یکشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ | Aug 9, 2020
نفخ صور

حوزه/ در نفخ صور همه اهل آسمان (ملائکه) و زمین (انسان) می میرند مگر کسانی که جزو مخلصین هستند که مصداق کامل آن ها حضرات اهل بیت ـ علیهم السلام ـ می باشند اما کیفیت مرگ ملائکه روشن نیست.

به گزارش خبرگزاری حوزه، پاسخ به سؤالات و شبهات موجود در جامعه از وظایف مراکز حوزوی و دینی است که این خبرگزاری در شماره های گوناگون به ارائه برخی از پرسش ها و شبهات و پاسخ های آن، برگرفته از «مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم» خواهد پرداخت.

  

- سؤال

آیا با نفخ در صور همه می ‏میرند، حتی ملائکه؟ در این صورت مرگ ملائکه به چه معنی است؟

  

- پاسخ

در این رابطه به آیاتی اشاره می شود: «و یوم ینفخ فی الصور ففزع من فی السماوات و من فی الارض الاَّ من شاءاللَّه...»[۱] روزی که در صور دمیده می‏شود آنان که در آسمان و زمین هستند به بی‏تابی و فزع در می‏آیند، جز آن‏که خدا بخواهد.

 و آیه: «و نفخ فی الصور فصعق من فی السموات و من فی الارض الاَّ من شاءاللَّه ثم نفخ منه اخری فاذا هم قیام ینظرون».[۲] و در صور دمیده می‏شود، آن‏گاه اهل آسمان و زمین همه مدهوش می‏شوند جز آن‏کس که خدا بخواهد. سپس بار دیگر در صور دمیده می‏شود، که ناگهان همه به پا ایستاده و نگران و منتظر خواهند بود.

  

 در رابطه با این آیات و چگونگی مرگ مخلوقات و پایان زندگی دنیا، نکاتی قابل ذکر است.

۱- در آیات از لفظ «صعق» و «فزع» استفاده شده نه «موت»، زیرا «موت» لفظی است که بر خروج روح از بدن اطلاق می‏شود، در حالی که «صعق» و «فزع» همه موجودات آسمان و زمین (از جمله ملائکه و ارواح) را نیز شامل می‏گردد؛ برخلاف «موت».

بنابراین، اگر مراد از مرگ ملائکه، خارج شدن آن‏ها از عالم دنیا و وارد شدن به عالم آخرت باشد، پاسخ مثبت است، به این معنا که ملائکه نیز با نفخ صور به پایان زندگی خود می‏رسند، البته نه به معنای خروج روح از بدن بلکه به معنای انتقال آن ها به عالم آخرت در این رابطه روایات فراوانی در دست است[۳] که به نمونه‏ای از آن اشاره می‏کنیم:

  

یکی از یاران امام صادق(ع) به نام یعقوب احمر می‏گوید: در جریان مرگ اسماعیل - فرزند امام صادق(ع) - به خدمت ایشان رفتم تا تسلیت بگویم. ایشان پس از آن‏که برای فرزندش اسماعیل از خداوند طلب رحمت نمود، فرمود: .... جدّاً همه اهل زمین خواهند مرد، حتی یک نفر نیز باقی نمی‏ماند، سپس همه اهل آسمان‏ها خواهند مرد و حتی یک نفر نیز باقی نمی‏ ماند، مگر فرشته‏ای که مأمور قبض ارواح است و حاملان عرش و جبرئیل و میکائیل.

پس ملک‏الموت می‏آید و در مقابل خدا می‏ایستد، به او گفته می‏شود چه کسی مانده است؟ - در حالی که خودش عالم‏تر است - ملک‏الموت می‏گوید: پروردگارا، کسی نمانده مگر ملک‏الموت و حاملان عرش و جبرئیل و میکائیل. آن‏گاه به او امر می‏شود که به جبرئیل و میکائیل بگو بمیرند. در این موقع فرشته‏ها یعنی حاملان عرش می‏گویند: ای رب ما، این دو فرشته رسول و امین تو هستند. پاسخ می‏رسد که قضای حتمی من این است که هر نفسی که در آن روح باشد باید بمیرد.  ملک‏الموت می‏آید و در برابر خدا می‏ ایستد. آن‏گاه به او گفته می‏شود چه کسی باقی مانده است؟ - در حالی‏که خودش بهتر می‏داند - ملک‏ الموت می‏گوید: پروردگارا، جز ملک‏الموت و حاملان عرش کسی باقی نمانده است. در این حال گفته می‏شود: به حاملان عرش بگو بمیرند.

امام(ع) فرمود: سپس ملک ‏الموت غمگین و محزون و سرافکنده در برابر خدا می‏ایستد. به او گفته می‏شود: چه کسی باقی مانده است؟

ملک ‏الموت پاسخ می‏دهد: ای پروردگار، غیر از ملک‏الموت کسی باقی نیست، آن‏گاه از جانب خدا به او گفته می‏شود: ای ملک‏الموت بمیر.[۴]

  

۲- نکته دیگری که در رابطه با مرگ موجودات در هنگام نفخ صور لازم به ذکر است، اشاره قرآن کریم است به مرگ آن‏ها که در آسمان و زمین هستند. با توجه به برخی روایات و توضیحات مفسرین ذیل آیه مورد بحث، می‏توان خلایق را به سه گروه تقسیم کرد:

  

الف) آن‏ها که در زمین هستند. «ما فی الارض» که منظور اهل برزخ هستند، زیرا قبلاً افرادی که در روی زمین در قید حیات بودند، با یک صیحه یا فریاد جان سپرده و رهسپار عالم برزخ شده بودند.

  

ب) اهل آسمان: «من فی السموات» که ملائکه و فرشتگان هستند. قرآن کریم در آیات دیگر این مطلب را توضیح داده که جهان را پایانی حساب شده و معین است و اختتام جهان را چنین بیان می‏کند: «تعرج الملائکه و الروح الیه فی یوم کان مقداره خمسین ألف سنة».[۵] فرشتگان و روح در روزی که مقدار آن پنجاه هزار سال است، به سوی خداوند بالا رفته و عروج می‏کنند.

واضح است که فرشتگان به عنوان واسطه بین عالم ملک و عالم ربوبی و نیز مسؤول تدبیر امور خلق، تنها تا هنگامی که نظم فعلی جهان برقرار است انجام وظیفه می‏کنند و با دگرگونی نظام خلقت و آفرینش، مأموریت آن‏ها پایان یافته است. پس به سوی خدا باز می‏گردند. پس ملائکه نیز با نفخ صور خواهد مرد ولکن کیفیت مرگ آن ها برای ما معلوم نیست ولی مرگ آنها به معنای مرگ مصطلح که جدا شدن روح از بدن است یقینا نخواهد بود.

  

ج) استثناشدگان: «الاَّ من شاءاللَّه». اینان گروهی هستند که به خواست خدا از فزع و «صعق» در امان هستند. آیات دیگری که این گروه را معرفی کرده بیان می‏دارد که آنان بندگان پاک و مخلص خدا هستند: «من جاء بالحسنة فله خیرٌ منها و هم من فزع یومئذٍ آمنون و...»[۶] هر کس حسنه (خوبی) را با خود بیاورد برای او بهتر از آن خواهد بود، آنان روز قیامت از «فزع» در امان هستند.

البته مراد از «حسنه» حسنه مطلق است که با بدی‏ها آمیخته نباشد.

بنابراین، تنها کسی که ذاتش از شرک و بدی پیراسته باشد و ایمان به غیر خدا نداشته باشد، در نفخ صور ایمن از عذاب است؛ ایمانی که هیچ شریکی برای خداوند نبیند، نه در وجود، نه در صفات و نه در افعالش و این همان ولایت است.[۷]

  

در تفسیر قمی ذیل آیه «من جاء بالحسنه فله خیر منها» آمده است: به خدا قسم «حسنه» همان ولایت امیرالمؤمنین است. و «سیئه» همان پیروی از دشمنان او![۸]

در نتیجه در نفخ صور همه ی اهل آسمان (ملائکه) و زمین (انسان) می میرند مگر کسانی که جزء مخلصین هستند که مصداق کامل آن ها حضرات اهل بیت ـ علیهم السلام ـ می باشند اما کیفیت مرگ ملائکه روشن نیست.

  

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

۱. آغاز و انجام، خواجه نصیرالدین طوسی، با حاشیه استاد حسن‏زاده آملی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد، چاپ دوم، ۱۳۷۰.

۲. معاد، محسن قرائتی، مؤسسه در راه حق، قم، چاپ سوم، ۱۳۶۸.

۳. سرنوشت انسان، احمد زمردیان، کتابفروشی اسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۵۴.

۴. حیات پس از مرگ، علامه طباطبائی، دفتر انتشارات اسلامی، تیرماه ۱۳۶۲.

۵. معاد در قرآن، استاد مظاهری، انتشارات شفق، ۱۳۶۴.

۶. معاد شناسی، حسینی طهرانی، جلد ۴ انتشارات حکمت یاب ۱۴۰۳ هجری قمری.

۷. المیزان ذیل آیات مورد بحث در جزوه.

۸. نمونه ذیل آیات مورد بحث در جزوه.

۹. معاد از دیدگاه قرآن، حدیث و عقل، حسین ربانی میانجی، چاپ دوم، ۱۳۷۳.

   

پی نوشت ها:

[۱] . نمل/ ۸۷.

[۲] . زمر/ ۶۸.

[۳] . ر.ک. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۶، ص ۳۲۴.

[۴] . ربانی میانجی، حسین، معاد از دیدگاه قرآن، حدیث و عقل، ص۴۲۶؛ از مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۶، ص۳۲۹؛ و کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱، ص۷۱.

[۵] . معراج/ ۴.

[۶] . النمل/ ۸۹.

[۷] . ر.ک. طباطبایی، سید محمد حسین، حیات پس از مرگ، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۲، ص۴۷، و خواجه نصیرالدین، آغاز و انجام، چاپ اول، تهران، سازمان چاپ و انتشار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۶، ص ۴۹.

[۸] . ر.ک. طباطبایی، سید محمد حسین، حیات پس از مرگ، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۲، ص۴۸.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 10 =
google-site-verification=0iLoQV4C04yTFqMIugB47gzW8uc7-poVtQKrLZbxcw8