند، ما نمی‌توانیم آن‌ها را به اجبار در کنار هم نگه داریم؛ چرا که ادامه‌ی چنین رابطه‌ای، آسیب‌های گسترده‌ای برای فرد مقابل، فرزندان و نسل آینده ایجاد خواهد کرد.

با این حال، بخش زیادی از مواردی که ما امروزه با آن‌ها مواجهیم، خیانت‌هایی هستند که در مراحل اولیه کشف می‌شوند:

یک تماس تلفنی، یک دیدار یا چند پیام چت.

در این سطح، ما می‌توانیم از طریق «خانواده‌درمانی» به حل مسئله کمک کنیم، اما افراد باید از تصمیمات عجولانه و اقدامات بی‌تأمل بپرهیزند.

برای مثال، از «تماس با خانواده‌های یکدیگر، آبروریزی، و ایجاد فضای تنش‌زا» خودداری کنند.

اگر این ماجرا به خانواده‌های دو طرف کشیده شود، حتی در صورت تمایل دو نفر برای ادامه‌ی زندگی، ممکن است والدین مانع شوند.

مثلاً فرد بگوید: «من بخشیده‌ام، می‌پذیرم که خودم هم مقصر بودم»، اما خانواده بگوید: «نه، او جنایتی کرده که قابل چشم‌پوشی نیست.»

پس، افراد باید قبل از هر اقدامی، مسئله را در یک فضای امن و حرفه‌ای، نزد «کارشناس متخصص» این حوزه مطرح کنند.

اگر کارشناس به این جمع‌بندی رسید که امکان ادامه‌ی زندگی وجود ندارد، آن زمان می‌توان تصمیم جدی گرفت، اما اگر امکان اصلاح و بازسازی رابطه وجود داشت، باید از هرگونه اقدام عجولانه و انتقال مسئله به خانواده‌ها خودداری کرد؛ چرا که دخالت‌های غیرکارشناسی، فرآیند ترمیم را مختل کرده و حتی ممکن است مسیر بازگشت را کاملاً مسدود سازد.

راهکار وجود دارد؛ حتی مواردی داشتیم که به‌خاطر حفظ آبرو، زوج‌ها پس از جدا شدن از همدیگر، موضوع را به خانواده‌ها اطلاع نداده بودند.

مثلاً مراجعینی داشتم که پس از دو سال و نیم دوباره به هم برگشتند و اکنون زیر یک سقف زندگی می‌کنند. عقد آن‌ها را نیز خودم به‌صورت رسمی برگزار کردم.

برای مطالعه متن کامل سخنان حجت الاسلام داریوش عشقی، مشاور خانواده اینجا را کلیک نمایید.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha