سه‌شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۴۲
چرایی نگرانی عمیق نظام سلطه از جهانی شدن گفتمانِ ایران

دشمنان در شرایط کنونی به خوبی می‌دانند که هسته سخت نظم آینده، نه صرفاً در قدرت اقتصادی چین یا توان نظامی روسیه بلکه ریشه در گفتمان عدالت‌خواهانه و مقاومت دارد که ایران اسلامی، پرچمدار، نظریه‌پرداز و معمار آن است.

به گزارش خبرگزاری حوزه، نه امروز و دیروز بلکه چندسالی است که علائم و نشانه های ورود جهان به یک تحول تاریخی کاملاً مشهود است، کما این‌که در ماه‌های اخیر به ویژه پس از طوفان الاقصی، شتابِ رقم خوردن این تحول تاریخی مضاعف هم شده و لذا بیراه نیست اگر بگوییم که اینک‌دنیا بیش از هر زمان دیگری بر لبه‌ی یک تحول تاریخی ایستاده است.

آبان ماه سال ۱۴۰۱ بود که مقام معظم رهبری در سخنانی ضمن ترسیم خطوط اصلی نظم نوین شامل محورهای مهمی چون انزوای ایالات متحده آمریکا، انتقال قدرت به آسیا و نیز گسترش گفتمان مقاومت در جهان به این نکته اشاره داشتند که تغییر نظم نوین جهانی، امروز نه یک پیش‌بینی بلکه واقعیتی در حال وقوع است.

نظم جدیدی در حال شکل‌گیری است

سیدعبدالله متولیان، نویسنده و روزنامه‌نگار در همین راستا با اشاره به این‌که نشانه‌های فروپاشی نظم سلطه‌گر و لیبرال غربی و تولد نظمی جدید، غیرقابل انکار است، ضمن طرح این پرسش کلیدی که در این تحولات در کدام نقطه مهم تاریخی ایستاده ایم، ابراز داشت: پاسخ شایسته به این سؤال در گروی شناخت و استفاده حداکثری از پنج ستون قدرت ملی ایران است یعنی "نیروی انسانی نخبه"، "ذخایر طبیعی بی‌نظیر"، "موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک"، "الگوی حکمرانی جمهوری اسلامی" و "پیشتازی در گفتمان مقاومت"، چرا که این مجموعه، ایران اسلامی را نه به عنوان یک قدرت صرفاً اقتصادی- نظامی، بلکه به عنوان یک قطب معناساز و تمدنی در نظم نوین مطرح می‌سازد.

وی همچنین افزود: در سوی مقابل، ابرقدرت دیروز یعنی آمریکا، با درک این گذارِ اجتناب‌ناپذیر، وارد مرحله ای تحت عنوانواکنش‌های عصبی و مخرب شده که امروز با نوع خاص مدیریت ترامپ شاهد بروز و ظهور آن هستیم، کما این‌که تحرکات عجولانه اعم از خروج از پیمان‌های بین‌المللی تا اقدامات تحریک‌آمیز در نقاط مختلف دنیا و همچنین خط‌ونشان کشیدن برای ایران، نه نشانه قدرت، که به نظر می‌رسد فریاد هراس یک غول در حال سقوط است.

هراس نظام سلطه از جهانی شدن گفتمانِ ایران

وی تأکید کرد: از سوی دیگر باید به این نکته مهم توجه داشت که دشمنان در شرایط کنونی به خوبی می‌دانند که هسته سخت نظم آینده، نه صرفاً در قدرت اقتصادی چین یا توان نظامی روسیه بلکه ریشه در گفتمان عدالت‌خواهانه و مقاومت دارد که ایران اسلامی، پرچمدار، نظریه‌پرداز و معمار آن است و لذا نگرانی عمیق استراتژیست‌های امریکایی به همین خاطر است چرا که مشاهده می‌کنند مدل چین و روسیه، در نهایت بازیگری در چهارچوب‌های مادی و قابل مدیریت و فاقد گفتمان مورد پذیرش افکار عمومی جهانی است، اما الگوی ایران با ارائه یک آلترناتیو ایدئولوژیک برپایه استقلال، عدالت و معنویت، اساس مشروعیت نظام سلطه را هدف گرفته است و لذا باید از ترس و نگرانی عمیق نظام سلطه از جهانی شدن گفتمانِ ایران اسلامی در اینجا سخن گفت.

متولیان همچنین بیان داشت: به همین خاطر در شرایط حساس کنونی، آمریکایی‌ها به دنبال القای این تصور هستند که اساساً بدون حضور حداکثری این کشور، نظم جدید شکل نمی گیرد و از سوی دیگر در پیِ تمرکز بر تجزیه و حذف ایران از نظم جدید هستند کما این که در فتنه های گوناگونی همچون فتنه دی‌ماه امسال به شکل مستقیم و غیرمستقیم به همین مساله نیز به نوعی اشاره کردند.

موقعیت استثنایی و رسالت تاریخی ما

وی افزود: به هر صورت باید توجه داشت که ایران عزیز ما با دارایی‌های بی‌نظیر پنجگانه خود به‌خصوص سرمایه انسانیِ خلاق و نیز پرچمداری گفتمان مقاومت در دنیا در موقعیتی تاریخی قرار گرفته و در این میان، رسالت کلیدی ما نه تنها مقاومت در برابر تلاش‌های مذبوحانه نظام سلطه، بلکه فعالیت در نقش معمار نظم نوین است. جوانان این مرز و بوم، با خودباوری و اتکا به الگوی پیشرفت درون‌زا و برون‌نگر، می‌توانند ایران را نه به عنوان کشوری در حاشیه، که به عنوان قطب تأثیرگذار و گفتمان‌ساز جهان چندقطبی آینده» تثبیت کرده و بدین سان، مطالبه رهبر فرزانه انقلاب را تحقق ببخشند.

نفس‌های آخر نظم غرب

حنیف غفاری، فعال رسانه ای نیز در یادداشتی چنین نوشت که سخنرانی نخست‌وزیر کانادا، در اجلاس داووس را باید فراتر از یک موضع‌گیری مقطعی یا هشدار دیپلماتیک ارزیابی کرد. این سخنان در واقع اعترافی صریح از درون اردوگاه غرب به فروپاشی یکی از بنیادی‌ترین فرضیات نظم بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم است: این تصور که قرار گرفتن زیر چتر رهبری آمریکا، به‌طور خودکار امنیت، رفاه و ثبات را تضمین می‌کند. وقتی نخست‌وزیر کشوری مانند کانادا به عنوان نزدیک‌ترین شریک ژئوپلیتیک، اقتصادی و امنیتی ایالات متحده چنین ارزیابی صریحی ارائه می‌دهد، باید آن را نشانه یک تغییر پارادایمی جدی دانست. در واقع او با لحنی که برخی رسانه‌های غربی آن را «تحریک‌آمیز» توصیف کردند، عملاً پایان نظم بین‌المللی مبتنی بر قانون به رهبری امریکا را اعلام کرد، چه آن که بدون نام بردن مستقیم از دونالد ترامپ، به‌روشنی از «هژمونی امریکا» و استفاده قدرت‌های بزرگ از «ادغام اقتصادی به‌عنوان سلاح» سخن گفت.

تجربه‌ای تلخ در عصر هژمونی آمریکایی

وی همچنین با اشاره به تجربه تلخ بسیاری از کشورها در عصر هژمونی اقتصادی آمریکا، در ادامه مطلب می‌آورد: نخست‌وزیر کانادا همچنین به افول جدی چندجانبه‌گرایی اشاره می‌کند؛ افولی که خود غرب یکی از عوامل اصلی آن بوده است. تضعیف سازمان تجارت جهانی، بی‌اعتنایی به سازمان ملل و بی‌نتیجه ماندن سازوکارهایی مانند COP، همگی نشان می‌دهد که «معماری حل مسئله جمعی» دیگر کارکرد سابق را ندارد. در چنین شرایطی، کشورها ناگزیرند بیش از گذشته به‌تنهایی عمل کنند؛ گزاره‌ای که معنای ضمنی آن، بازگشت به منطق قدرت، خودیاری و رقابت سخت است. جمع‌بندی کارنی صریح و بی‌پرده است: استقلال استراتژیک دیگر یک انتخاب لوکس نیست، بلکه یک ضرورت بقاست. کشوری که نتواند غذای خود را تأمین کند، انرژی‌اش را تولید کند، مواد معدنی حیاتی‌اش را کنترل کند یا از خود دفاع کند، عملاً بی‌گزینه است. در واقع، سخنان کارنی را باید در کنار مواضع مشابه رهبران اروپایی، آسیایی و حتی برخی سیاستمداران امریکایی دید: جهان وارد دوره‌ای شده که در آن، تکیه کورکورانه بر امریکا نه‌تنها امنیت نمی‌آورد، بلکه آسیب‌پذیری می‌سازد. اعتراف کانادا، شاید دیرهنگام باشد، اما یک پیام روشن دارد: عصر «اعتیاد راهبردی به امریکا» رو به پایان است، حتی اگر هزینه رهایی از آن، سنگین و پرریسک باشد.

انتهای پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha