سه‌شنبه ۱۶ دی ۱۴۰۴ - ۱۵:۵۰
توراتی که به حضرت موسی(ع) منسوب بود چه سرنوشتی پیدا کرد؟

حوزه/ در سال ۶۲۲ قبل از میلاد، کاهنی در معبد اورشلیم مدعی کشف کتاب شریعت گمشده می‌شود - پس از سه قرن غیبت کامل. این بازیابی شگفت‌انگیز، آغاز داستانی پرتناقض است که اصالت تورات امروزی را زیر سؤال می‌برد و مسیر گمشدن‌ها و بازیافت‌های مشکوک یک کتاب آسمانی را روایت می‌کند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، آیا تورات امروزی همان کتاب آسمانی است که بر موسی نازل شد؟ سفری تاریخی در مسیر گم‌شدن و بازیابی‌های مشکوک یک کتاب مقدس.

تورات منسوب به حضرت موسی(علیه السلام)

پنج کتاب نخست «تورات» که عبارت‌اند از: سفر پیدایش، سفر خروج، سفر لاویان، سفر اعداد و سفر تثنیه، به موسی(علیه السلام) منسوب است.

در این کتاب‌ها، داستان خلقت، تاریخ زندگانی انسان و بعثت انبیا یکی پس از دیگری تا به دوره‌ای که ظلم و ستم فرعون بر سر ملت اسرائیل سایه افکند و نهضت موسی(علیه‌السلام) و کوچ دادن بنی‌اسرائیل و حوادث بزرگی که در گذر از بیابان «تیه» بر سر ایشان باریدن گرفت و سرانجام وفات موسی(علیه السلام) در سال

1451 قبل از میلاد آمده است.

واضح است که این کتب پنج گانه نمی‌تواند همان تورات اصلی باشد که در نوشته‌های الواح بر موسی(علیه السلام) نازل شده است. آن الواح که شریعت موسی(علیه السلام) در آن آمده بود، در صندوقی نگهداری می‌شد و در اختیار بنی‌اسرائیل قرار گرفته بود و در میان کاهنان دست‌به‌دست می‌گشت.

این الواح برحسب آنچه در کتاب اول پادشاهان (باب 8 ، شماره 9) آمده است، در عصر سلیمان(علیه السلام) (971ـ931 قبل از میلاد) ـ در سال 960 قبل از میلاد یعنی 490 سال پس از وفات موسی(علیه السلام) آن هنگام که ساختمان بیت‌المقدس را تکمیل کرد و خواست تابوت (صندوق محتوی برتورات) را به محراب

مقدس منتقل سازد از بین رفت. بدین ترتیب که کاهنان وقتی در پی جستن الواح شریعت برآمدند، در میان صندوق، جز دو لوح از آن الواح نیافتند.(1) در آن دو لوح نیز، تنها ده حکم از شریعت موسی(علیه السلام) نوشته شده بود و بقیه ضایع شده و اثری از آنها برجای نمانده بود.(2)

آیا پس از این دوره به تورات واقعی دست یافتند؟

در کتاب دوم پادشاهان (باب 22، شماره 8) آمده است: «حلقیا کاهن بزرگ، هنگامی که نذورات صندوق بیت‌المقدس را محاسبه می‌کرد کتاب شریعت را پیدا نمود. این حادثه زمانی روی داد که هفده سال از پادشاهی یوشیا(3) می‌گذشت (یعنی در سال 622 قبل از میلاد). او آن کتاب را به کاتب پادشاه شافان، که در آن

موقع، ناظر کارگرانی بود که خرابی‌های خانه را تعمیر می‌کردند ـ تسلیم نمود.شافان آنرا به پادشاه داد. او با دیدن آن بسیار شادمان شد؛ زیرا نعمتی افزون و دور از انتظار را در آن می‌دید. شاه این خبر را اعلام کرد و در یک اجتماع عظیم آن کتاب را بر مردم عرضه داشت. بنی‌اسرائیل قبل از آن، منحرف و فاسد شده بودند و

بت می‌پرستیدند. شاه برآن شد که شریعت را باز گرداند و بیت‌المقدس را از لوث وجود بت‌ها پاک سازد. او ساحران و جادوگران و تمام پلیدی‌ها را از زمین یهودا و تمامی اطراف اورشلیم پاک نمود».

کتاب دوم پادشاهان، این واقعه را چنین توصیف می‌کند: «او باتمام وجود متوجه خداوند بود و با تمام توان خویش می‌کوشید شریعت خداوند را احیا کند. هرگز نه پیش از او و نه پس‌از او کسی مانند او دیده نشده است».(4)

با همه اینها باور این مطلب بر ما دشوار است. آیا حلقیا در ادعای خود مبنی بر اینکه کتاب شریعت را آن‌هم پس از گذشت سالیان دراز از فقدان آن یافته، صادق است؟ خوب است بدانیم در زمانی که حلقیا این ادعا را کرده است (یعنی سال 622 قبل از میلاد)، بیش از سه قرن (338 سال) از سال 260 تا 622 قبل از میلاد بر

عهد قدیم گذشته بود؛ بی‌آنکه اثری از آن در بین باشد؛ چون در خلال این دوره، حوادث مختلفی بر بیت‌المقدس گذشته و بارها در معرض غارت و تاراج قرار گرفته بود؛ از جمله، در سال 927 قبل از میلاد که فرعون مصر «شیشاق» بر صهیون یورش برد و شهرهای باستانی آنها را ویران نمود و با حمله به بیت‌المقدس، تمام

لوازم و اموال آنرا به غارت برد. همچنان که این شهر در عصر پادشاه اسرائیلی «مرتد منسیّ» (698 - 642 قبل از میلاد) بار دیگر با خرابی مواجه شد. او مردم را به پرستش بت‌ها دعوت کرد و شریعت را فاسد نمود و بیت‌المقدس را که خانه پرستش خداوند بود به بتکده مبدل ساخت.

از این گذشته در تمام این مدت طولانی همواره زائران و رفت و آمدها داشته است و عده‌ای نگاهبان و خدمتگذار در هر بامداد و شامگاه آنرا پاکیزه نگاه می‌داشتند و از آن مراقبت می‌کردند. پس چگونه این کتاب از چشم همگان پوشیده مانده بود؟ راهی نیست جز آنکه بگوییم این نقشه‌ای بود از قبل کشیده شده و شاید

پادشاه که به دنبال اصلاح دینی می‌گشت خود، با کاهن اعظم، در نقشه‌ای مشترک ـ این داستان را ساخته‌اند یا شاید کاهن ـ چنانکه فخرالاسلام احتمال داده است (5) وقتی دید شاه از آغاز کار در ترویج دین و برپا نمودن شعائر آن جدیت و شور نشاط دارد، با گردآوری پراکنده‌های احکام شریعت و تدوین آن در یک کتاب به

شکل سابق خود کوشید به پشتیبانی او برخیزد. او بالاخره پس از تلاش 17 ساله آنرا گردآورد و با آن داستان ساختگی و شیوه شبهه‌انداز، به شاه تقدیم کرد؛ زیرا کاهنان اسرائیلی - چنانکه از عادت‌های معروف ایشان است - در اموری که صلاح بدانند دروغ را جایز می‌دانند و می‌گویند: هرگاه ترویج شریعت به دروغ و نیرنگ

استوار گردد، نیرنگ واجب و لازم است.(6) به همین دلیل است که به گمان ایشان دروغ بر زبان پیامبران شایع بوده است؛ یا چنانکه برخی از پیامبران برای فریب پادشاه آحاب به او دروغ گفتند و این کار به فرمان خداوند انجام گرفت. خداوند روح دروغ و نیرنگ را بر انبیائش دمیده است تا دروغ را به‌کار بندند و بر زبانشان

جاری سازند.(7)

«ارمیا» در نامه‌ای که برای اسرای بابل فرستاده، درباره دو تن از پیامبرانی که همراه اسیران بوده‌اند سخن گفته است. آن دو تن که «آحاب‌ بن‌ قولایا» و «صدقیا بن‌ معسیا» بوده‌اند بر خداوند دروغ بسته‌اند، که به زودی با وضع فجیعی، به‌دست پادشاه بابل کشته خواهند شد. در آن نامه افزون بر آنچه گفته شد، آمده است:

این دو تن به یاران خود خیانت می‌کرده‌اند و در میان ایشان مرتکب زشتی شده و با زنان ایشان زنا می‌کرده‌اند.(8) پادشاه صدقیّا مانند پیامبران که از دروغ پرهیز نمی‌کردند، دروغ می‌گفت تا به این طریق اسباط (طوائف یهود) را گمراه کند و زمینه فساد و تباهی ایشان را فراهم سازد.(9)

پایان کار «کتاب شریعت» یهود

کتاب شریعت که کاهن حلقیا به آن دست یافت، 13 سال یعنی مابقی پادشاهی یوشیّا دوام یافت؛ چون فرمانروایی او 31 سال به‌طول انجامید و کتاب شریعت در هفدهمین سال حکمرانی او پیدا شده بود.

یوشیا در سال 609 قبل از میلاد وفات یافت و کتاب نیز با مرگ او به فراموشی سپرده شد و شریعت دومین بار و برای همیشه محو گردید. زیرا دنباله‌روان او با ضعف و زبونی‌ای که داشتند، به شرک پیشینیان خود بازگشتند و بیت‌المقدس و هیکل سلیمان در طوفان‌های حوادث به فراموشی سپرده شد و یاد و خاطره شریعت و

کتاب محو گردید.

سرانجام شهرهای یهودیان در دو مرحله آماج حمله بخت نصر قرار گرفت: یکی در سال 597 قبل‌ از میلاد و دیگری در سال 588. این کار باعث نابودی جان و مال مردم و ازبین رفتن نشانه‌های حیات در آن سرزمین شد و در پی آن بخت‌نصر تمام آنچه را در بیت موجود بود غارت کرد و ساختمان و هیکل و محراب و تمام

مکان‌های مقدس آن شهر و شهرهای دیگر آن سرزمین را به آتش کشید؛ بدین ترتیب عمر عهد قدیم ـ که تورات جزء آن بود ـ به پایان رسید.(10)

پی‌نوشت:

1. کتاب مقدس، عهد قدیم، ص 545.

2. انیس‌الاعلام، ج 3، ص 170 و ج 2، ص 23ـ22. عهد قدیم، ص 288. کتاب تثنیه، باب 5، شماره 23.

3. یوشیا سی‌ویک سال یعنی از سال 639 تا سال 609 قبل از میلاد زمام‌داری کرده است.

4. عهد قدیم، ص 619، کتاب دوم پادشاهان، باب 23، شماره 25ـ24.

5. ر.ک: انیس‌الاعلام، ج 2، ص 29ـ27 و ج 3، ص 175.

6. مورخ مشهور «موشیم» در کتاب خود «رجال القرن‌الثانی» چاپ سال 1832 م، ص 65 این مطلب را از یهود نقل کرده است. به نقل از انیس‌الاعلام، ج 3، ص 113.

7. ر.ک: باب 22،شماره 24ـ11، کتاب اول پادشاهان، ص 578.

8. ر.ک: باب 29، شماره 23 ـ 21 ارمیا، ص 1120.

9. ر.ک: قاموس کتاب مقدس (ماده صدقیا) ص 552.

10. برگرفته از کتاب: تحریف ناپذیری قرآن، معرفت، محمدهادی، مترجم: علی نصیری، مؤسسه فرهنگی تمهید، چاپ اول، بهار 1388، ص 159.

منبع: آیین رحمت/ آیت الله مکارم شیرازی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha