خبرگزاری حوزه / در سالهای ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶ یکی از نقدهای جدی در فضای عمومی این بود که چرا بخشی از جامعه تحت تأثیر حمایت سلبریتیها از یک نامزد سیاسی قرار میگیرد. بسیاری میپرسیدند چه دلیلی دارد نظر یک بازیگر یا خواننده درباره سیاست تا این اندازه اثرگذار باشد؛ فردی که تخصص اصلیاش در هنر است، نه در تحلیل سیاسی یا اقتصادی.
اما همین پرسش امروز میتواند در شکل دیگری نیز مطرح شود. آیا صرفاً به این دلیل که یک مداح یا چهره مذهبی از فرد یا جریان خاصی حمایت میکند، باید آن را معیار تصمیمگیری قرار داد؟ مداح نیز مانند هر انسان دیگری ممکن است دیدگاه سیاسی داشته باشد و حتی بتواند از آن دفاع کند. اگر استدلالی مطرح میکند، میتوان آن را شنید و سنجید. اما تبدیل کردن نام و جایگاه یک فرد به معیار حق و باطل، روشی قابل دفاع نیست.
مشکل از جایی آغاز میشود که در فضای بحث گفته میشود: «مگر تو از فلان حاجآقا یا کربلایی بیشتر میفهمی که نظرت با او متفاوت است؟» این نوع استدلال در واقع حذف گفتوگوی عقلانی است. در چنین فضایی، جای استدلال را مرجعیت نامها میگیرد؛ در حالی که در یک جامعه مبتنی بر مشارکت عمومی، قرار است شهروندان بر اساس تحلیل و استدلال خود تصمیم بگیرند.
اگر بنا باشد تنها گروه محدودی از افراد ـ صرفاً به دلیل شهرت یا جایگاه اجتماعی ـ درباره مسائل سیاسی تصمیم بگیرند، اساساً دیگر نیازی به مشارکت عمومی و سازوکارهای مردمسالارانه نخواهد بود. در آن صورت میتوان همان افراد را گرد هم آورد تا به جای همه مردم تصمیم بگیرند.
آنچه یک جامعه پویا را شکل میدهد، نه تبعیت از اشخاص، بلکه گفتوگو بر سر استدلالهاست. چهرههای مشهور، چه هنری و چه مذهبی، میتوانند نظر خود را بیان کنند؛ اما آنچه باید معیار قرار گیرد، دلیل و منطق پشت آن نظر است، نه صرفاً نام و جایگاه گوینده.
در نهایت، اصل سادهای میتواند راهنما باشد: شهروندان باید «بنده دلیل و استدلال» باشند، نه «بنده نامها و اشخاص».
نورالهدی مازارچی










نظر شما